تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۹۶۸۳۰

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
در ماه های اول جنگ تحمیلی در یکی از سفرها که به همراه جمعی از دوستان از جمله شهید والامقام حجه الاسلام والمسلمین هاشمی نژاد رحمه الله علیه به جبهه جنوب داشتیم یک شب که در دزفول بودیم حوالی ساعت 12 نیمه شب در اثر صدای انفجارهای شدید موشک های عراقی و لرزه ای که این انفجارها بر شهر تحمیل کردند مردم دزفول از خانه ها بیرون زدند و به نقطه اصابت موشک ها رفتند...
صبح زود با خبر شدیم حضرت آیت الله خامنه ای که آن ایام در جبهه ها حضور داشتند و آن شب نیز در پایگاه شکاری دزفول بودند در یکی از مساجد شهر دزفول برای مردم این شهر سخنرانی می کنند. به آن مسجد رفتیم تا ضمن استماع سخنان ایشان گزارشی هم از آنچه در جمع دیشب مردم مصیبت زده دزفول دیده و شنیده بودیم به ایشان ارائه نمائیم . ایشان به مردم قوت قلب میدادند و آنها را دعوت به صبر می کردند و اینکه سرانجام این صبر و مقاومت پیروزی ما بر صدام و ارتش متجاوز بعث عراق خواهد بود ولی مردم حاضر در مسجد یکصدا فریاد میزدند : موشک جواب موشک ...
استدلالهای شرعی و عقلی و اخلاقی سخنران مبنی بر اینکه طرف ما مردم عراق نیستند بلکه رژیم صدام است بالاخره مردم را تا حدودی آرام کرد ولی شعار « موشک جواب موشک » را مردم کنار نگذاشتند. مسئولان علاوه بر تاملی که درباره مقابله به مثل به دلیل خساراتی که برای مردم عراق داشت و همین نکته ملاحظات شرعی و اخلاقی را سبب میشد داشتند حتی اگر قرار بود متوسل به مقابله به مثل شوند به فرصتی برای تهیه موشک نیاز داشتند و به همین دلیل نمیتوانستند آن روزها به خواسته مردم پاسخ مثبت بدهند. ما نیز به دلیل اینکه بالاخره بعد از مدتی به شهرهایمان برمی گشتیم و خانه هایمان هنوز زیر موشکباران صدام قرار نداشتند بی تابی های مردم دزفول و مفهوم دقیق شعارهای تند و مکرر « موشک جواب موشک » آنها را شاید نمی فهمیدم .
بعدها که موشک های رژیم بعث عراق به تهران هم رسید نگاه ما هم به این ماجرا تغییر کرد. البته آن زمان دولتمردان ما مدتی بود که سیاست « مقابله به مثل » را پذیرفته بودند و با رعایت ملاحظاتی از قبیل اخطار قبلی به مردم شهرهای عراق شعار « موشک جواب موشک » را عملی می کردند. عمل به این سیاست انصافا در کاستن از رذالت های موشکی رژیم بعث عراق موثر بود و ثابت شد که برای خلاصی از ضربات موشکی دشمن که به شهرها و مناطق مسکونی وارد میشد راهی جز « مقابله به مثل » وجود ندارد.
با پذیرش این واقعیت که « جنگ » فقط در عرصه نظامی اتفاق نمیافتد و جنگ هائی از نوع فرهنگی اخلاقی روانی اقتصادی و... هم وجود دارند که امروزه بازار آنها بسیار هم داغ است بطور طبیعی باید در این عرصه ها نیز سیاست « مقابله به مثل » را کارآمد بدانیم . در برابر سلاح های تبلیغاتی و فرهنگی و روانی و اقتصادی که دشمن علیه ما بکار میگیرد ما هم باید از سلاح های مشابه البته بارعایت موازین و اصولی که به آنها اعتقا داریم استفاده کنیم . شاید در پاره ای موارد به دلایل شرعی و اخلاقی با موانعی مواجه باشیم که اعمال سیاست « مقابله به مثل » را برای ما غیرممکن سازد اما در بسیاری موارد زمینه مقابله به مثل فراهم است و مانعی نیز وجود ندارد.
موضوع انگشت نگاری کسانی که از آمریکا به ایران سفر می کنند یکی از این موارد است . دولت آمریکا بعد از آنکه در اصل انقلاب در جنگ تحمیلی در تحریم های اقتصادی و در وارد آوردن فشارهای سیاسی در مواجهه با ملت ایران دچار شکست شد راه های دیگری را برای مقابله با این ملت در پیش گرفت که یکی از آنها جنگ روانی و تحقیر است . برقرار کردن مقررات انگشت نگاری برای اتباع ایرانی به هنگام ورود به آمریکا یکی از شاخه های جنگ روانی است که آمریکا با توسل به آن از چند سال قبل درصدد برآمده است ملت ایران را تحقیر کند و ضمن جبران بخشی از ناکامی های خود تلاش مذبوحانه ای نیز برای وادار ساختن دولتمردان جمهوری اسلامی ایران به عقب نشینی در برابر زیاده خواهی های شیطان بزرگ بعمل آورد.
تردیدی نیست که این یک اقدام غیرانسانی و خلاف اخلاق است درست مثل موشک پرانی های صدام و رژیم بعث عراق به شهرها و مناطق مسکونی ایران . اما همانطور که در جنگ تحمیلی علیرغم پرهیزی که مسئولان نظام جمهوری اسلامی از اعمال سیاست « مقابله به مثل » و اجابت خواسته مردم که شعار « موشک جواب موشک » سرمیدادند داشتند سرانجام برای جلوگیری از ادامه موشکباران مناطق مسکونی به اعمال این سیاست روی آوردند و نتیجه نیز گرفتند در جنگ روانی موجود نیز تنها راه مقابله با تحقیری که دولت آمریکا نسبت به ملت ایران روامیدارد اینست که مقابله به مثل کنیم و با برقرار کردن مقررات انگشت نگاری برای اتباع آمریکائی در مبادی ورودی ایران همان کاری را انجام دهیم که آمریکائی ها با مردم ایران انجام میدهند.
این سیاست در جنگ 33 روزه لبنان هم جواب داد و رژیم صهیونیستی و آمریکا را وادار به قطع تجاوز و جنایت کرد. حزب الله لبنان در برابر بمباران مناطق مسکونی لبنان توسط هواپیماهای ارتش جنایتکار اسرائیل شهرهای صهیونیست نشین فلسطین اشغالی را موشکباران کرد و با این اقدام دولت آمریکا را که اجازه نمیداد شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه آتش بس تصویب کند و رژیم صهیونیستی را که تصور می کرد مثل جنگ های گذشته اش با اعراب در این جنگ نیز پیروزی را نصیب خود خواهد کرد و به همین جهت حاضر نبود بمباران ها را قطع کند به زانو در آورد و هر دوی آنها را به عقب نشینی و تسلیم شدن در برابر اراده ملت لبنان وادار ساخت . همه جهانیان دیدند که سیاست « مقابله به مثل » در جنگ 33 روزه لبنان برای اولین بار رژیم صهیونیستی را وادار کرد شکست را بپذیرد و به آمریکا نیز تفهیم کرد که محاسباتش در خاورمیانه کاملا غلط است و طرح استعماری « خاورمیانه بزرگ » را باید پس بگیرد.
در ماجرای انگشت نگاری نمایندگان مجلس و دولتمردان باید این واقعیت را بپذیرند که دولت آمریکا با نصیحت و تعارف و کوتاه آمدن و اینکه اعلام کنیم ما اهل مقابله به مثل نیستیم و برخورد انسانی می کنیم هرگز کوتاه نخواهد آمد. این استدلال که ما به مردم آمریکا احترام بگذاریم و تلافی اقدامات غیرمنطقی و تحقیرآمیز دولت آمریکا را بر سر مردم آن کشور در نیاوریم تا به ملت آمریکا بفهمانیم که جمهوری اسلامی اهل منطق است و با مردم آمریکا مشکلی ندارد تنها نتیجه ای که دارد اینست که دولتمردان آمریکائی و مامورانی که دولت آمریکا و سازمان جاسوسی آن کشور (سیا) در پوشش های مختلف به ایران میفرستند با احترام وارد کشورمان میشوند و از تقاص پس دادن در زمینه تحقیری که نسبت به ملت ایران روا میدارند معاف خواهند شد. مهمتر آنکه دولتمردان آمریکائی این اقدام ما را که ما نامش را برخورد منطقی و انسانی میگذاریم به حساب ضعف و کوتاه آمدن ما میگذارند ضمن اینکه برای آنکه به مردم آمریکا بفهمانیم که با آنها مشکل نداریم راه های دیگری هم وجود دارد که عوارض منفی و زیانهای پذیرش توهین و تحقیر کنونی را در برنخواهند داشت . بنابر این راه درست اینست که نمایندگان مجلس انگشت نگاری را به عنوان سیاست « مقابله به مثل » تصویب کنند و این نکته را نیز اعلام نمایند که ما با ملت آمریکا هیچ مشکلی نداریم و هر وقت دولت آمریکا مقررات انگشت نگاری از اتباع ایرانی عازم آن کشور را لغو کند ما نیز انگشت نگاری از اتباع آمریکائی عازم ایران را لغو خواهیم کرد.
نکته دیگری که باید مورد توجه دقیق همه ـ اعم از دولتمردان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی ـ قرار گیرد اینست که آمریکا همانگونه که امام خمینی فرمودند; همچنان شیطان بزرگ و ام الفساد قرن است و ماهیت دولتمردان آمریکا از نظر خصومت با ملت ایران و خوی استکباری تغییری نکرده است . بنابر این زمزمه هائی که از گوشه و کنار شنیده میشود و بعضی افراد امیدوارند راهی برای حل مشکلات با آمریکا پیدا کنند اشتباه محض است . دولت آمریکا ـ چه جمهوریخواه و چه دموکرات ـ فقط هنگامی دست از خصومت و خوی استکباری برخواهد داشت که برای مدتی بصورت پیاپی طعم تلخ شکست و تحقیر را بچشد و وادار به عقب نشینی شود. این کاری است که انقلاب اسلامی آغاز کرده و اکنون به عنوان یک سنت درحال گسترش است . ملت ایران که آغازگر این راه است باید با قدرت و قوت این راه پرافتخار و تاریخی را ادامه دهد و مطمئن باشد که به نتیجه قطعی یعنی شکسته شدن شاخ شیطان بزرگ خواهد انجامید. کسانی که درصدد هستند در نیمه این راه دست از مقاومت بردارند و آمریکا را از برخورد عقوبت آمیزی که استحقاق آنرا دارد معاف نمایند چه بخواهند و چه نخواهند باید بپذیرند که به آرمان انقلابی مبارزه علیه استکبار جهانی که اکنون به مرحله ثمردهی نزدیک شده است خیانت می کنند. البته صاحبان چشم های بیدار در ایران اسلامی و انقلابی مراقب هستند و اجازه چنین خیانتی را به کسی نخواهند داد.