تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۹۷۴۴۷

اسدالله افشار
امام خمینی (ره) نامی ماندگار در تاریخ معاصر است . آثار وجودی دوران زندگانی ایشان بویژه در دوران پرفیض و برکتش در ایران ، به گونه ای است که او را به حقیقتی زنده و پویا برای عصرها و نسلهای پس ازخود تبدیل کرده است . عشق و علاقه وافر امت اسلامی و حتی غیرمسلمانان به تجدید خاطره نو به نو با آن امام راحل حکایت از استمرار حیات پویا و تاثیر علمی دراز پای ایشان دارد.
بزرگداشت و پاسداشت امام خمینی (ره) بویژه در سالگشت ارتحال آن فقیه کم نظیر و مبارز نسستوه ، عارف کامل ، حاکم عادل و سیاستمدار چیره دست که مجدد دین در قرن بیستم و بیست و یکم و احیاگر فقه گرانسنگ اهل بیت (ع) بود ، می طلبد به بازخوانی مهمترین اندیشه های نورانی و استوار ایشان پرداخته شود تا نسل جوان و طالبان حقیقت با ابعاد چندگانه آن وجود شریف آشنا شوند.
صاحب نظران به درستی اعتقاد دارند که در میان اندیشه های نورانی و دیدگاههای ایشان ، بازشناسی اندیشه های حکومتی وی اهمیتی خاص و جایگاهی ویژه دارد که مسلما این موضوع ناشی از دو دلیل زیر است :
1-بزرگترین دستاورد نهضت امام (ره) بنیان نهادن جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه های رژیم سلطنتی است که از رهیافت ایشان به تعامل دین و حکومت و نگرش ایشان به حکومت اسلامی در عصر غیبت سرچشمه گرفته است . در استمرار این راه نیز ، مبانی نظری جمهوری اسلامی ایران بیش از هر چیز از نظریه پردازی ایشان در باب حکومت تاثیر پذیرفته است. روشن است که اندیشه هایی که علت محدثه و مبقیه انقلاب بوده، شایسته تامل ، بازشناسی و ترویج است.
2- اندیشه های امام (ره) در این عرصه، در حجمی وسیع و در دورانهای مختلف قبل از شروع مبارزات ، دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب و به گونه های مختلف کتاب، مصاحبه، سخنرانی و اعلامیه ارائه شده است.
بی تردید تدوین، تبیین و ارائه به روز این مجموعه ارزشمند ، کاری شایسته و بایسته است ، بویژه آنکه نظام جمهوری اسلامی ایران برای پویایی و پایایی خود سخت بدان نیازمند است.
در این فرصت محدود نیم نگاهی به مهمترین مباحثی خواهیم داشت که امام (ره) مستقیما یا غیرمستقیم برروی آنها تاثیرگذار بوده اند؛
حکومت دینی:
حکومت دینی حکومتی است که به منظور تعقیب غایات دینی به وجود می آید و علاوه برآن اهداف و جهت گیری های مادی، جهت گیری های معنوی دارد.
از سیره علمی و عملی امام (ره) استنباط می شود که مسئولیت های حکومت و جامعه دینی عبارتند از :
1- ایجاد شرایطی که مردم بتوانند سالم بمانند، لذا بنابراین دیدگاه باید زمینه های فساد و انحراف را از جامعه حذف و راه فطرت و تکامل جامعه باز شود.
از بین بردن فقر، شکاف طبقاتی ، ایجاد امنیت در تمامی زمینه ها، برقراری عدالت اجتماعی ، آزادی اندیشه و تبادل افکار ، خشکاندن ریشه های تبعیض و استفاده از روشهای شوق انگیز و هدایت طلبانه و دوری از تحمیل و فشار، از آن جمله اند.
2- پاسداری ازاخلاق و ارزش های انسانی ، به گونه ای که آموزه های دینی در زمینه اخلاق به موازات برنامه های اقتصادی تحقق یابد.
امام (ره) معتقد بودند نقش امام در هدایت جامعه به علت ویژگی حکومت دینی، عهده دار شدن مسئولیت معنوی جامعه است و برهمین اساس اعتقاد داشتند به حکم تجربه بشری نباید برای مسئولین جامعه قداست قائل شد و لذا تمهیدات بیرونی و نظار ت هایی را برای مهار قدرت لازم وضروری می دانستند.
اگر به اندیشه های بلند امام (ره) رجوع نماییم در می یابیم که از نگاه ایشان باید آفت های حکومت دینی را به حداقل رسانیم و از آنها پیشگیری کنیم. این آفات عبارتند از ، ابزاری شدن دین ، یعنی مسئولان هنگام برخورد با مشکلات اجتماعی و مردمی از حرمت و قداست دین سوء استفاده کنند، تا پرده پوشی کرده ، بتوانند از ناتوانی خود راه گریزی داشته باشند.
دومین آفات حکومت دینی ، بازشدن میدان احساسات و عواطف و عوام گرایی است، خروج عاطفه از اعتدال باعث گریز از عقل و استفاده از افراد ناصالح و در نتیجه استبداد می شود.
رابطه بین دین و انسان:
درباره علل دخالت دین در امور اجتماعی دیدگاههای متعددی وجود دارد، بعضی از افراد در تبیین علل و میزان دخالت دین در زندگی اجتماعی می گویند: این مسئله فاقد شواهد و دلایل کافی است ، اما عنصر خواست و اراده و آزادی انسان ، این نقص و فقدان را جبران می کند، یعنی آدمی با خواست و اراده خود می خواهد که دین در زندگی او دخالت کند.
عده ای دیگر معتقدند: دخالت دین در جامعه ناشی از اعتمادی است که انسان به خدا دارد، یعنی همان طور که بیمار به دستورهای پزشک اعتماد و اطمینان دارد و در نتیجه تسلیم تدبیرات پزشک می شود ، اعتماد آدمی به خدا سبب می شود که به دخالت دین در زندگی خویش تن در دهد.
عده ای دیگر دخالت دین را به مثابه ورود علت ناقصه در سلسله علل پدیده های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی می دانند . بنابراین ، بعضی از پدیده های اجتماعی با «عدم دین» حذف می شود اما برای تحقق بسیاری از پدیده ها در جامعه و سیاست ، حضور دین ضروری است.
در مقابل عده ای از دانشمندان و پژوهشگران اسلامی معتقدند، بین «دین» و «انسان» هماهنگی واقعی و سازگاری طبیعی وجود دارد و در واقع «دین» برای «انسان» آمده است ، پس باید در زندگی انسان دخالت کند، این دخالت همچون ورود یک مربی متخصص و دلسوز در زندگی یک کودک نوآموز است . این مربی با توجه به مراتب واستعدادها و توانایی ها و شایستگی های کودک، سیستم تربیتی او را تنظیم می کند و درمراتب زندگی او دخالت می کند.
با توجه به دیدگاه امام خمینی (ره) نگرش اخیر با نظریه ایشان مطابقت دارد. به عقیده ایشان تا زمانی که تعریف دین روشن نشود و ابعاد آن، بررسی نگردد و جایگاه انسان در برابر دین تعریف نشود ، نمی توان از حدود دخالت دین در عرصه امور اجتماعی و سیاسی سخن گفت.
یکی از ابعاد مهم دین از نگاه حضرت امام خمینی (ره) «انسانی بودن » دین است ، اما اقدام بشرگرایانه ایشان در معرفی دین با اقدامات فلسفه اومانیسم و برخورد آنها در «انسانی نمودن دین » کاملامتفاوت است.
فلاسفه غربی «تازیانه اومانیسم» را بر پیکر دین زدند، به این امید که «انسان » را به سوی بی نهایت کشانده و او را اصالت بخشند، اما خواسته یا ناخواسته «دین» را در نقطه صفر دفن کردند و پس از آنکه دین را فدای انسان کردند، شربت شادی نوشیدند و براین عمل تفاخر ورزیدند. اما در طرح «انسانی نمودن دین» با توجه به نظریه حضرت امام (ره) هویت هر دو محفوظ است : هم «انسان» در بی نهایت ترسیم شده است و هم «دین» در اوج خود نور افشانی می کند و این اقدام نوازشی است برپیکر مجروح انسان. نگارنده اعتقاد راسخ دارد که امام (ره) در ساحت احیاگری دینی و اصلاحگری اجتماعی دارای مرتبتی والاست ، زیرا ایشان در حالی که کج اندیشان تنگ نظر می کوشیدند دین را به عنوان سد هوس رانی هایشان مورد تعرض قرار دهند ، با تکیه برمبانی دینی قیام کردند و انتظارات بشر از دین را در عمل به عینیت رساندند و اسلام را به عنوان دین پویا و زنده و نجات دهنده جوامع بشری به صحنه بازگرداندند و در عصری که مارکسیست ها و لیبرالیستها ، عصر دین و دخالت آن در اداره جامعه را سپری شده معرفی می کردند،اعلام کردند که مارکسیسم بین المللی پاسخگوی هیچ نیازی به انسان نیست و در غرب هم خبری نیست و تنها مکتب اسلام است که پاسخگوی همه نیازهای مادی و معنوی انسان است.
در یک جمله می توان گفت که فلسفه دین از نظر ایشان تشکیل حکومت برای اداره انسان و تامین استقلال و آزادی و رشد و کمال او است.
پیوند دین با سیاست:
پیوند دین و سیاست در سده گذشته از سوی احیاگران دین و مصلحان جهان اسلام ، همیشه به عنوان یک موضوع مهم مطرح بوده است ، و آنها نیز گام هایی درخور تقدیر در این مسیر برداشته اند، اما در این میان نقش امام خمینی (ره) آشکارتر و تعیین کننده تر است ، چرا که به تاسیس نظام سیاسی و اجتماعی متکی برارزشهای دینی انجامید و سرنوشت جهان اسلام را دگرگون ساخت. افزون برآن ، حضرت امام (ره) راهکارهای چیرگی دین و آرمانهای انبیا (ع) را برسیاست و اقدام های سیاسی ، نظامی و فرهنگی می جست و سعی در حاکمیت دینی برسیاست داشت،همان پشتوانه ای که نهضت های اخیر، چنان که بایسته است به دست نیاوردند، از این رو دیری نپایید و ناکامی آنان رخ نمود.
پیامدهای جدایی دین از سیاست از منظر امام (ره) عبارتند از ؛
اسضعاف ملت ها، انزوای اسلام، محصور ماندن فقه و احکام در حوزه امور شخصی. با توضیحات ارائه شده، مشخص می شود که اسلام تفکیک دین و سیاست را نمی پذیرد زیرا در بعد عملی، سیره انبیاء و رسول اکرم(ص) را مصداق کامل و نمایشگر معنویت و مدیریت در جهات زندگی بشر می داند.
در اندیشه امام خمینی (ره) دین اسلام تمامش سیاست است و سیاست مدن از آن سرچشمه گرفته است ، ولی در اثر تبلیغات سوء دشمنان دین، آن را از عرصه زندگی دور کرده اند.
امام (ره) برخلاف کسانی که نقش منفی برای دین در عرصه زندگی قائل هستند ، اعتقاد دارند آیین الهی پیامبران همواره سازگار با سرشت و فطرت اجتماعی انسانها بوده است و از آنجا که فطرت انسان ها ثابت است ، نقش دین نیز در زندگی اجتماعی انسان همیشگی است .
اندیشه ولایت فقیه:
ولایت همردیف واژه هایی مانند امارت و حکومت است . فقهای گذشته درباره ولایت فقیه، دیدگاههای مختلفی داشتند و اغلب آنها، ولایت فقیه را به نحو موجبه جزئیه پذیرفته اند. به عقیده امام (ره) ، فقیه در عصر غیبت از همان اختیاراتی در باب حکومت برخوردار است که امام معصوم در عصر حضور برخوردار بود.
این نوع از ولایت که از آن به ولایت مطلقه فقیه، تعبیر می گردد، به مفهوم استبداد در رای نیست ، بلکه «مطلقه» در اینجا به مفهوم محدود نبودن حوزه اختیارات فقیه بها مور صغار و امور حسبیه است .
نظریه ولایت فقیه، که پیشینه ای بس طولانی در تاریخ اندیشه سیاسی شیعه دارد، پدیده ای جدید به حساب نمی آید، عالمان بسیاری از جمله شیخ مفید، محقق حلی، شهید اول و ثانی، محقق کرکی، صاحب جواهر، شیخ طوسی، احمد نراقی، کاشف الغطا، سلار ابن حمزه ، شیخ انصاری و ... به آن پرداخته اند و امام خمینی (ره) آن را وارد مرحله تازه ای کرد.
اعتقاد به ولایت فقیه، ریشه در بینش اعتقادی شیعه امامیه دارد و سایر فرق اسلامی به سادگی از کنار آن عبور کرده اند. اعتقاد به ولایت فقیه از سالهای 324 هـ- ق با آغاز مرحله غیبت کبری ، مطرح شده است و از آن پس همواره علمای بزرگ، در حوزه نفوذ و رهبری جامعه به مقتضای زمانه ، عهده دار هدایت جامعه بوده اند و مردم از آنان به عنوان نایب امام غایب (عج) فرمانبرداری و اطاعت می کرده اند. از این رو رجال برجسته دینی همواره، در هر دوره ای عنوان فوق را در میان شیعیان حفظ کرده ا ند و تاریخ نشان می دهد که اولا: هرگز جوامع شیعی از تجلی ولایت فقیه برکنار نبوده اند . ثانیا: این تجلی با شرایط ویژه در هر زمان به مقتضای میزان نفوذ فقها، مختلف بوده است . ثالثا: گسترش نفوذ ولایت فقیه در زمان ما با همه مخالفتهای دشمنان آشکار و ناپیدای آن ، مرهون وجود حضرت امام خمینی(ره) است . رابعا: امروز ، بیش از هر دوره ای تجلی ولایت فقیه در ابعاد مختلف جامعه ما گسترده و چشمگیر است.
جایگاه و نقش مردم در اندیشه امام(ره)
مردم در اندیشه و سیره امام (ره) نقش محوری دارند . خوشبینی به مردم و توان عظیم آنها و اهمیت دادن به پذیرش و خواست عمومی و بلوغ فکری ، سیاسی ملت و تکریم از ایشان ، در همه آثار معظم له به چشم می خورد . در اندیشه بلند امام (ره) مردم پس از رکن الهی ، رکن دوم اندیشه و نهضت وی را تشکیل می دهند، البته بعد الهی این تفکر بر بعد مردمی احاطه داشته و جنبه مردمی مقید و محصور در آن است.
شاید به جرات بتوان گفت که هیچ فقیهی در طول تاریخ به اندازه امام (ره) مردم را واجد نقش ندانسته و آنها را مورد خطاب و تکریم و استظهار قرار نداده است .
امام خمینی (ره) اگرچه جمهوری اسلامی را متکی به قوانین اسلامی می داند، اما مشروعیت آن را موکول به آرای ملت می سازد. در واقع مشارکت وسیع مردم در سرنوشت خویش در اندیشه امام (ره) آن قدر اهمیت دارد که بی اعتنایی به آن از گناهان کبیره به حساب می آید.
امام خمینی ، حکومت را از آن مردم می دانستند و خواست و رای مردم را در تمام شئون سیاسی - اجتماعی اثری قاطع و واقعی می پنداشتند . سیره عملی ایشان نیز مملو از اعتماد به مردم است، حتی در کتاب «چهل حدیث» معظم له روایاتی را برمی گزیند که جنبه اجتماعی دارند.
امام (ره) در طول نهضت اسلامی نیز همواره به اتکای مردم ، علیه شاه موضع می گرفت و با همراهی آنان بود که نهضت را به پیروزی رساند.