تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۹۸۰۶۴
«قدس» در گفتگو با کارشناسان بررسی می‌کند؛

زهره کهندل
 برداشت یک
ما که بچه بودیم مگر جرأت داشتیم روی حرف بزرگتر حرف بزنیم. خطا می کردیم از شرم آب می شدیم، حالا بچه های امروزی، خطا می کنند، زل می زنند توی چشم آدم و هزار عذر بدتر از گناه می آورند. مگر دستمان توی جیب پدرمان بود. 18 - 17 ساله بودیم، زن و زندگی راه می بردیم. توقعاتمان هم سر به فلک نمی کشید. از مادر و پدرمان هم طلبکار نبودیم.
 برداشت سه
می نشیند و تعریف می کند از جوانی هایش، از دورانی که می رفته توی خیابانهای بزرگ شهر و مشت هایش را گره می کرده و همنوا با جمعیت برای سرنگونی رژیم فریاد می زده. همه اش سر تکان می دهد و آه می کشد. انگار نوار زبانش روی این جمله که «وای از جوونای امروز» گیر کرده است. فقط کافیست که در مقام پاسخگویی قرار بگیرند. از جاده اصلی بحث منحرف می شوند و در حاشیه هر چه بخواهند ویراژمی دهند. اصلاً هم برایشان مهم نیست چه می گویند. فکر کرده اند، دو تا گوش را اجاره کردن برای شنیدن، اگر هم لب بازکنی، تا آب دهانت را قورت نداده ای دوباره همان غرزدن های همیشگی شروع می شود. می گویند مثلا دلمان خوش بود بچه بزرگ کردیم! این جمله خیلی آزاردهنده است «وای از نسل امروز». مگر نسل خودشان چه کرده اند برای ما؟! مگر نه اینکه ما داریم در عصر ارتباطات اطلاعات نفس می کشیم. آنها باید سؤالات ما را جواب دهند؟!
 آرمانهای فردی نسل سوم
بسیاری از کارشناسان فرهنگی (نسل اول و دوم) معتقدند که اتفاقی با عنوان «گسست نسل ها» رخ نداده و آنچه باید مورد بحث قرار گیرد، «فاصله» بین نسل هاست که موضوعی طبیعی بوده و متوجه هر دورانی است.
این در حالی است، برخی دیگر از این فاصله که به زعم آنان به شکاف تبدیل می شود، ابراز نگرانی کرده اند.
سید عباس صالحی، پژوهشگر با بیان اینکه آرمانهای نسل سوم فردگرایانه شده است، می گوید: ما در حوزه آرمانها به طور جدی شاهد این موضوع هستیم که آرمانهای جمعی به آرمانهای فردی تبدیل شده است، نسل سوم به جد آرمانهای فرد گرایانه دارد و دیگر آن آرمانهای عدالت خواهانه یا استقلال طلبانه آرمانهای اصلی نیستند؛ نمی خواهم بگویم در آرمانهای درجه دوم و سوم حضور دارند، اما در آرمانهای نخستین تضعیف شده اند.
وی معتقد است که نسل اولی ها نسبت به تعهدات انقلابی و اخلاقی خود کم کار بوده اند، از این رو تکلیف از دوش نسل سومی ها به واسطه این نبود تقصیر، برداشته نمی شود و می گوید: وقتی ما از نسل اول یا سوم حرف می زنیم، منظورمان همان عده ای است که بیشتر ظهور و بروز اجتماعی دارند.
وی در خصوص تاثیر حاکمیت موجها و مدهای مختلف در این دودهه می افزاید: مدهای درون زا وبرون زای متنوعی نمادهای ما را تغییر داده اند؛ نمادهای نسل سوم ستارگان ورزشی و سینمایی در قالب سمبل های اجتماعی اند.
 تغییر ارزش‌ها
صالحی ادامه می دهد: ارزشهای نسل اول انقلاب در ساده زیستی و کاستن از مخارج زندگی بود و این شاخص یک نسل انقلابی به شمار می رفت . اما اکنون تجمل گرایی در نسل سوم نه تنها بد نیست، بلکه خوب هم هست.
وی خاطرنشان می کند: مورد دیگر کمرنگ شدن ارزشهاست، یعنی ممکن است بگوییم هنوز ایثار و فداکاری بد نشده است، ولی این طور نیست که به همان قوت باقی مانده باشد، هر چند در طیف ها و گروه های مختلف این کم رنگ شدن متفاوت است.
اما دکتر علیرضا عصارنیا، معاون امور فرهنگی سازمان ملی جوانان درباره تغییر دغدغه های نسل جوان و تاثیر آن بر ایجاد فاصله از باورها و ارزشهای گذشتگان معتقد است: باید به جوانان برای داشتن این دغدغه ها حق داد، زیرا این دغدغه ها متناسب با مسائل روزمره اوست. قطعا مدل زندگی آنان همراه با دغدغه هایشان نسبت به نسل گذشته خود تغییر کرده است. اینجاست که اگر خانواده های ما برای همزبانی با جوان توانمند شوند، می توانند ارتباط خوبی با آنان برقرار کنند و اگر نتوانیم با جوان ارتباط خوبی برقرار کنیم. اگر جوان احساس کند که والدین مسائل او را نمی فهمند، این جا زنگ خطر است. قطعا یکی از مولفه های بسیار مهم در ارتقای روابط بین نسلی توانمند شدن خانواده ها برای همزبانی با جوان است که نقش رسانه ها در این امر بسیار با اهمیت است.
 تفاوت نسلی بزرگ در جهان
سید عباس صالحی با بیان اینکه بخشی از فاصله بین نسل ها بسترهای فراملی و منطقه ای دارد و تفاوت نسلی بزرگ در جهان پدید آمده عنوان می کند: نسل هایی داریم که نه تنها تناسب ندارند، بلکه تشابه هم ندارند و این به مجاری ارتباطی برمی گردد که در این دو دهه شکل گرفته است. نسل های قبلی مجاری ارتباطی شبیه به هم داشتند و در نهایت ممکن بود شبکه دوستان متفاوتی داشته باشند، اما مجاری ارتباطی جدید در واقع یک زیر شاخه جدید بین نسل اول و سوم نبودند بلکه هریک، دنیای جدید ارتباطی بودند. صالحی خاطرنشان می کند: بنابر این وقتی نسل اول و سوم مجاری ارتباطی مشترکی نداشتند، طبیعی بود که مشابه هم نباشند، وقتی پدر بزرگ من در شرایط و دنیای شبیه پدرم می زیسته است؛ طبیعی است که در انتقال فرهنگ و هویت چندان دغدغه ای نداشته باشد.
این استاد دانشگاه ادامه می دهد: در هنگام شکل گیری هویت؛ چندین دنیای ارتباطی متفاوت پیدا شدند، من از کتاب و مطبوعات و حداکثر رادیو هویت یابی داشتم و او از اینترنت، تلویزیون و... طبیعی است که انتقال گفتمان و هویت دشوار باشد.
وی عامل دیگر این گسست را به نبود موقعیتهای انقلابی که مردم در آن انقلابی گری نسبت داده و می افزاید: در شهود انقلاب موقعیتهایی وجود دارد که بعدها عینش قابل تکرار نیست، این قضیه مانند کسی است که با تلاش سفره ای را پهن می کند تا قوت لایموتی را سر سفره بیاورد، ولی کسی که بر سفره می رسد، تحت تاثیر یک فضای آماده است.
 راه گریز از شکاف فرهنگی بین نسل‌ها
صالحی در خصوص راه های گریز از شکاف فرهنگی بین نسل ها می گوید: در دو دهه اخیر تولیداتی برای انتقال هویت انقلابی اتفاق افتاده که شکل نسل سومی دارند. تجمیع سازی این موارد به عنوان بانک انقلابی نسل سوم می تواند کمک کند، ما یک ظرفیت متفرق داریم که موجودیتش هم برای ما معلوم نیست. ما به ازای ذائقه های متنوع نسل سوم از همین موجودیت خودمان (بدون اینکه حتی نیازی به بازتولید باشد) می توانیم مجموعه هایی برای این نسل آماده کنیم، این موجودیت اگر سرجمع شود، چنین ظرفیتی را دارد لذا کار دوم پس از تجمیع نوعی طبقه بندی است و نمره دهی به کارهای متوسط به بالایی است که می تواند برای نسل سوم جاذبه داشته باشد.
 شکاف بین لایه‌های هویتی جوانان
عماد افروغ در این باره معتقد است: شکاف بین نسل ها را نمی توان به راحتی به کار برد، زیرا که ممکن است شکاف بین لایه های هویتی جوانان ایجاد شده باشد. به عنوان مثال اگر بین لایه نماد و لایه ارزشها و باورها و جهان بینی شکاف افتاده باشد، نمی توان گفت شکاف بین نسل جدید و قدیم در لایه زیرین ایجاد شده است؛ تحقیقات هم این موضوع را ثابت نمی کند. وی ادامه می دهد: نمی توان گفت جوان در جامعه امروز ما در جهان بینی و ارزشها به گونه ای می اندیشد و عمل می کند و نسل قدیم به شکل دیگر رفتار می کند. شکافی که می بینیم، بین لایه نمادین و لایه باورها است یعنی لایه نمادین و لایه زیرین در جوانان چندان نسبتی با هم ندارند.
 تحقیقات خطر را جدی نشان نمی‌دهد
این استاد دانشگاه با بیان اینکه اگرچه تحقیقات خطر آن را جدی نشان نمی دهد، ولی به هر حال می تواند زنگ خطری باشد، می گوید: جوانان ما همچنان التزام به خدا، التزام به دین و تلفیق دین و سیاست را باور دارند. بخشی از این شکاف به نداشتن التزام اصحاب قدرت و نهادهای اجتماعی به ارزشها و باورهایی که تبلیغ می کنند، برمی گردد. به عبارتی شاهد یک نوع آنومی هستیم، یعنی شکافی که آنومی و شبه آنومی را رقم می زند.
این استاد دانشگاه تاکید می کند: واقعیت این است که هیچ نهادی کارکرد خانواده را در پر کردن خلا عاطفی نمی تواند بر عهده بگیرد.
 برنامه‌های سازمانی به نام جوانان
عصارنیا، معاون امور فرهنگی سازمان ملی جوانان کشور در خصوص برنامه های این سازمان برای گریز از گسست نسل ها می گوید: یکی از موضوعات دوازده گانه ای که در سازمان ملی جوانان دنبال می شود، همین موضوع با تاکید بر جایگاه خانوادگی برای تحکیم ارتباطات میان نسلی است.
وی ادامه می دهد: با تاکیدات سازمان بر روی برنامه نظام خانواده و سهمی که آنان در ارتباط با جوانانشان دارند و نقشی که خانواده ها در جهت ارتقای هویت جوانان خود دارد و روابط متقابل با آن و ارتباطی که جوانان با پدر و مادر خود در خانواده دارند، یکی از بسترها برای تحکیم ارتباطات میان نسلی خانواده است. در این زمینه سازمان سندی را تهیه کرده که ویرایش اول آن به پایان رسیده و به بازنگری و اصلاح نیاز دارد.
 به شکاف نسل‌ها قائل نیستیم
وی با اشاره به شاخص های سند ارتقای نقش خانواده در هویت جوانان وتقویت ارتباطات میان نسلی اظهار می کند: بر اساس پژوهش های انجام شده، ما به شکاف نسلها قائل نیستیم، زیرا تصویری که از ارتباطات میان نسلی و تعهدی که جوانها نسبت به خانواده دارند نشان می دهد، در جامعه با اموری به نام شکاف و گسست نسلی مواجه نیستیم. بلکه فاصله نسلی در جامعه ما وجود دارد. اما این امر موجب غفلت ما از این موضوع نمی شود، هنوز بسیاری از خانواده های ما در مورد آموزش ، اشتغال، ازدواج و تامین معاش فرزندان خود احساس وظیفه می کنند.
 تبعیت جوانان از نسل قبل خود
عصارنیا می افزاید: بسیاری از جوانان ما با درصد های بالای 70 تا 80 درصد به تحکیم خانواده اهمیت می دهند. بخش عمده ای از اوقات فراغت جوانان ما در خانواده گذرانده می شود. تبعیت جوان از نسل قبل (پدر و مادر) در جامعه ما به نسبت دیگر جوامع در وضعیت خوبی قرار دارد. احترامی که جوانان ما به افراد سالمند و بزرگ فامیل خود می گذارند. و ظیفه ای که بر دوش خود نسبت به پدر و مادر خود احساس می کنند، در مقایسه با دیگر کشورها در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. البته در کنار این امر، تفاوت نسلی وجود دارد، به هر حال جوانان هر نسل می خواهند متفاوت باشند و جلوه های این متفاوت بودن را در بین جوانان می بینیم. متفاوت بودن ویژگی مقطع جوانی است.
این مسؤول با بیان اینکه در مورد تفاوت نسلها نباید احساس هراس کرد می گوید: باید بتوانیم با زبان جوان این متفاوت بودن را مدیریت کرده و سعی کنیم، این سرمایه اجتماعی مهم را بیش از پیش تقویت کنیم.
وی در خصوص اینکه پژوهشها شکاف یا گسست نسلی را نشان می دهند، اظهار می کند: نمی توان بر اساس هر آماری ادعا کرد که جامعه دچار گسست نسلی شده است.
وی اذعان می کند: من به شکاف نسلی هم قائل نیستم، آنچه مهم است اینکه خانواده ها، متفاوت بودن جوانان را بپذیرند و سعی کنند با زبان آنها این تعامل را برقرار کنند.
 تفاوت نسل‌ها عمیق نیست
عصارنیا با تاکید بر اینکه باید با هر نسلی با زبان خودش صحبت کرد، یادآور می شود: بسیاری از مواقع زبان این نسل سبک زندگی شده است. اگر خانواده ها نتوانند به زبان این نسل مجهز شوند، نمی توانند ارتباط خوبی را با جوانان خود ایجاد کنند. تفاوت نسل جوان با نسلهای گذشته در همه نسلها و جوانان وجود داشته و هنوز تعلقات جوانان به خانواده و متقابل آن در جامعه ما در حد قابل قبولی وجود دارد.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر این تفاوت نسل ها عمیق و به شکاف منجر شود، آیا احساس هراس نمی رود؟ می گوید: من به تفاوت میان نسل ها قائلم، اما در مورد بنیادین بودن آن چنین اعتقادی ندارم. بدین معنا که ارزشهای بین جوانان و خانواده ها در حیطه های بسیاری با هم مشترک است، هرچند جلوه های این نسل با نسل قبل تفاوتهای بسیاری کرده است. صرفا روی ظاهر و جلوه ها نمی توان قضاوت کرد. به عنوان مثال در حوزه سبک زندگی، جوانان امروز سبک دیگری را برای خود می پسندند و گذران اوقات فراغت آنان متفاوت است. اما زمانی که به مبانی این نسل مراجعه می کنیم، همچون مبانی اعتقادی آنان و ارزشها و باورهای آنان می بینیم که بسیار شبیه نسل گذشته است. به تفاوت نسلها قائل هستم، اما این تفاوتها هنوز بنیادین نشده است. اما این امر باید محل تامل و دقت باشد که شروع آن همین مباحث است و هنوز به جایی نرسیده ایم که بسیاری از جوانان والدین خود را به خانه سالمندان ببرند، اما باید مراقب این امور باشیم.
 این سند لازم الاجراست؟
وی درباره ضمانت اجرایی سند سازمان ملی جوانان خاطرنشان می کند: این برنامه ها به تفکیک هر دستگاهی در حال احصاء شدن است. ظرفیتی که آموزش و پرورش برای عملیاتی کردن توانمندی والدین دارد، از اولویت هاست. ظرفیتی که صدا و سیما، رسانه های مکتوب، دانشگاه ها و دیگر مراکز فرهنگی و هنری دارند، تک تک این موارد در حال احصاء شدن است . از سوی دیگر باید برای آن تولید ادبیات و محتوای لازم را فراهم آورد. زیرا صرف گوشزد کردن وظایف دستگاه ها کفایت نمی کند. بلکه باید در مواردی با آنان همراهی کرد. سندی که در حال تدوین و تصویب است، برمبنای یک نقشه عملیاتی شکل گرفته است و نه صرف بیان کلیات.
وی ادامه می دهد: ویرایش اول آن آماده شده که امیدواریم طی چند ماه آینده به برنامه قابل قبولی که بتوانیم در شورای عالی جوانان تصویب کنیم و معمولا یک بازه شش ماهه را زمان می برد.
عصارنیا با این ادعا که در موضوع ازدواج نشان دادیم که اگر مصوبات خوبی تعریف شود، دستگاه ها مایل به اجرای آن هستند، یادآور می شود: شورای عالی جوانان زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و مصوبات آن برای دستگاه ها لازم الاتباع است. از سوی دیگر ما به تصویب مصوبات قناعت نمی کنیم، بلکه مورد به مورد با دستگاه ها، آن را با توافقنامه هایی عملیاتی می کنیم تا بتوانیم بودجه های آن را در برنامه ها بگنجانیم.
 فاصله فکری نه گسست فرهنگی!
بیژن نوباوه، نماینده مجلس به گسست نسلی اعتقادی ندارد و با بیان اینکه بین دو نسل «فاصله» وجود دارد، می گوید: این فاصله فکری در مورد مسائل کشور و هدفهایی که وجود دارد نیست. نسل سوم ما امروز پیشرفت های خوبی در عرصه رشد علوم و فناوری داشته است و این ایستادگی در برابر استکبار با قدرت علمی بالای جوانان ما نشانگر نزدیکی فکری است. هرچند فاصله های سنی وجود دارد.
وی با اشاره به دغدغه های جوانان نسل اول و نسل سوم خاطرنشان می کند: نسل ها قطعا با هم تفاوت دارند، آن روزها دفاع از وطن برای ما اولویت داشت، امروز حاضر شدن در صحنه های علمی و جنبش نرم افزاری برای ما یک جنگ است و اهمیت دارد. آنچه امروز وجود دارد، فاصله نیست، بلکه اولویت تغییر کرده است.
وی در خصوص انتظارات دو طرفه میان نسل ها اذعان می کند: من هیچ توقعی از نسل سوم ندارم، جز اینکه ایرانی باشند و مسلمان و برای سربلندی کشورشان تلاش کنند. نسل سومی ها هم نباید طلبکار از دیگر نسل ها باشند، زیرا بزودی آنها باید پاسخگوی نسل چهارمی ها باشند.
 برداشت آزاد
تفاوت نسل ها، شکاف نسل ها یا گسست نسل ها. این مماشات با واژه هاست یا نیاز نسل ها؟!
با این تفاسیر اگر به تفاوت نسل ها قائل باشیم و در حالتی خوش بینانه شرایط را بحرانی ندانیم. اگر این تفاوت موجب فاصله شده و این فاصله نسل ها کم نشود، موجب شکاف نخواهد شد؟ اهمیت این امر زمانی نمایان می شود که نسل سوم باید ادامه دهنده مسیر انقلابی باشد که برایش خون دلها خوردند. حالا می خواهیم روی واژه ها مماشات کنیم یا آدم های نسل ها؟! به هر تفسیر دودش به چشم خودمان می رود.