تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۹۸۵۰۵
دغدغه‌های مسکو هر لحظه بیشتر می‌شود
سعید سبحانی اشاره: علی رغم جابه جایی قدرت در ایالات متحده آمریکا و حضور اوباما در کاخ سفید،کاخ کرملین همچنان با تهدیدات فزاینده ای دست و پنجه نرم می کند.مهم ترین این تهدیدات عرض اندام ناتو در برابر پوتین و مدودف می باشد.رئیس جمهور و نخست وزیر روسیه در برابر تهدیدات ناتو از فاز محتاطانه خارج شده اند و پس از وقوع جنگ در اوستیای جنوبی عملاوجهه نظامی خود را پررنگ نموده اند.البته وقوع جنگ در اوستیای جنوبی بسیار دیر صورت گرفت اما همین بیداری دیرهنگام مسکو نیز برای واشنگتن و اتحادیه اروپا هزینه بر بوده است.از سوی دیگر،بحران اقتصادی و وقوع برخی ناآرامی های سیاسی و فراتر از آنها شکل گیری اختلافات درونی میان رئیس جمهور و نخست وزیر روسیه بر شدت و حدت اوضاع افزوده است.در چنین شرایطی روسیه چگونه می تواند به مسیر طبیعی خود در نظام بین الملل بازگشته و از وقوع بحرانهای احتمالی پیشگیری نماید؟

آنچه مسلم است اینکه استراتژیستهای کاخ کرملین در برهه کنونی به شدت منفعلانه عمل می کنند و در محاسبه وزن دموکراتهای کاخ سفید اغراق می کنند.این خطای روسها در دوران ریاست جمهوری بوش پسر نیز تکرار شد و عاقبت آن چیزی جز عقبگرد روسیه نبود.آیا کاخ کرملین می خواهد بار دیگر این خطارا تکرار نماید؟از سوی دیگر،رفاقت ظاهری میان پوتین و مدودف که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این کشور خود را نمایان ساخته بود هم اکنون به رقابت بر سربقای موثر در مسکو تبدیل شده است.اختلافات نمایان شده میان ویلادیمیر پوتین و دیمیتری مدودف سبب شده است تا محبوبیت این دو بین مردم روسیه کاهش پیدا کند.مسلماادامه این روند به سود نخست وزیر و رئیس جمهور روسیه و در نگاهی کلی تر حزب روسیه واحد نخواهد بود.از سوی دیگر،روسیه به سبب بحران اقتصادی در شرایط مطلوبی به سر نمی برد و بروز ختلافات پوتین و مدودف در شرایط فعلی تاثیر مطلوبی بر کاخ کرملین نمی گذارد.
محبوبیت عمومی مدودف و پوتین از آغاز سال جاری میلادی هر یک هفت درصد کاهش یافته که به نظر کارشناسان علت آن بحران مالی و اقتصادی در روسیه بوده است. بر اساس این نظرسنجی به ترتیب 27و 21 مردم روسیه اعلام کرده اند که به اقدامات مدودف و پوتین در مقام رئیس جمهوری و نخست وزیری روسیه اعتماد ندارند. چندی پیش رئیس جمهور روسیه در مصاحبه با یک روزنامه اپوزیسیون حزب روسیه واحد برای انتقاد از توازن میان رفاه و آزادی که به نظر منتقدان مشخصه حکومت ولادیمیر پوتین بود، استفاده کرد. پس از گمانه زنی هایی در مورد احتمال جدایی دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه و ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه، روابط این دو رهبر روس از سوی ناظران و سرمایه گذاران زیر ذره بین است. از سوی دیگر،ولادیمیر پوتین اعلام کرده است که احتمالادر سال 2012 میلادی برای انتخابات ریاست جمهوری روسیه نامزد خواهد شد.همین مسئله سبب شده است تا مدودف از اکنون پوتین را به عنوان یک رقیب حزبی و نه یک مکمل حزبی برای خود ببیند.مسلما تداوم این روند در آینده خطرناک خواهد بود.
رئیس جمهور روسیه چندی پیش در مصاحبه با روزنامه نوویا گازتا با بکار بردن لحنی متفاوت با لحن پوتین، اظهار داشته بود که پس از آشوب های دهه 1990، دموکراسی نیازی به تعدیل نداشته است. مدودف این طرز تفکر که مردم روسیه راضی به چشم پوشی از برخی حقوق خود در ازای رفاه و ثروت هستند را رد کرد. این طرز تفکر در زمان حکمرانی پوتین در بخش های مختلف حکومتی رواج داشت. از این حیث بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی روسیه سیگنال مدودف به پوتین را مهم ارزیابی می کنند.
بروز اختلافات میان پوتین و مدودف در وهله اول به ضرر حزب روسیه واحد تمام خواهد شد.از همان ابتدای حضور مدودف در کاخ کرملین بر همگان مشخص بود که میان نخست وزیر و رئیس جمهور روسیه پیوستگی مطلق وجود نخواهد داشت. جامعه روسیه در شرایط خاصی به سر می برد.هرچند قدرت در روسیه هنوز دو شعبه نشده است اما خطر دو شعبه شدن آن از اکنون احساس می شود.در این صورت شاهد بروز تناقضات رفتاری عمده در سیاست خارجی روسیه خواهیم شد.ظهور این پارادوکسها آن هم در شرایطی که روسیه در حساس ترین برهه از حیات سیاسی و بین المللی خود قرار دارد برای کاخ کرملین دردسرساز خواهد بود. از ابتدای حضور دیمیتری مدودف در کاخ کرملین، همه در صددند تا نقاط اشتراک و افتراق وی با ولادیمیر پوتین را در یابند.البته طرفداران حزب روسیه واحد اصرار دارند تا این دو رئیس جمهور و نخست وزیر را یک روح در دو کالبد تشبیه نمایند.اما واقعیت امر این ادعا را اثبات نمی کند.هم اکنون کاخ کرملین عملابا دو کارگردان اداره می شود و این حقیقت می تواند به پاشنه آشیل روسیه در معادلات سیاسی و اقتصادی و بین المللی تبدیل شود. ولادیمیر پوتین سعی دارد بر منافع کلان روسیه تمرکز کند،حال آنکه مدودف هادی منافع میان مدت و کوتاه مدت مسکو در نظام بین الملل است. پوتین و مدودف در بسیاری از زمینه ها ، خصوصا نحوه برخورد با بحران گرجستان،ناتویی شدن اوکراین و گرجستان ،مسائل مربوط به شرکت گاز پروم،نحوه بازی با برگ برنده انرژی و... نقاط اشتراک زیادی با یکدیگر دارند،اما در برخی مواقع نیز دو طرف اختلافاتی با هم دارند که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت.همین مسئله سبب شده است تا مردم روسیه نتوانند نسبت سیاسی پوتین و مدودف با یکدیگر رادرک نمایند.دراین میان سران حزب روسیه واحد سعی دارند اختلافات موجود میان سران کاخ کرملین را کم وزن و ناچیز جلوه دهند.اما این تلاشها نتیجه ای برای حزب حاکم روسیه نداشته است.
از سوی دیگر،تنشهای میان روسیه و اتحادیه اروپا، متعاقب وقوع حوادث مولداوی ،اوکراین و گرجستان به نقطه اوج خود رسیده است.چندی پیش شاهد بودیم وزیر امور خارجه جمهوری چک که کشورش ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده داشت از قصور وزیر امور خارجه روسیه برای اطلاع رسانی به اتحادیه اروپا درباره تحولات یا طرح ها و برنامه های مسکو شدیدا انتقاد کرده است. اتحادیه اروپا معتقداست که اقدام مسکو برای حفاظت از مرزهای مناطق جدایی طلب گرجستان اعتماد موجود بین اتحادیه اروپا و روسیه را از بین برده است. مسئله ای که موجبات تحریک مسکو را فراهم ساخته است.
چندی پیش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو وابسته نظامی و مشاور ارشد دفتر نمایندگی روسیه در این سازمان را به اتهام جاسوسی علیه ناتو و دریافت اطلاعات محرمانه از یک مقام ارشد وزارت دفاع استونی ،از بروکسل اخراج کرد که این مسئله باعث خشم و ناراحتی مقامهای مسکو شده است . اتحادیه اروپا به عنوان اصلی ترین هم پیمان ایالات متحده آمریکا در نظام بین الملل سهم بسزایی در ایجاد تنشهای مزمن با روسیه داشته است.در دوران ریاست جمهوری بوش پسر کشورهایی مانند آلمان و فرانسه و انگلستان در تقابل مستقیم با کاخ کرملین قرار گرفتند و بارها مسکو را با طرح اتهامات مختلف تحت فشار قرار دادند.در این میان لازم است روسیه هر چه سریع تر از فاز احتیاط در برابر اتحادیه اروپا خارج شود، مسئله ای که هنوز در سیاست خارجی مسکو،خصوصا پس از سرکارآمدن دموکراتها اتفاق نیافتاده است.