تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۹۸۵۹۹

افشین شاهمرادی
جزیره آرام اروپا روزهای توفانی را سپری می‌کند یا بهتر است بگوییم دولت حاکم بر جزیره انگلیس به معنای واقعی در محاصره بحران‌ها واقع شده است. روزی نیست که خبری تازه از بحران سیاسی در خانه شماره 10 داونینگ استریت به رسانه‌ها درز نکند. استعفای 5 وزیر کلیدی کابینه، یک شکست در انتخابات محلی و ناکامی در انتخابات پارلمانی اروپا تازه‌ترین ارمغان رهبری سیاسی گوردون براون است. هیچ کس در لندن نیست که نخست‌وزیر این کشور را مسئول اصلی شکست بی‌سابقه‌‌ حزب کارگر در ۴۰ سال گذشته نداند و در میان رهبران سیاسی اروپا، موقعیت هیچکس به اندازه گوردن براون متزلزل نیست.تا دو ماه پیش منابع کارشناسی انگلیس از کاهش محبوبیت او خبر می دادند اما اکنون سخن از شمارش معکوس برای سقوط او است.
درست سه روز پس از اعلام خبر پیروزی حزب محافظه‌کار (‌حزب رقیب براون) در انتخابات محلی، نتیجه انتخابات پارلمانی اروپا دومین شوک را بر دولت این کشور وارد کرد. نکته جالب درباره این دو آزمون انتخاباتی این است که نمودار نتایج هر دو آنها به شکل عجیب سیر صعود محافظه‌کاران و افول یاران براون را به نمایش می‌گذارد. در اولین آزمون یعنی انتخابات محلی، حزب محافظه کار با 38 درصد در رتبه نخست و حزب کارگر با 23 درصد در رتبه سوم ایستاد. جناح کارگر در انتخابات محلی در مناطق مهمی مثل « دربیشایر» در مرکز انگلیس و «لنکشایر» در شمال غرب انگلیس، دچار شکست بزرگ شد در حالی که کارگری‌ها به مدت بیش از 28 سال در این مناطق از برتری بلامنازع برخوردار بودند؛ اتفاقی که در انتخابات پارلمانی اروپا افتاد، آثارش عمیقتر از انتخابات محلی بود. آن گونه که ناظران سیاسی در لندن توصیف کرده‌اند در همه شکست‌های انتخاباتی حزب کارگر ، ماجرای فساد مالی نمایندگان انگلیس، که از متحدان براون بودند نقشی تعیین کننده داشته است. این نکته را به وضوح می توان از مقایسه نتایج همزمان دو انتخابات محلی و پارلمانی اروپا دریافت. شکست یاران براون در انتخابات پارلمان اروپا وقتی قطعی شد که مردم این کشور کرسی مدیریت‌های محلی را به حزب رقیب آن یعنی محافظه‌کاران اعطا کردند .
به همین صورت در روز انتخابات پارلمانی اروپا نیزمحافظه‌کاران اول شدند و حزب کارگر به رهبری گوردون براون با ایستادن در پله سوم این رقابت ، بزرگترین شکست تاریخی خود را در سطح پارلمان اروپا متحمل شد. حزب کارگر انگلیس 12 درصد آرایی را که در انتخابات پارلمان اروپا در سال 2004 به دست آورده بود، در این انتخابات از دست داد و رقیب او ، حزب محافظه کار با کسب 6/28درصد آراء رتبه نخست را به دست آورد و پیام واضح این واقعه آن بود که اعتبار سیاسی گوردون براون در خارج از کشور و صحنه اروپا نیز زیر سؤال رفته است.
به این صورت ، سیاستمدار زاده گلاسکو که زمانی در اروپا به‌دلیل 10 سال خزانه داری دولت بلر نام « معمار موفق اقتصادی» را دارا بود اکنون لقب «رهبر ورشکسته » در عرصه سیاست را به خود گرفته است.
از نگاه ناظران اروپایی‌ این همه ناکامی در صدارت دو ساله براون یک دلیل دارد و آن این که شهروندان انگلیسی از عملکرد براون به تنگ آمده‌اند. دیوید کامرون رهبر جناح محافظه کار انگلیس که تاکنون به یمن اشتباهات براون پلکان محبوبیت را طی کرده است، منشأ شکست حزب کارگر را عدم رضایت مردم از سیاست‌های اقتصادی این حزب و شکاف در کادر رهبری این حزب می داند .
جامعه انگلیس امروز با عوارض بحران‌ اقتصاد جهانی، افزایش قیمت‌ مواد سوختی و غذایی و همچنین اصلاحات جنجالی مالیات‌ها دست به گریبان است. اما به نظر می آید برای انگلیسی‌ها بیش از بحران اقتصادی ، الگوی رهبری براون آزاردهنده شده است. ویژگی‌های شخصیتی او تصویر یک فرد خودکامه را به ذهن‌ها متبادر می کند. همچنانکه برخی ناظران بریتانیایی گفته‌اند که خشکی و سرسنگینی براون، اعتماد برانگیز نیست. در آخرین نظرسنجی ۸۵ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند از توانایی براون برای نخست‌وزیری مأیوس شده‌اند. ۴۴ درصد هم گفتند نخست‌وزیر انگلیس باید کناره‌گیری کند.
با تأمل در نتایج این نظر سنجی می توان پی برد که موضوع « سوء مدیریت براون» فقط بحث داخلی حزب کارگر نیست بلکه امروز مسئله همه شهروندان انگلیس و حتی رهبران سیاسی اروپا است. نشریه اکونومیست یکجا در ویژه‌نامه‌ای که از کارنامه براون منتشر کرد بر این نکته انگشت نهاد که همه بحران‌های دنیای سیاست یکجا در دولت براون جمع شده است از بحران بی اعتمادی و مشکلات رفاهی در داخل تا تنش و بحران در روابط خارجی. در این ویژه نامه هر کدام از تحلیلگران انگلیس زوایایی از این منظومه بحران‌ها را شکافته‌ بودند برخی نوشته بودند که براون برنامه‌ای برای مبارزه با صعود وحشتناک قیمت مسکن ندارد؟ برخی دیگر این سؤال را پیش کشیده بودند که براون چطور خواهد توانست معاهده اصلاحی اتحادیه اروپا را که اکثریت مردم بریتانیا نسبت به آن بدبین هستند، بدون هیچ تغییری از تصویب مجلس بگذراند و آنگاه مردم را برای دادن رأی مثبت به آن پای صندوق ها بکشاند؟ شمار دیگری به حل نشدن مسائل یکپارچگی ملی و بحران هویت در این کشور پرداخته و تأکید کرده بودند که یکی از موانع خطرناک پیش روی نخست وزیر انگلستان زادگاه وی یعنی اسکاتلند است که زمام امور آن به دست ناسیونالیست ها افتاده و حتی رهبر آنها یعنی «آلکس سالموند» اعلام برگزاری همه پرسی برای استقلال اسکاتلند کرده است.
صرفنظراز تفسیر کارشناسان سؤال بسیاری از شهروندان این است که آیا با استعفای پنجمین وزیر کابینه براون نگاه گردانندگان حزب کارگر به سوی یک جانشین تازه نفس برای براون جلب خواهد شد و آیا افرادی مانند دیوید میلیبند جوان با نشستن بر کرسی رهبری انگلیس می‌توانند راهی برای جلوگیری از افول این حزب بیابند. به راستی براون به عنوان پنجاه و دومین نخست وزیر انگلیس سرنوشت کدام یک از سیاستمداران تاریخ را خواهد داشت؛ سیاستمدارهایی که، آدم‌های خوش شانسی نبوده اند. «آنتونی ایدن» جانشین وینستون چرچیل بود که به دلیل شکست در حل مسئله کانال سوئز دست ها را به علامت تسلیم بلند کرد یا «جیمز کالاهان» جانشین هارولد ویلسون که در انتخابات شکست خورد یا دولت «جان میجر» جانشین مارگارت تاچر که با افتضاحات زیاد از صحنه کنار رفت؟
جانشین بلر مهلت چندانی برای خارج کردن چرخ حزب کارگر نوین از گرداب بحران ندارد .شکست حزب کارگر در انتخابات شوراهای محلی، زنگ خطر را به صدا در آورد. سکانداران حزب کارگر نوین که این جریان را یک دهه در اوج نگه داشتند بعید است تا انتخابات آینده پارلمانی انگلیس در سال ۲۰۱۰ صبر کنند . حزب کارگر اکنون با کسب ۲۳درصد آرا در پائین‌ترین جایگاه از زمان تأسیس این حزب در سال ۱۹۴۳ قرار دارد. جایگاه محافظه‌کاران که اکنون در جناح مخالف قرار دارند برای یاران کارگر خطرناک شده زیرا آنها نیز ۲۳ درصد محبوبیت دارند.
با این حال گوردون براون، هنوز حاضر به ترک قدرت نیست. امروز تقریباً میان کادر مرکزی حزب کارگر اجماع نظر حاصل شده که براون با افول سیاسی خود قایق تندرو حزب کارگر را نیز طعمه توفان می کند اما وی به همه هشدارهایی که حتی پس از استعفای چند وزیر کلیدی و شکست در انتخابات محلی داده شد گوش فرانداد. رهبر حزب کارگر گویی هنوز خوشبین است که می تواند بنیان اعتماد انگلیسی‌ها را بازسازی کند لذا دائم قول می‌دهد که از این نتایج «فاجعه‌بار» درس بیاموزد.