تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۹۸۶۵۵
محسن حدادی اشاره: اگر بپذیریم که در کشور ما رسانه ملی، فراگیرترین و تاثیرگذارترین مرجع انتشار اخبار و تحلیل اخبار است و به نوعی پرچمدار حرکت های مردمی و تعیین کننده در امور ملی، باید اعتراف کنیم که امواج رادیویی و تلویزیونی رسانه ملی در حضور 85 درصدی مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری سهم بسزایی داشته که این اعتراف با مروری بر برنامه های این دوره رسانه ملی به خوبی تایید می شود.

 اول؛
عزت الله ضرغامی که در نخستین سال حضورش بر مسند ریاست دانشگاه بزرگ صداوسیما برگزاری انتخابات شلوغ و پرسروصدای نهم ریاست جمهوری را می دید به خوبی توانست با مدیریتی قابل قبول و علمی، ضمن رعایت بی طرفی، «فرصت» انتخاب ملی را به مردم بدهد، آن هم در دورانی که پس از 8سال حضور اصلاح طلبان در قوه مجریه مردم تا حدی خواستار تغییر ذائقه جریان حاکم و البته حرکت به سمت و سویی خارج از دایره اصلاح طلبان بودند؛ در انتخابات نهم، ضرغامی با برنامه ریزی مناسب و اجازه حضور به تمامی 10 نامزد ریاست جمهوری تکلیف کلی انتخابات و ابهامات موجود که به سردرگمی در انتخاب اصلح منجر می شد، روشن کرد؛ دوره نهم که از خاص ترین دوره های انتخابات بود به دور دوم کشیده شد و باز هم رسانه ملی با برنامه هایی مردم محور : شاخص تعیین کننده انتخاب در دوره نهم : راه را برای مردم هموار کرد؛ مناظره های داغ نمایندگان نامزدها در شبکه دوم سیما و همچنین برنامه «نگاه یک» با اجرای فوق العاده «محمود احمدی» باعث شد بسیاری از سوالات و ابهامات و حتی تخریب ها علیه نامزدهای دور دوم؛ به صراحت مطرح و پاسخ داده شود؛ و شب هایی را در تقویم کشور رقم بزند که هیچگاه از حافظه تاریخی ملت ایران محو نخواهد شد. این نقطه درخشان سال ابتدایی حضور ضرغامی در رسانه ملی باعث شد بسیاری با نگاهی تحسین برانگیز برنامه های او را در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری دنبال کنند؛ همین شد که طراحی برنامه های متعدد برای شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی برگ برنده جدید رسانه ملی در این دوره انتخابات شد؛ اگرچه جای خالی عنصر «مردم» به شدت در برنامه ریزی های این دوره سازمان حس می شد. اما تنوع برنامه ها و تنوع دیدگاه ها باز هم رسانه ملی را کانون توجه ملت در داخل و خارج از کشور ساخت و این نکته که بینندگان خارجی برنامه های رسانه ملی در این دوره بسیار بیشتر از بینندگان داخلی بود نیز قابل تقدیر است. رسانه های خارجی که همواره در دوره انتخابات با سلیقه و نظر القایی خود به تولید برنامه می پرداختند در این دوره با انفعال کامل تنها به پخش مستقیم یا مجدد برنامه های رسانه ملی اقدام کردند و یا در نهایت با تحلیل بر این برنامه ها، تصویری از فضای انتخاباتی کشور را به مخاطبان خود ارائه می دادند.
اگرچه رسانه ملی در این دوره نیز نمره قبولی می گیرد اما باز هم نقاط ضعفی در برنامه هایش مشهود بود که می توانست با نظر کارشناسان و بهره گیری از تجربیات سایر رسانه و ملل در اجرای چنین برنامه هایی رفع شود. اگر «گل» برنامه های این دوره صداوسیما را «مناظره های انتخاباتی» بدانیم که رهبری عزیز هم از این ابتکار صداوسیما تقدیر کردند، دست بر قضا بیشتر نقص ها و کاستی ها نیز به متوجه همین برنامه است. نخست آنکه این مناظره ها بیش از آنکه «مناظره و دیالوگ» باشد یا به منولوگی برای نامزدها تبدیل شده بود -آن هم بدون توجه به نامزد دیگر و مجری -و یا به مناقشه ای برای برتری یافتن با هر وسیله ای جز «گفتگو» و بیان نظرات. و این اشکال نیز مبنایی دارد که اولین و آخرینش «انفعال برگزارکننده» است.
برگزاری یک مناظره انتخاباتی قواعدی دارد که باید اعتراف کنیم حداقل های این قواعد در تلویزیون ما رعایت شد؛ از طراحی دکور، نورپردازی، جای دوربین ها و کارگردانی تلویزیونی گرفته تا طراحی سوالات، نقش مجری، نمایش زمان و همچنین جای خالی مردم و کارشناسان. همه اینها و در مرکز این ضعف ها حضور یک مجری آرام و بدون قدرت مانور نشانگر آن بود که صداوسیما در اجرای این برنامه بیشتر خود را در سایه دیده و تنها زنگ آغاز و پایان این مناظره ها را به صدا در می آورد و باقی داستان در اختیار خود شرکت کننده هاست و البته گاه گاهی هم زنگ اخطار را به صدا در می آورد که شاید برخی اوقات بی فایده هم بود.
اگر از سایر برنامه ها بویژه برنامه خوب و پرمخاطب رادیو گفتگو صرف نظر کنیم، جای این سوال باقی است که طراحی برنامه های این دوره در رسانه ملی : که با ابتکاری جالب و قرعه کشی رنگ آمیزی شده انجام شد : کمتر به سمت سوالات اصلی مردم و کارشناسان سوق داده شده بود و ...
دوم؛
اما حضور رسانه ملی در خانه های میلیون ها ایرانی و غیر ایرانی در تمام کره خاکی تنها منحصر به قبل از رویداد انتخابات نیست، چرا که این مهم شاید در دوره های گذشته تا حدی قابل قبول بود اما در این دوره و حضور تاریخی ملت پای صندوق «آری به نظام جمهوری اسلامی ایران» نیازمند طرحی برای تداوم این حضور بود که متاسفانه رسانه ملی که کار را تمام شده احساس می کرد و از برنامه ریزی ها و طراحی هایش و نتایج و ثمرات لذت بخش آن راضی بود؛ در روزهای پس از انتخابات و سم پاشی عده ای در داخل و خارج و البته رویدادهای تلخی که رهبری نیز در روز رای گیری از آن خبر داده بود؛ در حالت انفعال قرار گرفت و تنها به تزئین تصویر شبکه های مختلف پرداخت و با پخش سرودهای ملی و مهیج قصد تقدیر و تحلیل حضور بی سابقه مردم را داشت! این در حالی است که فصل تازه ای از فعالیت رسانه ملی تازه آغاز شده بود و رسانه ملی با طراحی خوب و برنامه های متنوع می توانست ابتکار عمل را بار دیگر به دست بگیرد و مانع از گرایش برخی از مردم به سایر رسانه ها شود کاری که کمی دیر در رسانه ملی اتفاق افتاد.
سوم؛
خارج از انصاف است اگر در این یادداشت نکته ای درباره رییس رسانه ملی نیاید و آن اینکه در طول روزهای تبلیغات انتخاباتی، بویژه شب های مناظره، پخش مستندهای نامزدها، روز رای گیری و همچنین پس از آن، حجم بی سابقه ای از انتقادها و تهدیدها و فشارها بر شخص او وارد شد؛ نکته جالب اینکه هجمه های علیه ضرغامی در یک طبقه خاص دسته بندی نمی شد و از جناح های مختلف نیز به او و رسانه تحت امرش وارد می آمد؛ در این میان سکوت مدبرانه او و عدم پاسخگویی سریع و واکنش غیر منطقی به این انتقادات که گاه به طور کلی بی مبنا و خارج از ادب سیاسی و فرهنگی بود؛ خود عاملی شد برای به ثمر نشستن اهداف رسانه ملی و تداوم جریان سالم آگاهی و آرامش در کشور. اگرچه برخی شیطنت های چند برنامه تولیدی سازمان را نمی توان نادیده گرفت، اما در کل و در پایان فصل انتخابات نمره رسانه ملی، نمره قبولی و رضایت بخشی است چه برای مردم و چه برای نخبگان. اگرچه این رضایت بخشی هرگز به معنای تامین تمام سلایق و نظرات نیست و هرگز هم معنای نمره 20 نیست. و این مهم متوجه مدیریت ضرغامی هم هست.