پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: قضیه فلسطین اولین دغدغه اصلی امام خمینی(ره) درباره جهان اسلام بود که پس از پیروزی انقلاب خیلی زود برجسته و متجلی شد و رسمیت یافت. امام خمینی(ره) در سال ۵۸ با نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به «روز قدس» موضع رسمی و عملی جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی را در قبال رژیم صهیونیستی و قضیه فلسطین اعلام کرد. این نامگذاری راهبردی با تغییر در: ۱ـ موقعیت سران حکومتها، ۲ـ موقعیت مردم ایران، ۳ـ موقعیت مردم فلسطین، ۴ـ موقعیت مردم جهان، ۵ـ موقعیت رژیم صهیونیستی، ۶ـ موقعیت حامیان رژیم صهیونیستی، ۷ـ موقعیت مقاومت، معادله ظالمانه و قلدرمآبانه فلسطین و رژیم صهیونیستی را که سرنوشت فلاکتبار و ابدی را برای فلسطینیان رقم زده بود، از اساس به هم ریخت و منطقه را با معادله جدیدی روبهرو ساخت که ذلت و خواری رژیم صهیونیستی از نشانههای بارز آن است.
۱ـ موقعیت سران حکومتها؛ پیش از انقلاب اسلامی بیشتر سران کشورهای عربی برای حفظ موقعیتشان در برابر رژیم صهیونیستی از خود مخالفتهایی را نشان میدادند، این مخالفتها بیش از آنچه در عمل و واقعیت بود، در عرصه رسانه و تبلیغات بزرگ و جدی نشان داده میشد. این رفتار متظاهرانه برای این بود که خشم و نفرت مردم مسلمان این کشورها در درونشان باقی بماند و فوران نکند و فکر کنند که حکومتهایشان مجدانه از حقوق فلسطینیان در برابر ظلم و تجاوز صهیونیستها دفاع میکنند و این تصور باطلی بود که پس از سالهای طولانی هیچگاه به حقیقت نپیوست.
۲ـ موقعیت مردم ایران؛ رژیم فاسد و وابسته پهلوی در قضیه فلسطین در بین دو نقطه متناقض قرار داشت و صلاح و بقای خود را در راضی نگه داشتن دوسوی این نقطه میدید. این رژیم بنا به دستور آمریکا و نیازهایی که به رژیم صهیونیستی داشت خود را موظف به کمک به این رژیم میدید و در مقابل هم باید به احساسات مذهبی و انسانی مردم ایران توجه میکرد. با اینکه هنجارشکنیهای فرهنگی و اجتماعی رژیم پهلوی بسیار زیاد بود و بخش قابل توجهی از مردم ایران را از امور دینی دور ساخته بود؛ اما از این نکته غافل نبود که با وجود تمام اقدامات ضددینی، روح جامعه ایرانی همچنان دلبستگیهای دینی دارد و در مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی در کنار فلسطین است؛ با این حال رفتار رژیم پهلوی اجازه نمیداد جانبداری مردم ایران از فلسطین بازتاب عملی و یکپارچه پیدا کند.
۳ ـ موقعیت مردم فلسطین؛ سرکوبهای ملت فلسطین، احساس تنهایی و بیپناهی، شکستهای پیدرپی نظامی، آوارگیهای اجباری و... موجب سرخوردگی و دلسردی این ملت مظلوم شده بود. تنها کاری که از آنها برمیآمد فروخوردن بغضهای برآمده از تحمل ظلم و جورهایی بود که صهیونیستها به آنها روا میداشتند و نیز تلاش ناامیدانه برای حفظ آن بخش از سرزمینی که در اختیار داشتند، بود.
۴ ـ موقعیت مردم جهان؛ وقتی که مردم سرزمینهای اسلامی در حمایت از مردم فلسطین از خود تحرکی نشان نمیدادند و بیشتر آنها پرداختن به این مسئله را به عهده سران خود گذاشته بودند، تکلیف سایر مردم جهان نیز روشن بود به نحوی که بیشتر مردم جهان اصلاً مقولهای به نام فلسطین را نمیشناختند و تنها زمانی از فلسطین خبر میشنیدند که چریکهای فلسطین حرکت نظامی میکردند و دستگاه تبلیغات استکبار هم به آنها انگ تروریسم میزد و آنها را در چشم مردم جهان آدمکش و منفور جلوه میداد.
۵ ـ موقعیت رژیم صهیونیستی؛ رژیم صهیونیستی که همهچیز را بر وفق مراد خود میدید روز به روز امیدوارتر از گذشته به تحکیم موقعیت و بلعیدن بیشتر حقوق مادی و معنوی فلسطینیان میپرداخت و با شکست متوالی ارتشهای عربی، خود را حاکم بلامنازع این میدان نشان میداد و با رفتار متکبرانه و زورگویانه خود القا میکرد که آینده منطقه متعلق به آنها است و آنگونه شکلمیگیرد که آنها اراده میکنند.
روز قدس کابوس بیپایان صهیونیسم
ادامه از صفحه اول
۶ ـ موقعیت حامیان رژیم صهیونیستی؛ رژیم صهیونیستی با سرکوب متعدد فلسطینیان که با کمک کشورهای غربی انجام گرفته و به زعم خود فلسطینیان را رام کرده بود کار را برای حمایت حامیانش از خود آسان ساخته بود چرا که در آن وضعیت، حمایت از صهیونیستها کمهزینه بود و چند صدای نادری هم که بلند شد راه به جایی نبرد و حامیان رژیم صهیونیستی با خاطری آسوده همهجانبه از این رژیم و جنایاتش حمایت میکردند.
۷ ـ موقعیت مقاومت؛ اوج نماد مقاومت فلسطین در دهههای اخیر شکلگیری جنبش فتح و چند عملیاتش علیه صهیونیستها بود که به سبب سیطره رسانههای صهیونیستی و استکباری بر افکار جهانی، اقدامات و عملیات چندگانه این جنبش تنها عدهای را در جهان اسلام خوشحال کرد و آنها در نزد مردم سایر کشورها افرادی قسیالقلب و آدمکش و ضد بشریت معرفی شدند. این جنبش که در عرصه قیام اجتماعی نتوانسته بود به دستاوردهای مهمی نائل شود در نهایت در اوائل دهه ۸۰ میلادی با رویگردانی از تفکر مقاومت به کار سیاسی رویآورد و دچار استحالهای شد که هنوز ادامه دارد.
همانگونه که از اشارات هفتگانه فوق برداشت میشود، پیش از انقلاب اسلامی، در جهان هیچ عامل معتبر و تعیینک��ندهای به نفع ملت فلسطین وجود نداشت و تنها خود ملت فلسطین بودند که در موقعیتی سخت، پر د��د و رنج و بسیارشکننده و بدون هرگونه امید دلگرمکننده نسبت به آینده، مقاومت روبه فرسایش داشتند که به احتمال زیاد ادامه آن وضعیت میتوانست به نابودی یک ملت(ملت فلسطین و حاکمیت مطلق رژیم صهیونیستی منجر شود. در محاسبات عادی و مرسوم و عامل قدرتمندی که بتواند با بر هم زدن موقعیتهای هفتگانه اشاره شده، مسیر این حرکت شوم و خانمانسوز را تغییر دهد، مشاهده و حتی تصور هم نمیشد؛ اما با وقوع انقلاب اسلامی و تشعشعهای از اندیشه ناب و الهی امام خمینی و هویت بخشیدن به «روز قدس» آن چیزی که هیچکس انتظارش را نداشت، همچون توفانی عظیم و بنیانکن رخ نمود و هفتگانه فوق را به نفع ملت فلسطین تغییر دا�� و به کابوسی پایانناپذیر برای صهیونیستها تبدیل کرد که مقاومت جانانه و تحسینبرانگیز امروز غزه در برابر صهیونیستهای ذلیل و ترسو تنها یکی از دستاوردهای آن است. پس باید به برکت و شکرانه دستاوردهای بزرگ آن که به نوبت صف کشیدهاند این روز را که روز ملت فلسطین است با برگزاری با شکوه آن پاس بداریم. انشاءالله