بین الملل >>  آمریکاواروپا >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۳۸۶۲۶۰
بصیرت رفتارهای این روزهای غرب را بررسی می‌کند
رفتار اروپایی‌ها بار دیگر اثبات کرده این اتحادیه نه تنها دغدغه ای برای صلح و امنیت جهان ندارد بلکه به دلیل وابستگی نظامی و اقتصادی به آمریکا توان اجرای حداقل‌های سیاسی را نیز ندارد و اجبارا در برابر نقض قوانین جهانی توسط آمریکا موضعی غیر مسئولانه در پیش می‌گیرد.
پایگاه بصیرت / قاسم غفوری
اروپا در روزهای اخیر مجموعه‌‌ای از مواضع را در قبال تحولات جهانی داشته است که بیش از آنکه نشانگر قدرت این اتحادیه باشد فروپاشی اخلاقی و وابستگی های بحران ساز آن را آشکار می سازد. اروپایی که زمانی مدعی بود که نقش محوری در معادلات جهانی دارد و حقوق بشر و حفظ قوانین بین‌المللی اولویت آن است این روزها نه تنها هیچ رویکردی در این زمینه ندارد بلکه با دونگانگی‌های رفتاری غیر قابل اعتماد بودن، روند رو به زوال و بازیچه بودن به جای بازیگر بودن را به نمایش گذاشته است.
دوگانگی رفتاری از ونزوئلا تا گرینلند و اوکراین
جهان فراموش نکرده است که چگونه اتحادیه اروپا در برابر اشغالگری رژیم صهیونی در غزه و منطقه و نیز جنگ افروزی امریکا و این رژیم علیه ایران سکوت و رویه حمایتی را در پیش گرفته در حالی که همزمان با ادعای حمایت از اصل سرزمینی اوکراین صدها میلیارد یورو خرج جنگ کرده است که در روزهای اخیر همین دوگانگی در قبال ونزوئلا و گرینلند و اوکراین تکرار شده است. در بخشی از این معادله اعضای ائتلاف موسوم به «ائتلاف داوطلبان» در پاریس گردهم آمدند و در بیانیه‌ای مشترک با استقبال از پیشرفت‌های اخیر در مذاکرات، بر تعهد خود به برقراری صلح عادلانه و پایدار در اوکراین بر اساس اصول منشور سازمان ملل متحد تأکید کردند.رهبران حاضر در نشست پاریس تأیید کردند که تضمین حاکمیت و امنیت پایدار اوکراین باید بخشی جدایی‌ناپذیر از هر توافق صلح باشد و چنین توافقی تنها با پشتوانه تضمین‌های امنیتی محکم معنا خواهد داشت.«امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه در سخنانی عنوان کرد: «نیروهای مسلح اوکراین در خط مقدم دفاع در برابر تجاوز باقی خواهند ماند.»
هر چند که اروپایی‌ها اذعان دارند که آمریکا دیگر متحدی اصلی برای انها نیست اما در عمل نشان داده‌اند که هیچ ظرفیت و اراده‌ای برای فاصله گرفتن از این کشور ندارند و در نهایت تسلیم آن خواهند شد.
در همین حال اروپایی‌ها به مواضع امریکا مبنی بر تسلط بر گرینلند اعتراض کرده و طبق بیانیه مشترکی رهبران فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا، بریتانیا و دانمارک بار دیگر بر موضع اروپا مبنی بر تعلق گرینلند به مردمش و اینکه دانمارک و این سرزمین خودمختار باید در مورد مسائل خود تصمیم بگیرند، تأکید کردند.«مته فردریکسن»، نخست‌وزیر دانمارک هشدار داد که هرگونه تلاش آمریکا برای تسلط بر جزیره خودمختار «گرینلند»، منجر به فروپاشی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خواهد شد.
اروپا در حالی همچنان ادعا دارد که نقش آفرین جهانی است و با این ادعا حتی به دخالت در امور داخلی سایر کشورها می‌پردازد، جنگ اوکراین را ادامه می‌دهد و به تحریم و تهدید علیه سایر کشورها در لوای ادعاهای حقوق بشری و بشر دوستانه می‌پردازد که در قبال رفتار غیر قانونی، ضد بشری و بدعت خطرناک آمریکا در تجاوز به ونزوئلا و ربایش رئیس جمهور مردمی و قانونی آن موضعی انفعالی که عملا ناتوانی و سستی آن در برابر آمریکا و غیر قابل اعتماد بودن برای پیگیری صلح و امنیت جهانی را آشکار می سازد. در یک سوی معادله هر چند که برخی سران اروپا همچون اسپانیا رسما تجاوزگری امریکا را محکوم کرده‌اند اما مواضع مدعیان رهبری اروپا و نیز اتحادیه اروپایی بیانگر بی ارادگی و ضعف شدید اروپا در برابر آمریکاست که حتی جرأت محکوم کردن نقض آشکار قوانین بین‌المللی توسط آمریکا را نیز ندارند. شورای اروپا درباره تحولات اخیر در ونزوئلا بدون محکوم سازی ابراز نگرانی کرد. اتحادیه اروپا نیز بدون محکوم کردن تجاوزگری آمریکا، با صدور بیانیه‌ای مشترک درباره تحولات اخیر ونزوئلا، از همه طرف‌ها خواست خویشتنداری کرده و از هرگونه اقدام تنش‌زا خودداری کنند. در همین حال در رویکردی که ماهیت تروریستی و قانون ستیز اروپا را آشکارتر می‌سازد جورجیا ملونی نخست وزیر ایتالیا با «مداخله دفاعی» خواندن حمله آشکار آمریکا به ونزوئلا، از این اقدام واشنگتن حمایت کرد. فرانسه نیز بدون محکوم سازی اقدام آمریکا به توجیه این تجاوزگری ترامپ پرداخته و مدعی شده نیکلاس مادورو با تصاحب قدرت از مردم ونزوئلا و محروم کردن آنها از آزادی‌های اساسی‌شان، به طور جدی کرامت و حق تعیین سرنوشت آنها را نقض کرده است. همچنین کی‌یر استارمر نخست وزیر انگلیس گفت که این کشور برای پایان دولت نیکولاس مادورو اشک نمی‌ریزد. کمیسیون اروپا اعلام کرد که اتحادیه اروپا مشروعیت رئیس جمهور موقت ونزوئلا را به رسمیت نمی‌شناسد.
در سوی دیگر معادله رسانه‌های حاکمیتی و مطرح غربی نیز همسو با دولتمردانشان نه تنها به محکوم سازی و اعلام انزجار از آدم ربایی آمریکا و تجاوز به ونزوئلا اقدام نکرده اند، بلکه با برجسته سازی روایت آمریکایی مبنی بر حمله به ونزوئلا برای اعطای آزادی، رفاه و امنیت و نیز توجیه نقض قوانین بین‌المللی و استقلال یک عضو سازمان ملل با تقلیل دادن جایگاه مادورو از یک رئیس جمهور مردمی و قانونی به یک سارق و قاچاقچی و تصویر سازی از ونزوئلا نه در قامت یک کشور، بلکه در حد یک شهر و ایالت آمریکا که سارقی ( مادورو ) در آن بازداشت و برای محاکمه به دادگاه سپرده شده است، به دنبال مشروعیت بخشی به اقدام آمریکا بوده اند. این رسانه‌ها از به کار بردن واژگانی همچون تجاوز نظامی، نقض حریم ونزوئلا، اقدام علیه قوانین بین‌المللی خودداری کرده و حتی به جای واژه ربایش از کلمه "بازداشت مادورو" که بار حقوقی بین‌المللی ندارد استفاده کرده اند چنانکه در قبال اسرای فلسطینی از واژه زندانی استفاده می کنند تا قوانین جنگی و مسئولیت بین‌المللی شامل آنها نگردد. رویکرد رسانه‌های غربی در تطهیر سازی ماهیت تروریستی و جنایتکار ترامپ به همینجا ختم نمی‌شود چنانکه آنها رسما به سانسور خبر مراسم سالگرد شهادت سردار سپهبد قاسم سلیمانی که به دستور تروریسم دولتی ترامپ به شهادت رسید، پرداخته و هیچ اشاره‌ای به حضور 500 هزار نفر بر مراز آن شهید و نیز برگزاری مراسم در عراق با حضور گسترده مردم و مسئولان عراقی نکرده‌اند. 
این رفتار اروپایی‌ها بار دیگر ثابت کرده این اتحادیه نه تنها دغدغه ای برای صلح و امنیت جهان ندارد بلکه به دلیل وابستگی نظامی و اقتصادی به آمریکا توان اجرای حداقل‌های سیاسی را نیز ندارد و اجبارا در برابر نقض قوانین جهانی توسط آمریکا موضعی غیر مسئولانه در پیش می‌گیرد. هر چند که اروپایی‌ها اذعان دارند که آمریکا دیگر متحدی اصلی برای آنها نیست، اما در عمل نشان داده‌اند که هیچ ظرفیت و اراده‌ای برای فاصله گرفتن از این کشور ندارند و در نهایت تسلیم آن خواهند شد. اروپایی‌ها با تن دادن به خواسته‌های آمریکا و دوگانگی‌های رفتاری نه تنها بازیچه بودن خود را اثبات کرده است که با بحرانی به نام بازنده اخلاق بودن نیز مواجه شده‌اند که می‌تواند تسریع کننده روند زوال جهانی آنها باشد. حقوق و قوانین بین المللی که آنها ادعای حمایت از آن داشته‌‌اند اکنون دیگر هیچ جایگاهی برای آنها ندارد و صرفا بر اساس منافع خویش که در قالب خواسته‌های آمریکا تعریف می‌گردد به موضع‌گیری‌های دوگانه در قبال آن می‌پردازند.