صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۲۱۱
مردم ایران می دانند که مسئله هسته‌ای بهانه است، چرا که واقعیت این است ایران در این پرونده و در ادوار مختلف، هر آنچه معقول و منطقی بوده را پذیرفته است
پایگاه بصیرت / علی محمدی
تهدیدهای اخیر ترامپ در آستانه چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب، و سخن گفتن از تسلیم ایران،  بازتولید همان نگاه استعماری است که از قضا ملت ایران در بهمن ۱۳۵۷ علیه آن قیام کرد. شعار مردم در انقلاب اسلامی ساده، عمیق و خانه برانداز برای استعمار غرب بود: استقلال، آزادی.  
مردم ایران نه برای نان صرف، نه برای جابه‌جایی یک دولت یا دولتی دیگر، بلکه برای پایان دادن به تحقیر تاریخی ایران توسط امریکا و دست نشانده اش، قیام کردند و در این قیام صدها هزار فرزند خود را قربانی این کشور و آرمان نمودند.‌ تا در نهایت  انقلابی  شکل بگیرد که ریشه در این فهم داشت که کشوری وابسته، هرچند ظاهراً آباد، در حقیقت بی‌هویت و بی‌عزت است.
اما امروز ترامپ آشکارا همان چیزی را می‌خواهد که مردم ایران علیه آن انقلاب کردند. ملت ایران می داند که او از مذاکره سخن نمی‌گوید، از تسلیم حرف می‌زند. تسلیمی که معنایش  خلع اراده ملی، تضعیف توان دفاعی، و در نهایت، بازگرداندن ایران به مدار وابستگی همچون نظام پهلوی یا مدار تجزیه است که سگ امریکایی از یک ایرانی حقوق بیشتری داشت.
مردم ایران می دانند که مسئله هسته‌ای بهانه است، چرا که واقعیت این است ایران در این پرونده و در ادوار مختلف، هر آنچه معقول و منطقی بوده را پذیرفته است. از محدودیت‌های گسترده گرفته تا بازرسی‌ها و حتی موافقت با خروج مواد هسته‌ای غنی‌شده در چارچوب برجام؛ اما بهرحال در همان مقطع هم علیرغم حسن نیت و اقدامات اطمینان بخش ایران، در رابطه با دریافت سوخت هسته ای توافق شده از کشور ثالث کارشکنی های مختلفی هم انجام شد که نهایتا منجر به تکمیل چرخه غنی سازی سوخت هسته ای توسط خود ایران و عدم وابستگی به بیگانگان شد. البته آنچه آمریکا می‌خواهد اصولا اطمینان داشتن از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران نیست، در اصل خلع سلاح ایران است برای تحقیر و تجزیه ایران.
تجربه تاریخی نشان می‌دهد کشوری که توان دفاع و بازدارندگی خود را واگذار کند، نه امنیت خواهد داشت و نه تمامیت ارضی. پروژه‌ای که در ذهن سیاستمدارانی چون ترامپ شکل گرفته، در نهایت به تضعیف ایران، فشار داخلی، و باز کردن مسیر تجزیه می‌انجامد‌. همان الگویی که در منطقه بارها تکرار شده است.
در این بین اگر از منظر ملی‌گرایی به موضوع نگاه کنیم، تاریخ ایران سراسر روایت غیرت، عزت و ایستادگی است. این تمدن کهن هیچ‌گاه باج‌دادن به اجنبی را فضیلت ندانسته و هیچ‌گاه ناموس، خاک و اراده‌اش را ارزان نفروخته است. ایرانِ وابسته‌ای که ترامپ در ذهن دارد، شبیه همان ایرانِ دوران رضاخان است. کشوری که تصمیم‌هایش در سفارتخانه‌ها گرفته می‌شد و منابعش در اختیار بیگانگان بود.
و اگر از نگاه دینی بنگریم، مردم ایران وارثان فرهنگ عاشورا هستند. فرهنگی که به ما آموخت هیهات منا الذله فقط یک شعار نیست، یک راهبرد تاریخی است. ملتی با این تمدن کهن که خود را پیرو امام حسینی می‌داند، نمی‌تواند در برابر زیاده‌خواهی و تحقیر، سر تسلیم فرود آورد،حتی اگر هزینه داشته باشد.
دهه فجر، یادآور همین انتخاب تاریخی است. انتخاب میان  تجزیه در سایه وابستگی و تحقیر یا عزت در سایه مقاومت. البته تهدیدهای امروز آمریکا، اعترافی است به این واقعیت که ایرانِ مستقل، هنوز برای نظام سلطه مسئله است و این یعنی مردم ایران قوی هستند. و همین، بزرگ‌ترین گواه درستی راهی است که مردم ایران در بهمن ۱۳۵۷ انتخاب کردند.