1. تضمین ثبات سیاسی، پیوند رهبری فرازمانی با خواست مردم؛ در نظام پیشین، ثبات کاملاً وابسته به شخص شاه و حمایت خارجی بود. حسین فردوست، دوست صمیمی محمدرضا شاه، در خاطرات خود تصریح میکند که «حفظ تاجوتخت شاه، وابسته به تصمیمات واشنگتن بود». این وابستگی، بنیانهای سیاسی را آنچنان سست کرده بود که با تغییر سیاست خارجی حامیان، نظام بهسرعت فروپاشید. در مقابل، در مردمسالاری دینی، ولایتفقیه بهعنوان «ضامن پایداری نظام» و مانع انحراف آن از آرمانهای اسلامی عمل میکند. این نهاد، با داشتن پشتوانه فقاهت و عدالت، نقطه اتصال ثابت و غیرقابل تغییرِ حکومت به شریعت است. همزمان، مقبولیت مردمی نظام از طریق انتخابات منظم و رقابتی در سطوح مختلف (ریاستجمهوری، مجلس، شوراها) تأمین میگردد. این ترکیب هوشمندانه، هم از استبداد و انحصار قدرت جلوگیری میکند و هم از افتادن کشور به ورطه بیثباتی و هرجومرج، که نمونههای آن در برخی بهارهای عربی مشاهده شد، ممانعت به عمل میآورد.
2. تضمین مشارکت مردمی، نهادهای متکثر و پاسخگو؛ مشارکت در نظام پهلوی، صوری و محدود به یک طبقه خاص بود. در مردمسالاری دینی، مشارکت، حقیقی، گسترده و نهادینه است. حضور متوسط بیش از ۵۰ درصدی مردم در دهها دوره انتخابات مختلف طی چهار دهه، گواه این ادعاست. این مشارکت تنها به صندوق رأی محدود نمیشود. نهادهای مردمی قدرتمندی مانند بسیج مستضعفین بهعنوان یک دانشگاه عمومی، و شوراهای اسلامی شهر و روستا بهعنوان مجاری قانونی اثرگذاری مردم در اداره امور محلی، عمق مشارکت را نشان میدهند. تشکلهای دانشجویی، انجمنهای صنفی و رسانههای متعدد، عرصههای گوناگونی برای ابراز نظر و نقشآفرینی آحاد ملت فراهم کردهاند.
3. مصداق عینی، عبور از بحرانها با وفاق ملی؛ کارآمدی این مدل در مدیریت بحرانها بهوضوح آشکار شده است. کشور در چهار دهه گذشته، با حوادث سختی مانند هشت سال جنگ تحمیلی، ترورهای گسترده، ناآرامیهای طراحی شده، تحریمهای فلجکننده و جنگ دوازده روزه اخیر روبرو بوده است. در هر مورد، رهبری نظام با ایفای نقش کانون وحدتبخش، و مردم با حضور آگاهانه و حمایت از نظام، توانستهاند کشور را با سلامت و حتی قویتر از قبل از بحران عبور دهند.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23