صفحه نخست >>  عمومی >> پرسمان
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۳۷۷
سیاست «عدالت آموزشی» به عنوان سنگ‌بنیان توسعه پایدار و تحقق سرمایه اجتماعی، یکی از بارزترین جلوه‌های تحول گفتمانی و عملی نظام جمهوری اسلامی ایران است. این سیاست که بر مبنای تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر «آموزش برای همه و در همه جای کشور» استوار شد، توانسته است با ایجاد یک تحول زیرساختی و بنیادین، شکاف تاریخی بین شهر و روستا در برخورداری از خدمات آموزشی را به شدت کاهش دهد. مقایسه وضعیت فعلی با دوران رژیم پهلوی، عمق این دستاورد انقلابی را به وضوح نشان می‌دهد.

1. تحول کیفی، از آموزش به مثابه امتیاز طبقاتی‌ تا آموزش به مثابه حق همگانی؛ در دوران پهلوی، نظام آموزشی ماهیتی شهری، نخبه‌گرا و طبقاتی داشت. دسترسی به مدارس باکیفیت و به ویژه تحصیلات متوسطه و عالی، عملاً در انحصار طبقات مرفه و ساکن کلان‌شهرها بود.  مناطق روستایی و عشایری از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های آموزشی محروم بودند؛ به گونه‌ای که نرخ باسوادی در کل کشور در اواخر آن دوره به زحمت به ۵۰ درصد می‌رسید و این رقم در روستاها به مراتب نازل‌تر بود. در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی با استناد به اصل سی‌ام قانون اساسی، آموزش رایگان را تا پایان دوره متوسطه حق تمامی آحاد ملت تعریف کرد. این تغییر نگرش از «امتیاز» به «حق»، انقلابی در هدفگذاری کلان نظام آموزشی ایجاد نمود. عدالت آموزشی در این گفتمان، به معنای تضمین دسترسی برابر همه افراد به فرصت‌های آموزشی باکیفیت، فارغ از موقعیت جغرافیایی یا وضعیت اقتصادی است. بر این اساس، مدارس نه تنها محل انتقال دانش، که کانون‌های تحول اجتماعی و کاهش آسیب‌ها شناخته شدند.

2. مصادیق عینی تحقق عدالت آموزشی؛ اجرای این سیاست در قالب اقدامات عملی گسترده متجلی شده است:

1/2. توسعه کمّی و جغرافیایی بی‌سابقه: طی چهار دهه گذشته، با ساخت ده‌ها هزار مدرسه جدید به ویژه در مناطق روستایی، دورافتاده و عشایری، دسترسی فیزیکی به آموزش در دورترین نقاط کشور فراهم شده است. این تلاش‌ها باعث شده تا امروز در بُعد کمی و از نظر فراهم‌آوری دسترسی اولیه برای ایران به عنوان یک نقطه قوت شناخته شود. برای نمونه، برنامه‌های ویژه‌ای مانند همکاری با «بنیاد برکت» برای تمرکز بر عدالت آموزشی در مناطق عشایری و کمترتوسعه‌یافته در دست اجراست.

2/2. کاهش شکاف سواد و ارتقای شاخص‌های آموزشی: مهم‌ترین شاهد موفقیت این سیاست، افزایش نرخ باسوادی بزرگسالان از حدود ۴۷٪ قبل از انقلاب به بیش از ۸۸٪ در حال حاضر است. همچنین، شکاف نرخ باسوادی بین زنان و مردان و بین مناطق شهری و روستایی به میزان چشمگیری کاهش یافته است. افزایش میانگین سال‌های تحصیل جمعیت نیز نشان‌دهنده تعمیق دسترسی به آموزش است.

3/2. عدالت در امکان پیشرفت: نظام جمهوری اسلامی با ایجاد سهمیه‌های ویژه مناطق محروم در کنکور سراسری و نیز تأسیس دانشگاه‌های فراگیر، پیام نور و مراکز آموزش عالی در شهرستان‌ها، امکان تحصیلات تکمیلی را برای فرزندان روستاها و مناطق محروم فراهم کرده است. این امر مسیر تحرک صعودی اجتماعی را که پیش از انقلاب مسدود بود، گشوده است.

برای درک بهتر این تحولات، جدول زیر شاخص‌های کلیدی دو دوره را مقایسه می‌کند:

شاخص کلیدی

وضعیت در دوران پهلوی (قبل از انقلاب)

وضعیت در دوران جمهوری اسلامی (پس از انقلاب)

نرخ باسوادی بزرگسالان

حدود ۴۷٪ (با شکاف عمیق شهری-روستایی)

بیش از ۸۸٪ (با کاهش قابل توجه شکاف شهری و روستایی)

تمرکز جغرافیایی مدارس

متمرکز در شهرها و مناطق برخوردار

توسعه گسترده در روستاها، مناطق عشایری و محروم

دسترسی به آموزش عالی

محدود به طبقات مرفه و ساکن کلان‌شهرها

توسعه دانشگاه‌ها در شهرستان‌ها و ایجاد سهمیه‌های مناطق محروم

گفتمان حاکم بر آموزش

آموزش به مثابه امتیاز طبقاتی و ابزار نخبه‌پروری

آموزش به مثابه حق همگانی و ابزار عدالت‌سازی و محرومیت‌زدایی

نقش معلم و مدرسه

انتقال دانش، عمدتاً در مراکز شهری

معلم به عنوان مروج عدالت و مدرسه به عنوان کانون تحول اجتماعی