داستان کوه را کاه و کاه را کوه نشان دادن در عصر ارتباطات و سایبر، نه تنها مثل گذشته دیگر ماندگاری و پایداری در اذهان ندارد؛ بلکه داستانسرایان دروغگو را هم رسوای عالم میکند.
بازتاب دادن کم رنگ راهپیمائیهای دهها میلیونی ملت ایران در یومالله ۲۲ بهمن هر سال به ویژه در سال ۱۴۰۴ از یک سو، و پررنگ و لعاب نشان دادن تجمعات کوچک، آن هم با ترکیبی از ملیتهای دیگر در خارج از کشور با عنوان تجمع بزرگ ایرانیهای مخالف جمهوری اسلامی، دقیقا مصداق کوه را کاه کردن، و کاه را کوه کردن است.
رسانههای مستقل و خبرنگاران آزاد و مهمتر از همه، خود ملت ایران، حماسه حضور دهها میلیونی ایرانیان در راهپیمایی پرشکوه و تماشایی ۲۲ بهمن سال جاری به مناسبت جشن پیروزی انقلاب اسلامی را، در حافظههای خود ثبت و ضبط نمودند.
اما در نقطه مقابل، بیشتر دولتهای اروپایی، تمامی جریان ضد انقلاب وطنفروش، به کمک رسانههای غربی_عبری، تلاش کردند تا با یک تجمع بزرگ از ایرانیان در مونیخ آلمان، رویداد تاریخی و حماسهی ماندگار ۲۲ بهمن در سراسر ایران را، تحتالشعاع قرار دهند. با همه سرمایهگذاریها، تبلیغات، وعده کمک مالی، تامین هزینه ایاب و ذهاب داوطلبان از سراسر اروپا، برنامهریزی برای آوردن آدمهای اجارهای از دیگر ملیتها، پیشبینی یک تجمع ۲۵۰ هزار نفری داشته، بر اساس همین برآورد ذهنی از قبل، روی این تجمع به عنوان حامیان ربع پهلوی شروع به تبلیغات نمودند.
اما آنچه در میدان عمل رخ داد، تجمعی از آدمهای رنگارنگ به لحاظ ملیت، به اندازه راهپیمایی در یکی از روستاهای کشور عزیزمان ایران در ۲۲ بهمن بود. کارشناسان و رسانههای مستقل، جمعیت با ویژگیهای مورد اشاره را، حدود ۵ تا ۶ هزار نفر برآورد نمودهاند. اما طنز روزگار است که عدهای در عصر ارتباطات، با این همه ابزار و امکانات زمینی و ماهوارهای برای ثبت و ضبط تصاویر تجمعات، فکر میکنند مثل گذشته، میتوانند کوه را کاه و کاه را کوه کنند!
این نوع رفتار در این دوره زمانه، فقط و فقط میزان بالای حماقت پردازشگران این نوع بالا و پائین کردنها را به نمایش میگذارد؛ چرا که مخاطبین از ملتها و خصوصا ملت ایران، نه تنها احمق نیستند، بلکه با آگاهی و دقتی که دارند، این نوع رفتارها را، فراتر از یک رسوایی، بلکه یک افتضاح بزرگ ارزیابی میکنند.