صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۸۵۸
اما مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش سخنان سانچز، نقد صریح بازدارندگی هسته‌ای و تقابل آن با نظم امنیتی مطلوب اروپاست. جمله «تسلیحات هسته‌ای بهترین راه برای دفاع از خود نیست و بازدارندگی هسته‌ای نمی‌تواند به ایجاد صلح کمک کند» مستقیماً هسته اصلی راهبرد دفاعی ناتو را هدف قرار می‌دهد. این موضع که از سوی یکی از اعضای ناتو بیان می‌شود، بیانگر ناامیدی از کارآمدی چتر هسته‌ای است که وعده صلح داده بود. سانچز عملاً می‌گوید مدل قدیمی بازدارندگی پاسخگوی تهدید کنونی نیست و باید به سوی بازدارندگی متعارف و هماهنگ اروپایی حرکت کرد.
پایگاه بصیرت / مصطفی علیجان زاده
اظهارات پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، در کنفرانس امنیتی مونیخ فراتر از یک موضع‌گیری ساده در قبال جنگ اوکراین است. سخنان او را می‌توان به‌مثابه اعلام پایان یک دوران و طرح یک معمای امنیتی جدید برای اروپا تفسیر کرد؛ معمایی که در آن تهدید نظامی روسیه از یک سو و بی‌اعتمادی به ضمانت‌های امنیتی سنتی ناتو به رهبری آمریکا از سوی دیگر، اروپا را به سوی استقلال راهبردی سوق می‌دهد. سانچز با قاطعیت تمام، جنگ روسیه علیه اوکراین را نه یک مناقشه منطقه‌ای، بلکه چالشی علیه کل اتحادیه اروپا توصیف کرد. این ادبیات نشان‌دهنده درک عمیق رهبران اروپایی از ماهیت وجودی این بحران است. شکست اوکراین به منزله شکست پروژه امنیت جمعی اروپا خواهد بود. از این رو، تأکید او بر لزوم مشارکت فعال اتحادیه در ارائه ضمانت‌های امنیتی به شرکا، به معنای پذیرش این مسئولیت خطیر توسط خود اروپایی‌هاست.
اما مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش سخنان سانچز، نقد صریح بازدارندگی هسته‌ای و تقابل آن با نظم امنیتی مطلوب اروپاست. جمله «تسلیحات هسته‌ای بهترین راه برای دفاع از خود نیست و بازدارندگی هسته‌ای نمی‌تواند به ایجاد صلح کمک کند» مستقیماً هسته اصلی راهبرد دفاعی ناتو را هدف قرار می‌دهد. این موضع که از سوی یکی از اعضای ناتو بیان می‌شود، بیانگر ناامیدی از کارآمدی چتر هسته‌ای است که وعده صلح داده بود. سانچز عملاً می‌گوید مدل قدیمی بازدارندگی پاسخگوی تهدید کنونی نیست و باید به سوی بازدارندگی متعارف و هماهنگ اروپایی حرکت کرد.
درخواست صریح او برای ایجاد «ارتش واقعی اروپایی، نه در ۱۰ سال آینده بلکه همین حالا» نشان‌دهنده عجله و ضرورتی است که اروپا احساس می‌کند. این خواسته ریشه در دو نگرانی عمده دارد: ۱ـ ناتو و معمای وابستگی به آمریکا: سانچز با اشاره به درخواست آمریکا برای افزایش هزینه‌های دفاعی اعضا به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی، هشدار می‌دهد که پذیرش این خواسته به معنای وابستگی بیشتر به صنایع آمریکایی است. این هشدار، ترس اروپا از تبدیل شدن به بازاری صرف برای تسلیحات آمریکایی را نشان می‌دهد؛ هزینه‌ای که اروپا می‌پردازد، اما کنترل و مالکیت فناوری و تصمیم‌گیری آن را در اختیار ندارد. ۲ـ تهدید ترامپ و مسئله گرینلند: پافشاری سانچز بر احترام به تمامیت ارضی در مورد گرینلند، نگرانی عمیق اروپا از سیاست‌های توسعه‌طلبانه دونالد ترامپ را برملا می‌سازد. اگر اروپا از ناتویی که ممکن است توسط رهبری غیرقابل پیش‌بینی اداره شود ناامید شود، چاره‌ای جز تقویت پایه‌های دفاعی مستقل خود نخواهد داشت.
در واقع، سخنان سانچز در مونیخ طرح دعوایی علیه دو رکن اساسی امنیت اروپا پس از جنگ سرد است: یکی «اعتماد به بازدارندگی هسته‌ای ناتو» و دیگری «اعتماد به رهبری بی‌قیدوشرط آمریکا». او پیشنهاد می‌دهد که اروپا برای بقای خود باید به بازیگری مستقل و مسلح در صحنه بین‌المللی تبدیل شود؛ اقدامی که اجرایی شدنش نیازمند اصلاحات عمیق در ساختار اتحادیه اروپا و عبور از مخالفت‌های کشورهای عضو نسبت به واگذاری حاکمیت دفاعی‌شان است.