آنکه آمریکا به دنبال تبدیل شدن به تنها مرجع کمک به غزه است بگونهای که هر کشور و ساختار جهانی و بشر دوستانه ای که به دنبال کمک به غزه باشد با تحریم و تهدید مواجه خواهد شد و هر کمکی صرفا باید در مجاری آمریکایی قرار گیرد.
در آستانه برگزاری نشست شورای صلحی که در داووس تشت رسوایی غیر منطقی و بی هویت بودنش بر زمین افتاد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اعلام کرد کشورهای عضو شورای صلح در نشست پیشرو تعهدی بیش از ۵ میلیارد دلار برای بازسازی و کمکهای بشردوستانه در غزه اعلام خواهند کرد. وعده مذکور در حالی مطرح شده است که بی تفاوتیها در برابر اشغال گسترده کرانه باختری، تکرار خواستههایی همچون خلع سلاح و نابودی مقاومت و بی دفاع سازی فلسطینیها، طراحی برای هدایت منابع کمک به فلسطین از کانال آمریکا به جای نهادهایی همچون آنروا، یونیسف، پزشکان بدون مرز و سازمانهای مسقتل جهانی حکایت از طرحی دارد که نه تنها به بازسازی غزه منجر نمیشود بلکه زمینهسازی برای اشغال بیشتر اراضی فلسطینی و محاصره و تحریم علیه غزه است هر چند که در ظاهر آمریکا به دنبال الگو سازی از غزه برای تمکین ملتها و دولتها در برابر یک جانبه گرایی آمریکا با توهم سازندگی است.
پیش از هر چیز انتخاب محلی به نام ترامپ برای برگزاری نشست شورای صلح جای تامل دارد چنانکه نشست روز پنجشنبه که نخستین جلسه رسمی این گروه خواهد بود، در «مؤسسه صلح دونالد جی. ترامپ» برگزار خواهد شد؛ نهادی که وزارت خارجه آمریکا بهتازگی نام آن را به افتخار رئیسجمهور تغییر داده است. در همین حال ترامپ «شورای صلح» را نهادی با «ظرفیت نامحدود» توصیف کرده و مدعی شده این شورا به تأثیرگذارترین نهاد بینالمللی تاریخ تبدیل خواهد شد. این فرایندهها نشان میدهد که ترامپ از یک سو به دنبال تکرار خودشیفتگیهایش برای نمایش چهره ای از خود به عنوان تنها شخصیت تاثیرگذار در معادلات جهانی است و از سوی دیگر بر آن است تا این مرکز را به محلی به جای سازمان ملل قرار دهد. به عبارتی دیگر ترامپ با ادعای صلح به دنبال حذف نهادهای بینالمللی است که بخشی از آن نیز با خروج آمریکا از این ساختار اجرا شده است.
ترامپ در حالی ادعای 5 میلیارد دلار برای کمک به غزه را مطرح میسازد که از یک سو نشست داووس به رغم ادعای آمریکا مبنی بر وجود 60 کشور در شورای صلح صرفا با 20 کشور برگزار شد که عملا مشروعیت آن را زیر سوال برده است و از سوی دیگر نیز ترامپ مدعی بود که هر عضو باید یک میلیارد دلار برای عضویت پرداخت نماید که با توجه به ترکیب 20 کشوری مبلغ نه 5 میلیارد که 20 میلیارد را باید تخصیص میداد. این فرایند ابهامات در باب ترکیب شورای صلح و اهداف را بیش از پیش افزایش میدهد.
اشغالکری نهادینه شده
در سوی دیگر معادله ترامپ در حالی ادعای شورای صلح برای نجات غزه را سر میدهد که رفتارهای عملی مدعیان خلاف این ادعا را نشان میدهدو ترامپ اخیرا بسته نظامی چندین میلیارد دلاری کمک نظامی به رژیم صهیونیستی را امضا کرده است، برخی اروپاییها همچون فرانسه خواستار برکناری نماینده سازمان ملل به دلیل اعتراضش به استمرار جنایات صهیونیست و سکوت جهانی شده است، آلمان در حالی نشست امنیتی مونیخ را برگزار کرد که عملا هیچ اقدامی برای مهار رژیم صهونیستی صورت نگرفت و حتی برلین با برجسته سازی حاشیههای دروغین همچون مسئله ایران به دنبال انحراف افکار عمومی و دولت ها از مسئله فلسطین بوده است، در اقدامی ، موزه بریتانیا نام «فلسطین» را از برخی نقشهها و تابلوهای توضیحی مربوط به تاریخ غرب آسیا در مجموعههای خود حذف کرده است، خبرها از 50 هزار نیروی دوتابعیتی در ارتش صهیونیستی حکایت دارد که 12 هزار آمریکایی و 2 هزار انگلیسی در این ترکیب هستند، رژیم صهیونیستی با طرحهای افراط گرایانه در حال بلعیدن سراسر کرانه باختری و قدس است در حالی که واکنش غرب و مدعیان صلح به آن در حد ابراز نگرانی است و اقدامی عملی در برابر آن ندارند. مجموع این تحولات حکایت از اصلی تلخ دارد و آن اینکه شورای صلح و بازسازی غزه مصونیت بخشی و امنیاز دادن به رژیم صهیونیستی شده است که هدف آن می تواند حذف کامل فلسطین از روی نقشه باشد.
این خطر وجود دارد که آمریکا سیاست محاصره و گرسنه سازی مردم غزه را از کانال بازسای غزه دنبال نماید با شکستن تاب آوری، فلسطینیها را به دوری از مقاومت و تسلیم شدن وادار سازد. طرحی که نه صرفا برای فلسطین بلکه برای کل منطقه است که هدف نهایی آن سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی، نابودسازی استقلال کشورها و تسلیم سازی آنها با بی دفاع شدن و وابستگی اقتصادی و سیاسی است.
بازسازی یا ساختار جدید تحریم
نکته قابل توجه آنکه ترامپ در حالی ادعای کمک 5 میلیارد دلاری برای بازسازی غزه را مطرح می کند که با حذف آنروا، یونیسف، پزشکان بدون مرز، سازمانهای بشر دوستانه عملا کانالهای کمک به مردم غزه را مسدود کرده است. این یعنی آنکه آمریکا به دنبال تبدیل شدن به تنها مرجع کمک به غزه است بگونهای که هر کشور و ساختار جهانی و بشر دوستانه ای که به دنبال کمک به غزه باشد با تحریم و تهدید مواجه خواهد شد و هر کمکی صرفا باید در مجاری آمریکایی قرار گیرد. خطر این طرح زمانی بیشتر آشکار میشود که از یک سو ترامپ رسما خلع سلاح مقاومت و بی دفاع سازی فلسطینیها را پیش شرط بازسازی و کمکها اعلام کرده است که عملا پیگیری اهداف شکست خورده صهیونیستها در روند نظامی و سیاسی است و از سوی دیگر تجربه افغانستان و عراق نشان میدهد که این نوع جمع آوری منابع به جای آنکه در مسیر بازسازی و کمکهای بشر دوستانه باشد در چارچوب اهداف امنیتی و هزینه کردهای آمریکا و متحدانش جمع آوری شده است لذا مبلغ 5 میلیارد را میتوان نوعی سرکیسه کردن کشورها برای طرح آمریکا جهت خلع سلاح فلسطین، تامین منابع مالی رژیم صهیونیستی برای بازسازی توان از دست رفته اقتصادی و سیاسی ارزیابی کرد. به عبارتی دیگر این خطر وجود دارد که آمریکا سیاست محاصره و گرسنه سازی مردم غزه را از کانال بازسای غزه دنبال نماید با شکستن تاب آوری، فلسطینیها را به دوری از مقاومت و تسلیم شدن وادار سازد. طرحی که نه صرفا برای فلسطین بلکه برای کل منطقه است که هدف نهایی آن سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی، نابودسازی استقلال کشورها و تسلیم سازی آنها با بی دفاع شدن و وابستگی اقتصادی و سیاسی است.