با این حال، میتوان اهداف و سیاستهای مراکز قدرت استکباری جهانی به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی از تشویق و طراحی خشونتهای افراطی در ایران را پروژهای راهبردی و چندبعدی دانست که در محورهای زیر قابل تحلیل است:
الف) تضعیف امنیت ملی و حاکمیت ایران؛ دشمنان با آگاه بودن از نقش ایران به عنوان قلعه مقاومت در منطقه، در پی ایجاد بیثباتی داخلی و تضعیف اقتدار حکومت هستند. ایجاد ناامنی گسترده و رفتارهای خشونتبار مشابه داعش، باعث افزایش هزینههای امنیتی و انحراف منابع ملی از پیشرفت به سمت مدیریت بحران میشود. سناریوی کشتهسازی و خشونت حداکثری (مانند آنچه در اغتشاشات ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ طراحی شد) با هدف ترویج تصویر یک ایران ناامن در افکار عمومی جهانی و کاهش نفوذ منطقای کشور اجرا میشود.
ب) مهار اقتدار منطقهای و تضعیف محور مقاومت؛ از آنجا که ایران قدرت مرکزی محور مقاومت است، بیثباتی داخلی آن به طور مستقیم بر توان عملیاتی این محور در مقابل طرحهای صهیونیستی تأثیر میگذارد. طرحریزی آشوب با الگوی داعش، تلاشی برای ایجاد درگیری داخلی طولانی و منزوی کردن منطقهای ایران است. این دقیقاً در راستای دکترین "تجزیه خاورمیانه" مورد حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد که در آن، تضعیف دولتهای مقتدر مرکزی مانند ایران، گامی اساسی برای سلطه بیقید و شرط آنان است. از این رو، رژیم صهیونی که امنیت خود را بر برتری نظامی و تضعیف اساسی همسایگان بنا کرده، در میان بازیگران منطقهای بیشترین حساسیت و هراس را از جمهوری اسلامی ایران دارد؛ زیرا با وجود ایران قوی و مستقل احساس تهدید میکند. ایران یکپارچه با عمق راهبردی و نفوذ منطقهای، معادلات امنیتی رژیم غاصب را به هم میزند و اجازه نمیدهد این رژیم به بازیگر قوی منطقه تبدیل شود. به همین دلیل از نگاه تلآویو، تضعیف ایران بشکل اساسی آن از مسیر درگیری نظامی نمیگذرد، بلکه با شکستن انسجام ملّی و تحریک شکافهای قومی و اجتماعی دنبال میشود.
ج) اجرای جنگ ترکیبی و تغییر رفتار نظام؛ این سناریو بخشی از یک جنگ ترکیبی پیشرفته است که در آن، ابزارهای سخت(تروریسم) و نرم(جنگروانی) توأمان بهکارمیروند. حمایت رسانههای معاندی مانند ایراناینترنشنال از خشونتگران و همزمان، انتشار اخبار جعلی درباره کشتهشدن معترضان، مصداق عینی عملیات روانی ساختارمند برای دامن زدن به خشم عمومی است. هدف نهایی، نه لزوماً سقوط نظام (که دشمن به دشواری آن واقف است)، بلکه تحمیل هزینههای غیرقابل تحمل و وادار کردن ایران به تغییر رفتار در حوزههای کلانی مانند برنامه دفاعی یا حضور منطقهای است.
د) مقابله با الگوی مستقل جمهوری اسلامی؛ دشمن اصلی، الگوی موفق جمهوری اسلامی در ادغام دین با حکمرانی مدرن و ارائه مدلی مستقل از غرب و شرق است. آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایجاد خشونتهای داعشگونه میخواهند این الگو را بیثبات و آن را به عنوان یک "مدل شکستخورده" در منطقه معرفی کنند. اما تاریخ ثابت کرده که این توطئهها با هوشیاری رهبری و حضور ملت در صحنه (مانند راهپیماییهای میلیونی ۱۳ آبان و ۲۲ بهمن) خنثی میشود.
اما در جمعبندی این مطلب میتوان گفت ایران در طول تاریخ بارها با تهدید تجزیه روبهرو شده و هر بار با اتکا به هویت مشترک و همبستگی ملّی از این گردنه عبور کرده است. امروز نیز حفظ ایران قوی و یکپارچه مهمترین پاسخ به سناریوهای طراحی شده در بیرون از مرزها است. آگاهی عمومی و تفکیک اعتراض از پروژه تجزیه، این توطئه را ناکام میگذارد. آیندهی درخشان ایران نه در خیابانهای ملتهب بلکه در حفظ انسجام ملّی و تقویت قدرت درونی رقم میخورد.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24