داغ بر دل دارم امّا، در دلم، او زنده است
تا جهان باقی است، او در قلبها پاینده است
خصم، میپندارد او را، از مسلمانان گرفت
خونِ پاک او، شراری در جهان افکنده است
اُمّتِ اسلام را، روحش هدایت میکند
ریشهای که، در عیان و در نهان، پوینده است
بی گمان، "سیّدعلی" جاوید شد، در دو جهان
بذرِ ایمان و عقیده، در جهان افشانده است
دشمنِ قدّار پندارد، وُرا از ما گرفت
قلبِ ما بشکاف، بنگر در درون او زنده است
آتشی برجانِ آمریکایِ خیره سر، فتاد
چشم را واکن ببین، یک آتشِ سوزنده است
بعد از این طاغوت، آرامش ندارد، در جهان
با عملکردِ بدِ خود، در جهان، درمانده است
سازمان هایِ فریب، از اعتبار افتادهاند
چشم را وا کن ببین، از کارِ خود، شرمنده است
یا امامِ عصر (عج)، دادِ شیعیانِ خود بِرس
با عنایاتِ تو شیعه، در جهان بالنده است
در ادامه، ای"فرائی" صبرِ بر ما واجب است
تابعِ صاحب زمان، با صبر و ایمان، زنده است
عبدالمجید فرائی
۱۴۰۴/۱۲/۱۰