شب گذشته، در یکی از حساسترین آبهای جهان، یک قسمت از جنگ آن هم از نوع بیصدایش، در جایی رقم خورد که قرار بود به ادعای آمریکاییها «بلوف ایران» را برای همیشه نقش بر آب کنند.
همه چیز از یک دستور ساده شروع شد. دو نفتکش غولپیکر با پرچم لیبریا احتمالا مرتبط با ناوگان آمریکا، آن هم پس از هشدارهای تند و تیز ایران، دل به آب زدند تا خلاف ادعای تهران را در تنگه هرمز ثابت کنند. هدفشان شکستن فضای روانی ایجاد شده بین ملوانهایی بود که از ترس آینده، لنگرهایشان را به کف خلیج فارس دوخته بودند.
یک تحلیلگر آمریکایی که پشت مانیتورهای ردیاب کشتیها لم داده بود، با دیدن جرأت این دو شناور، قلم به دست گرفت و در یادداشتی طعنهآمیز برای مشتریانش نوشت: «این دو رفتند تا نشان دهند دهان اژدها از ترس ما باز نمیشود». یعنی همان ادبیات همیشگی؛ ادبیات «بلوف» خواندن قدرتهای منطقهای.
اما قصه آنطور که آن تحلیلگر در دفتر کارش در واشنگتن نقشه کشیده بود، پیش نرفت. سکانهای نفتکشها رو به جلو بودند، اما انگار به دیواری از جنس اراده برخوردند. کشتی اول به کیلومتر نکشیده برگشت.
دومین نفتکش، اما به ساعت هم نکشید. شاید از اختلالات GPS، شاید از تصویری که از سرنوشت شناورهای قبلی در ذهنش نقش بسته بود، یا شاید از سکوتی که در تنگه پیچیده بود، فهمید که اینجا دیگر خبری از «گذر امن» نیست.
موتورهای عظیمش را خاموش کرد، سکان را برگرداند و درست در همان جایی که همسفر اولش لنگر انداخته بود، لنگر انداخت؛ چسبیده به اولین نفتکش، انگار که از ترس قیامت به پناهگاه برگشته باشد.
این صحنه آنقدر گویا بود که همان تحلیلگر آمریکایی، با همان قلمی که دو ساعت قبل «بلوف» نوشته بود، دوباره صفحه کلید را زیر انگشتانش احساس کرد. اما این بار طعنهای در کار نبود. این بار فقط یک جمله کوتاه نوشت: «بلوف نیست. تنگه هرمز عملا بسته است.»
بله، تنگه هرمز بسته است. نه با مینهای آبی که در آب رها شده باشند، نه با ناوهایی که صف کشیده باشند؛ بلکه بسته شده با همان چیزی که غرب از درکش عاجز است: «قدرت باور». همان طور که شناورهای تجاری عظیمالجثه حالا در لنگرگاهها صف کشیدهاند و حاضر به عبور نیستند، انگار که ناوگانهای جنگی دشمن هم فهمیدهاند این بار بازی متفاوت است.
آنگونه که منابع دریایی میگویند، دیگر از آن کشتیهای جسوری که میخواستند از قوانین جدید سرپیچی کنند خبری نیست. آمار عبور روزانه از ۶۰ فروند به ۴ فروند سقوط کرده؛ و این یعنی تنها ۴ نفتکش که احتمالاً همگی با هماهنگیهای خاص عبور کردهاند و متعلق به ایران یا چین هستند.
حالا چندین شرکت دریایی بزرگ دنیا اعلام کردهاند که فعلا از هرمز رد نمیشوند. حق بیمه کشتیها برای عبور از این منطقه به طرز سرسامآوری بالا رفته و مهمتر از همه، آمریکاییها که دیروز به فکر عادیسازی تنشها بودند، امروز رسماً به کشتیهای خودشان گفتهاند که از منطقه دور بمانند.
داستان شب گذشته نه فقط یک عملیات نظامی، که یک «جنگ ارادهها» بود. داستان دو نفتکش سرگردان که رفتند تا ثابت کنند «اژدها» بُلف میزند، اما در نهایت خودشان مجبور شدند در سایه اژدها پناه بگیرند.
شاید در تاریخهای درسی فردا، از این شب به عنوان شبی یاد کنند که مرزهای جغرافیا جای خود را به مرزهای اراده دادند.
شیر که پیر میشود، روباه پیش چشمش شکار نمیکند. در هرمز، اما شیر بیدار است و روباهان در ساحل ماندهاند.