صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۳۸۸۷۷۹
تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین مسیر‌های تجارت دریایی در خاورمیانه است و نقش مهمی در تأمین کالا‌های اساسی، به‌ویژه مواد غذایی برای کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس ایفا می‌کند. از این رو، هرگونه اختلال یا بسته شدن این مسیر می‌تواند پیامد‌های گسترده‌ای برای امنیت غذایی این کشور‌ها داشته باشد
پایگاه بصیرت / علی حسن حیدری

بسته شدن تنگه هرمز معمولاً در تحلیل‌های سیاسی و اقتصادی جهان بیشتر از زاویه بازار نفت بررسی می‌شود، اما واقعیت این است که اهمیت این گذرگاه راهبردی تنها به انتقال انرژی محدود نیست. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین مسیر‌های تجارت دریایی در خاورمیانه است و نقش مهمی در تأمین کالا‌های اساسی، به‌ویژه مواد غذایی برای کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس ایفا می‌کند. از این رو، هرگونه اختلال یا بسته شدن این مسیر می‌تواند پیامد‌های گسترده‌ای برای امنیت غذایی این کشور‌ها داشته باشد؛ کشور‌هایی که به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی، وابستگی بسیار بالایی به واردات مواد غذایی دارند.

کشور‌های عربی خلیج فارس مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان از خشک‌ترین مناطق جهان به شمار می‌روند. دمای بسیار بالا در فصل تابستان، کمبود منابع آب شیرین، بارندگی اندک و محدودیت زمین‌های حاصلخیز، باعث شده است که کشاورزی در مقیاس وسیع در این کشور‌ها دشوار و در بسیاری موارد غیر اقتصادی باشد. به همین دلیل، بخش بزرگی از نیاز غذایی این کشور‌ها از طریق واردات تأمین می‌شود. در برخی برآوردها، بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد از مواد غذایی مصرفی این کشور‌ها از خارج وارد می‌شود و در مورد کالا‌های اساسی مانند غلات، این وابستگی حتی بیشتر نیز هست.

در چنین شرایطی، تنگه هرمز به یک شریان حیاتی برای ورود کالا‌های اساسی به منطقه تبدیل شده است. بخش قابل توجهی از کشتی‌های تجاری که مواد غذایی، غلات، خوراک دام و سایر کالا‌های ضروری را به بنادر خلیج فارس حمل می‌کنند، از این مسیر عبور می‌کنند. اگر به هر دلیل، مانند تشدید تنش‌های نظامی یا درگیری‌های منطقه‌ای، تردد کشتی‌ها در این تنگه مختل یا متوقف شود، زنجیره تأمین مواد غذایی این کشور‌ها به سرعت تحت فشار قرار می‌گیرد.

نخستین پیامد چنین وضعیتی کاهش سرعت ورود محموله‌های غذایی به بنادر منطقه است. حتی اگر بسته شدن تنگه موقتی باشد، افزایش ریسک‌های امنیتی باعث می‌شود بسیاری از شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی از عبور از این مسیر خودداری کنند یا هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل به‌طور چشمگیری افزایش یابد. این موضوع به طور مستقیم قیمت واردات مواد غذایی را بالا می‌برد و در نهایت در بازار‌های داخلی کشور‌های منطقه منعکس می‌شود.

پیامد دوم، فشار بر ذخایر استراتژیک غذایی است. بسیاری از کشور‌های خلیج فارس برای مقابله با بحران‌های احتمالی، ذخایر محدودی از کالا‌های اساسی در اختیار دارند؛ اما این ذخایر معمولاً برای دوره‌های کوتاه‌مدت طراحی شده‌اند. در صورت طولانی شدن اختلال در مسیر‌های دریایی، دولت‌ها مجبور می‌شوند از این ذخایر استفاده کنند و در عین حال به دنبال مسیر‌های جایگزین برای واردات باشند. با این حال، مسیر‌های جایگزین مانند انتقال کالا از طریق دریای سرخ یا مسیر‌های زمینی ظرفیت محدودی دارند و نمی‌توانند به طور کامل جایگزین جریان عادی تجارت دریایی شوند.

از سوی دیگر، بازار نیز به چنین بحران‌هایی واکنش روانی نشان می‌دهد. نگرانی از کمبود احتمالی می‌تواند به افزایش تقاضای ناگهانی برای برخی کالا‌های اساسی منجر شود و فشار بیشتری بر بازار وارد کند. در چنین شرایطی، دولت‌ها ناچار می‌شوند با استفاده از یارانه‌ها، کنترل قیمت‌ها و مدیریت ذخایر، از بروز بحران‌های اجتماعی جلوگیری کنند.

در مجموع، بسته شدن تنگه هرمز تنها یک مسئله ژئوپلیتیکی یا نفتی نیست، بلکه می‌تواند به یک چالش جدی برای امنیت غذایی کشور‌های عربی خلیج فارس تبدیل شود. وابستگی بالای این کشور‌ها به واردات مواد غذایی، همراه با محدودیت‌های طبیعی برای تولید داخلی، باعث شده است که ثبات مسیر‌های دریایی برای آنها اهمیت حیاتی داشته باشد. از این رو، هرگونه بی‌ثباتی در این گذرگاه استراتژیک می‌تواند نه تنها بازار انرژی، بلکه معیشت و امنیت غذایی میلیون‌ها نفر در منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد