رسانههای غربی بهویژه در آمریکا و اروپا، رویکردی نسبتا انتقادی و واقعگرایانه نسبت به روند جنگ اتخاذ کردهاند. برخلاف فضای تبلیغاتی اولیه، اکنون در بسیاری از گزارشهای این رسانه ها نشانههایی از نگرانی نسبت به هزینهها، فرسایشی شدن جنگ و عدم تحقق اهداف متجاوزان مشاهده میشود. در میان رسانههای عربی و منطقهای هم علی رغم اینکه رویکردها متنوعتر است، اما یک محور مشترک در بسیاری از تحلیلها دیده میشود و آن، نگرانی از گسترش جنگ و پیامدهای آن برای کل منطقه است. رسانههای چین و روسیه نیز با نگاهی راهبردیتر، به تحلیل پیامدهای بلندمدت جنگ و تأثیرات گسترده آن بر اقتصاد جهانی پرداخته اند.
با گذشت بیش از ۲۵ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونی علیه کشور عزیزمان، شاهد بنبست های راهبردی متعدد و شکستهای میدانی و سیاسی طرفهای متجاوز هستیم که البته تا به این لحظه به هیچ کدام از اهداف اعلامی کذایی خود هم نرسیدند. این جنگ ظالمانه که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است.رسانههای جهانی هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانههای غربی بهویژه در آمریکا و اروپا، رویکردی نسبتا انتقادی و واقعگرایانه نسبت به روند جنگ اتخاذ کردهاند. برخلاف فضای تبلیغاتی اولیه، اکنون در بسیاری از گزارشهای این رسانه ها نشانههایی از نگرانی نسبت به هزینهها، فرسایشی شدن جنگ و عدم تحقق اهداف متجاوزان مشاهده میشود. در میان رسانههای عربی و منطقهای هم علی رغم اینکه رویکردها متنوعتر است، اما یک محور مشترک در بسیاری از تحلیلها دیده میشود و آن، نگرانی از گسترش جنگ و پیامدهای آن برای کل منطقه است. رسانههای چین و روسیه نیز با نگاهی راهبردیتر، به تحلیل پیامدهای بلندمدت جنگ و تأثیرات گسترده آن بر اقتصاد جهانی پرداخته اند.
برآیند بازتاب تجاوز علیه میهن عزیزمان در رسانههای مختلف جهان نشان میدهد که روایتهای بینالمللی، علیرغم تفاوتهای سیاسی و جغرافیایی، در حال نزدیک شدن به یک جمعبندی مشترک هستند که تاکید دارد شکست و تسلیم ایران یک امر محال و غیر قابل تحقق است. رسانههای غربی مانند «فایننشال تایمز»، «سیانان» و «نیویورک تایمز» بیش از هر چیز بر هزینههای فزاینده، فرسایشی شدن جنگ و نبود راهبرد خروج تأکید دارند. در مقابل، رسانههای منطقهای از جمله «الجزیره» و روزنامههای ترکیهای مانند «حریت» و «صباح»، بر پیامدهای بیثباتکننده جنگ و ضرورت حرکت به سمت دیپلماسی تمرکز کردهاند.در سطحی کلانتر، رسانههای شرقی مانند «راشا تودی»، «تاس» و «سیجیتیان» این جنگ را نقطهای تعیینکننده در تحولات نظم جهانی و بازار انرژی میدانند. حتی در داخل سرزمینهای اشغالی، رسانههایی مانند «تایمز اسرائیل» و «معاریو» نیز از افزایش نگرانیهای اجتماعی و ابهام در راهبردهای مقامات رژیم سخن میگویند.
این همگرایی نسبی در روایتها نشان میدهد که جنگ جاری، علاوه بر اینکه به هیچ کدام از اهداف اعلامی خود نرسیده، حالا به بحرانی پیچیده و پرهزینه برای آغازگران جنگ تبدیل شده است و یقه آن ها را در عرصه های مختلف ول نمی کند.