صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۵۵۴
تناقضات ترامپ نه از سر قدرت، بلکه ترکیبی از فریب برای بقا و آشفتگی ناشی از شکست است
پایگاه بصیرت / علی بیگدلی

در روزهایی که منطقه در آتش جنگ رمضان می‌سوزد و ایران پس از شهادت جانسوز رهبر معظم انقلاب، ذیل هدایت حکیمانه حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، پاسخی کوبنده به پایگاه‌های متجاوز اسرائیلی و آمریکایی داده است، سخنان ترامپ بیش از هر زمان دیگری متناقض، آشفته و دروغ‌آلود به نظر می‌رسد. او از یک سو دم از صلح بزرگ می‌زند و از سوی دیگر فرمان حملات وحشیانه را صادر می‌کند؛ یک روز مدعی عقب‌نشینی است و روز دیگر تهدید به نابودی می‌کند. اما ریشه این تناقضات کجاست؟

۱. نظریه مرد دیوانه (Madman Theory)

اولین احتمال، استفاده آگاهانه از استراتژی "مرد دیوانه" است. ترامپ و تیم مشاورانش می‌خواهند این تصویر را صادر کنند که رئیس‌جمهور آمریکا غیرقابل پیش‌بینی است و ممکن است دست به هر اقدام جنون‌آمیزی بزند. این یک فریب استراتژیک است تا ایران اسلامی را در محاسبات دچار خطا کنند. در واقع، تناقض‌گویی ابزاری است برای خرید زمان و پوشش دادن به ضعف‌های عملیاتی ارتش آمریکا که اکنون در برابر موشک‌های ایرانی زمین‌گیر شده است.

۲. دروغ به مثابه تاکتیک فرار

ترامپ با کوهی از دروغ‌های رسانه‌ای تلاش می‌کند شکست‌های میدانی را بپوشاند. وقتی تمامی پایگاه‌های آمریکا در منطقه زیر آتش ایران قرار می‌گیرد، او با تناقض‌گویی سعی دارد افکار عمومی داخلی آمریکا را منحرف کند. او از سویی می‌گوید ایران شکست خورده و از سوی دیگر درخواست آتش‌بس پنهانی می‌فرستد. این ضعف محض است؛ ترامپ می‌داند که هزینه جنگ با ایران، سقوط قطعی اقتصاد آمریکا و پایان هژمونی دلار است، لذا با دروغ، سعی در مدیریت بحرانی دارد که از کنترلش خارج شده است.

۳. تضاد در ساختار قدرت آمریکا

بسیاری از تناقضات ترامپ ناشی از شکاف عمیق در ساختار سیاسی واشنگتن است. پنتاگون واقعیت سخت جنگ را می‌بیند، اما لابی‌های صهیونیستی به دنبال تشدید تنش هستند. ترامپ در میان این دو لبه قیچی، به هذیان‌گویی سیاسی افتاده است. این نشان‌دهنده ضعف ساختاری در مدیریت جنگی است که قرار بود چندروزه تمام شود اما اکنون به کابوس یانکی‌ها تبدیل شده است.

وظیفه ملت ایران در برابر تروریسم رسانه‌ای

در این فضای غبارآلود که دشمن تلاش می‌کند با جنگ ادراکی پیروزی‌های میدانی ما را در ذهنمان به شکست تبدیل کند، هوشیاری ملی تنها راه نجات است.

الف) نهضت سواد رسانه‌ای: مردم باید بدانند که توییتر و تریبون‌های رسمی کاخ سفید، بخشی از میدان نبرد هستند. هر سخن متناقض ترامپ، یک گلوله مشقی برای ایجاد تردید است. نباید اجازه داد اخبار زرد و تحلیل‌های لرزان، صلابت ناشی از بازدارندگی موشکی ما را سست کند.

ب) انسجام حول محور رهبری جدید: در شرایطی که ایران تحت هدایت رهبر سوم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای، فصلی نوین از اقتدار را آغاز کرده، هدف دشمن ایجاد شکاف میان دولت و ملت است. پاسخ به تناقضات ترامپ، صدای واحد از تهران است. وقتی دشمن لرزش را در صدای ما حس نکند، تناقضاتش به خودزنی سیاسی تبدیل خواهد شد.

ج) باور به ابرقدرت شدن ایران: پیروزی‌های اخیر در انهدام پایگاه‌های دشمن، یک واقعیت فیزیکی است، نه یک ادعای رسانه‌ای. مردم باید بدانند که هذیان‌گویی‌های ترامپ، ناله عقب‌نشینی یک امپراتوری در حال سقوط است. ایران اسلامی و مقتدر در آستانه نوروز ۱۴۰۵، نه تنها سال را نو می کند، بلکه نظم نوین منطقه را نیز به نام خود رقم می‌زند.

نتیجه اینکه: تناقضات ترامپ نه از سر قدرت، بلکه ترکیبی از فریب برای بقا و آشفتگی ناشی از شکست است. او دیوانه نیست، بلکه تاجری است که در معامله با مقاومت ایران مقتدر، ورشکست شده و اکنون با دروغ و تناقض، سعی دارد از اعلام رسمی این ورشکستگی فرار کند. ایران امروز، با تکیه بر تجربه تاریخی و خون شهدای خود، فراتر از آن است که با لفاظی‌های یک رئیس‌جمهور متزلزل، مسیر اقتدار خود را گم کند.