از وقتی خبر شهادتش را شنیدم، دلم میخواست برای فرمانده شهید نیروی دریایی سپاه بنویسم. نه برای او، بلکه از او بنویسم. از آنچه که بعنوان یک سرباز میدان رسانه از او دیدم، از آنچه که از این فرمانده بزرگ درک کردم. اما نمیدانستم از کجا شروع کنم؛ از شجاعت و مردانگیاش، از خونگرمی و مهربانیاش، از درایت و مدیریتش، از نبوغ و تیزهوشیاش. نوشتن درباره تنگسیری کار آسانی نیست. من فقط برداشتهای خودم را از این فرمانده دلاور به اشتراک میگذارم.
برداشت اول
تیرماه سال ۱۳۸۴ برای پوشش خبری به همراه آقا رحیم صفوی فرمانده وقت کل سپاه به خوزستان رفته بودیم. اوج گرمای جنوب و خرماپزان. دو سه روزی در آنجا بودیم و برنامههای مختلفی داشتیم. یک روز به منطقه سوم دریایی در ماهشهر رفتیم. برای اولین بار سردار تنگسیری را در آنجا دیدم؛ وقتی به همراه سردار فدوی و دیگر فرماندهان نیروی دریایی از دستاوردهای نیرو میگفتند. یادم هست اولین بار قایق پرنده را در آنجا دیدم که توسط نیروی دریایی سپاه ساخته شده بود. بعد هم با شناورهای سپاه به بازدید دریایی رفتیم و پس از بازدید روی شناور عکس یادگاری با فرمانده کل سپاه، فرمانده نیروی دریایی و سردار تنگسیری گرفتیم که با شهادت او شهدای این عکس به سه نفر رسید؛ سردار نورعلی شوشتری، سردار سعید سلیمانی و سردار علیرضا تنگسیری...
برداشت دوم
در سال ۱۳۸۶ وقتی فرمانده منطقه یکم دریایی سپاه بود، نیروهایش ۱۵ کماندوی انگلیسی را هنگام گشت زنی در آبهای سرزمینی ایران دستگیر کردند و خبرش مثل توپ در دنیا صدا کرد. چون تا آن موقع کسی جرات نداشت به نیروهای انگلیس در خلیج فارس بگوید بالای چشمتان ابروست. آخرش هم با عذرخواهی انگلیسیها آزاد شدند. روایت این عملیات شجاعانه و برخورد مقتدرانه و تحقیر فرستاده انگلیسیها توسط سردار تنگسیری شنیدنی است. بعدها چند بار خاطراتی از این ماجرا برایمان تعریف کرد...
برداشت سوم
سال ۱۳۹۲ در سالهایی که مدتی سردبیر خبرگزاری دفاع پرس بودم از سردار که حالا دیگر جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه شده بود، دعوت کردم اگر به تهران آمد، ساعاتی را میزبانش باشیم. خیلی زود این اتفاق افتاد و یکی از روزهای هفته دفاع مقدس همان سال به خبرگزاری آمد. ضمن بازدید از خبرگزاری با همان محبت و خونگرمی جنوبی اش با بچهها صحبت کرد و ساعتی را مهمان ما بود و از دفاع دریاپایه در برابر تهدیدات دشمنان انقلاب و ملت ایران گفت.
برداشت چهارم
سال ۱۳۹۹ و در اوج بیماری کرونا و در حالیکه دو سال از فرماندهی اش بر نیروی دریایی سپاه میگذشت، به نشریه صبح صادق و مرکز مطالعات سیاسی معاونت سیاسی آمد. در جلسهای با معاون سیاسی و مدیران معاونت شرکت کرد. حرف هایش راهبردی و امیدآفرین بود. به نکتهها و نظرات دوستان گوش میداد و درباره آنها با سعه صدر صحبت میکرد.
آن روز یک مصاحبه مفصل تصویری هم داشتیم که درباره تحولات نظامی منطقه و آمادگیهای نیروی دریایی صحبت کرد.
برداشت پنجم
خرداد ۱۴۰۱ به همراه جمعی ار مسئولان و مدیران سیاسی سپاه میهمان نیروی دریایی بودیم. برنامههای مختلفی برگزار شد. در روز اول که نشست مدیران بود، سردار تنگسیری که میزبان ما بود حدود دو ساعت مهمان جلسه هم شد و بطور تفصیلی از فعالیت ها، دستاوردها، پیشرفت ها، آمادگیها گفت. کلیدواژه مشترک همه این صحبتها ذکر امدادهای الهی در پیشبرد کارها بود.
در حاشیه این دیدار پیشنهاد کردیم که تیم رسانهای برای تهیه گزارش از فعالیتهای نیرو اعزام کنیم که با روی باز پذیرفت...
حرف آخر
سردار تنگسیری نیروی دریایی را از پایینترین رده تجربه کرده بود و به فرماندهی نیرو رسیده بود. او از در دل دریا و ساحل بود. دریا را میفهمید و آن را زندگی میکرد. او دریا و خلیج فارس را بلد بود. بخاطر همین قویترین طراحیها را برای حفاظت از سواحل و تنگه هرمز انجام داد.
سردار تنگسیری مقتدر مهربان و مظلوم بود. فرماندهی که بر قلبهای دریادلان سپاه حکومت میکرد و نیروهایش او را از جان دوست داشتند.
سردار تنگسیری میدانست جایی را که فرماندهی میکند، مرکز و محور دنیاست. دنبال دیده شدن، جابجا شدن و موقعیتهای دیگر نبود. او که گنجینه تجربیات گرانسنگ در فرماندهی و مدیریت دفاع و رزم دریایی را با خود داشت، تا آخرین روزهای عمر پربرکتش پاسدار مرزهای آبی ایران و خار چشم متجاوزان بود.
حالا که سردار دریایی ایران به یاران شهیدش پیوسته، همرزمان دلیر و شجاعش در پهنه خلیج فارس خواب را از چشم دشمنان ربودهاند، روز و ساعتی نیست که موشکها و پهپادهای نیروی دریایی بر پایگاهها، پناهگاهها و مخفیگاههای سربازان، افسران و فرماندهان آمریکایی فرود نیاید. آنهایی که با تسلط و اشراف و آمادگی دریادلان سپاه و نیروهای مسلح ایران، رویایی بازگشایی تنگه هرمز با ظلم و زور را به گور خواهند برد. انشاالله