صبح صادق >>  پرونده >> گفتگو
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۰۱۴
معاون تربیت و آموزشهای عقیدتی - سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه در گفت‌وگو با صبح صادق
در این ایام مجموعه عقیدتی‌ـ سیاسی دیگر صرفاً یک حوزه آموزشی و تبیینی نیست، بلکه خود یک سنگر اساسی در میدان نبرد به شمار می‌آید که حفظ و تقویت آن، ضامن تداوم مسیر انقلاب و غلبه بر جبهه باطل خواهد بود؛ از این‌رو هفته عقیدتی‌ـ سیاسی فرصتی است برای شناخت این مجموعه و عملکرد آن در صیانت از باورهای دینی، تقویت آمادگی‌های اعتقادی و معنوی، زنده نگه داشتن روحیه جهادی و انقلابی، و از همه مهم‌تر، زمینه‌سازی برای جلب نصرت الهی و تحقق پیروزی جبهه حق؛ با توجه به این اهمیت مصاحبه‌ای را داشته‌ایم با آقای مجید غلامرضا که در ادامه مشروح آن را می‌آوریم.
پایگاه بصیرت / حسن نوروزی

ابتدا بفرمایید چرا پیوند عقیده و عمل در سپاه، آن را از سایر ساختار‌های نظامی جهان متمایز کرده است؟

یک حقیقت بنیادین در اندیشه انقلاب اسلامی وجود دارد و آن، پیوند عمیق «عقیده و عمل» در مکتب اسلام ناب است.

در همین چارچوب، نام‌گذاری هفته عقیدتی‌ـ سیاسی به نام شهید مطهری (ره) کاملاً معنادار و راهبردی است. شهید مطهری صرفاً یک متفکر یا استاد دانشگاه نبود، بلکه نماد عینی «اسلام فهم‌شده و به‌کارگرفته‌شده در صحنه اجتماع و سیاست» بود. او با مجاهدت علمی و فکری خود، مرز‌های اسلام ناب را از جریان‌های انحرافی و التقاطی جدا و در میدان مبارزه فکری با استکبار و تحریف، نقش یک دیده‌بان بصیر را ایفا کرد.

شهادت ایشان نیز نشان داد که مسیر صیانت از عقیده و حضور فعال در عرصه سیاسی، مسیری هزینه‌بر، اما حیات‌بخش برای انقلاب است؛ از این‌رو، این هفته در واقع یادآور این حقیقت راهبردی است که اگر «عقیده» از «میدان عمل و سیاست» جدا شود، هم دین دچار انزوا می‌شود و هم سیاست به انحراف کشیده خواهد شد.

اما این منطق، تنها در عرصه نظری باقی نماند، بلکه در ساختار نهاد‌های انقلابی، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عینیت پیدا کرد. سپاه از بدو شکل‌گیری به فرمان امام خمینی (ره)، بر دو رکن اساسی استوار شد:

از یک‌سو «قدرت دفاعی و سازمان نظامی» برای حراست از انقلاب، و از سوی دیگر «بنیه اعتقادی و تربیت مکتبی» برای صیانت از جهت‌گیری الهی آن.

تفاوت اساسی سپاه با بسیاری از ساختار‌های نظامی در جهان نیز دقیقاً در همین نقطه است؛ جایی که نیروی انسانی آن، صرفاً یک عنصر آموزش‌دیده نظامی نیست، بلکه یک «مجاهد مؤمن بصیر» است که مأموریت خود را در چارچوب تکلیف الهی تعریف می‌کند.

همین ترکیب هوشمندانه و عمیق، به‌تدریج سپاه را به نهادی تبدیل کرد که در مقاطع گوناگون، از دفاع مقدس گرفته تا عرصه‌های پیچیده جنگ ترکیبی توانسته است نقش‌آفرینی مؤثر، پیش‌برنده و تعیین‌کننده داشته باشد. رمز این موفقیت را می‌توان در چند ویژگی کلیدی خلاصه کرد: مکتبی بودن، روحیه انقلابی، رویکرد جهادی و التزام عملی به ولایت. این مؤلفه‌ها موجب شده‌اند که سپاه هم در میدان سخت قدرت بازدارندگی داشته باشد و هم در میدان نرم، از توان تحلیل، بصیرت و اثرگذاری برخوردار بماند.

در واقع، آنچه امروز سپاه و بسیج را به یک قدرت تأثیرگذار و متمایز در معادلات منطقه‌ای و حتی جهانی تبدیل کرده، صرفاً تجهیزات یا سازمان رزم نیست؛ بلکه «انسان تربیت شده در مکتب عقیدتی‌ـ سیاسی» است که توانسته است ایمان، آگاهی و مهارت را به‌صورت همزمان در خود جمع کند. بر همین اساس، هفته عقیدتی‌ـ سیاسی یک مناسبت صرفاً تقویمی نیست، بلکه فرصتی راهبردی برای بازخوانی این مسیر، تعمیق مبانی فکری و انتقال این میراث ارزشمند به نسل جدید است؛ میراثی که از اندیشه‌های شهید مطهری (ره) الهام گرفت، در مکتب امام خمینی (ره) نهادینه شد و در تداوم رهبری انقلاب امام خامنه‌ای (ره)، به یک الگوی موفق و الهام‌بخش تبدیل شد.

سه شاخص «عالم ربانی»، «مجاهد خستگی‌ناپذیر» و «معمار تمدن اسلامی»، چگونه در عمل می‌تواند به یک برنامه تربیتی برای نسل امروز تبدیل شود؟

پیش از پاسخ لازم است این مقطع مهم را که با هدایت الهی و تدبیر حکیمانه همراه شد، مورد توجه قرار دهم و انتخاب و تعیین ولی‌فقیه زمان، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، را که با تصمیم هوشمندانه مجلس خبرگان رهبری انجام گرفت، تبریک عرض کنم؛ انتخابی که به فضل الهی توانست انقلاب اسلامی را از یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین گذرگاه‌های تاریخی با ثبات، اقتدار و آرامش عبور دهد و بار دیگر پیوستگی عمیق «امت و ولایت» را به نمایش بگذارد.

در چنین وضعیتی، بازخوانی شخصیت امام شهید بر اساس شاخصه‌هایی که ولی‌فقیه زمان تبیین فرموده‌اند، یک ضرورت راهبردی است، نه صرفاً یک تکریم عاطفی. همان‌گونه که در پیام نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه نیز که برگرفته از همین نگاه عمیق است تأکید شده، این سه شاخص «عالم ربانی، مجاهد خستگی‌ناپذیر و معمار تمدن اسلامی» در واقع نقشه راهی برای امروز و آینده انقلاب است.

وقتی از «عالم ربانی» سخن می‌گوییم، منظور صرفاً برخورداری از دانش نیست، بلکه پیوند عمیق میان معرفت، معنویت و مسئولیت اجتماعی است. امام شهید، علم را در خدمت هدایت جامعه قرار دادند و هیچ‌گاه از تهذیب نفس و ارتباط با خدا جدا نکردند. این یعنی برای استاد و مربی امروز، علم بدون بصیرت و معنویت کافی نیست. باید به نقطه‌ای برسیم که خروجی نظام آموزشی ما، انسان‌هایی باشند که هم قدرت تحلیل دارند و هم قدرت ایستادگی. این شاخص زمانی عملیاتی می‌شود که استاد، خود به الگوی اخلاقی و فکری تبدیل شود و کلاس درس را به کانون تربیت، پاسخ به شبهات و تقویت ایمان بدل کند.

در شاخص «مجاهد خستگی‌ناپذیر»، ما با شخصیتی مواجه هستیم که مرز میان میدان‌ها را از بین برده بود و از جبهه دفاعی تا میدان فکری و از عرصه سیاست تا حوزه رسانه، حضور مستمر و مؤثر داشت. این برای ما یک پیام روشن دارد که جهاد امروز، چندبعدی و پیوسته است و نمی‌توان آن را به عرصه خاصی محدود دانست. استاد و مبلغ انقلابی باید خود را در همه میدان‌های مورد نیاز، به‌ویژه در جنگ شناختی، مسئول بداند و با روحیه خستگی‌ناپذیر وارد عمل شود.

اما «معمار تمدن اسلامی» بودن، ناظر به نگاه بلندمدت و آینده‌ساز امام شهید است. ایشان نشان دادند که انقلاب اسلامی صرفاً برای اداره یک کشور نیست، بلکه برای ساخت یک الگوی نوین تمدنی است. این یعنی استاد و مربی امروز باید از سطح مسائل روزمره عبور کند و به تربیت «نیروی تمدن‌ساز» بیندیشد؛ نسلی که ایمان، علم، مهارت و روحیه مجاهده را به‌صورت توأمان در خود داشته باشد و بتواند در مسیر پیشرفت همه‌جانبه انقلاب نقش‌آفرینی کند.

بر همین اساس، وظیفه استادان، مربیان، مبلغان و جهادگران تبیین در این مقطع، وظیفه‌ای عادی نیست، بلکه یک مأموریت جهادگونه، راهبردی و تمدنی است. آنان باید با الهام از این سه شاخص، به تربیت نیروی تراز انقلاب دست بزنند، میدان جهاد تبیین را فعال نگه دارند، در برابر شبهات و جنگ شناختی ایستادگی کنند، و با ایجاد حلقه‌های فکری و تربیتی، جریان‌ساز باشند.

در واقع، اگر این شاخص‌ها به‌درستی فهم و اجرا شود، ما در حال ادامه دادن مسیر امام شهید هستیم؛ مسیری که امروز تحت هدایت ولی‌فقیه زمان با قوت و جهت‌مندی بیشتری در حال پیشرفت است و آینده‌ای روشن را پیش روی انقلاب اسلامی قرار داده است.

در این بخش باید تأکید کنم که پیام نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه، که حاوی همین مضامین و شاخص‌هاست، صرفاً یک بیان توصیفی یا توصیه‌ای نیست، بلکه به مثابه یک «خواسته و مطالبه سازمانی» به‌صورت روشن ابلاغ شده است و انتظار می‌رود همه استادان، مربیان و جهادگران تبیین، این رهنمود‌ها را به برنامه عملیاتی تبدیل کرده و در میدان عمل تحقق بخشند.

در وضعیت کنونی و در آستانه یک رویارویی همه‌جانبه، نقش استادان و مربیان در جهاد تبیین، خنثی‌سازی جنگ شناختی و تبدیل تهدید‌ها به فرصت‌های تمدنی چیست؟

امروز ما در یکی از پیچیده‌ترین، حساس‌ترین و در عین حال سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی قرار داریم؛ مقطعی که در آن، جبهه دشمن با تمام ظرفیت‌های خود وارد یک «جنگ ترکیبی و همه‌جانبه» شده است؛ جنگی که صرفاً به عرصه نظامی محدود نیست، بلکه ذهن‌ها، باورها، امید‌ها و انسجام اجتماعی ما را به منزله هدف اصلی دنبال می‌کند.

در چنین وضعیتی، استادان، مربیان، مبلغان و جهادگران تبیین در «کانون میدان» و در خط مقدم این نبرد قرار دارند. اگر در گذشته، خط مقدم در جغرافیای جنگ تعریف می‌شد، امروز خط مقدم در «ادراک و ذهن جامعه» شکل گرفته است.

نخستین رسالت شما، پیشگامی هوشمندانه در جهاد تبیین و خنثی‌سازی جنگ شناختی است. دشمن با روایت‌سازی‌های تحریف شده، در پی تغییر محاسبات ذهنی مردم است؛ بنابراین، شما باید روایت صحیح، مستند و اقناعی را با زبانی روشن و متناسب با نسل جوان ارائه دهید. در این میدان، سه مؤلفه «سرعت»، «دقت» و «صداقت» تعیین‌کننده است. اگر در تبیین تأخیر شود، دشمن خلأ را پر می‌کند؛ اگر دقت نباشد، اعتماد آسیب می‌بیند و اگر صداقت نباشد، اثرگذاری آن از بین می‌رود.

نقش دوم، ایجاد، تثبیت و تعمیق انسجام ملی است. یکی از اصلی‌ترین اهداف دشمن، ایجاد گسست میان مردم، حاکمیت، نیرو‌های انقلابی و محور ولایت است. در اینجا، استاد و مربی باید نقش «پیونددهنده» را ایفا کند؛ با تحلیل دقیق، با گفت‌وگوی اقناعی، با امیدآفرینی واقع‌بینانه و با تبیین درست مسائل، از شکل‌گیری تشتت جلوگیری کرده و محور وحدت‌بخش جامعه، یعنی ولایت فقیه را تقویت کند. انسجام، امروز نه یک توصیه، بلکه ضرورتی راهبردی برای عبور از این مقطع است.

نقش سوم، «تبدیل تهدید به فرصت» با نگاه تمدنی است. تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است، هر بحران بزرگ، در صورت مدیریت صحیح، به سکوی جهش تبدیل شده است. امروز نیز به برکت همین شرایط پیچیده، جنگ و مصاف با استکبار جهانی، ظرفیت‌های نوینی در حال شکل‌گیری است؛ از تعمیق پیوند امت و ولایت گرفته تا ارتقای سطح آگاهی عمومی و شکل‌گیری اراده‌های جدید برای پیشرفت. این وظیفه نخبگان، به‌ویژه استادان و مربیان است که این ظرفیت‌ها را شناسایی و هدایت کرده و در مسیر «تحول حکمرانی»، «کارآمدسازی نظام» و «پیشرفت همه‌جانبه» به‌کار گیرند.

نقش چهارم، تربیت نیروی انسانی متناسب با میدان‌های جدید است. ما با نسلی مواجه هستیم که در معرض حجم عظیمی از اطلاعات، شبهات و روایت‌های متضاد قرار دارد. دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی پاسخگوی این وضعیت بود. باید نسلی تربیت شود که چهار ویژگی اساسی داشته باشد: قدرت تحلیل، روحیه مقاومت، امید فعال و توانمندی در عرصه‌های علمی، رسانه‌ای و اجتماعی. این یعنی تحول در شیوه‌های آموزش، محتوا و در ارتباط با مخاطب.

نکته مهم این است که این مسیر، یک حرکت مقطعی و واکنشی نیست، بلکه یک «مجاهده مستمر و هوشمندانه» است. دشمن به‌صورت پیوسته در حال طراحی و اقدام است؛ بنابراین، جبهه حق نیز باید با استمرار، ابتکار و خستگی‌ناپذیری عمل کند. این همان روحیه‌ای است که در سیره امام شهید به‌روشنی دیده می‌شود.

امروز از استاد و مربی تراز انقلاب، صرفاً انتظار تحلیل‌گری وجود ندارد؛ بلکه انتظار «کنشگری فعال و اثرگذار» است؛ یعنی باید پیش از بحران، آماده‌سازی و بصیرت‌افزایی کند؛ در متن بحران، آرامش، امید و جهت‌دهی ایجاد کند و پس از آن، مسیر بازسازی، پیشرفت و تمدن‌سازی را طراحی و هدایت کند.

این یک مسئولیت تاریخی است. اگر این نقش به‌درستی ایفا شود، این مقطع به نقطه عطفی در جهش انقلاب اسلامی و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی تبدیل خواهد شد؛ اما اگر کوتاهی صورت گیرد، هزینه‌های آن محدود به امروز نخواهد بود و نسل‌های آینده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

بنابراین، باید با بصیرت عمیق، ایمان راسخ، امید فعال و روحیه جهادی وارد میدان شد و این مسیر را با قدرت ادامه داد؛ چراکه وعده الهی تخلف‌ناپذیر است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ».

در پایان، لازم می‌دانم از تلاش‌های ارزشمند و مجاهدت‌های خالصانه همه مدیران، استادان، مربیان، مبلغان و جهادگران تبیین در سال ۱۴۰۴، به‌ویژه در مقاطع حساس جنگ تحمیلی دوم و سوم، صمیمانه قدردانی و تشکر کنم. بی‌تردید، آنچه در این دوره رقم خورد، صرفاً انجام یک وظیفه سازمانی نبود، بلکه جلوه‌ای از حضور آگاهانه، مسئولانه و مجاهدانه در میدان‌های پیچیده و چندلایه نبرد ترکیبی بود.

اقدامات هوشمندانه، ابتکارات میدانی، تولیدات فکری و رسانه‌ای، و تلاش‌های شبانه‌روزی شما عزیزان در همه رده‌ها، توانست بخش مهمی از طراحی‌های دشمن در عرصه جنگ شناختی و عملیات روانی را خنثی کرده و امید، اعتماد و انسجام را در بدنه جامعه پاسداری تقویت کند. این دستاوردها، سرمایه‌ای ارزشمند برای ادامه مسیر انقلاب اسلامی است.