• تنش ریاض – واشنگتن به دلیل جنگی است که آمریکا صرفا جهت تحقق اهداف و منافع خود و رژیم صهیونیستی و بدون توجه به پیامدهای آن برای کشورهای منطقه به راه انداخته و این امر امنیت متحدان عرب در حوزه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی را با خطر مواجه کرده است.
• در مرحله آتشبس ترامپ قصد داشت عملیات "پروژه آزادی" را برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری تردد کشتیها آغاز کند؛ اما به شکل غیرمنتظرهای اعلام کرد که این عملیات را برای مدتی کوتاه متوقف میکند. به گفته برخی رسانهها، این عملیات به دلیل مقاومت نزدیکترین متحدان آمریکا در خلیج فارس، یعنی عربستان سعودی متوقف شده است.
• ریاض تحت رهبری محمد بنسلمان سیاست "اول عربستان" را دنبال میکند. این کشور نمیخواهد روند توسعه اقتصادی موسوم به "چشمانداز ۲۰۳۰"، در نتیجه جنگی گسترده که آن را تحریک شده از سوی آمریکا و اسرائیل میداند، با خطر مواجه شود.
• از طرفی، ریاض چند سالی است با اتخاذ سیاست چندجانبهگرایی تلاش دارد خود را از وابستگی صرف به واشنگتن رها سازد. گرایش به شرق، مانند انعقاد توافق نامههای مشارکت راهبردی با چین (۲۰۱۶ و ۲۰۲۲) و روسیه (۲۰۱۹)، و نیز آشتی با ایران (2023) از جمله اقدامات بن سلمان در جهت تحقق این سیاست طی سالهای اخیر محسوب میشود.
• تجربه نشان میدهد منافع راهبردی همگرا بر کاستیهای ایالات متحده به عنوان یک متحد نظامی غلبه دارد. از این منظر، وجود اختلافات به معنای قطع همکاریهای راهبردی میان دو طرف نیست. طبق برخی گزارشها عربستان سعودی به نیروهای آمریکایی اجازه استفاده از پایگاه هوایی ملک فهد را برای انجام عملیات داده است. گفته میشود این تغییر نتیجه چندین تماس تلفنی میان ترامپ و محمد بن سلمان بوده است.
• در پایان، به نظر میرسد شکاف حاصله در مناسبات ریاض ـ واشنگتن برای جمهوری اسلامی ایران یک فرصت دیپلماتیک محسوب میشود تا به روند تدریجی دوری عربستان از متحد سنتی خود، یعنی آمریکا کمک کند و منظومه جدیدی از مناسبات و همکاری های راهبردی را با محوریت منطقهای و با حضور قدرتهای شرقی فراهم سازد.
پرسمان سیاسی هفته- سال دوم- شماره 48