بین الملل >>  بین الملل >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۶۰۴
بصیرت بررسی می‌کند
ادعای ترامپ و ونس درباره مذاکره و توافق به هر دلیلی که باشد در اصل مسئله تغیری ایجاد نمی‌کند چرا که ایران با نگاهی بی اعتماد به رفتارهای آمریکا می نگرد و لذا دستان نیروهای مسلح روی ماشه است و بازی غافلگیرانه نیز امری نخ نماست و هزینه‌ای سنگین برای آمریکا و هر متجاوزی به ایران خواهد داشت
پایگاه بصیرت / علی تتماج

 دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که پیشتر مدعی تاخیر انداختن گزینه نظامی به خواست برخی کشورهای عربی را مطرح کرده بود مدعی تمایل ایران برای توافق را تکرار کرده و خواستار نهایی‌سازی سریع آن شد.رئیس جمهور آمریکا در ادامه ادعاهای بی‌اساس و نخ‌نماشده خود افزود: «ما کار فوق‌العاده‌ای در ایران انجام دادیم و آنها سلاح هسته‌ای نخواهند داشت».طبق این گزارش، ترامپ مدعی شد: «ایرانی‌ها از این درگیری خسته شده‌اند و ما به پایان سریع جنگ و حل مسالمت‌آمیز آن امیدوار هستیم». در رویکردی مشابه با ترامپ نیز  جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا گفت معتقدیم که ایرانی‌ها به دنبال توافق هستند.وی در ادامه گفت: «توانایی‌های نظامی متعارف ایران را تضعیف کردیم و نمی‌توان به ایران اجازه دستیابی به سلاح هسته‌ای را داد». وی ادامه داد: من فکر می‌کنم ایرانی‌ها می‌خواهند به توافق برسند، اما تا زمانی که واقعاً یک توافق مذاکره‌شده را امضا نکنیم، با اطمینان نمی‌گویم که به توافق خواهیم رسید. من فکر می‌کنم در نهایت به ایرانی‌ها بستگی دارد که آیا مایل به ملاقات با ما هستند یا خیر، زیرا فکر می‌کنم ما مطمئناً کار خوبی انجام می‌دهیم و مطمئناً با حسن نیت مذاکره می‌کنیم». این ادعاها مشابه از سوی ترامپ و ونس در حالی مطرح می شود که در باب آن چند نکته قابل توجه است.

 

کاخ سفید در پیچ کنگره

ترامپ در حالی با ادعای آتش بس توانسته بود که کنگره را بر سر قوانین کسب اجازه برای جنگ دور بزند که ابعاد گسترده تبعات مدیریت ایران بر تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا و جهان بار دیگر کنگره را در برابر ترامپ قرار داده چنانکه سنای آمریکا بامداد چهارشنبه با رأی 50 موافق در برابر 47 مخالف، به پیشبرد قطعنامه‌ای برای محدودسازی اختیارات جنگی دونالد ترامپ در قبال ایران رأی داد؛ طرحی که در صورت تصویب نهایی، رئیس‌جمهور را ملزم می‌کند بدون مجوز کنگره به جنگ با ایران ادامه ندهد. این نخستین بار از زمان آغاز درگیری‌ها میان آمریکا و ایران است که چنین طرحی تا این مرحله در مجلس سنا پیش می‌رود. چهار سناتور جمهوری‌خواه همراه با تقریباً تمام دموکرات‌های سنا (به جز یک نفر) به پیشبرد این قطعنامه رأی مثبت دادند.با وجود پیشرفت این طرح در سنا، برای تبدیل شدن آن به قانون مراحل متعددی باقی مانده است. هر چند که این قطعنامه ابتدا باید در رأی‌گیری نهایی سنا تصویب شود، سپس از مجلس نمایندگان عبور کند و در نهایت نیز با حمایت دو سوم اعضای کنگره بتواند از وتوی احتمالی رئیس‌جمهور عبور کند اما نفس این مصوبه بیانگر شکست ترامپ در مدیریت  شرایط است که می تواند در اینده هزینه‌های بسیاری برایش داشته باشد لذا یکی از ابعاد ادعای رویکرد ایران به توافق و اولویت دادن به دیپلماسی می تواند اقدامی برای دور زدن دوباره کنگره و مانع تراشی در باب قانون اختیارات 60 روزه باشد.

 

معادلات منطقه تغییری نخواهد کرد چنانکه از یک سو مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز امری ثابت و تغییر ناپذیر است و دیپلماسی نیز صرفا یک بخش از جنگ ایران در برابر دشمن متجاوز است. از سوی دیگر تنها گزینه برای آمریکا خروج از منطقه و تن دادن به خواسته‌های ایران می‌باشد در غیر این صورت هر گزینه‌ای جز تشدید بحران و افزایش هزینه‌های و خسارت‌های آمریکا و در کلان صحنه جهانی نتیجه‌ای به همراه نخواهد داشت.

سرپوش گذاشتن بر پرونده شکست بی‌سابفه

نکته مهم دیگر وضعیت بحرانی ترامپ در پی گزارش‌های منتشره در باب خسارت‌های گسترده آمریکا در جنگ است که از یک سو دروغین بودن ادعای ارتش برتر دنیا شدن آمریکا را آشکار می سازد و از سوی دیگر سندی بر پوچ بودن ادعای نابودی توان نظامی ایران است. کنگره آمریکا در گزارشی به بررسی 42 هواپیمای بال گردان و بال ثابت آمریکا که در جنگ با ایران نابود شده‌اند پرداخته است. در جلسه استماع ۱۲ مه ۲۰۲۶، «جولز دبلیو. هرست سوم»، سرپرست حسابدار پنتاگون، اذعان کرد که برآورد هزینه وزارت جنگ برای عملیات نظامی در ایران به ۲۹ میلیارد دلار افزایش یافته است. او گفت: «بخش زیادی از این افزایش به دلیل برآورد دقیق‌تر هزینه‌های تعمیر یا جایگزینی تجهیزات است.»در ادامه، بر اساس گزارش‌های خبری و اظهارات وزارت جنگ و فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، ۴۲ فروند هواپیمای بال ثابت یا بال گردان (شامل هواپیماهای بدون سرنشین) که در عملیات «خشم حماسی» سرنگون، منهدم یا آسیب دیده‌اند، فهرست شده‌اند. تعداد هواپیماهای آسیب‌دیده یا نابودشده ممکن است به دلیل عواملی مانند محرمانه بودن، ادامه فعالیت‌های جنگی و انتساب مسئولیت، همچنان در معرض تجدیدنظر باشد.

چهار فروند جنگنده F-15E استرایک ایگل،یک فروند جنگنده F-35A لایتنینگ ۲، یک فروند هواپیمای تهاجمی زمینی A-10 تاندربولت ۲،هفت فروند سوخت‌رسان KC-135 استراتوتانکر،یک فروند هواپیمای آواکس E-3 سنتری (سیستم هشدار و کنترل هوابرد)،دو فروند هواپیمای عملیات ویژه MC-130J Commando II ، یک فروند بالگرد جستجو و نجات رزمیHH-60W Jolly Green II  ، 24 فروند پهپاد MQ-9 Reaper  (پایدار با ارتفاع متوسط و برد بلند)، پک پهپاد MQ-4C Triton (پایدار در ارتفاع بالا و برد بلند) بخشی از این خسارت‌های نظامی است در حالی که پایگاه‌های آمریکا نیز در منطقه خسارت‌ها بسیاری دیده و حتی برخی از رده خارج شده‌اند. در همین حال گزارش‌ها نشان می دهد 70 درصد توان موشکی و پهپادی ایران پابرجاست و ایران توانسته به بازسازی خسارت‌ها بپردازد. مجموع این گزارش‌ها یک رسوایی برای ترامپ مدعی ارتش برتر آمریکاست لذا واژگانی همچون توافق و یا ادعای لغو حمله نظامی به خواست کشورهای عربی و اینکه گزینه نظامی روی میز است را می توان اقداماتی سراسیمه برای سرپوش نهادن بر این شکست‌ها دانست.

  

از  گفتار درمانی تا توجیه استمرار فشار و امتیازخواهی

ترامپ که مدعی کسب منافع برای آمریکا در جنگ با ایران بود اکنون با بحران شدید اقتصادی در داخل و کاهش محبوبیت به کانال 20 درصد و خشم جهانی از پیامدهای جنگ افروزی‌ های آمریکا مواجه شده است چنانکه همزمان با ادعای ایران به دنبال توافق است با ادعای اینکه قیمت نفت به زودی به شدت کاهش خواهد یافت، افزود: «ارتش ما، قوی‌ترین ارتش جهان است». به نظر می رسد طرح رویکرد ایران به توافق در کنار قدرت نمایی ظاهری برای امریکا، بخشی از گفتار درمانی برای تاثیرگذاری بر بازار انرژی و اقتصاد است هر چند که تکرار چنین بازی، عملا بی تقاوتی همگانی به پست‌ها و ادعاهای ترامپ را به همراه داشته است.

در همین حال به نظر می رسد ترامپ با این ادعا به دنبال استمرار سیاست فشار و تحریم برای تاثیرگذاری بر تاب آوری ایران است چنانکه وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد: «ایالات متحده ۱۲ فرد، ۲۹ نهاد و ۱۹ کشتی مرتبط با ایران را تحریم کرده است.»

هر چند که ترامپ به دنبال خرج کردن از کیسه تحریم‌ها برای نمایش رسیدن به دستاوردهای نظامی است اما واقعیت‌های میدانی انکار ناپذیری وجود دارد که این ادعا را زیر سوال می برد. از یک سو تهران در سخن و عمل نشان داده است که حاضر به کوتاه آمدن در برابر هیچ تهدیدی نمی باشد چنانکه آرایش جدید نیروهای مسلح و برآورد دشمن از اراده ایران برای «خنثی سازی تهدید در مبدأ»، تردیدهای جدی درباره توسل مجدد آمریکا به گزینه نظامی ایجاد کرده است. بعد دیگر این امر را در گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌توان مشاهده کرد که بر حفظ توان نظامی ایران اذعان دارند چنانکه روزنامه عبری زبان معاریو تأکید کرد 70 درصد از موشک‌های پنهان‌شده ایران دست نخورده‌اند و اسرائیل در یک بن‌بست راهبردی خطرناک گرفتار شده است.

 

دستان ایران روی ماشه

ادعای ترامپ و ونس درباره مذاکره و توافق به هر دلیلی که باشد در اصل مسئله تغیری ایجاد نمی‌کند چرا که ایران با نگاهی بی اعتماد به رفتارهای آمریکا می نگرد و لذا دستان نیروهای مسلح روی ماشه است و بازی غافلگیرانه نیز امری نخ نماست و هزینه‌ای سنگین برای آمریکا و هر متجاوزی به ایران خواهد داشت. در همین حال معادلات منطقه تغییری نخواهد کرد چنانکه از یک سو مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز امری ثابت و تغییر ناپذیر است و دیپلماسی نیز صرفا یک بخش از جنگ ایران در برابر دشمن متجاوز است. از سوی دیگر تنها گزینه برای آمریکا خروج از منطقه و تن دادن به خواسته‌های ایران می‌باشد در غیر این صورت هر گزینه‌ای جز تشدید بحران و افزایش هزینه‌های و خسارت‌های آمریکا و در کلان صحنه جهانی نتیجه‌ای به همراه نخواهد داشت.