به تازگی خیابانهای هرجیسا، پایتخت جمهوری خودخوانده سومالیلند، شاهد رژه نظامی و جشن سی و پنجمین سالگرد اعلام استقلال بود. آنچه این مراسم را فراتر از یک مناسبت سالانه پرمناقشه برد، فهرست مهمانان ویژه آن بود؛ نمایندگانی از امارات متحده عربی، اتیوپی و تایوان. این گردهمایی نمادین، پرده از یک ائتلاف استراتژیک برداشت که معادلات امنیتی شاخ آفریقا، بابالمندب و حتی تنگه تایوان را به یکدیگر گره زده است. پازل این ائتلاف در سال گذشته تکمیل شد؛ زمانی که رژیم صهیونی حاکمیت سومالیلند را به رسمیت شناخت و آن را گامی در «روح پیمان ابراهیم» خواند.
این اقدام را می توان مصداق احیای «دکترین پیرامونی» رژیم صهیونی دانست؛ راهبردی قدیمی برای اتحاد با اقلیتهای منطقه به منظور تضعیف دشمنان و پیشروی در عمق استراتژیک آنان. در این چارچوب، رژیم صهیونی به مثابه عنکبوتی در مرکز این تار، بازیگران متفاوتی را حول محور خود گرد آورده است.
حضور تایوان در این ائتلاف، شاید راهبردیترین وجه آن باشد. تایپه که خود از سال ۱۳۹۹ سومالیلند را به رسمیت شناخته، این رابطه را با امضای «توافقنامه همکاری گارد ساحلی» در تیر ۱۴۰۴ به سطح نظامی-امنیتی ارتقا داد. این اقدام که با خشم و محکومیت شدید پکن مواجه شد، یک پیام آشکار دارد که مستقیماً اصل «چین واحد» را به چالش میکشد.
شکلگیری این تار عنکبوت، یک تهدید مشترک را برای منافع ایران و چین خلق کرده است. این محور، هم نیروهای متحد ایران در محور مقاومت را هدف قرار داده و هم با تقویت جداییطلبی تایوان، موجودیت و خطوط قرمز پکن را به چالش میکشد. در چنین بستری، جمهوری اسلامی میتواند با تکیه بر نفوذ دیرینه خود در شاخ آفریقا و همکاری با دولت مستقر در موگادیشو، به چین تضمین دهد که قادر است این تهدید مشترک را در نقطه اتصال خود خنثی کند. انصارالله یمن نیز به عنوان برگ برنده و خط مقدم محور همپیمان با ایران، اصلیترین مانع در برابر این طرح است. رهبر انصارالله پیش از این صراحتاً هرگونه حضور رژیم صهیونی در سومالیلند را «یک هدف نظامی مشروع» اعلام کرده بود.
این یک «معامله بزرگ» امنیتی است که در آن، ایران شریکی غیرقابل جایگزین برای تضمین خطوط حیاتی اقتصاد چین و مقابله با محور تلآویو-تایپه در حیاط خلوت استراتژیک پکن قلمداد خواهد شد. ایران و چین میتوانند با همکاری مشترک، این تهدید را به یک فرصت طلایی برای تثبیت نفوذ خود در شاخ آفریقا تبدیل کنند.