بین الملل >>  سیاست خارجی >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۷۱۲
بصیرت بررسی می‌کند
آنچه امروز به عنوان کارت برنده ایران باید در نظر گرفته شود آن است که اصل حق حاکمیت بر تنگه هرمز و هسته‌ای همچون صنایع دفاعی  و نقش آفرینی منطقه‌ای، از حقوق انکار ناپذیر ایران است و هرکدام پشتوانه‌ای برای تثبیت دیگری می‌باشد.
پایگاه بصیرت / علی تتماج

پیامدهای گسترده جهانی جنگ افروزی آمریکایی- صهیونیستی و مقاومت همه جانبه ایران در برابر آن در حالی هر روز گسترده‌تر می‌شود که همزمان دیپلماسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای خروج از این وضعیت نیز تشدید شده است. همزمان نیز در مقابل لفاظی‌های ترامپ و رژیم صهیونیستی نیز تهران تاکید دارد پاسخ به هر جنگ افروزی را با دامنه‌ای وسع‌تر از منطقه و با ابتکار عمل‌های جدید‌تر پاسخ خواهد داد. این فرایندها در کنار رفتارهای غیر مسئولانه اروپا که با تحریم‌ها و تهدیدات اعتماد به نفس مصنوعی برای متجاوزان ایجاد می‌کند و نیز تناقض‌ها و بی ثباتی گسترده رفتاری در عملکرد ترامپ در حالی بر پیچیدگی شرایط افزوده است که در جنگ ادراکی برای شکستن تاب آوری ایرانیان و نیز همراه ساختن جامعه جهانی با خواسته‌های ضد اصولی آمریکا در فضای جنگ و دیپلماسی، دوگانه سازی سوال برانگیزی میان هسته‌ای و تنگه هرمز مشاهده می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که هر چند آمریکایی‌ها از یک سو زیاده خواهی خروج اورانیوم غنی سازی شده و تعلیق های بلند مدت و برچیدن دانش هسته‌ای ایران را مطرح می کنند و از سوی دیگر مدعی هستند که حاکمیت ایران و بستن عوارض بر تنگه هرمز غیر قابل قبول می‌باشد، اما همزمان در فضای ادراکی برآنند تا به افکار عمومی و مسئولان ایرانی چنان القاء سازند که دست کشیدن از یکی از دو گزینه هسته‌ای و یا تنگه هرمز زمینه ساز پایان جنگ و توافق خواهد شد. آمریکایی‌ها با بهره گیری از سلطه رسانه‌ای این دوگانه سازی، قالب دو قطبی سازی جامعه نیز دنبال می کنند که گزارش‌هایی همچون ادعای رویترز مبنی بر مخالفت برخی مقامات ایرانی با خروج اورانیوم غنی سازی شده از ایران و یا ادعای ترامپ مبنی بر اینکه در تهران معلوم نیست چه کسی حاکم است نمودی از این رفتارهاست. 

در جنگ ادراکی چنان عنوان می‌شود که با توجه به تسلط ایران بر تنگه هرمز دیگر چندان نیازی به هسته ای  و غنی سازی به عنوان عنصری بازدارنده در برابر تهدیدات نمی باشد، بویژه آنکه دو جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان نیز به بهانه هسته‌ای صورت گرفته است. این تصور مطرح می شود که با درآمدهای کسب شده از تنگه هرمز و با عنایت به اینکه ایران عضو ان پی تی می باشد در آینده هر زمان ایران بخواهد می تواند غنی سازی را از سر بگیرد.

 این دوگانه سازی در حالی است که از یک سو هسته‌ای نه ابزار چانه زنی بلکه قدرت بازدارنده و مربوط به پیشرفت کشور است و از سوی دیگر تنگه هرمز نیز یک حق است نه یک کارت برنده برای چانه زنی و در نهایت دست کشیدن از آن در ازای گرفتن برخی امتیازات. ایران به عنوان عضو ان پی تی حق دارد که از دانش هسته‌ای در هر زمینه‌ای به صورت صلح آمیز استفاده نماید و از باب حقوق بین الملل نیز ایران برای حفظ امنیت خویش و منطقه از حق حاکمیت بر تنگه هرمز را برخوردار می باشد و این حقوق با هیچ ادعایی و بهانه‌ای قابل کتمان و یا حذف شدن نمی‌باشد.

غنی سازی یعنی آنکه از یک سو ایران در عرصه‌های مختلف از این دانش برخوردار است و از سوی دیگر به عنوان یک قدرت هسته‌ای صلح آمیز می‌تواند از ان برای نقش آفرینی جهانی و منطقه‌ای بهره گیرد. همچنین روند تحولات هسته‌ای جهان به سمتی پیش می‌رود که غرب به دنبال آپارتاید علمی است بگونه‌ای که در سالهای آینده کشورهایی که دارای غنی سازی نباشند دیگر حق چنین فرایندی را نداشته و این امر به یک وابستگی علمی و در نهایت سیاسی و اقتصادی مبدل می شود که خطراط امنیتی به همراه دارد، لذا پیامدهای منفی دست کشیدن از این حق برای فردای کشور از جنگ امروز برای حفظ آن بسیار بیشتر خواهد  بود.

 در همین حال تثبیت حق حاکمیت بر تنگه هرمز در قالب حق دفاع مشروع و مقابله با تهدید کنندگان امنیت ایران و منطقه قابل تعریف است که عبور از ان در شرایط کنونی منطقه و جهان خلاف امنیت و منافع ملی است.

آنچه امروز به عنوان کارت برنده ایران باید در نظر گرفته شود آن است که اصل حق حاکمیت بر تنگه هرمز و هسته‌ای همچون صنایع دفاعی و نقش آفرینی منطقه‌ای، از حقوق انکار ناپذیر ایران است و هر کدام پشتوانه‌ای برای تثبیت دیگری می‌باشد. ایران با بهره گیری از این اقتدار، و تغییرات روی داده در موازنه قدرت در منطقه و جهان می‌تواند در جهت پیگیری حقوق هسته‌ای و پایان دادن به سالها بازی غرب و آژانس در این زمینه بهره گیرد. مولفه مطرح در این عرصه آن است که  ایران با تکیه بر اقتدار در تنگه هرمز دیگر نیازی به معامله بر سر هسته‌ای نداشته، بلکه طرف‌های مقابل را  به پایان دادن به رفتارهای غیر اصولی و سیاسی کاری در قبال حق مسلم هسته‌ای خود وادار می سازد.

شمن در فضای ادراکی با دوگانه سازی هسته‌ای و تنگه هرمز به دنبال گرفتار سازی ایران در میان دو راهی انتخاب میان تنگه هرمز و یا هسته‌ای است تا با گرفتن یکی از این دو بال، در نهایت ایران را به تسلیم شدن برای دست کشیدن از بال دیگر وادار سازد.

ارزیابی نهایی آن است که هسته‌ای در دنیای امروز و آینده، اصلی غیر قابل انکار است که قدرت کشورها بر اساس آن سنجیده می شود و حتی تسلط بر تنگه هرمز بدون داشتن دانش بومی و حق غنی سازی نیز نمی‌تواند تأمین کننده منافع ایران باشد، چرا که هرگونه وابستگی در حوزه غنی سازی و هسته ای به منزله ابزار فشاری از بیرون است که می‌تواند بر منافع و اهداف ایران در تنگه هرمز نیز تأثیر منفی داشته باشد. دشمن در فضای ادراکی با دوگانه سازی هسته‌ای و تنگه هرمز به دنبال گرفتار سازی ایران در میان دو راهی انتخاب میان تنگه هرمز و یا هسته‌ای است تا با گرفتن یکی از این دو بال، در نهایت ایران را به تسلیم شدن برای دست کشیدن از بال دیگر وادار سازد. بر این اساس امروز میدان، خیابان و دیپلماسی بر اساس پیوند میان هسته‌ای و تنگه هرمز قابل تعریف می‌باشد که با تکیه بر این پیوند، و حفظ همزمان هسته‌ای و تنگه هرمز می‌تواند در کنار تامین منافع و امنیت ملی، تقویت نقش آفرینی جهانی ایران را نیز به همراه داشته باشد.