▼ حرف روز
پشت پرده نسخه جدید «نفیو»
پس از آنکه گزینه نظامی برای کاخ سفید دستاوردی در برابر ایران نداشت، حالا ریچارد نفیو، همان کسی که سالها معماری تحریمهای آمریکا بر علیه کشورمان را بر عهده داشته، نسخه تازهای را پیشنهاد کرده است.
او در یادداشتی برای نشریه فارین افرز نوشته:«بگذارید ایران خودش را شکست دهد.»
نفیو در تازهترین تحلیل خود به واشنگتن توصیه میکند که دوران وضع تحریمهای تازه عملاً به پایان رسیده، چون تقریباً هر چیزی که قابل تحریم بوده، تحریم شده است.
آنچه امروز لازم دارد، اجرای سختگیرانه و هوشمندانه تحریمهای موجود است.
به گفته او، «باید هزینههای مبادله با ایران را برای شرکای کلیدیاش مانند چین چنان بالا برد که پکن به تدریج فاصله بگیرد و تهران از درون آسیبپذیر شود.»
اما واقعیت این است که آمریکا نزدیک به یک دهه است که با ابزارهای مختلف اقتصادی سعی در تضعیف جمهوری اسلامی ایران داشته؛ با این هدف که زمینه را برای یک رویارویی نظامی مهیا کند.
اما حالا که جنگ و محاصره دریایی نتیجهبخش نبوده، استراتژیستهای واشنگتن یک بار دیگر نقشه خود را تغییر دادهاند.
با این حال، گزارشهای محرمانه سیا که روزنامه واشنگتن پست آنها را منتشر کرده، نشان میدهد که ایران علیرغم محاصره دریایی، توان تحمل پیامدهای آن را برای ماه ها و حتی سال های آینده دارد.
در داخل کشور نیز تحلیلگران اقتصادی معتقدند بهترین راه مقابله با این فشارها، تغییر آرایش اقتصادی کشور به حالت اقتصاد جنگی است؛ تکیه بر توان داخلی، فعالسازی موتورهای رشد، بازطراحی نقشه ارزی و تجاری، و تقویت همکاری با همسایگان به ویژه کشورهای شرق.
آنچه طراحان تحریم از آن غافل میمانند، تجربه چند دهه مقاومت ایران است؛ ملتی که هر بار با نسخه جدید دشمن، راه تازهای برای ایستادگی پیدا کرده است.(بهرام بختیاری)
▼ گزارش روز
رسوایی نخبه منافقین!
علی یونسی، زندانی سیاسی که سالها خود را با پوشش مظلومیت یک نخبه علمی جا زده بود، سرانجام رسماً اعتراف کرد که عضو فرقه تروریستی منافقین بوده است. او پنج سال پیش به دلیل عضویت در سازمان منافقین و فعالیتهای براندازانه بازداشت و زندانی شده بود، اما در تمام این مدت علیرغم وجود اسناد متقن، به دروغ خود را بیگناه معرفی میکرد.
رسانههای معاند با مظلومنمایی از یونسی و طرح نخبه و دانشجو بودن او، تلاش گستردهای برای سفیدشویی چهره واقعیاش انجام میدادند. حتی خواهر او پیشتر ادعا کرده بود:«کسی که شبانهروز برای گرفتن مدال طلای جهانی تلاش کرد و بعدش دانشجوی شریف شد و چند جا تدریس میکند، اصلاً وقت برای کار دیگری پیدا نمیکند. او همه زندگیاش درس و تحصیل بوده است!»
این روایتپردازیها در حالی بود که اسناد محکمی از ارتباط او با گروهک تروریستی وجود داشت.
حالا این عضو گروهک منافقین در بیانیهای که از زندان قزلحصار صادر کرده، مانند بقیه اعضای این فرقه، ضمن طرح اتهامهای واهی و تکراری، رسماً خود را عضو با سابقه این فرقه تروریستی اعلام کرده است.
سازمان منافقین نیز بلافاصله این موضوع را دستاویز تبلیغات خود قرار داده و آن را به رخ کشیده است.
این اعتراف دیرهنگام، پرده از یک حقیقت مهم برمیدارد؛ همانطور که بارها تأکید شده، جریان نفاق و رسانههای معاند همواره سعی کردهاند با استفاده از پوششهای فریبنده مانند نخبهنمایی، دانشجوسازی و مظلومنمایی، چهره واقعی عوامل خود را پنهان کنند.
یونسی نیز یکی از همان مواردی است که سالها با همین ترفندها تلاش کرد خود را قربانی نمایش دهد، اما سرانجام نقاب از چهره افتاد و ماهیت واقعیاش آشکار شد.
این اعتراف، عبرتی است برای کسانی که همچنان فریب ظاهرسازیهای رسانههای معاند را میخورند و گمان میکنند پشت این مظلومنماییها، حقیقتی غیر از آنچه هست وجود دارد.(علی فاتح)
▼ خبر ویژه
حملات رسانهای صهیونیستها به قطر
در پی افزایش تنشهای دیپلماتیک، رسانههای صهیونی با راهاندازی کارزاری هماهنگ، دولت قطر را به نفوذ سیستماتیک در نهادهای آموزشی آمریکا و تلاش برای تضعیف جایگاه رژیم صهیونی در افکار عمومی این کشور متهم کردند. عیدان کیفلار، نویسنده سیاسی سایت واللا، مدعی شد:«قطر طی ۱۷ سال گذشته با تزریق بیش از ۶۵ میلیون دلار به سیستم آموزشی ایالات متحده، در آن نفوذ کرده است. ما با مجموعهای از برنامههای آموزشی پراکنده مواجه نیستیم؛ قطر در سالهای گذشته دهها میلیون دلار هزینه کرده تا نظام آموزشی آمریکا را علیه اسرائیل جهتدهی کند.» به ادعای این نویسنده صهیونیست، فعالیتهای بنیاد قطری «بسیار فراتر از ترویج زبان عربی بوده و به ابزاری برای تأثیرگذاری گسترده بر متون درسی و گفتمانهای سیاسی پیرامون خاورمیانه و اسرائیل تبدیل شده است.» این اتهامات در حالی مطرح میشود که قطر در سالهای اخیر نقش میانجیگر فعالی در منطقه داشته و روابط نزدیکی با آمریکا نیز حفظ کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند حملات رسانههای صهیونیستی به قطر، تلاشی برای منزوی کردن این کشور و کاهش نقش میانجیگرانه آن در مناقشات منطقهای و به ویژه پرونده غزه است.
▼ اخبار
تابآوری ملی و حمایت مردمی، رمز شکست راهبردهای دشمن بود
سید جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابطبینالملل دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، با اشاره به عناصر قدرت ملی ایران گفت:«یکی از مهمترین عناصر قدرت ملی ما، که ظرفیت تابآوری کشور را فراهم کرده، حمایت مردمی بوده است؛ عنصری که اگر نگوییم همتراز با موضوعاتی مانند تنگه هرمز است، کمتر از آن نیز نیست.» وی افزود:«اعمال حاکمیت، که حق مسلم کشورهاست، بدون دیپلماسی خلاق، فعال و همهجانبه ممکن نیست. مهمترین بخش این روند، دیپلماسی حقوقی است؛ یعنی تبیین و توجیه اقدامات بر اساس اصول حقوق بینالملل و حاکمیت ملی.» دهقانی فیروزآبادی با اشاره به نقش موفق ایران در عرصه بینالمللی تصریح کرد:«صرف ورود پاکستان بهعنوان میانجی در بحرانی با این سطح از پیچیدگی، خود نشاندهنده جایگاه والای ایران در معادلات منطقهای است. قدرت بازدارندگی و ایستادگی ایران موجب شده است که حتی قدرتهای بزرگ نیز به دنبال میانجیگری برای تعامل با تهران باشند.» دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با تأکید بر آیندهسازی راهبردی ایران خاطرنشان کرد:«آیندهپژوهی اهمیت دارد، اما مهمتر از آن، چگونگی ساختن آینده است. ایران در سیاست خارجی و روابط بینالملل برای ده سال آینده جایگاه خود را به عنوان یک قدرت تأثیرگذار منطقهای و جهانی تعریف کرده است.» وی در پایان با اشاره به شکست راهبردهای آمریکا در برابر ایران گفت:«این واقعیت که چین تمایلی به ورود مستقیم به منازعات ندارد و آمریکا نیز نتوانسته متحدان خود را برای جنگ با ایران بسیج کند، نشاندهنده قدرت بازدارندگی و جایگاه بیبدیل ایران در معادلات جهانی است. حمایت مردمی، دیپلماسی فعال و تابآوری ملی، سه ضلع مثلث قدرتی هستند که ایران را به یکی از بازیگران اصلی نظم نوین جهانی تبدیل کردهاند.»
قدرت ایران حفظ و افزایش یافت
عبدالحلیم قندیل، تحلیلگر مطرح مصری، در مصاحبه با شبکه اکسترا گفت که تابآوری و ایستادگی شگفتانگیز ایران در عرصه نبرد و مذاکره، «قدرت منطقهای ایران را افزایش داده است، زیرا این کشور توانسته در بازه زمانی طولانی در برابر بزرگترین قدرت جهان مقاومت کند و طبیعتاً این موضوع وزن و ابهت مضاعفی را در منطقه به ایران بخشیده است.» قندیل افزود:«دیگر نه ترامپ و نه نتانیاهو از هدف اصلی جنگ یعنی سرنگونی نظام ایران سخنی به میان نمیآورند و این ایده اکنون به سرابی موهوم تبدیل شده است.» این نویسنده مصری با اشاره به کلانراهبرد تلآویو گفت:«هدف از جنگ صرفاً سرنگونی نظام یا نابودی توان موشکی نبود، بلکه تحمیل هژمونی رژیم صهیونیستی بر منطقه و تبدیل آن به قدرتی مطلق و بیرقیب است. ترامپ بر این ایده پافشاری میکند که کشورهای عربی باید صورتحسابها را بپردازند و به امضای توافق ابراهیم مجبور شوند.» در همین حال، اتحادیه جهانی علمای مسلمان در بیانیهای ضمن مخالفت با هرگونه عادیسازی روابط با رژیم صهیونی، آن را «پروژهای با اهداف آشکار در حمایت از اشغالگری» دانست و از کشورهای اسلامی خواست ائتلافی استراتژیک برای مقابله با چالشهای مشترک و رد تحمیلات خارجی تشکیل دهند. این اتحادیه با اشاره به جنایات رژیم صهیونی در غزه و لبنان، جامعه جهانی را مسئول سکوت و همدستی در این نسلکشی دانست.
پایان سیستم پترودلار در سایه جنگ ایران
به نقل از ریانووستی، بدهی دولت آمریکا پیش از آغاز تجاوز نظامی علیه ایران در ۲۸ فوریه حدود ۳۸.۷ تریلیون دلار بود و اکنون (پس از سه ماه) از ۳۹.۲ تریلیون دلار عبور کرده است. این افزایش ۴۰۶ میلیارد دلاری نشاندهنده «سرعت بیسابقه رشد بدهی دولت آمریکا در این ایام است.» بر اساس این گزارش، هزینههای جنگ عمدتاً از طریق عرضه اوراق قرضه تأمین میشود و بانک مرکزی آمریکا برای خرید این اوراق، پول جدید چاپ میکند که همین امر «به افزایش تورم دامن میزند و روند کاهش ارزش دلار را تسریع کرده است.» این گزارش میافزاید:«جنگ علیه ایران روندی ایجاد کرده است که در نهایت به فروپاشی سیستم پترودلار منجر خواهد شد، زیرا ایران ثابت کرده است که ایالات متحده نمیتواند از متحدانش محافظت کند و امارات حتی پیشنهاد فروش بخشی از اوراق قرضه دولت آمریکا را مطرح کرده است.» فایننشال تایمز نیز پیشتر هشدار داده بود که ادامه جنگ با ایران و بالا ماندن نرخ سود اوراق قرضه دولتی، «میلیاردها دلار به پرداختهای بهره بدهی آمریکا اضافه میکند و مالیاتدهندگان آمریکایی را با هزینههای هنگفت اضافی مواجه میکند.» بر اساس گزارش فایننشال تایمز، «هزینه استقراض دولت آمریکا پس از سه ماه درگیری در خاورمیانه به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ رسیده است.»
▼ اخبار کوتاه
◄ ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، با هشدار درباره محاصره دریایی گفت:«محاصره دریایی ایران یا از طریق مذاکره یا با اقدام نظامی پایان خواهد یافت.» وی تأکید کرد:«ایران دیپلماسی را ترجیح میدهد اما خطوط قرمزی دارد که از آن عقبنشینی نخواهد کرد و واشنگتن باید امتیازاتی بدهد چرا که در موضع ضعف قرار دارد.» رضایی افزود:«ما از بازگشت به جنگ استقبال نمیکنیم اما اگر چنین شود، آمریکا متحمل خسارات بیشتری خواهد شد.» وی خطوط قرمز ایران را پرداخت غرامت، پایان جنگ در همه جبههها، لغو تحریمها و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه عنوان کرد
◄ والاستریت ژورنال در گزارشی فاش کرد کشتیها از بیم حملات ایران در تنگه هرمز سیستم موقعیتیاب خود را خاموش میکنند. بر اساس دادههای موسسه Pole Star Global، از ۵ مارس تاکنون ۲۳۱ فروند شناور رفتارهایی مانند خاموش کردن ناگهانی موقعیتیاب یا انتشار اطلاعات جعلی از خود نشان دادهاند. تحلیلگران این موسسه میگویند:«الان یک برنامه منظم و گسترده در جریان است که در آن تعداد زیادی کشتی با هم، هماهنگ و هدفمند، موقعیت واقعی خود را پنهان میکنند. این یعنی کسی که پشت این قضیه است، کنترل بالایی بر اوضاع دارد.»
◄ مجله نشنال اینترست در یادداشتی به قلم فاطمه امان، پژوهشگر مسائل ایران، اذعان کرد:«ایران به طور فزایندهای در حال تقویت تجارت خود از طریق مسیرهای زمینی است که از افغانستان میگذرد.» وی نوشت:«تنگه هرمز دیگر فقط یک نقطه فشار ژئوپلیتیکی نیست و محاصره دریایی بنادر ایران، تجارت منطقهای را ناگزیر به انطباق با شرایط محیطی کرده است.» امان تأکید کرد:«تحریمها تجارت را متوقف نمیکند، بلکه آن را با افزایش هزینهها و پیچیدگی بازتعریف میکند»
◄ جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین اعلام کرد دستگاههای امنیتی آل خلیفه در تداوم جنگ علیه شیعیان، چندین شهروند از جمله دو کودک به نامهای «مصطفی یوسف» و «زین محمد ابراهیم» و یک مداح به نام «ناصر الکشری» را دستگیر کردند. بر اساس این بیانیه، روستاهای شیعهنشین شاهد وضعیت آمادهباش شدید امنیتی بودند و نیروهای امنیتی پس از پایان مراسم اقدام به دستگیری شهروندان کردند. پیشتر نیز بحرین تابعیت ۶۹ نفر را به اتهام همدردی با ایران سلب کرده بود.
◄ ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونی، در اظهاراتی بیشرمانه خواستار حمله به بیروت شد و گفت:«باید حومه جنوبی لبنان را درهم بکوبیم. آنچه واقعاً آنها را میزند، حومه جنوبی بیروت است و ما باید آن را درهم بکوبیم، باید آنجا را دوباره نابود کنیم.» وی در پیامی مستقیم به نتانیاهو افزود:«زمان آن است که حومه جنوبی بیروت را درهم بکوبیم.» بنگویر همچنین مدعی شد:«ارتش ما کار شایستهای انجام میدهد و در هفتههای اخیر ۶۰۰ عضو حزبالله را کشته، اما این کافی نیست.»