کد خبر: ۲۹۶۵۰۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۱۹
مقدمه:
دولت یازدهم از همان ابتدا که بر سر کار آمد برنامههای فوری اقتصادی ارائه داد و با ابتکار عملی خاص در زمینه جلب نظر افکار عمومی و فضاسازیهایی از جنس «عوام فریبی» با پمپاژ امید و البته شعارهایی «مردم پسند» مانند آنچه که از تدبیر و عقلانیت در مقام سخن بر زبان رانده میشد، توانست «موقتا و عجالتا» موج تودهای از مردم را که از مجموع «تدابیر انتخاباتیاش» برآمده با خود همراه سازد؛ موجی که البته فرازی داشت با وعدههای شتاب گونه و صرفا برای جلب نظر آرای مردم - مانند وعده صد روزه اقتصادی، سبد کالا، توافق هستهای برای اقشار متعدد و متکثری از مردم و حتی وعدههایی فرهنگی و سیاسی چون رفع حصر و تهییج افکار عمومی برای قشری دیگر از مردم - و فرودی دارد چرا که عیار درستی و راستی آن در محک واقعیتها مشخص میشود.
رودخانه را دیدهاید که موانع پیش رو را برداشته، یا میبلعد یا در سطح روان خود نگه میدارد، اما گاه حباب و کف روی آب باریکهای که با شدت رها شود، شاید در ابتدا بسیار به نظر آید، غافل از آنکه در مواجهه با وزن سنگین موانع موجود، خیلی زود ماهیت خود را نشان میدهد. «صحنه عمل» که جدا از میدان رزمآرایی انتخاباتی و سخنرانیهای آن چنانی است، صحنهای است که باید با کنار زدن موانع در جهت خدمت به یک ملت و روراستی با مردم در آن گام برداشت که البته این مهم برای مدیران متکبر و منتگذار در برابر خیل عظیم مردم به ویژه مستضعفین، مدیران تجملگرا و ثروتاندوز از خزانه ملت و مسئولان جدا از مردم بسیار گران و سخت مینمایاند. در ادامه به یک اقدام دولت که با وعدههای بزرگ اما کاذب انجام و خسارتهای سنگین و بیثمری آن مشخص شد میپردازیم و بررسی میکنیم که چرا با وجود روشن شدن چاه از راه، دولت بر ادامه این مسیر انحرافی پای فشرده و به دنبال قرارداد پرابهام و محرمانه دیگری از جنس برجام هستند؟
کد خبر: ۲۹۶۵۰۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۱۹