پروفسور حمید مولانا
شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه تحریم علیه ایران بر تقلیل مشروعیت خود به عنوان یک نهاد ناظر بر صلح و امنیت دنیامهر تأیید گذاشت. نظام بین المللی همیشه یک دستگاه غیرعادلانه و غیر دموکراتیک بوده است و تصمیم اخیر شورای امنیت بار دیگر نشان می دهد که تبعیض و زورگوئی ماهیت و مدلولات اصلی این پنج کرسی دائم مجهز به حق وتو (آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه و چین) در این سازمان بین المللی است، قطعنامه شورای امنیت علیه ایران غیر قانونی است زیرا جمهوری اسلامی ایران در توسعه فن آوری انرژی اتمی خود هیچ قانون و مقررات بین المللی را نقض نکرده است.
از طرف دیگر، این شورای امنیت است که از وظایف نوشته شده در اساسنامه خود کوتاهی کرده و مقصر است زیرا در مقابل توسعه تسلیحات هسته ای اسرائیل و پاکستان و هند که در یک منطقه مشترک با ایران قرار دارند کاملاً سکوت اختیار کرده و در شرایطی که آمریکا علناً و به طور رسمی برای انتقال هر چه بیشتر فن آوری هسته ای با هند قرار داد امضاء کرده است، عکس العملی از خود نشان نمی دهد.
آیا این چنین سیستم غیر عادلانه و حتی ضد دموکراتیک در عصری که صدای مردم سالاری از هرگوشه جهان به گوش می رسد، می تواند پایدار بماند؟ شورای امنیت سازمان ملل محصول تقسیم قدرت های جهانی در 60 سال قبل در پایان جنگ جهانی بود و چنین نظمی نمی تواند بر دنیای قرن بیست و یکم حاکم باشد. علاوه بر این، سازمان ملل و شورای امنیت با اقدام اخیر خود علیه ایران رسماً برقرارداد عدم تکثیر تسلیحات اتمی (ان.پی.تی) خط بطلان کشیده است. عضویت ایران در این قرارداد و کارکرد سازمان بین المللی انرژی اتمی که مسئول رسیدگی به پرونده ایران بود، از این به بعد در حقیقت معنا ندارد.
قطعنامه شورای امنیت بیش از آنچه تصمیمی علیه ایران باشد، ماهیت تغییرات و دگرگونی سیستم بین المللی و جابه جایی قدرت را در نظام امروزی جهانی نشان می دهد. در شرایط کنونی نفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا و حیثیت این ابرقدرت به حداقل خود رسیده است و در حالی که اروپا با استفاده از نزول ارزش دلار و افزونی تجارت و بازارهای جهانی در حال سبقت و جلو افتادن از ایالات متحده است، چین و هند با رشد اقتصادی حدود 10 درصد در سال برآمریکا و ژاپن و اتحادیه اروپا که رشد اقتصادی آنها کمتر از 3 درصد است، برتری پیدا کرده اند. ولی اقتصاد آمریکا، ژاپن، چین، هند و اروپای غربی بدون انرژی یعنی نفت و گاز طبیعی فلج خواهد ماند و این امتیاز و کارت بزرگی است که کشورهایی مانند روسیه و ایران و منطقه خاورمیانه در دست دارند.
قطعنامه شورای امنیت بدون تردید عکس العمل قدرت های بزرگ به افزایش قدرت سیاسی و فن آوری ایران در منطقه خاورمیانه و بحران نظامی و سیاسی آمریکا و اسرائیل در مقابله با رویدادهای فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان و دنیای عرب است. نه تنها نقشه آمریکا برای یک «خاورمیانه بزرگ» تحت سلطه آن کشور با شکست مواجه شده است بلکه اظهار قدرت و موفقیت ایران و اصولگرایان اسلامی به ویژه در حوزه مردم سالاری و افکار عمومی، جمهوری اسلامی ایران را به پایه یک رهبر مستعد و قابل اطمینان در «جهان سوم» ارتقا داده است.
فریاد جهانی شدن و جهانی سازی نیز که به مدت دو دهه توسط آمریکا و طیف نولیبرالهای اروپا ترویج و تبلیغ می شد همان طوری که پیش بینی کردیم نه تنها به بن بست رسیده بلکه چیزی فراسوی ارتباطات دیجیتالی تلفن های همراه و دوربین های عکاسی برای مردم و ساکنان کره زمین نبوده است. جهانی سازی و جهانی شدن یک جریان فکری و اندیشه است و نه یک شبکه فن آوری. نظر سنجی اخیر توسط «کمیسیون اروپا» نشان می دهد که 47 درصد اروپایی ها جهانی سازی را یک تهدید و خطر برای خود می دانند و این رقم در فرانسه به 76 درصد می رسد.
در ایالات متحده آمریکا 65 درصد مردم، پدیده جهانی سازی را به ضرر خود و به نفع دیگران می دانند، دیگرانی که از شرکت های غول آسای جهانی تشکیل شده و سرمایه و کار و اشتغال را در بسیاری از نقاط جهان تحت کنترل خود دارند.
قطعنامه شورای امنیت یک اشتباه بزرگ از طرف آن نهاد و یک تصمیم گیری مصلحتی و حفظ آبرو از طرف قدرت های بزرگ و اعضای دائمی این سازمان بوده است. جمهوری اسلامی ایران باید حداکثر استفاده تبلیغاتی و سیاسی را از این عمل غیرعادلانه و غیر قانونی شورای امنیت ببرد و دیپلماسی قاطعانه و تهاجمی ایران بدون تردید باید متوجه روشن کردن هر چه بیشتر افکار عمومی و نخبگان ایالات متحده آمریکا از جمله کشورهای اروپایی باشد.
در دراز مدت سیاست فشار آمریکا بر ایران و تصمیم مصلحت جویانه اعضای دائمی شورای امنیت باعث اتحاد ملی بین مردم ایران شده و دنیای اسلام و جبهه ضد استعماری و ضد استکباری امروزی را علیه بی عدالتی های سیستم بین المللی بسیج خواهد کرد.