* آقای کوهن، به عقیده حزب سبز آلمان ایران و اروپا چه گام های متقابلی را برای اعتماد زایی دو جانبه در پرونده هسته ای می توانند بردارند؟
** فکر می کنم که پس از تصویب قطعنامه در سازمان ملل دو طرف اکنون باید سریع به میز مذاکره بازگردند. به هرحال تردیدی در این مسئله وجود ندارد که ایران حق دارد از انرژی هسته ای در موارد صلح آمیز جهت تولید انرژی برق استفاده کند ولی این تردید وجود دارد که ایران می تواند از این مواد در موارد نظامی هم استفاده کند بنابراین لازمه تفاهم ایران و غرب برقراری و گسترش اعتماد میان دو طرف است و من فکر می کنم برای رسیدن به این اعتماد فرصت مناسبی است. ایران بر اساس شواهدی که وجود دارد به تکنولوژی لازم برای تولید سوخت هسته ای دست پیدا کرده است ولی در عین حال هم اکنون نیروگاهی هم وجود ندارد که این سوخت در آن مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین تا زمانی که این نیروگاه ها ساخته شود فرصتی وجود دارد تا مذاکره برای اعتماد سازی انجام شود و به سرانجام برسد.
* آقای کوهن، شما شخصا در مذاکراتی که طی این چند روز با مقام های ایرانی انجام دادید فضا را تا چه حد مستعد احیای مذاکرات دیدید؟
** در گفت و گویی که من طی این چند روز با مقام های مجلس و دولت داشتم، فضایی بسیار دوستانه حاکم بود. من احساس می کنم که فارغ از شعارها و سخنرانی ها، این شناخت وجود دارد که قطعنامه سازمان ملل به چه دلیلی صادر شده و نگرانی جامعه جهانی درباره پرونده هسته ای ایران از چه دلایلی برخوردار است. اما اینکه چگونه می توان به یک راه حل درباره پرونده هسته ای ایران رسید هنوز روشن نیست و رسیدن به یک راه حل به زمان احتیاج دارد. من سعی خواهم کرد زمانی که به کشورم برگشتم گفت و گو را بین ایران و اتحادیه اروپا تقویت کنم. برای این که به یک راه حل برسیم ایران باید در نخستین گام،قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را جدی بگیرد. این قطعنامه آن طور که رئیس جمهوری ایران اشاره کرده یک تکه کاغذ پاره نیست؛ البته اعتماد سازی را هم یک شبه نمی توان ایجاد کرد ولی گفت و گو می تواند مسیر رسیدن به اعتماد را هموار کند.
* آقای کوهن، جدی گرفتن قطعنامه و اعتماد زایی از سوی ایران، آن طور که مد نظر شماست، پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم را شامل می شود،ولی مقام های ایرانی نیز بارها عنوان کرده اند که در صورت تعلیق غنی سازی اورانیوم، نمی توانند در زمینه دریافت سوخت هسته ای به اروپایی ها اعتماد کنند، به عقیده شما اروپایی ها برای جلب اعتماد ایران در این زمینه چه می توانند بکنند؟
** نخست باید تاکید کنم که درخواست من برای جدی گرفته شدن قطعنامه از سوی ایران، باور کردن این مسئله است که قطعنامه یک تکه کاغذ پاره نیست. این قطعنامه به هرحال بیانگر نوع نگاه جامعه جهانی است. درباره مسئله اعتمادزایی هم، زمانی که مذاکرات آقای لاریجانی و سولانا جریان داشت، پیشرفت های بسیار مهمی به وجود آمده بود و زمینه برای دستیابی به توافق بسیار نزدیک بود ولی درست در لحظات آخر مقام های ایرانی، این توافق را نپذیرفتند. بنابراین اینگونه نیست که دستیابی به اعتماد امری محال و غیر ممکن باشد چون تجربه نشان داده که دستکم یکبار زمینه های این اعتماد به وجود آمده بوده است. به باور من موضوع مهم این است که ایران باید به نوعی تعلیق را بپذیرد. ایرانی ها عنوان می کنند که به تکنولوژی غنی سازی اورانیوم دست پیدا کرده اند. من درک می کنم و می فهمم که این رشد در تکنولوژی و به دست آوردن این فناوری یک مسئله غرور ملی هم برای ایرانی ها هست ولی از طرف دیگر در ایران هنوز نیروگاهی نیست که بشود از سوخت هسته ای در آن بهره برد. این مسئله فرصتی را در اختیار ایران و غرب قرار می دهد و تا زمان ساخته شدن نیروگاه، ایران می تواند غنی سازی را متوقف کند و مذاکرات را در مسیر اعتماد زایی دوجانبه ادامه دهد.
* آقای کوهن، سوال اصلی من را پاسخ ندادید، اینکه اروپایی ها چگونه می توانند نگرانی مقام های ایرانی را از عدم صداقت غرب درباره پرونده هسته ای برطرف کنند. چون به هر حال تهران باور دارد که اروپایی ها در پیشنهادهای خود ممکن است صداقت به خرج ندهند.
** بدون شک اروپا در بسته پیشنهادهایی که به ایران ارائه کرد، کاملا جدی بود و وقتی که گفت و گو آغاز شود و جست وجو برای دستیابی به یک راه حل سیاسی میان ایران و اروپا آغاز شود طبعا همکاری ها و مناسبات دو طرفه گسترش پیدا می کند و همه اینها گواهی خواهد بود بر این که پیشهادها از سوی اروپا جدی مطرح شده است. مسئله دیگر این است که حداقل آلمان تاکنون همه قراردادهایی را که در زمینه های اقتصادی وسیاسی و حقوقی با کشورهای جهان داشته، عملی کرده و دلیلی وجود ندارد که در این مورد قراردادها را عملی نکند.
* قبول بسته پیشنهادهای اروپا آن طور که مقام های تهران تعبیر کردند به منزله پذیرش شکلات در قبال دادن مروارید بود. آیا به عقیده شما، اروپایی ها نمی توانند پیشنهادهای قابل تامل تر و جذاب تری به ایران ارائه کنند که زمینه دستیابی به تفاهم را هموار سازد ؟
** البته رسم نیست که درباره جزئیات اینگونه پیشنهادها در روزنامه ها بحث کنند؛ اینها مسائلی که باید در مذاکرات روشن شود و بنابراین لازم است که اصولا مذاکره ای انجام شود به نظر من ایران چند پیشنهاد خوب را هم که می توانستند راه حل مناسبی پیش پای طرفین بگذارند، رد کرد. ایران پیشنهاد روسیه و سپس پیشنهاد اروپا را نپذیرفت و شاید تصور ایرانی ها براین پایه بود که با حضور روسیه و چین در شورای امنیت، امکان تصویب قطعنامه علیه ایران وجود ندارد، اما تجربه نشان داد که این تصور درست نبوده است. بنابراین در شرایط فعلی لازم است که مذاکرات ابتدا شروع شود تا بتوان درباره همه این جزئیات به بحث نشست.
* چند روز پیش، آقای تریتین رئیس حزب سبز آلمان اشاره کرده بودند که قطعنامه شورای امنیت درباره پرونده هسته ای ایران، گرهی از مشکلات اروپا پیرامون این پرونده باز نمی کند، آیا از این موضع گیری می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که حزب سبز آلمان با نفس تصویب قطعنامه علیه پرونده هسته ای ایران مخالف است یا اینکه زمان تصویب آن را مناسب نمی دانسته است ؟
** آقای ترینین نتیجه مباحث را عنوان می کند. ما البته از قطعنامه استقبال کردیم ولی تاکید کردیم که این قطعنامه به تنهایی کافی نیست و باید مذاکرات به سرعت از سر گرفته شود تا بتوان راه حلی را پیدا کرد. ما از این واقعیت هم که مسئولان و مردم ایران معتقد به حل مسالمت آمیز مسئله هسته ای هستند استقبال می کنیم و از طرف دیگر منتقد صحبت های تشنج آفرینی هستیم که گاهی اوقات رئیس جمهوری آمریکا ابراز می کند و متاسفیم از این که ایشان به توصیه های کمیته بیکر - همیلتن مبنی بر گفت و گوی مستقیم با ایران و سوریه عمل نکرد. ولی به هر حال دولت ایران هم باید متوجه این مسئله باشد که به غیر از مذاکره،راه حل دیگری برای پرونده هسته ای وجود ندارد. در مذاکره هم البته وقتی یک موضوع چندین سال طول کشیده و در مراحلی به بن بست رسیده، برگشتن به گذشته، پاسخی به مشکل نخواهد داد و باید آینده را در نظر داشت. چینی ها لغت بحران را در دو معنی به کار می برند یکی بحران به معنی خطر و دیگری به معنی شانس. ما باید این بار از بحران تعریف شانس را برجسته کنیم.
* آقای کوهن، شما در صحبت های خود از مواضع تشنج آفرین رئیس جمهوری آمریکا انتقاد کردید، مطلع هستید که در استراتژی جدید آقای بوش، خاورمیانه به دو گروه تند روها و میانه روها تقسیم شده است و جالب این که کشورهایی نظیر مصر و عربستان در رده کشورهای میانه در مقابل ایران و سوریه جای گرفته اند.با این مقدمه می خواهم دیدگاه حزب سبز آلمان را پیرامون صلح خاورمیانه جویا شوم و بدانم آیا دیدگاه شما در این زمینه نیز مخالف دیگاه های ایالات متحده است. آیا شما ایران را کشوری موثر در ثبات خاورمیانه قلمداد می کنید؟
** سبزهای آلمان از اینکه ایران در مورد مسئله لبنان، فلسطین و خاورمیانه موضع سازنده ای را در پیش بگیرد، استفبال می کنند. من آرزو می کنم که دولت ایران نقش بسیار مهمی را که می تواند در صلح خاورمیانه داشته باشد، به خوبی ادا کند. در این رابطه بهتر است که برخی موضع گیری های تند مقام های ایرانی قطع شود. از طرف دیگر باید اذعان کنم که من از سخنرانی آقای بوش در کنگره هم بسیار یکه خوردم. به هر حال او هم همه مسائل را با هم مخلوط می کند. برای مثال گرچه برخی مواضع حزب الله لبنان هم نادرست است اما همسان تلقی کردن حزب الله و القاعده کار اشتباهی است. ولی در نهایت آرزوی من این است که ایران، نقش مهم خود در صلح خاورمیانه را به خوبی ایفا کند.
* آقای کوهن، مایلم به عنوان سوال آخر نظر شما را درباره نقشی که آلمان در دوره ریاست بر اتحادیه اروپا می تواند در پرونده هسته ای ایران ایفا کند، جویا شوم. آیا آلمان که هم اکنون به عنوان لوکوموتیو اقتصادی اروپا شناخته شده، می تواند در دوره ریاست اتحادیه اروپا، به عنوان میانجی تهران و غرب، گام های موثری در زمینه احیای مذاکرات بردارد ؟
** به هر حال همه سیاستمداران آلمانی درک می کنند که ایران یکی از با اهمیت ترین کشورهای خاورمیانه است و با تاریخ بلند بالای خود می تواند در سطوح مختلف با آلمان و سایر کشورهای غربی گفت و گو داشته باشد. ریاست آلمان بر اتحادیه اروپا هم می تواند شروعی بر این قضیه باشد. مثلا من به عنوان یک سیاستمدار سبز اعتقادم بر این است که بهبود وضعیت آب و هوایی یکی از موضوع هایی است که می تواند مورد گفت و گو قرار گیرد. به هر حال انرژی هسته ای در کشورهایی که با خطر زلزله مواجه هستند، انرژی چندان مطمئنی نیست. ایران دارای سایر منابع احیا شونده نظیر ( آب، باد و نور ) است که می تواند برای تولید انرژی از آنها هم استفاده کند. ایران باید به زمانی فکر کند که ذخایر نفتی کشور به پایان رسیده است. در آن زمان ایران باید به سطحی از تولید رسیده باشد که بتواند در عرصه اقتصاد جهانی پایدار بماند. در این زمینه ایران می تواند همکاری گسترده ای با آلمان و سایر کشورهای اروپایی داشته باشد. مسئله تبادلات فرهنگی هم امر دیگری است که می تواند ایران و اروپا را به هم نزدیک کند. همه این اسباب نزدیکی ایران و اروپا اما منوط به رفع مشکلات سیاسی است.