تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۱۳۲
بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران‏ 12/9/1379

...امروز بهترین چیزى که ممکن است ما بتوانیم براى تصحیح اخلاق و رفتار و منش خودمان - یعنى مسؤولان کشور - ملاک قرار دهیم، مردم‏سالارى دینى است؛ همین چیزى که بارها گفته‏ایم و تکرار شده است. نباید اشتباه شود؛ این مردم‏سالارى به ریشه‏هاى دمکراسىِ غربى مطلقاً ارتباط ندارد. این یک چیز دیگر است. اوّلاً مردم‏سالارى دینى دو چیز نیست؛ این‏طور نیست که ما دمکراسى را از غرب بگیریم و به دین سنجاق کنیم تا بتوانیم یک مجموعه کامل داشته باشیم؛ نه. خودِ این مردم‏سالارى هم متعلّق به دین است. مردم‏سالارى هم دو سر دارد که من در یک جلسه دیگر هم به بعضى از مسؤولان این نکته را گفتم. یک سرِ مردم‏سالارى عبارت است از این‏که تشکّل نظام به وسیله اراده و رأى مردم صورت گیرد؛ یعنى مردم نظام را انتخاب مى‏کنند، دولت را انتخاب مى‏کنند، نمایندگان را انتخاب مى‏کنند، مسؤولان اساسى را به‏واسطه یا بى‏واسطه انتخاب مى‏کنند؛ این همان چیزى است که غرب ادّعاى آن را مى‏کند و البته در آن‏جا این ادّعا واقعیت هم ندارد.
بعضى کسان لجشان مى‏گیرد از این‏که ما بارها تکرار مى‏کنیم که ادّعاى دمکراسى در غرب، ادّعاى درستى نیست. خیال مى‏کنند که یک حرفِ تعصّب‏آمیز است؛ در حالى که نه، این حرف، حرف ما نیست؛ تعصّب‏آمیز هم نیست؛ ناشى از ناآگاهى هم نیست؛ متّکى به نظرات و حرفها و دقّتها و مثال‏آوردنهاى برجستگان ادبیات غربى است. آنها خودشان این را مى‏گویند. بله؛ در تبلیغات عمومى، آن‏جایى که با افکار عمومى سر و کار دارند، اعتراف نمى‏کنند. آن‏جا مى‏گویند آراء مردم وجود دارد و هرچه هست، متّکى به رأى و خواست مردم است؛ اما واقعیت قضیه این نیست. خودشان هم در سطوح و مراحلى به این معنا اعتراف مى‏کنند؛ در نوشته‏هایشان هم هست و ما هم از این قبیل اعترافها را فراوان دیده‏ایم؛ امروز هم که شما در کشور ایالات متحده امریکا نمونه‏اش را مى‏بینید؛ این به اصطلاح مردم‏سالارى است! ما آن را نمى‏گوییم. آن بخش انتخاب مردم، یکى از دو بخش مردم‏سالارى دینى است که البته آن هست. مردم بایستى بخواهند، بشناسند، تصمیم بگیرند و انتخاب کنند تا تکلیف شرعى درباره آنها منجز شود. بدون شناختن و دانستن و خواستن، تکلیفى نخواهند داشت.
ما در قبال مردم وظایف جدّى و حقیقى داریم‏
سرِ دیگر قضیه مردم‏سالارى این است که حالا بعد از آن‏که من و شما را انتخاب کردند، ما در قبال آنها وظایف جدّى و حقیقى داریم. بعضى دوستان این روایات را از نهج‏البلاغه و غیر نهج‏البلاغه جمع کردند که البته مجال نیست که من همه آنها را بخوانم؛ دو سه نمونه‏اش را مى‏خوانم. «و ایّاک والمنّ على رعیتک باحسانک او التّزیّد فیما کان من فعلک او ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک فانّ المنّ یبطل الاحسان و التّزیّد یذهب بنور الحقّ والخلف یوجب المقت عنداللَّه و النّاس».(15) مى‏فرماید: نه سر مردم منّت بگذارید که ما این کارها را براى شما کردیم یا مى‏خواهیم بکنیم؛ نه آنچه را که براى مردم انجام دادید، درباره‏اش مبالغه کنید؛ - مثلاً کار کوچکى انجام دادید، آن را بزرگ کنید - و نه این‏که وعده بدهید و عمل نکنید. بعد فرمود: اگر منّت بگذارید، احسانتان باطل خواهد شد. مبالغه، نور حق را خواهد برد؛ یعنى همان مقدار راستى هم که وجود دارد، آن را در چشم مردم بى‏فروغ خواهد کرد. اگر خلف وعده کنید، «یوجب المقت اللَّه و النّاس»؛(16) در نظر مردم و در نظر خدا این مقت و گناه است. «قال اللَّه تعالى: کبر مقتا عنداللَّه ان تقولوا ما لاتفعلون».(17) هرچند اینها کلام امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام خطاب به مالک اشتر است، اما خطاب به ما هم هست.
منع امتیازهاى ویژه در نظام مردم‏سالارى دینى‏
نکته دوم از همین قبیل وظایف، مربوط به مردم‏سالارى دینى است: «انصف اللَّه و انصف النّاس من نفسک و من خاصة اهلک و من لک فیه هوى من رعیتک»؛(18) یعنى درباره خودت، درباره دوستان و خویشاوندان و رفقاى خودت، رعایت انصاف را در قبال مردم و خدا بکن؛ یعنى اختصاص و امتیاز به آنها نده؛ یعنى همین چیزى که دوستان عزیز فرنگى‏مآب ما به آن «رانت‏خوارى» مى‏گویند؛ یعنى امتیاز ویژه. امکانات استفاده از یک شرکت و یک منبع مالى را در اختیار جمع خاصى قرار دادن، به مناسبت این‏که اینها دوست یا خویشاوند یا رفیق ما هستند. این کار جزو کارهاى ضدّمردم‏سالارى است. هر کس که این کارها را بکند، همان فسادى ایجاد خواهد شد که الان آقاى رئیس جمهور به آن اشاره کردند. بله، باید با این فسادها مبارزه شود. برادران و خواهران عزیز! تا این فسادها در مجموعه کارگزاران کشور وجود داشته باشد، توانایى کار وجود نخواهد داشت و پیشرفت امکان ندارد؛ هر کار هم بکنید، امکان نخواهد داشت. اینها شکافها و دره‏ها و حفره‏هایى است که وقتى به وجود آمد، هرچه شما دستاورد داشته باشید و در آن بریزید، آنها را پُر نمى‏کند؛ دستاورد هم از بین مى‏رود. لذا اوّل باید اینها را علاج کرد. این فرمایش امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام است: «من لک فیه هوى من رعیتک»؛ به رفقا و نزدیکان و آدمهایى که دوستشان دارى، نباید امتیاز ویژه بدهى؛ همه باید یکسان امتیاز ببرند. امتیازى که هست، باید در اختیار همه قرار گیرد. اگر بناست قرعه‏کشى شود، اگر بناست سقف باشد، در عین حال نباید براى کسى امتیازى وجود داشته باشد.
توجّه به گسترش عدالت و جلب خشنودى توده‏هاى مردم‏
سوم: این هم یک نشانه دیگر مردم‏سالارى است؛ «و لیکن احبّ الامور الیک اوسطها فى الحقّ و اعمها فى العدل و اجمعها لرضى الرعیّة»؛(19) دنبال کارهایى باش که از افراط و تفریط دور باشد و عدالت را در سطح وسیعترى شامل حال مردم کند؛ یعنى سطح تماسش با مردم و منافع آنها هرچه وسیعتر باشد و رضایت و خشنودى عامّه و توده‏هاى مردم را بیشتر جلب کند. دنبال این نباش که رضایت گروههاى خاص - یعنى صاحبان ثروت و قدرت - را به دست آورى. من و شما مخاطب این خطابیم. الان شما اگر وزیرید، اگر نماینده‏اید، اگر از مسؤولان مربوط به نیروهاى مسلّحید، اگر مربوط به رهبرى هستید، اگر مربوط به قوّه قضایّیه هستید، هرجا هستید، باید توجّه داشته باشید کارى که انجام مى‏دهید، در جهت میل صاحبان ثروت و قدرت نباشد؛ که اینها در این فرمایش امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام به «خاصّة» تعبیر شده است. بعد مى‏فرماید: «فانّ سخط العامة یجحف برضى الخاصة»؛(20) اگر دل صاحبان ثروت و قدرت را به دست آوردید و مردم را ناراضى کردید، نارضایتى مردم این گروههاى خشنودشده خواص - یعنى صاحبان ثروت و قدرت - را مثل سیلابى خواهد برد. «و انّ سخط الخاصة یغتفر مع رضى العامة»؛(21) اما اگر رعایت میل دل صاحبان ثروت و قدرت را نکردید، از شما ناراضى مى‏شوند؛ بگذار ناراضى شوند. وقتى مردم از شما راضى‏اند و براى آنها کار کردید، بگذار اینها ناراضى باشند. «یغتفر»؛ این نارضایى بخشوده است.
در نظام مردم‏سالارى، مسؤول، پاسخگوست‏
مردم‏سالارى فقط این نیست که انسان تبلیغات و جنجال کند و بالأخره عدّه‏اى را به پاى صندوقها بکشاند و رأیى را از مردم بگیرد، بعد هم خداحافظ؛ هیچ کارى به کار مردم نداشته باشد! بعد از آن‏که این نیمه اوّل تحقّق پیدا کرد، نوبت نیمه دوم است؛ نوبت پاسخگویى است. درباره همین گروههاى خاص، باز امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام در این بیان مطالبى دارد: «لا تقولنّ انّى مؤمّر آمر فاطاع»؛(22) این جمله باز در همین نامه مالک اشتر است. فرمود: نگو به من مأموریت داده شده، به من مسؤولیت داده شده و من صاحب فلان مسؤولیت شده‏ام - «آمر فاطاع»؛ بنده مسؤولم، دستور مى‏دهم و شما باید اطاعت کنید؛ این‏طور حرف نزن - «فانّ ذلک ادغال فى القلب»؛(23) این دلِ تو را خراب و نابود مى‏کند؛ واقعش نیز همین است. بعد چند خصوصیت دیگر را ذکر مى‏کند: «و تقرّب من الفتن»؛(24) این، برگشت خشم‏آلودِ مردم را به تو نزدیک مى‏کند. وقتى این‏طور حرف بزنى، مردم از خودخواهى و مَن مَن گفتن تو و خود را محور همه چیز دانستن و مسؤولیتى براى خود قائل نبودن، براى همیشه ناخشنود مى‏شوند.
اوّلین قدم، اصلاح درونى خود ماست‏
عزیزان! روز ماه رمضان است؛ روزها و ساعات متبرّکى است. همه باید از این ساعات و روزها استفاده کنند. استفاده حقیقى من و شما از این ساعات و از این روزها و شبها این است که از خدا بخواهیم و خودمان هم مجاهدت کنیم تا بتوانیم مانند یک کارگزار اسلامىِ واقعى، یک مسؤول حقیقىِ مؤمن و اسلامى، در هر بخشى که هستیم، عمل کنیم. باید این‏طور شود و چاره‏اى هم نیست؛ یعنى اصلاً نمى‏شود تحمّل و قبول کرد که ما اجازه دهیم این فسادها در بین ما رواج پیدا کند؛ نه، آن کارها باید بشود و همه هم مسؤولند. باید تلاش شود، این مجاهدتها باید بشود، این اصلاحها باید صورت گیرد. اوّلین قدم اصلاح - که اصلاحات گفته مى‏شود - اصلاح درونىِ خود ماست؛ یعنى این مجموعه مسؤولان نظام بایستى خودشان را از این روشها و منشها و خُلقیّات و رفتارهاى غیر اسلامى خلاص کنند و نجات دهند. اگر این کار صورت گرفت، آن‏گاه پیشرفت کارها ممکن خواهد شد.
در این ماه رمضان از خداى متعال توفیق بخواهید و دعا کنید تا بتوانیم این مرحله را نیز بگذرانیم. ان‏شاءاللَّه مرحله بعد تشکیل کشور اسلامى است که اگر این کشور به وجود آمد، به فضل پروردگار همان الگویى خواهد شد که دشمنها هرگز نمى‏خواستند چنین الگویى به وجود آید. خداوند ان‏شاءاللَّه همه شما را موفّق بدارد.