تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۳۲۷

سیدیاسر جبرائیلی
پس از ماهها شایعه پراکنی رسانه های غربی در مورد احتمال استفاده آمریکا از خاک ایران به عنوان کریدوری برای انتقال تدارکات مورد نیاز نیروهای نظامی ناتو در افغانستان، چندی پیش خبر ارسال درخواست رسمی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی از ایران برای همین منظور روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. دعوت «فرانکو فراتینی» وزیر خارجه ایتالیا از منوچهر متکی همتای ایرانی خود برای حضور در اجلاس جی8 که چهارم تا ششم تیرماه در رم برگزار می شود، در همین رابطه است.
درباره علل ارائه این پیشنهاد به ایران و چگونگی برخورد تهران با این موضوع، نکات زیر قابل تامل است؛
1- عمده تدارکات مورد نیاز نیروهای ناتو در افغانستان (از قبیل سوخت) به دلیل خطرپذیربودن و بعضا غیرممکن بودن حمل هوایی آنها، می بایست از طریق دریا و زمین ترانزیت شوند. در بررسی های ژئواستراتژیک، سه کریدور «ممکن» دریایی- زمینی برای این منظور شناسایی شده است. مسیر اصلی تامین کالاهای مورد نیاز ناتو راه «خیبر» است که بندر کراچی را به ایالت سرحد در جنوب شرقی پاکستان وصل کرده، آنگاه با عبور از گذرگاه مرزی «تورخم» در جنوب افغانستان، به کابل می رسد. تاکنون 70درصد این محموله ها از طریق همین مسیر منتقل شده اند، اما با افزایش فعالیت نیروهای طالبان از نوامبر سال گذشته و بالا رفتن میزان حملات آنها، ضریب امنیت این کریدور برای ارسال تدارکات حیاتی به افغانستان به صفر نزدیک شده است. کریدور دوم در شمال افغانستان و در مسیر کشورهای آسیای مرکزی قرار دارد. برای استفاده از این مسیر، محموله ها می بایست از طریق دریای سیاه به بنادر اوکراین رسیده و با عبور از روسیه، قزاقستان و ازبکستان، به افغانستان برسد. روسیه نه تنها برای همکاری خود با آمریکا شرط های بسیار سنگین گذاشته، بلکه دیگر کشورهای همجوار خود را نیز تحت فشار قرار داده تا به هیچ رو در خدمت اهداف نظامی واشنگتن قرار نگیرند. فشار مسکو برای تعطیلی پایگاه استراتژیک ماناس در قرقیزستان از نمونه های قابل ذکر تحرکات ضدآمریکایی روسیه در این حوزه است. شرایط هم اکنون به گونه ای است که روزنامه نیویورک تایمز به صراحت می نویسد «آمریکا در تلاش است راهی بیابد تا محموله های تدارکاتی از طریق روسیه ارسال نشود» کریدور سوم اما ایران است. اگرچه در مطرح شدن نام این کریدور، به اذعان روزنامه نیویورک تایمز، «بیشتر مسئله قابلیت جغرافیایی ایران مد نظر گرفته شده تا حقایق موجود»، اما ارائه درخواست رسمی به ایران، نشان دهنده میزان وخامت اوضاع برای آمریکاست که کارش اینگونه به چشم پوشی از «حقایق» رسیده است، حقایقی که در ادامه یادداشت حاضر تشریح می شود.
2- در پس این پیشنهاد همکاری به ایران، توطئه خطرناکی نهفته است. آمریکایی ها قصد دارند با این تیر دونشان را بزنند. اولین هدف همانطوری که از شواهد پیش گفته پیداست، رفع مشکل ارسال تدارکات به افغانستان و پیشبرد استراتژی جدید واشنگتن در این کشور است. هدف دوم اما وارد ساختن یک ضربه استراتژیک به ایران است. آمریکایی ها به خوبی واقفند که ایران هم اکنون اصلی ترین بازیگر مهم و تاثیرگذار در تحولات منطقه است. علاقمندی تهران به سرنوشت همسایگان خود باعث شده ایران به عنوان یک کشور مقتدر همواره نسبت به اشغالگری و تجاوز به حقوق ملت های عراق و افغانستان معترض باشد. اگرچه آمریکایی ها در توجیه اشغالگری خود شعار دموکراسی و تروریسم و... سر دادند، اما با آشکارشدن حقایق و نیات واقعی متجاوزان، موقعیت آنها به شدت در نزد افکار عمومی و حتی دولت های منطقه افت کرد و در این سو به دلیل مواضع محکم، جایگاه ایران با نسبتی بیشتر ارتقا یافت.
هم اکنون آمریکایی ها می خواهند با جلب همکاری ایران در اشغال افغانستان، تهران را به عنوان یک همدست در فرآیند تعدی و تجاوز به دنیا معرفی کرده و با وارد ساختن یک ضربه حیثیتی به جمهوری اسلامی، افت جایگاه و کاهش اقتدار آن را در منطقه و جهان به نظاره بنشینند. علاوه بر آن، اینها مطمئن خواهند بود که در صورت پذیرش این پیشنهاد از سوی ایران دیگر به دلیل اشغالگری، از ناحیه تهران مورد تعرض و انتقاد قرار نخواهند گرفت. صریح تر آنکه با وارد شدن تهران به این بازی، قابلیت مخالفت با اشغال از آن گرفته می شود.
3- ارائه این درخواست همکاری وجه مثبتی نیز دارد. آمریکایی ها با ارسال این پیشنهاد و تحلیل های متنوعی که برای مزایای این همدستی برای ایران در رسانه های خود ضمیمه آن کرده اند، تهران را از یکی از اتهامات بزرگی که در طول چند سال گذشته تکیه کلامشان بوده، تبرئه کردند. تا دیروز واشنگتن جمهوری اسلامی را به همکاری با طالبان متهم می کرد. یک نمونه از این اتهامات از زبان رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا این است: «ایرانی ها به افغانستان اسلحه می فرستند تا در حمله به نیروهای ایساف و ائتلاف استفاده شود. با توجه به این که طالبان با این نیروها درگیرند، منظور گیتس این است که ایران، طالبان را تجهیز می کند. امروز اما پرده ها کنار رفته و تحلیل ها دقیقا برعکس شده اند: روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز می نویسد: «با توجه به این که دولت شیعه ایران با گروه سنی طالبان روابط بسیار بدی دارد، احتمال مطرح شدن پیشنهاد همکاری از سوی ایران و فراهم کردن مسیری برای انتقال تدارکات کم نیست»! مشخص نیست که آیا از این پس نیز آمریکایی ها ایران را به همکاری با طالبان متهم خواهند کرد یا خیر، اما درخواست رسمی ناتو از ایران برای همکاری، سند محکمی برای برائت تهران از این دست اتهام ها است.
4- ناگفته نماند که آمریکایی ها البته اهل معامله اند. به قدری توان معامله واشنگتن بالاست که قرقیزی ها گفته اند اگر می خواهید در پایگاه ماناس، بمانید، کرایه آن دیگر 17 میلیون دلار سابق نیست، باید 350 میلیون دلار بپردازید و البته این سوای امتیازات و کمک های مالی دیگری است که باید بپردازید. تفاوت جمهوری اسلامی ایران با غرب و شرق نیز اتفاقا در همین جاست. شاید آمریکایی ها حاضر شوند امتیازاتی به تهران بدهند (توطئه ای که در بند 2 تشریح شد فراموش نشود) اما نکته اینجاست که در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، «حقوق انسانی» قابل معامله نیست. اگر واشنگتن دست به قتل عام بی گناهان می زند و همزمان داد حقوق بشر سر می دهد و اشک تمساح برای کشته شدگان می ریزد، با ارائه پیشنهاد به ایران برای همکاری و احیانا امتیاز به آن، احتمالا یا نمی تواند معنای دیگری جز نیرنگ و دورویی از «سیاست» مراد کند، یا این که به درک درستی از جمهوری اسلامی ایران نرسیده است.
اگر امروز تحلیلگران و استراتژیست ها از افول آمریکا سخن می گویند و همزمان هشدار می دهند که نفوذ منطقه ای و جهانی ایران لحظه به لحظه در حال افزایش و گسترش است، علت آن است که بر جهان نظم و قواعدی حاکم است و سرانجام آن، نه با پیروزی باطل، که با غلبه حق رقم خواهد خورد. آمریکایی ها بی تردید پاسخ ایران را به درخواست همکاری در اشغال می دانستند، اما از روی ناچاری تیری در تاریکی رها کردند. هم اکنون می توانند این تیر را در شنزارهای داغ افغانستان به جست وجو بنشینند و به دست و پا زدن در باتلاقی که حاصل جنایت های خودشان است، ادامه دهند. شفافیت سیاست جمهوری اسلامی ایران این قدرت را به تحلیلگر می دهد که به جرات ادعا کند تهران به خاطر تامین منافع ملی افغانستان در اجلاس رم حاضر نخواهد شد.