نشان AU:
1ـ ساقههای نخل: به نشان صلح در هر دو طرف؛
2ـ حلقة طلایی: نماد غنای آفریقا و آیندة درخشان آن؛
3ـ حلقة سبز: سمبل امیدها و آرزوهای آفریقا؛
4ـ در وسط حلقة سبز نقشة آفریقای بدون مرز: نمودار اتحادیة آفریقا؛
5ـ حلقههای کوچک قرمز رنگ: معرف همبستگی آفریقایی و خونهای نثارشده برای آزادی آفریقا.
سرود اتحادیة اروپا همان سرود سازمان وحدت آفریقاست. روز آفریقا: 25 مه؛ پول واحد آفریقایی از موضوعات مورد بحث در نشستهای اتحادیه است و هنوز به علت وجود برخی مشکلات اساسی اقتصادی آفریقا این مهم حاصل نشده است.
ارتباط با کشورهای غیرعضو قاره
اتحادیة اروپا: به عنوان یک واحد مستقل با کشورها و سرزمینهای غیرعضو، مثل سوئیس، آندورا، موناکو، سنمارینو، واتیکان، جزیره مان، جرسی، گرنسی و جزایر نارو، توافقنامههایی منعقد کرده است.
اتحادیة آفریقا: با توجه به عضویت کلیة کشورهای آفریقایی در سازمان وحدت آفریقا و سپس تغییر آن به اتحادیة آفریقا، بحث رفتار با کشورهای غیرعضو در این اتحادیه به طور کلی منتفی است؛ اما این اصل مترقی «محرومیت دولتهایی که از طرق مغایر با قانون اساسی به قدرت دست یابند از مشارکت در فعالیتهای اتحادیه» بر روابط بین اتحادیه و دولتهای عضو حاکم است.
وضع مجازات
در اتحادیة آفریقا دو نوع مجازات برای دولتهای عضو درنظر گرفته و اعمال میشود:
1ـ کنفرانس، مجازاتهایی را برای کشورهای عضو که سهمیة خود را در بودجة اتحادیه پرداخت نکنند، بدین شرح وضع میکند: محرومیت از حق ابراز نظر در گردهماییها، حق رأی، حق اتباع کشورهای عضو مربوط مبنی بر احراز سمت در سازمانهای اتحادیه، بهرهبرداری از فعالیتها یا اجرای تعهدات در چارچوب اتحادیه؛
2. هر کشوری که خود را با تعهدات و سیاستهای اتحادیه وفق ندهد، مشمول مجازاتهایی، مانند ارتباط با سایر دول عضو، حمل و نقل و ارتباطات و درخصوص تمامی تدابیر اتخاذشده در کنفرانس دربارة سیاست و اقتصاد میشوند.
سازوکارها
سه سازکار اقتصادی، سیاسی و نظامی در اتحادیة آفریقا وجود دارند که به اجمال معرفی میشوند:
الف) طرح مشارکت نوین برای توسعة آفریقا (نپاد): این طرح به دنبال تغییر در وضعیت کنونی قاره از طریق دگرگونی در نظام ارتباطی آن با جهان شکل گرفته است. هدف از آن ثبات و تقویت دستاوردهای سدة اخیر در قاره و انگیزهای برای ایجاد روابط جدید مشارکتی بین کشورهای قاره و جوامع بینالمللی، بهویژه کشورهای پیشرفتة صنعتی با هدف غلبه بر شکاف موجود است. این سازکار میداند که در گذشته تلاشهایی برای راهاندازی طرحهای عظیم رشد و توسعه انجام شده است که بنا به دلایلی، اعم از داخلی یا خارجی، از جمله رهبری تردیدانگیز و مسئلة مالکیت کمتر موفقیتآمیز بودهاند.
مرحلة جدید جهانی شدن که همزمان با شکلگیری دوبارة مناسبات بینالمللی پس از جنگ سرد رخ داده است ، با مفاهیم جدی امنیتی و منافع شخصی توأم شده، حق توسعه و فقرزدایی را دربر میگیرد. طرح مشارکت نوین برای توسعة آفریقا (نپاد) که چارچوب جدیدی را برای تعامل با سایر کشورهای جهان، از جمله کشورهای صنعتی و سازمانهای دوجانبه به دست میدهد، بر دستور کاری مبتنی است که مردم آفریقا خود به واسطة طرحهای منحصربه فرد و بر حسب ارادة خود در تعیین سرنوشت خود تدوین کردهاند. به منظور نیل به اهداف طرح، رهبران آفریقایی وظایفی بر عهده دارند: تقویت راهکاری برای جلوگیری از بروز اختلافات، گسترش و حفظ مردمسالاری و حقوق بشر در کشورها و مناطق تحت پوشش خود از طریق ترویج معیارهای مناسب و اهداف سیاستهای مالی و پولی، تعیین چارچوبهای قانونی و نظاممند شفافی که در بازارهای ملی و در رسیدگی به وظایف شرکتهای خصوصی و بخش دولتی کاربرد داشته باشد و غیره.
موفقیت این طرح در گرو حمایت همهجانبة مردم قاره از آن است و هیچ انعطافی در اجرای آن که اقتصاد قوی و مردمسالاری در کشورهای آفریقایی را هدف قرار داده، جایز نیست. البته بازگو کردن کامل اهداف و سایر اجزای تشکیلدهندة طرح درحوصلة این مقال نمیگنجد.
ب) سازکار بررسی دقیق آفریقایی (APRM): به عنوان زیرمجموعهای از طرح مشارکت نوین برای توسعة آفریقا، APRM سند دستورالعمل داوطلبانه برای خود دیدهبانی کشورهای آفریقایی است که از سوی کشورهای عضو اتحادیه آفریقا پذیرفته و تصویب شده است. این سازکار که به دنبال حکومتداری متکی بر مشارکت سیاسی و اقتصادی همگانی است، بیانیة مردمسالاری و حکومتداری متکی بر مشارکت سیاسی و اقتصادی آفریقا را معیار خود،و اهدافی از قبیل ثبات سیاسی، رشد بالای اقتصادی، توسعة پایدار و شتاببخشی به همگرایی اقتصادی منطقهای و قارهای را پیش روی خود قرار داده است. این سازکار به دو روش بازنگری را مجاز میداند:
1ـ صلاحیت و اعتبار آنها به لحاظ فنی تأیید شده باشد؛
2ـ مستقل از هرگونه دستکاری سیاسی باشد.
APRM هدایت و مدیریت روشها و فعالیتهای خود را به هیأتی هفت نفره از اشخاص برجستة آفریقایی میسپارد که در مسئولیت خود دارای تخصص و به آرمانهای پانآفریکانیسم وفادار باشند. این افراد با معرفی APRM توسط کمیتهای متشکل از وزرای منتخب سران کشورها و دولتهای مشارکتکننده تعیین میشوند. در حال حاضر، شخصیتهای زیر در این هیأت عضویت دارند: پروفسور آدبایو آددجی، بتونل عبدو کیپلاگات، مراد مدلسی، گرساسیمینه ماشل، دوروتی انجوما، ماری آنجلیک ساوانه، کریستیان لودویک استالس. طول خدمت اعضای هیأت، چهار سال و رئیس آن که باید منتخب کنفرانس و باید دارای سوابق مدیریت در بخش دولتی و خصوصی باشد، پنج سال است. این هیأت کار خود را درچهار مرحله انجام میدهد که تفصیل این مراحل در حوصلة این مقال نمیگنجد.
پ) نیروهای واکنش سریع آفریقا: به منظور تشکیل ارتش مشترک آفریقایی و با توجه به وجود مشکلات و بحرانهای مختلف در نقاط مختلف قاره، آفریقاییان به این نتیجه رسیدهاند که نیروهای واکنش سریع آفریقایی را تشکیل دهند. هرچند این نیروها با مشکلاتی همچون بودجه، پشتیبانی و... مواجه است، کارآیی خود را در نقاط مختلف، از جمله سودان و لیبریا ثابت کرده و با حضور مؤثر خود در این کشورها مانع ایجاد بهانه برای حضور نیروهای بینالمللی شدهاند.
مقایسة اتحادیه اروپا و اتحادیه آفریقا
در مقام مقایسة اتحادیة اروپا و آفریقا، اگر خواسته باشیم از موجودیتی همگرا با قالب عملیاتی خود پس از اتحادیة اروپا سخن بگوییم، باید از اتحادیة آفریقا نام ببریم که با وجود مشکلات، کاستیها، منازعات و تنوع واحدهای سیاسی خود توانسته اندیشة اتحاد قارهای را واقعیت ببخشد. اما شایستگی آفریقا زمانی دو چندان میشود که به وضعیت هر دو قاره نگاهی بیفکنیم؛ در یک سو انباشت ثروت و قدرت و در سویی دیگر حاشیهنشینی و انزوا. چون امروزه، در نظام بینالملل بازیگران همگرا با بهرهگیری از حاصل جمع قدرت واحدهای سیاسی سازندة خود میتوانند در تعیین ماهیت نظام بینالملل ایفای نقش کنند، اتحادیة آفریقا با خلق نهادهای همگرا در صف این نیروها قرار میگیرد.
در اینجا برای مقایسة این دو اتحادیه، لازم است نگاهی به تاریخچة هر دو بیفکنیم. تاریخچة تأسیس اتحادیة اروپا نمودار آن است که اروپای پس از دو جنگ جهانی، خود را با چالشهای بزرگ اقتصادی و قدرتی نوپدید، یعنی ایالات متحده آمریکا مواجه میبیند. هرچند ایالات متحده آمریکا متحد اروپا در جنگ با آلمان و متفقین بود، از جنگ هیچ آسیبی ندیده بود. حال، اروپا نیاز به رشد اقتصادی و اجتماعی دارد؛ از این رو کشورهای بزرگ این قاره به دنبال تشکیل اتحادیههای اقتصادی، جامعة اروپایی زغال و فولاد را بنیان مینهند. به عبارتی دیگر، نیاز آن روز اروپا بیش از نیاز سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، نیاز اقتصادی بود؛ هرچند مسائل اقتصادی همیشه بر مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تاثیرگذار هستند. در بررسی پیشینة اتحادیة اروپا، به اسناد مهم بازرگانی و همگراییهای منطقهای و فرومنطقهای تجاری برمیخوریم و شاید بتوان به این نتیجه رسید که خاستگاه اصلی اتحادیة اروپا خاستگاهی نه سیاسی، که اقتصادی بوده است؛ یعنی مشکلات سیاسی، اعم از استقلالطلبی، یکپارچگی سرزمینی و... در این قاره پیشتر حل شده بود و مشکل آن روز اروپا آسیب دیدن اقتصاد کشورها و به تبع آن نهادهای اقتصادی بود و باید این اقتصادهای ضعیف شده ترمیم میشد. لذا اروپاییان به دنبال اتحاد و همگرایی منطقهای و فرومنطقهای بودند و از خلال آنها به همگرایی قارهای نیز میاندیشیدند.
در قاره آفریقا بهطور همزمان با اروپا بحث همگرایی شکل میگیرد، اما این بار نه به صورت منطقهای و فرومنطقهای، که به صورت قاره ای. هرچند همگراییهای منطقهای بین کشورهای فرانسه زبان و کشورهای انگلیسی زبان نیز مطرح میشود، همگرایی قارهای با حرکتی خردکننده هر دو همگرایی جوامع زبانی را تحتالشعاع خود قرار میدهد.
در سالهای آغازین دهه پنجاه، با ضعیف شدن کشورهای استعمارگر اروپایی، کشورهای آفریقایی به رهبری بزرگانی همچون قوام نکرومه و احمد سکوتوره اقدام به استقلالخواهی میکنند و در پی آن سازمان وحدت آفریقا با هدف آزادی کشورها از یوغ استعمار، تاکید بر هویت مشترک، دفاع از حاکمیت و یکپارچگی سرزمینی و... پا به عرصه حیات میگذارد و اندیشه پانآفریکانیسم با سابقهای حدود یک سده، افق وسیعی را مقابل دید ملل آفریقایی میگشاید. هرچند سازمان وحدت آفریقا بنابه عللی، از جمله ناکارآمدی در شرایط روز نظام بینالمللی و گذر از مرحله استقلالطلبی کشورهای تحت سلطه استعمار و... به اتحادیه آفریقا تغییر مییابد تا این اتحادیه بتواند با اهداف متعالی در مسیر حضور آفریقا در عرصه تصمیمگیریهای جهانی گام بردارد، با بررسی همگراییهای منطقهای و فرومنطقهای شاهد خاستگاهی سیاسی و در مراحل بعد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای آن هستیم. به این معنا که کشورهای آفریقایی عقب نگه داشته شده از قافله توسعه و پیشرفت و مواجهه با مشکلات سیاسی در مرحله نخست (در بعد سیاسی) با حمایت سازمان وحدت آفریقا از یوغ استعمار رهایی یافتند و در مرحله بعد (بیشتر پس از تشکیل اتحادیه آفریقا) به مسائل اقتصادی پرداختند و هماکنون، در مقام مقایسه دو اتحادیه، شاهد پویایی و تلاش بسیار زیاد اتحادیه آفریقا در جهت حل مشکلات قاره در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی، صلح و... هستیم.
از آنجا که قدرتهای استعماری همواره دست طمع و استثمار به سوی آفریقا دراز کردهاند، همگرایی قارهای میتواند اعمال نفوذ قدرتهای استعماری را در قاره متعادل کرده، از این قدرتها در جهت پیشرفت قاره سود ببرد.