تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۳۴۹
گردآوری و تدوین: محمد معرفی اشاره: درگیری مسلحانه و گسترده در سومالی بین حکومت مرکزی شیخ شریف و گروه های اسلامی که زمانی همه آنها در یک جبهه علیه دشمنان مشترک می جنگیدند، تأسف بار و غم انگیز است. تلاش در سومالی برای استقرار یک دولت مرکزی قوی که از حمایت سازمان ملل برخوردار باشد، جای خود را به کشوری همانند افغانستان داده است که در آنجا مجاهدین سابق با یکدیگر به نبرد برخاسته و حکومت ناتوان است. وارد شدن فاکتور جدیدی به نام مبارزان غیرسومالیایی به نبردهای داخلی (جنگ های خیابانی) که با القاعده مرتبط هستند و از لحاظ مالی و لجستیکی توسط آن حمایت می شوند، در این کشور تاکنون بی سابقه بوده و اوضاع آن را به هم ریخته است. این در حالی است که استقرار نیروهای حافظ صلح در موگادیشو یکی از مهم ترین معضلات در حل بحران سیاسی در سومالی به شمار می رود. زد و خوردهای گسترده در سومالی بین حکومت مرکزی به ریاست شیخ شریف و برخی گروه های اسلامی که زمانی برضددشمن مشترک می جنگیدند، افکار جهانیان را همچنان متوجه این کشور کرده است. رژیم شیخ شریف که اکنون از سوی سازمان ملل حمایت می شود در واقع پانزدهمین دولت است که برای ایجاد امنیت در سومالی که 18 سال است دچار بحران شده است، تلاش می کند. بسیاری در ابتدا بر این اعتقاد بودند که حکومت شیخ شریف امنیت و آرامش را در سومالی مستقر خواهد ساخت، اما چنین اتفاقی نیفتاد، بلکه تجربه ای مانند افغانستان در این کشور آفریقایی تکرار شد، که در آن گروه هایی که زمانی در یک جبهه بر علیه دشمن مشترک می جنگیدند، بعد از پیروزی بر دشمن سابق به جان هم افتادند. در سومالی نیز، از مدت ها قبل مجاهدین با سربازان اتیوپی به پیکار برخاستند ولی پس از خروج نیروهای اشغالگر، سلاح های خود را به سوی یکدیگر نشانه رفتند. در حالی که می توانستند به دولت شیخ شریف برای همکاری فرصت دهند، سپس به نقد خط مشی وی و اقداماتش پرداخته و بعد علیه آن موضعگیری کنند. اما آنچه که باعث گره خوردن کار شد، ورود نیروهای خارجی برای نبرد علیه دولت مرکزی بود که شیخ شریف را بر آن داشت تا از جامعه جهانی در این مورد کمک بخواهد. این نیروها که در هفته های اخیر در زد و خوردهای داخلی حضور پررنگی داشتند دوشادوش شورشیان مسلح داخلی برضد دولت شیخ شریف به نبرد پرداختند. شیخ شریف آنها را متجاوزان به تمامیت سومالی دانسته و معتقد است که افغانستان دیگری را در منطقه آفریقا، رقم خواهند زد.

نیروهای خارجی و بحران سومالی
وارد شدن جنگجویان خارجی در بحران سومالی اوضاع آن را بغرنج و پیچیده کرده است. براساس گزارش سرویس های امنیتی آمریکا، بیش از یک هزار جنگجوی خارجی با ملیت های مختلف به شیوه های گوناگون وارد سومالی شده اند و در کنار مخالفان دولت در خیابان های موگادیشو به نبرد پرداخته اند.
این جنگجویان خارجی که با سازمان «القاعده» در ارتباط هستند، در زدو خوردهای اخیر در پایتخت سومالی به طور مسلحانه شرکت داشته اند و علاوه بر آن به کار آموزش نظامی افراد مسلح مشغول هستند.
القاعده از لحاظ مالی و تأمین سلاح و مهمات برای شورشیان در سومالی به صورت بی سابقه ای فعال است. گرچه به صورت صددرصد نمی شود به گزارش های جاسوسی آمریکا و غرب در مورد اطلاعات آنها از جنگجویان خارجی در سومالی اطمینان و اعتماد کرد، چرا که آنها اهداف و برنامه های خود را دنبال می کنند و براساس آن به تبلیغات و آماده کردن افکار عمومی پرداخته اند اما این موضوع را نباید نادیده گرفت که مخالفان دولت سومالی برای نخستین بار در تاریخ در دوازدهم ماه مه سال جاری به این موضوع اعتراف کردند که جنگجویان خارجی در کنار آنها علیه دولت مرکزی به جنگ مشغول هستند و آن را نیز تاکنون پنهان نکرده اند.
رسانه های آمریکا و غرب تلاش دارند این جنگجویان خارجی را صددرصد وابسته به القاعده معرفی کنند و بر این موضوع تأکید دارند که سومالی به محل و ماوایی برای القاعده به جای افغانستان و پاکستان تبدیل شده است.
آنها بر این گمان هستند که افراد وابسته به القاعده که اقدام به انفجار سفارت آمریکا در «نایروبی» و «دارالسلام» در سال 1998 و انفجار هتل «مومباسا» در سال 2002 کرده اند، سومالی را به عنوان جای امنی برای پنهان شدن خود انتخاب کرده اند.
آنها در این مورد به پیام «اسامه بن لادن» رهبر القاعده که در مارس سال گذشته صادر شد و در آن به شدت به شیخ شریف حمله و از مجاهدین در سومالی خواسته شد، که رژیم وی را به دلیل همکاری با نیروهای غرب و زیر سلطه بودن آمریکا سرنگون کنند، استناد می کنند.
با وجود اینکه اوضاع و قرائن نشان دهنده دور بودن القاعده از سومالی است، اما ما مخالف ورود جنگجویان به این میدان هستیم، چرا که هر دو طرف (شورشیان و دولت) مسلمان هستند و باید از شعله ور شدن این جنگ جلوگیری و در صورت امکان آن را کنترل کرد.
گسترش زدوخوردهای خیابانی در چند روز اخیر، باعث افزایش تعداد تلفات در موگادیشو به صدها نفر شده است. گزارش امور پناهندگان سازمان ملل در مورد آوارگان حاکی است هزاران نفر از مردم در موگادیشو در روزهای اخیر مجبور به ترک منازل خود شده اند.
نقش اریتره در بحران سومالی
دخالت اریتره در بحران سومالی، باعث پیچیده تر شدن اوضاع شده است. بر این اساس اتحادیه آفریقا و سازمان ملل متحد طی بیانیه ای خواستار اتخاذ تدابیر فوری برای برخورد با اریتره به دلیل حمایت از گروه های شورشی شدند.
براساس این بیانیه، اریتره متهم به حمایت مالی، تسلیحاتی و سازماندهی شورشیان شده است و بایستی مورد تحریم قرار بگیرد.
به هر جهت علی رغم دعوت بیشتر علمای دینی در سومالی و خارج از آن برای به زمین گذاشتن اسلحه شورشیان تأکید دارند به خصوص که پارلمان سومالی نیز در 19 آوریل 2009 قانونی را تصویب کرد که براساس آن، قوانین کشور بایستی مطابق شرع اسلام باشد و همه طرف ها نیز موافقت خود را با آن اعلام کردند.
با وجود این که پیش بینی می شد، باب گفت وگو به صورت گسترده باز شود، اما آنچه که رخ داد برعکس آن بود و خون های زیادتری در سومالی ریخته شد.
اختلاف ها در سومالی از آنجا آغاز شد که شیخ شریف از همکاری با گروه های مقاومت دست کشید و موافقت خود را با پیشنهادات آمریکا به جای توسل به زور اعلام کرد.
شیخ شریف در ژانویه سال گذشته با تأیید آمریکا و استقبال اتیوپی به پست ریاست جمهوری رسید و این موضوع باعث ایجاد شک و شبهه در بین گروه های اسلامی مخالف با وی شد و اعلام کردند او توانایی تطبیق قوانین شرع اسلام را در سومالی ندارد.
همچنین گروه الشباب، حمایت آمریکا از شیخ شریف را به عنوان، پاشنه آشیل مورد استفاده قرار داده و تلاش در توجیه اعمال خشونت آمیز خود در سومالی را دارد.
علاوه بر آن اختلاف فکری شیخ شریف و گروه الشباب که یک گروه سلفی است، باعث عمیق تر شدن اختلاف آنها با حکومت مرکزی شده است. درحالی که شیخ شریف پیش از این بارها، آمادگی خود را برای مصالحه دینی با گروه های اسلام گرا از جمله صوفی ها و عثمانی ها اعلام کرده است.
سخن دیگر، گروه های مسلمان در سومالی باید در جهت صلح و آرامش در کشورشان تلاش کنند و این موضوع را دریابند که علی رغم نیروی نظامی در اختیار آنها، باز هم اقلیتی بیش نیستند. این درحالی است که براساس پژوهش های به عمل آمده، گروه های مخالف فقط 7 درصد از جمعیت هفت میلیونی سومالی را تشکیل می دهند.
همچنین باید این موضوع را درک کنند که آینده سومالی به سازش و مصالحه آنها با دولت در ارتباط مستقیم است و امروز روزی تاریخی است که باید این احساس مسئولیت را حس کنند که منافع ملت بر منافع آنها ارجح تر است.
الشباب و نبردهای خیابانی
اوضاع سیاسی سومالی مدتی قبل پس از تسلط گروه الشباب بر شهر «جوهر» در 90کیلومتری شمال موگادیشو دگرگون شد. این موضوع که از قبل پیش بینی می شد، نشان داد که نیروهای شورشی توانایی مقابله با دولت مرکزی شیخ شریف را دارند.
اما شهر «جوهر» هدف نهایی شورشیان نبود، بلکه آنها از آن به عنوان سرپلی برای تدارک حمله به پایتخت استفاده کردند و توانستند خود را به شهری در 30کیلومتری موگادیشو برسانند.
تصرف شهر «جوهر» به عنوان پایگاهی که پایتخت را به شمال و مرکز کشور وصل می کرد موجب قطع ارتباط حکومت مرکزی با سایر نقاط کشور سومالی شد.
اهمیت دیگر شهر «جوهر» در این بود که زمانی خاستگاه دادگاه های اسلامی (محاکم اسلامی) و گروه الشباب بود، اما باوجود پیشرفت های نظامی گروه الشباب در داخل خود از نظر سیاسی دچار بحران و دودستگی شدند، چراکه شیخ محمود حسن از «حزب اسلامی» پس از اوج گرفتن اختلافات به طور کامل به دولت مرکزی پیوست.
در بیانیه ای که د راین ارتباط از سوی هیئت علمای سومالی صادر شد، بر این موضوع تأکید شد که جنگ بر ضد حکومت اسلامی حرام است و این ضربه مهلکی برای «شیخ حسن طاهر اویس» رهبر گروه شورشیان به شمار می رود.
نیروهای صلح‌بان آفریقا
حضور نیروهای صلح بان آفریقایی در سومالی ازنظر مخالفان دولت مرکزی مهم ترین مانع در تحقق صلح در این کشور به شمار می رود.
گروه های شورشی مخالف دولت مرکزی، علاوه بر سرنگونی شیخ شریف رئیس جمهور، خواستار خروج نیروهای صلح بان آفریقا از سومالی هستند.
این نیروها که از سال 2007 و با حضور 4300 سرباز اوگاندایی، بوروندی در کشور سومالی مستقر شدند، به عنوان یک هدف نظامی از سوی شورشیان موردتعرض قرار گرفته اند. حزب اسلامی به رهبری «عمرایمان» از جلوگیری از حمله شورشیان به نیروهای صلح بان خودداری می کند و معتقد است که تا زمانی که آنها خاک سومالی را ترک نکرده اند، گفت وگوهای صلح معنایی ندارد.
وی علاوه بر این، بر اجرای قوانین شرع اسلام تأکید دارد و برای تأئید آن از سوی پارلمان سومالی، همچنانکه حکومت مرکزی مبادرت به آن کرد ضرورتی نمی بیند.
اما گروه الشباب که مهم ترین نقش را در سومالی به عنوان گروه مخالف ایفا می کند، به طورکلی دولت شیخ شریف را قبول ندارد و آن را غیرقانونی می داند.
این گروه حکومت مرکزی را مرتد می داند، چراکه با حضور نیروهای خارجی در سومالی موافقت کرده است و علاوه بر آن برای تطبیق شرع اسلام به پارلمان متوسل شده است.
گروه الشباب ازنظر ایدئولوژیک نیز اعتقادی به مرزهای جغرافیایی ندارد و خواستار برپایی یک حکومت اسلامی در جهان است. به هرحال اگر، گروه های مخالف دولت سومالی، حضور نیروهای صلح بان را مانعی در راه صلح می داند، اما در مقابل آن، اتحادیه عرب و بیشتر کشورهای عربی، اگر نگویم همه آنها، از حضور این نیروها در سومالی حمایت می کنند و بر این اعتقاد هستند که حضور نیروهای صلح بان باعث جلوگیری از گسترش زد و خوردهای نظامی در این کشور آفریقایی می شود.
به علاوه حضور این نیروها که بیشتر آنها به کشورهای آفریقایی تعلق دارد، نوعی ضمانت برای ایجاد صلح در سومالی خواهد بود. در همین ارتباط نیز موضوع مهمی که باید به آن توجه کرد، حمایت مادی و مالی از نیروهای صلح بان آفریقایی است، چراکه در صورت ضعف آنها، شورشیان حملات نظامی خود را شدت خواهند بخشید و اوضاع داخلی سومالی به هم خواهد ریخت و نخواهد توانست به حکومت مرکزی در جهت اجرای قانون کمک کند.
قوه قهریه
هنگامی که شیخ شریف و دوستانش در جبهه آزادی سومالی، قرارداد صلح را با حکومت سومالی به نخست وزیری نورحسن حسین (عدی) منعقد کردند، کاملا واضح بود که این موضوع احتیاج به کمک طرف میانه رو ضددولتی و مسلح برای به دست گرفتن امور حکومت را دارد.
چرا که پیش از آن همه تلاش های حکومت مرکزی برای چیره شدن بر گروه های مسلح، حتی با کمک ارتش اتیوپی به شکست منجر شد، همان گونه که این موضوع در عراق و افغانستان اتفاق افتاد.
شیخ شریف در ابتدا بر حمایت جامعه جهانی از حکومت خودش شرط بندی کرده بود و این تصور را داشت که برطرف کردن این بحران، منوط به شخصیتی است که از حمایت گسترده مردمی برخوردار باشد و در آن واحد توانایی تاثیرگذاری بر گروه های اسلام گرای مسلح که اخیرا نقش آنها در تهدید منافع غرب در منطقه به خوبی عیان شد، را داشته باشد.
از طرف دیگر ارتش اتیوپی که در سومالی مستقر بود در یاری رساندن به دولت عبدالله یوسف کاملا شکست خورد و علاوه بر آن رنج های ملت سومالی که با انواع مشکلات از جمله آوارگی، ظلم و ستم و... همراه شده مزید بر علت بود و آرزوی ملت سومالی برای طرد بیگانگان نیز به یاس مبدل شده بود.
این مسائل انباشته شده در جامعه سومالی، عامل موثری در نزدیکی افکار شیخ شریف و دیدگاه جامعه بین المللی برای حل بحران سومالی را رقم زد.
گروه هایی که قانع شدند و گروه هایی که قانع نشدند مبنی بر اینکه شیخ شریف باید حرکت خود را با ترک اسمره برای گفت و گو با طرف های دیگر آغاز کند، تا به این صورت جمعی از رهبران مقاومت در داخل کشور را پیرامون خود جمع آوری کند و قدرت خود را تحکیم بخشد و بتواند زمام امور را به راحتی در اختیار داشته باشد.
همچنین او می بایست، ابتدا به دوحه (پایتخت قطر) و سپس به جیبوتی سفر کند تا طرف بزرگتری از همپیمانان در اسمره را به خود جلب و حکومت قانونی خود را به عنوان نماینده ملت ایجاد کند.
شیخ شریف در کسب موافقت و همراهی تعداد زیادی از رهبران در اسمره موفق شد و تقریبا کسی که سرش به تنش در عالم سیاست سومالی بیارزد در آن جا باقی نماند که با وی موافقت نکند، مگر شیخ «حسن طاهر اویس» که با شاگرد سابق خود به مخالفت برخاست.
اما در داخل سومالی وضع طور دیگری بود و اوضاع هنگامی که گروه الشباب، مشروعیت رهبران اپوزیسیون در خارج از کشور را زیر سوال برد، بی نهایت پیچیده شد.
الشباب آنها را به تقسیم قدرت با لائیک ها که شرع اسلام را قبول ندارند، متهم و عنوان کرد: آنها مسبب تفرقه در صفوف گروه های اسلامی خواهند شد.
این در حالی بود که گروه هایی که در لوای گروه موسوم به محاکم اسلامی فعالیت می کردند، از اتخاذ یک موضع واحد عاجز ماندند و چند دستگی در میان آنها به وجود آمد. با وجود این، به مشروعیت دولت شیخ شریف به عنوان تنها نماینده گروه های مسلح مخالف در داخل کشور از سوی گروه ها تاکید شد، اما به هر حال همپیمانان سابق به شدت با یکدیگر اختلاف پیدا کردند و محاکم اسلامی از اینکه بتواند اختلافات داخلی را برطرف کند، به شدت عاجز ماند.
بدین ترتیب بود که گروه های جدیدی همانند جبهه اسلامی، حزب اسلامی، اردوگاه کیامبونی، گردان های خالدبن ولید و غیره از دل این اختلافات بیرون آمدند و این موضوع به اثبات رسید که سیاست پوست پیاز، سیاستی صد درصد نشات گرفته از کشور سومالی است.
امید به حمایت خارجی‌ها
شیخ شریف در ابتدا امید بسیاری به حمایت های اعراب و غربی ها داشت، اما امید او به یاس مبدل شد و بدون دستیابی به نتیجه ای از دوحه و بروکسل بازگشت.
در دوحه رهبران عرب فقط با پرداخت مبلغ سه میلیون از هشت میلیون دلار پیشنهادی آن هم به شرط و شروط موافقت کردند.
مهم ترین این شرط ها، دستیابی به یک راه حل برای مصالحه با گروه های مسلح و خروج نیروهای خارجی از سومالی بود، که این موضوع خشم شیخ شریف را برانگیخت و او را بر آن واداشت که از خیر کمک های اعراب بگذرد.
این موضوع از دیدگاه بسیاری از مردم، شکست مفتضحانه ای در اتخاذ یک موضع واحد در میان اعراب به شمار می رود.
اوضاع و احوال شیخ شریف با غرب نیز از این بهتر نبود، درحالی که در نشست بروکسل، کشورهای کمک کننده، پرداخت مبلغ 60 میلیون یورو رابه سومالی به عهده گرفته بودند، مشخص شد بیشتر این مبلغ از طریق سازمان های غیردولتی وابسته به سازمان ملل آن هم به طور سفارشی قرار است دراین کشور آفریقایی هزینه شود، موضوعی که از نظر شیخ شریف نوعی از اهانت به دولت و ملت سومالی تلقی شد.
تلاش برای همگرایی
به رغم ضعف مواضع دولت جدید سومالی و شکست آن در جلب حمایت های مادی و نظامی، تلاش هایی از سوی شیخ شریف برای نزدیک شدن به گروه ها و روسای قبایل به طور فعال صورت گرفت.
دولت مرکزی توانست با تلاش های شیخ شریف دراین زمینه به دستاوردهایی نائل شود و معادله را به نفع خود تغییر دهد، که دراین زمینه می توان به نزدیکی دولت مرکزی با شیخ یوسف محمد سیاد (انطاعدی) که دست راست شیخ حسن طاهر اویس به شمار می رود، اشاره کرد.
شیخ شریف با استفاده از اختلافات بین شیخ انطاعدی و گروه الشباب در مورد استان «شبیلی سفلی» در یک مانور سیاسی که بسیاری از ناظران سیاسی سومالی را متعجب کرد، این مهره کلیدی را به سوی خود جذب کرد.
انتخاب آخر
خانم «فرتون شفد» در مقاله هفتگی خود در روزنامه «مدنیمودلسن» که در شهر «کیسمائو» در مورخه 29 ماه آوریل سال جاری به چاپ رسید، نوشت: دولت سومالی با یک آزمایش سخت برای اثبات خود از نظر فکری و نظامی روبه رو است، که در شاخ آفریقا تاکنون بی سابقه بوده است. چرا که از طرفی وارث فروپاشی نظامی و اقتصادی دولت عبدالله یوسف و از طرف دیگر، با عدم جدیت جامعه جهانی برای حمایت از این حکومت نوپا روبه رو است.
این روزنامه نگار سومالی می نویسد، این مسائل باعث شده که تنها یک راه حل در مقابل حکومت شیخ شریف باقی بماند و آن راه حل نظامی که از پیش شکست آن قابل پیش بینی است.
راه حل نظامی گرچه قبلا بارها و بارها آزمایش شده بود، اما عموما با فروپاشی نیروهای نظامی دولتی و میلیشیای آن، همراه بوده است.
دکتر «عبدی علسو» یکی از صاحبنظران مسائل سیاسی سومالی نیز در مقاله ای در سایت «مدولود دات کام» با عنوان «مگادیشو قدس نیست» شیخ شریف را وابسته به قبیله ای می داند که بیشتر ساکنان پایتخت و اطراف به آن تعلق دارند.
به عقیده این صاحبنظر، انتخاب گزینه نظامی، آغازی بر پایان گروه های مسلح را رقم خواهد زد.
همچنان که، شیخ حسن طاهر اویس در گفت وگو با کانال الجزیره در موگادیشو، اظهار داشت که نبرد در آغاز راه خود است و آنقدر ادامه خواهد داشت تا به مقصد نهایی، نائل شویم.
این مسائل، پرسش هایی در مورد مسیر آینده ملت مصیبت دیده سومالی که به گروه های مختلف تقسیم و دو جنگ منطقه ای را به خود دیده و از مدت ها شاهد درگیری های داخلی بوده است در اذهان زنده می کند، که تا کی موضوع درگیری های نژادی و مذهبی پشت ابرهای پدید آمده از جاهای دیگر در آسمان سومالی که نفعی برای مردم این کشور ندارد، پنهان خواهد ماند.