تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۳۶۴
نقدی بر خوش‌باوری‌ها در مورد آینده سازمان منطقه‌ای شانگهای

بهرام امیراحمدیان
اجلاس سران سازمان شانگهای در شهر یکاترینوبورگ روسیه در شرایطی برگزار شد که این سازمان با چالش بزرگ افغانستان روبه روست. افغانستان ناامن ترین نقطه جهان است و درست در همسایگی بلافصل این قلمرو با قلمرو سازمان شانگهای یعنی تاجیکستان و ازبکستان. اما این تنها یکسوی قضیه است. ناتو برای نخستین بار ماموریتی فرا منطقه ای و به دور از قلمرو سنتی جغرافیای خود را تجربه می کند و در عین حال در یک عرصه چالش برانگیز نه می تواند ایستادگی کرده موفقیت به دست آورد و نه می تواند بدان پشت کرده از صحنه خارج شود. سازمان شانگهای اکنون از ناتو انتقاد می کند که با وجود ناتوانی در یک ماموریت با تعدادی رزمنده های چریک طالبان و القاعده چگونه می خواهد به سوی شرق گسترش پیدا کرده و روسیه را در محاصره خود در آورد، روسیه ای که 23 هزار کیلومتر مرز زمینی و 35 هزار کیلومتر مرز آبی دارد. کدام نیرو و جریانی توانایی آن را دارد که چنین عرصه ای را به محاصره درآورده و آن را تحت کنترل در آورد.
اجلاس سران کشورهای عضو سازمان شانگهای در روزهای 15-16 ژوئن 2009 در یکاترینوبورگ روسیه (مرکز منطقه فدرال اورال) در دامنه های شرقی رشته کوه های اورال در بخش آسیایی روسیه برگزار شد.
آنچه در دستور کار این اجلاس قرار داشت عبارت بودند از:
امضای کنوانسیون علیه تروریسم که سندی برای گسترش پایه های حقوقی – قانونی همکاری در این زمینه است و توجه به مساله افغانستان از جمله اجرای برنامه عملکرد کشورهای عضو شانگهای در خصوص مبارزه با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته.
تصویری از عرصه و قلمرو سازمان شانگهای
جمع مساحت کشورهای عضو و ناظر به 37484 هزار کیلومتر مربع(5/37 میلیون کیلومتر مربع) و جمعیت آن برابر 3091 میلیون نفر است(بیش از 3 میلیارد نفر.)
در این عرصه همان هارتلند قرار دارد که پس از فروپاشی شوروی اگرچه گمان می رفت دیگر اهمیت خود را از دست داده است اما اکنون هم برای روسیه و هم برای نیروهای دیگر از جمله جریان های افراطی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. در عرصه های جغرافیایی که در خلاء ژئوپلتیکی قرار می گیرد و در آن انسان حضور ندارد، می تواند مورد استفاده جریان های دیگری قرار گیرد. مافیای مواد مخدر از این فضا ها به خوبی بهره می گیرد در مناطق همجوار با عرصه طالبان، القاعده و مواد مخدر این فضا ها بسیار ارزشمند است. مناطق منزوی از انسان و حکومت ها به جهت انزوای جغرافیایی و صعوبت طبیعی، کوهستان ها و کویر ها و دشت ها و جنگل های غیر قابل ورود و غیر قابل کنترل. آنها هم همیشه قدرتمندتر و ثروتمندتر از دولت ها امکانات لازم را در اختیار دارند. گفته می شود که خلافکاران تجهیزات پیشرفته تری نسبت به نیروهای سازمان یافته دولتی دارند. اقتصاد مخرب مواد مخدر به اندازه کافی پول، امکانات، تجهیزات و انگیزه برای افراد و سازمان های درگیر در آن دارد و همین عوامل ادامه این جریان را امکان پذیر می سازد.
از سویی دیگر کشت، تولید و صادرات مواد مخدر از افغانستان به دیگر مناطق جهان نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش یافته است و گفته می شود حتی مواردی از همکاری سربازان و نیروهای نظامی غربی پاسدار صلح نیروهای ائتلاف نیز در این جریان دیده شده است. حمل ونقل مواد مخدر و تجارت پرسود آن به ابزاری در دست جنگ سالاران تبدیل شده است که در سایه روشن آن بسیاری سود می برند، حتی دامنه سود بدان حد بالاست که کشاورز مسلمان افغانی حاضر به ترک آن نیست و روحانیون آنجا نیز فتوایی برای حرام بودن آن صادر نمی کنند. این تصویر نازیبا از صحنه افغانستان دامن تمامی کشورهای منطقه و در وهله نخست و در خط مقدم، ایران را در بر می گیرد و امنیت مرزهای شرقی آن را با تهدید و ناامنی روبه رو می سازد. اکنون این چالش بزرگ سازمان شانگهای را تهدید می کند.
چالش‌های پیش‌روی سازمان شانگهای
اکنون به طور جدی حدود 8 سال از تاسیس سازمان شانگهای برای ماموریت های جدید آن می گذرد. بر تعداد 6 عضو دائمی آن 4 عضو ناظر افزوده شده است. بزرگترین قلمرو جغرافیایی را در اختیار دارد اما تاثیرگذاری اندکی بر منطقه و جهان داشته و برای جایگزینی با ناتو در افغانستان جدی گرفته نمی شود. در بین کشورهای عضو آن را به ناتوی شرق تشبیه می کنند اما آیا این تشبیه موردی صحیح است؟ علل ضعف این سازمان را می توان در چند مورد زیر جمع بندی کرد:
وجود سیستم های حکومتی متفاوت و غیر همسو و اصولادولت های مقتدر و اقتصادهای متمرکز دولتی
ضعف نهادهای مدنی و پارلمان های ضعیف (باستثنای هندوستان) در راستای ایجاد یک جامعه مدنی
بی سوادی و توسعه نیافتگی اقتصادی و اجتماعی جوامع
وجود بیکاری گسترده و نبود سرمایه گذاری های خارجی
اقتصاد های غیر مکمل و نیازمند به تکنولوژی غربی
رشد اسلام افراطی و طالبانی و القاعده
رشد تروریسم و قاچاق مواد مخدر
نبود بخش خصوصی قدرتمند و وجود سازمان های دولتی گسترده و ناکارآمد.
بروکراسی دولتی گسترده و دولت های قدرتمندی که به دیگر بازیگران (جامعه مدنی) امکان حضور نداده و آنها را به صورت رقیب می نگرد.
نبود انگیزه ای قوی در بین جامعه برای زدودن مشکلات و به بازی گرفته نشدن این نهادها از سوی دولت ها
عرصه جغرافیایی سازمان شانگهای بسیار پراهمیت است و در سازمان شانگهای چین عضو دائمی است که با غرب تعامل بسیار دارد و نیازمند بازارهای غربی به ویژه آمریکایی است. در حالی که مردم چین به شدت غربگرا و نیازمند بازارهای غربی هستند مردم روسیه در مقابل آمریکا هستند و دولت روسیه به شدت با آمریکا مخالف است و احساس می کند که از سوی غرب تهدید می شود. انقلاب های رنگین در جمهوری های شوروی سابق در پیرامون روسیه، گسترش ناتو به سوی شرق، استقرار سپر دفاع موشکی در مرزهای غربی روسیه و انزوای روسیه همه دلایلی برای مخالفت با غرب است.
تهدیدها و فرصت‌های مشترک سازمان شانگهای
سازمان شانگهای همچون دیگر تشکیلات مشابه طبیعی است که برای رویارویی با تهدیدها و فرصت هایی مشترک در بین اعضا تشکیل شده است و مواجه با آنها اعضایی را در کنار هم گرد آورده است که اهم آنها را می توان در موارد زیر طبقه بندی کرد:
الف - تهدیدات مشترک:
کشورهای عضو و ناظر سازمان همکاری های شانگهای همگی به جهت وجود مناطق قومی - قبیله ای به نحوی با تجزیه مواجهه هستند و در آنها امنیت ملی و تمامیت ارضی مساله ای اساسی است. از این منظر آنها می توانند در زمینه یک تهدید مشترک با یکدیگر همکاری کنند. آقای مدودف رئیس جمهور روسیه این موضوع را یکی از مسائل عمده و اساسی می داند.
رشد نا امنی در افغانستان و وجود حکومت مرکزی ضعیف و ناتوان در برقراری امنیت و جلوگیری از رشد تولید مواد مخدر
حضور آمریکا در منطقه آسیای مرکزی در قلب منطقه (هارتلند سنتی) به بهانه حمایت از عملیات نظامی نیروهای ائتلاف و ناتو در افغانستان
خروج برخی از کشورهای کلیدی عضو از جمله ازبکستان از عضویت سازمان که می تواند به وحدت و تمامیت سازمان آسیبی جدی وارد سازد.
ب - فرصت‌های مشترک:
در سازمان شانگهای دو قدرت اقتصادی در حال ظهور(هند و چین) نیاز شدیدی به واردات انرژی دارند. جریان تجارت انرژی در آب های بین المللی می تواند از سوی قدرت های رقیب و به ویژه آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانی تحت کنترل قرار گیرد. عرصه سازمان شانگهای در یک محیط امن می تواند تامین کننده این امنیت انرژی برای چین و هند باشد، زیرا ایران با در اختیار داشتن ذخایر نفتی فراوان (140 میلیارد بشکه نفت خام و 13درصد ذخایر گاز جهان) و روسیه (حدود 75 میلیارد بشکه نفت خام و 36درصد ذخایر گاز طبیعی جهان) در کنار ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان، توانایی تامین انرژی مورد نیاز اقتصادهای منطقه را دارا هستند.
زیرساخت های حمل و نقل و بنادر و فرودگاه ها ارتباط بین کشورهای منطقه را بدون مزاحمت نیروهای خارج از منطقه از اقیانوس آرام تا اقیانوس اطلس را در محور طولی و ارتباط کل منطقه را با جنوب (خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند را از طریق خاک ایران فراهم می کند. کریدور حمل ونقل شمال - جنوب بین روسیه، ایران و هند با گذر از دریای خزر و قلمرو ایران امکان دسترسی به آب های آزاد را فراهم می کند و اروپا را به خلیج فارس و اقیانوس هند متصل می کند.
ضد و نقیض‌های کشورهای عضو و ناظر:
دو کشور عضو دائمی سازمان شانگهای (روسیه و چین) که عضو شورای امنیت و عضو اصلی باشگاه اتمی هستند و دو کشور ناظر(هند و پاکستان) که دارای سلاح های هسته ای بوده ولی عضو اصلی باشگاه هسته ای نیستند، در این سازمان عضویت دارند و یک عضو ناظر دیگر یعنی ایران در حال پیوستن به جرگه کشورهای دارای تکنولوژی هسته ای است که از سوی همان دو کشور عضو باشگاه در کنار دیگر اعضای دائمی شورای امنیت با موانع و مخالفت روبه روست. این شرایط عرصه پیمان شانگهای را به یک عرصه شکننده تبدیل می کند که هر چند از نظر بازدارندگی درجه امنیت آن را افزایش می دهد، از طرفی دیگر آن را شکننده می سازد و هر نوع تنش میان سه کشور هند- پاکستان- چین این سازمان منطقه ای را با چالش مواجه خواهد کرد.
در این سازمان دو کشور ناظر هند و پاکستان خصومتی آشتی ناپذیر با یکدیگر دارند. پاکستان به عنوان یک کشور ثالث و عضو ناظر با چین همسویی دارد و موازنه قدرت چین و هندوستان است. هندوستان با آمریکا روابط نزدیک دارد و می خواهد از وضعیت وابستگی به جهان سوسیالیستی که در دوره جنگ سرد در آن قرار داشت خارج شود. هندوستان اکنون از ژئوپلتیک زمینی و قاره ای به ژئوپلتیک دریایی و پیوستن به ژئواستراتژی دریایی پیروی می کند.
سه کشور بزرگ چین، روسیه و هندوستان داعیه ابر قدرتی دارند و در آینده ای نزدیک چین از دو عضو دیگر سبقت خواهد گرفت، هر چند بحران اقتصاد جهانی از شتاب این روند کاسته است. افغانستان، کشوری که می توانست ارتباط جغرافیایی جبهه جنوبی سازمان را تکمیل کند در این عرصه ورود ندارد و می توان گفت که نقطه ضعف ژئواستراتژیکی سازمان در جبهه جنوبی است. اگر چه ایران نیز از نظر جغرافیایی ارتباط مستقیم زمینی با سازمان ندارد و افغانستان می توانست آن را تامین کند. در اینجا وجود پاکستان به عنوان عضو ناظر بیشتر مزاحمت انگیز است تا تسهیل کننده و اگر افغانستان سیاست خارجی مستقلی می داشت و در اشغال آمریکا نبود می تواست مکمل بسیار ارزشمند استراتژیک برای سازمان باشد که با وجود ایران این نقش را تکمیل می کرد. ایران نیز با معضل وجود ترکمنستان بی طرف در شمال خود مواجه است که با وجود موقعیت بی طرفی هم مشکلات و هم مزایایی را برای سازمان پدید می آورد، و هم محدودیت هایی را؛ هر چند ممکن است با خروج از موقعیت بی طرفی در آینده با پیوستن به سازمان یا پیوستن به ژئواستراتژی غربی معادلات منطقه را برهم بزند.
نتیجه‌گیری
آینده سازمانی با این گستردگی و تناقضات بسیار مبهم است، به ویژه آنکه از نظر جمعیت کنترل چنین سازمانی که در چشم انداز 2025 میلادی 4/3 میلیارد نفر جمعیت خواهد داشت طبیعی است که کشورهایی همچون چین (عضو دائم) و هند (عضو ناظر) برای تامین بهداشت، درمان، آموزش، امنیت و خوراک چنان جمعیت های انبوهی نخواهند توانست ایدئولوژیک باشند و به دنبال همکاری با کشورهای دیگر از جمله بیش از همه با آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانی خواهند بود و منافع خود را بیشتر در ادغام شدن در اقتصاد جهانی و پیوستن در فرآیند جهانی جست وجو خواهند کرد. جهان آینده جهانی اقتصادی است و جهانی نظامی گری نخواهد بود، اگر برخی از کشورها بخواهند با اندیشه های ایدئولوژیک در این سازمان حضور داشته باشند، امکانی برای همکاری نخواهد بود. مهم تر اینکه آینده سازمان و ادامه همکاری اعضای آن بسیار مبهم و امکان انحلال آن یا دگرگونی در ساختار، اعضا و قلمرو بسیار محتمل است. نبود سازوکار پذیرش اعضای جدید و تبدیل عضو ناظر به عضو اصلی از مدت ها پیش با تقاضای ایران برای ارتقای وضعیت ناظر به وضعیت عضو اصلی چالشی برای سازمان بوده و نه می توانند پاسخ منفی و نه مثبت بدهند. این موضوع معطوف به آینده سازمان است که اعضای اصلی به ویژه چین و روسیه را به خود مشغول داشته است. مشکلات پاکستان و امکان تجزیه آن و آینده افغانستان و همچنین وضعیت ترکمنستان و از سویی دیگر ساز مخالف ازبکستان به عنوان کشوری تاثیرگذار و محوری در عرصه این سازمان می تواند آینده سازمان را دگرگون کند. مخالفت ازبکستان و قزاقستان با تاجیکستان و قرقیزستان برای سد کردن آب های خروجی به سوی این دو کشور از چالش های مهم سازمان است. موافقت روسیه با احداث سد و ارائه اعتبارات مورد نیاز طرح های مهار به کشورهای یاد شده، خشم ازبکستان را برانگیخته است. روی آوردن ازبکستان به سوی همکاری با آمریکا برای مقابله با روسیه و تاجیکستان و قرقیزستان و مشارکت نکردن در اجلاس های سازمان امنیت دسته جمعی با روسیه همگی نشان از آینده ای ناروشن از سازمان است که سازمان را با چالش های بزرگ روبه رو کرده است. از این رو باید از هرگونه امیدواری به شکل گیری سازمانی عریض و طویل با ساز و کارهای مقابله با غرب همچون جبهه بندی دوره جنگ سرد، دوری کرد. خوش باوری در مورد چنین سازمان هایی با واقعیت فاصله ای زیاد دارد.
عرصه جغرافیایی سازمان شانگهای بسیار پراهمیت است و در سازمان شانگهای چین عضو دائمی است که با غرب تعامل بسیار دارد و نیازمند بازارهای غربی به ویژه آمریکایی است. در حالی که مردم چین به شدت غربگرا و نیازمند بازارهای غربی هستند مردم روسیه در مقابل آمریکا هستند و دولت روسیه به شدت با آمریکا مخالف است.
در این سازمان دو کشور ناظر هند و پاکستان خصومتی آشتی ناپذیر با یکدیگر دارند. پاکستان به عنوان یک کشور ثالث و عضو ناظر با چین همسویی دارد و موازنه قدرت چین و هندوستان است. هندوستان با آمریکا روابط نزدیک دارد و می خواهد از وضعیت وابستگی به جهان سوسیالیستی که در دوره جنگ سرد در آن قرار داشت خارج شود.