بسماللهالرحمنالرحیم
تهران، جمعه ۲۲/۱۲/ 59
استاد و رهبر بزرگوار
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سنگینى وظیفه فرزندتان را بر آن داشت که این نامه را به حضورتان بنویسد و حقایقى را به عرضتان برساند. دوگانگى موجود میان مدیران کشور بیش از آنکه جنبه شخصى داشته باشد به اختلاف دو بینش مربوط مى شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادى که در عین زنده بودن و پویا بودن باید سخت ملتزم به وحى و تعبد در برابر کتاب و سنت باشد. بینش دیگر در پى اندیشه ها و برداشت هاى بینابین که نه به کلى از وحى بریده است و نه آنچنان که باید و شاید در برابر آن متعبد و پایبند و گفته ها و نوشته ها و کرده ها بر این موضع بینابین گواه، بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى و نظامى آنها سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان امت اسلامى و پرهیز از گرفتار شدن در دام داورى ها با دلسوزى هاى بیگانگان معتقد و ملتزم.
بینش دیگر هرچند دلش همین را مى خواهد و زبانش همین را مى گوید و قلمش همین را مى نویسد اما چون همه مختصات لازم براى پیمودن این راه دشوار را ندارد در عمل لرزان و لغزان. بینش اول به نظام و شیوه اى براى زندگى امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به سوى همه نوع پیشرفت و ترقى مانع حل شدن مسلمان ها در دستاوردهاى شرق با غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام ارزشى اصیل و مستقل اسلام استوار دارد.
بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشى از ارزش هاى آن، جامعه را به راهى مى کشاند که خود به خود درها را به روى ارزش هاى بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام مى گشاید. بینش اول روى شرایطى در گزینش مسؤولان تکیه مى کند که جامعه را به سوى امامت متقین و گسترش این امامت بر همه سطوح راه مى برد، بینش دیگر روى شرایطى تکیه مى کند که خود به خود راه را براى نفوذ بى مبالات ها یا کم مبالات ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامى و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار مى سازد.
شاید براى شما شنیدن این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیارى از کسان که در طول سال هاى اخیر در راه حاکم شدن اسلام اصیل بر جامعه ما کوشیده و رنج ها برده اند و در طول این سال ها به مقتضاى طبیعت و ماهیت نظام ادارى رژیم شاهى، در همه سازمان هاى لشکرى و کشورى همواره در اقلیت بوده و زیر فشار اکثریت غرب گرا یا شرق گراى حاکم بر این سازمان ها به سر برده اند، هم اکنون در جمهورى اسلامى هم که امام در راس آن است و تنى چند از فرزندان امام نیز بخشى از مسؤولیت ها را بر عهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنه ها حضور دارند، دوباره تحت فشار همان اکثریت قرار گرفته اند ولى این بار زیر حمایت همه جانبه رئیس جمهور و فرمانده نیروهاى مسلح. با کمال تاثر و تاسف، این اقلیت مؤمن، که اگر حمایتش کنند مى رود که اکثریت شود، امروز ذلت و خذلان مؤمنان را در جمهورى اسلامى با پوست و گوشت و استخوان لمس مى کنند که با چماق ارتجاع مى کوبندشان و با کارشکنى هاى رنگارنگ سد راه حرکت اسلامى و اصلاحى آنها مى شوند با استظهار به ستون پنجم دشمن که در همه این سازمان ها جا خوش کرده اند و با اطمینان به حمایت گروهى از مسؤولان امروز و دیروز.
برادران گفتند که نوارهاى مربوط به سخنان رئیس جمهور در اصفهان را خدمتتان داده اند که دانش آموزان و کارمندان را به مقاومت در برابر اقدامات دولت که با نظرات شخصى رئیس جمهور منطبق نیست، تشویق مى کند. نوارهاى مربوط به ارتباط مستقیم برخى از کارگردانان اعتصاب اخیر شرکت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه با دفتر رئیس جمهور و آقاى زنجانى، دستیار رئیس جمهور نیز در اختیار مسؤولان قضایى است.
با کمال تاسف نواقص موجود در انجمن هاى اسلامى و برخى از اعضاى آنها و نفوذ عناصر ناخالص در این انجمن ها و نهادها را وسیله اى براى سرکوبى کل این انجمن ها و نهادها و خارج کردن آنها از صحنه قرار داده اند، تا همین چند قدم کوتاه نیز که در راه حاکمیت اسلام بر سازمان هاى لشکرى و کشورى جلو رفته ایم، خنثى شود.
امروز در بیشتر دستگاه هاى نظامى و انتظامى و مؤسسات و سازمان هاى دیگر، جریان هایى مى گذرد که عناصر متدین و دلسوخته را بسیار افسرده کرده و مى کند. اینها احساس مى کنند به جرم اینکه در راه حاکم شدن اسلام تلاش کرده و با مخالفان حاکمیت اسلام بر ارتش و شهربانى و ژاندارمرى و نهادهاى دیگر دولتى درگیرى و ستیز داشته اند، امروز در جمهورى اسلامى با حمایت رئیس جمهور و همفکران ایشان در جبهه ملى و نهضت آزادى و با همدستى خلفى ها همه جا سرکوب مى شوند و مى رود که به سرنوشت مؤمنان در چنگ اصحاب اخدود دچار گردند. و ما نقموا منهم الان یومنوا بالله العزیز الحمید.
امام عزیز، به خدا سوگند که تحمل این وضع براى این فرزندتان بسى دشوار است که چهره افسرده اینها را ببینم و نداى یاللمسلمین آنها را بشنوم و تنها پاسخم این باشد که صبر کنید، من هم صبر مى کنم.
وفى العین لذى و فى الحلق شجى.
این روزها مکرر با خود مى اندیشم که اى کاش زیربار این مسؤولیت سنگین که با تاکید بر عهده ام نهادید نبودم تا مى توانستم به کمک آنها لااقل فریادى برآورم. زیرا فریاد از یک طلبه زیبنده است، اما از یک مسؤول انتظار اقدام مى رود، نه فریاد و اگر اقدام کنم با این شائبه جگرسوز روبه رو مى شوم که دفاع از مظلومان نیست، جنگ قدرت است میان سران، از روى هواها. با استفاده از حمایت هاى مکرر شما اینک همه نهادها کوبیده مى شوند؛ مجلس، دولت، دستگاه قضایى و نهادهاى انقلاب و هرچند در کوبیدن اینها موفق نشده اند، ولى نه خطرشان را مى توان نادیده گرفت، نه ضررشان، که همه را از خدمت گسترده تر به مردم محروم و ایثارگرمان باز مى دارند.
آقاى رئیس جمهور در کارنامه شان که پریروز به صورت سرمقاله در روزنامه شان منتشر شده، رسماً دستگاه قضایى را به ایجاد یک بلواى جدید در جامعه تهدید مى کند، که اگر دستگاه قضایى بخواهد ایشان را با کسانى که در حوادث روز چهاردهم اسفند دانشگاه تهران زخمى و مصدوم شده و در دادسراى تهران از ایشان شکایت کرده اند از نظر رسیدگى قضایى در دو کفه مساوى بگذارد، از ریاست جمهورى کناره گیرى خواهند کرد. آیا ایشان خواهان آن نوع دستگاه قضایى هستند که اگر کسى از رئیس جمهور شکایت کرد با دو طرف شکایت یکسان رفتار نکند؟ لازم است به اطلاع حضرتعالى برسانم که طبق سندى که به مقامات قضایى داده شده و مربوط به دستور کار مراسم چهاردهم اسفند است، صریحاً گفته شده است که اگر درگیرى پیش آید، ماموران انتظامى موظفند افرادى را که دستگیر مى کنند به
گارد ریاست جمهورى تحویل بدهند.
ما در دیدار روز دوشنبه پانزدهم اسفند در منزل آقاى موسوى اردبیلى آنقدر با محبت و گرمى با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایى و بازرگانى جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم ها افزوده شده است و هرگز باور نمى کردیم که آقاى بنى صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتارى از خود نشان خواهند داد.
امام بزرگوار به حکم وظیفه عمومى النصیحه لائمه المسلمین، عرض مى کنم:
۱- در ماه هاى اخیر صداى پاى آمریکاى توطئه گر و همدستان و همداستانان او گسترده تر از پیش شنیده مى شود.
۲- دنباله زنجیر وار توطئه هاى غرب و شرق که متاسفانه خود را پشت سر رئیس جمهور پنهان کرده اند بیش از
پیش نمایان است.
۳- پناه دادن رئیس جمهور به مخالفان حاکمیت اسلام عرصه کار را بر همه کسانى که شب و روز در این راه تلاش کرده و مى کنند، روز به روز تنگ تر مى کند.
۴- در تلاش هاى اخیر رئیس جمهور و همفکران او این نکته به خوبى مشهود است که براى حذف مساله رهبرى فقیه در آینده سخت مى کوشند. اینها در مورد شخص جنابعالى این رهبرى را طوعاً باکرها پذیرفته اند، ولى براى نفى تداوم آن سخت در تلاشند. در سخنان اخیر رئیس جمهور و کلام اخیر آقاى مهندس بازرگان در امجدیه در برابر شعار: درود بر منتظرى امید امت و امام، این مطلب به خوبى مشهود است.
۵- ما از همان آغاز در پى آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقاى بازرگان و آقاى بنى صدر و آقاى یزدى در سطوح بالا فعالیت داشته باشند.
در آبان سال گذشته، پس از استعفاى دولت موقت پیام دادید که قم بیایم تا مساله فورى اداره کشور در خدمتتان بررسى شود.
صحبت از ترکیب جدید شوراى انقلاب بود، نظر حضرتعالى این بود که آقاى مهندس بازرگان دیگر در شوراى انقلاب نباشد.
براساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفى هر نوع تنگ نظرى و انحصارطلبى پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شوراى انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالى هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسؤولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایى و وزارت خارجه، به آقاى بنى صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنى است بر اینکه شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مساله شخصى نداریم.
۶- بنابراین اختلاف این آقایان با ما بیش از هرچیز به مسائلى مربوط مى شود که براى حضرتعالى و ما و همه نیروهاى اصیل اسلامى یکسان مطرح است. این اختلاف بخصوص در مورد رعایت یا عدم رعایت کامل معیارهاى اسلامى در گزینش افراد براى کارها و در برخورد قاطع با جریان هاى انحرافى است. خود شما به یاد دارید که اینها در مورد آقاى امیر انتظام و آقاى فربد و تاکید جنابعالى بر کنار گذاردن آنها چگونه عمل کردند.
۷- براى حضرتعالى در مقام رهبرى روشن است که اگر این دو بینش در اداره امور جمهورى اسلامى ادامه یابد، نه کارهاى جارى مردم سر و سامان پیدا مى کند، نه مشکلات موجود دینى، فرهنگى، اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى این مردم رنجدیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافى حل مى شود و نه مى توان براى آینده طرح هاى اصیل اسلامى ریخت و به مرحله عمل درآورد.
۸- براى اینکه نقطه نظرهاى تفصیلى بینش اول در همه زمینه هاى معنوى، اخلاقى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، دفاعى و سیاسى با صراحت کامل روشن شود ما این نقطه نظرها را تنظیم و منتشر کردیم، تا براى امت و امام اصول برنامه پیشنهادى صاحبان بینش اول براى اداره امور جمهورى اسلامى بر پایه قانون اساسى روشن باشد.
۹- نظر ما این است که رشد کمى و کیفى دارندگان بینش اول به لطف الهى امروز به آن درجه رسیده است که نهادهاى لشکرى و کشورى به وسیله صاحبان این نوع بینش اداره شود و اداره جمهورى اسلامى بر پایه یک بینش استوار شود.
۱۰- با همه این احوال چندى است که این اندیشه در این فرزندتان و برخى برادران دیگر، قوت گرفته که اگر اداره جمهورى اسلامى به وسیله صاحبان بینش دوم را در این مقطع اصلح مى دانید، ما به همان کارهاى طلبگى خویش بپردازیم و بیش از این شاهد تلف شدن نیروها در جریان این دوگانگى فرساینده نباشیم.
این بود خلاصه اى از آنچه لازم دانستم با آن پدر و بزرگوار و رهبر عزیز در میان بگذارم تا مثل همیشه با تصمیم پیامبرگونه تان راه را براى ما و همه مردم مشخص کنید و دعایم این است که خدایا امام عزیزمان را در این تصمیم گیرى هاى دشوار یار و راهنما باش.
با بهترین درود بى پایان
فرزندتان محمدحسین بهشتى