تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۵۲۴

پایگاه اینترنتی وایو پدیا در مقاله ای با اشاره به هزینه های سنگین نظامی گری قدرت های بزرگ در جهان تأکیدکرد که مطرح کردن جنگ با تروریست ها ابزاری دردست این قدرت ها برای ادامه این سیاست های جنگ طلبانه است.
«کریس فلوید» نویسنده این مقاله ماجرا را با طرح سناریویی فرضی آغاز می کند و می نویسد: اینجا سناریویی کاملاً فرضی ارائه خواهد شد. فرض کنید شما امپراتوری نظامی گرا هستید که معتقدید امنیت، وجهه و منافع مالی کشورتان را فقط می توانید با جنگ و حضور همیشگی تهدیدات جنگی حفظ کنید. برای همین منظور عملیات پرسرو صدایی به راه انداخته اید، منازعاتی بی پایان و مرگبار که صدها میلیارد دلار به درون ماشین جنگی تان می ریزید و خط مشی ملی را بیش از پیش به درون فلسفه سیاسی که بدان معتقدید فرو می برد.
در این مقاله با اشاره به بی اهمیت بودن افکار عمومی برای امپراتوری های دنیا تأکید شده است: اما مشکلی در اینجا وجود دارد و آن این است که افکار عمومی به دلیل جنگ طولانی شما عصبانی و خسته شده است، خزانه ملی ورشکسته شده است. زیرساخت های ملی روبه تباهی گذارده اند، انجمن های ملی در حال نابودی هستند، میلیون ها نفر بیکار شده اند، خانه های خود را ازدست داده اند، آروزهای خود را برباد رفته می بینند و در مارپیچ محرومیت و یأس به پایین می غلتند.
در این مقاله افزوده شده است، اما شما برخلاف افکار عمومی هنوز نقشه های بزرگی دارید، می خواهید که جنگ را تشدید کنید، ماشین جنگی تان را مجهز سازید و تسلط خود را بر جهان برقرار سازید، چه کار باید انجام داد؟ چگونه باید عد ه ای را تحریک کرد تا از برنامه های حیاتی شما باردیگر حمایت کنند؟ نویسنده این مقاله سناریوی توسل به تروریست ها را یکی از راهکارهای ادامه سیاست های نظامی گرانه و فریب مردم توصیف کرده و می افزاید: برای این کار کافی است گروه های افراطی را با حمله ها، تجاوز و کشتار مردم غیرنظامی و اشغال قلمروشان تحریک کنید تا دست به انتقام جویی بزنند، آن گاه این گروه ها با قوی ترین و مجهزترین ارتش دنیا مواجه خواهند شد، ارتشی که همه ساله با پول های مردم بودجه اش تأمین می شود.
با حمله به این گروه ها حضور بیشتر نیروها در این مناطق توجیه می شود، این روند همینطور به چرخه خود ادامه می دهد تا این که سرانجام روزی گروه های افراطی با رضایت ضمنی شما حملاتی را در داخل کشورتان ترتیب خواهند داد و این همان چیزی است که شما می خواستید و منتظرش بودید، هم اکنون می توانید جنگ طولانی به وجود آورید و مردم را وادار سازید که از آرزوهای شخصی خود چشم پوشی کنند و مشکلات داخلی را به بهانه جنگ خارجی نادیده بگیرند. این دقیقاً هدفی است که امپراتوری بزرگ شما خواهان آن است.
نویسنده این مقاله تصریح می کند. چنین سناریوهایی در تاریخ آمریکا کم اتفاق نیفتاده است. مثلاً در حمله «پرل هاربر جدید» که در 11 سپتامبر 2001 آمریکا را تکان داد کسانی مثل دیک چنی، دونالد رامسفلد،اسکوتریسبی و بسیاری افراد دیگر از یک سال قبل این برنامه را عنوان کرده بودند که ازطریق آن بتوانند مردم آمریکا را سریعاً وادارند که از برنامه های نظامی آمریکا حمایت کنند.
این برنامه ها شامل حمله به عراق نیز بود چه صدام در قدرت باشد یا نباشد. «کریس فلوید» در این مقاله اضافه می کند، این واقعیتی آشکار است که دولت آمریکا عمداً گروه های افراطی را تحریک می کند تا دست به تلافی بزنند و بعد آنگونه که خود می خواهد به این اقدامات واکنش نشان می دهد. افغانستان و پاکستان نیز مثال های دیگری برای این سناریوی آمریکا است.
«جیسون دیتز» در پایگاه اینترنتی «آنتی وار» با تیزبینی به تشریح ارتباط بین این خط مشی و حمله «نامتقارنی» که اخیرا توسط گروه های تروریست در پاکستان صورت گرفته می پردازد. این حمله مرگبار به یک ایستگاه پلیس در لاهور و توسط طالبان پاکستان انجام گرفت. رئیس این گروه، «بیت الله محسود»، عنوان کرد که این حمله در واکنش به حملاتی بود که توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به مناطق مرزی پاکستان انجام گرفته است. در این حملات هوایی علاوه بر «شبه نظامیان» نامشخص و مجهول الهویه، تعداد زیادی غیرنظامی نیز کشته شده اند. دیتز می نویسد یکی از اهداف این حملات که توسط دولت اوباما تشدید شده، تحریک عمدی گروه های افراطی است.
اوباما حملات هوایی به مناطق قبیله ای را افزایش داده، حملاتی که عمدتا بر نابودی پایگاه های آموزشی محسود در وزیرستان جنوبی و شمالی متمرکز شده اند. در سپتامبر، رئیس وقت سیا، «مایکل هیدن» اذعان کرد که این حملات به منظور تحریک گروه های شبه ناظمی تحت هدایت محسود صورت گرفته است. به نظر می رسد که هم اکنون و بعد از گذشت شش ماه این عملیات با موفقیت به اهداف خود نائل شده است.
با این حال، علاوه بر این محسود قول داده است که جنگ را به داخل خاک افغانستان نیز بکشاند. به نوشته نشریه تایمز، (محسود اعلام کرد که) «بزودی حمله ای در واشنگتن ترتیب خواهیم داد که دنیا را متعجب خواهد کرد، نهایت کاری که آنها می توانند انجام دهند شهید کردن من است. اما ما انتقام خود از آنها را در داخل خاک آمریکا خواهیم گرفت.»
همانگونه که «ژوان کول» می گوید این که آیا طالبان پاکستان بتواند یک چنین حمله ای انجام دهد یا نه خود بحث دیگری است. اما نکته اصلی این نیست. نکته اینجا است که بار دیگر یک گروه خشونت طلب به سوی انجام اعمال مرگبار سوق داده شده است. حتی بهتر هم شده زیرا این گروه هم اکنون خود را به صورت «تهدید تروریستی مرگبار» برای آمریکا جلوه گر ساخته است.
در این گزارش آمده است: جالب است که تهدید آمریکا توسط محسود درست پس از آن رخ داد که باراک اوباما با خودستایی راجع به جنگ جدید پاکستانی- افغانستانی، نیاز آمریکا به دفاع در برابر حملات تروریستی که از گروه های افراطی فعال در افغانستان و پاکستان نشأت می گیرند را به عنوان دلیل اصلی تشدید حملات به مناطق مرزی اعلام کرد. یعنی بار دیگر اتفاقات همزمان باعث شدند که برنامه های نظامی توجیه شوند. هم اکنون که سخنان اوباما و محسود را که تصادفا همزمان نیز ایراد شده اند کنار هم می گذاریم بار دیگر برای شناخت میزان تأثیرگذاری عواملی چون رضایت، چشم پوشی، سوءاستفاده، شانس و غیره در حملات احتمالی آتی دچار سردرگمی می شویم.
این مقاله در بررسی معانی و مفاهیم سیاست «تحریک تروریست ها» می افزاید: همان گونه که قبلا نیز اشاره کردیم چنین سیاست هایی تنها در عرصه بزرگ شطرنج پیاده نمی شوند بلکه واقعیت هایی هستند که موجب تلف شدن انسان های زیادی در جهان گشته اند.
نویسنده در بررسی سیاست تحریک تروریست ها به انتشار مجدد قسمت هایی از مقاله ای می پردازد که شش سال پیش در روزنامه «مسکو تایمز» منتشر کرده بود.
وی در آن مقاله در مسکو تایمز نوشت: «ویلیام آرکین»، تحلیلگر امور نظامی در مقاله ای در روزنامه لس آنجلس تایمز به بررسی برنامه دونالد رامسفلد (وزیر دفاع سابق آمریکا) برای تأسیس یک مرکز بزرگ حمایت از فعالیت های اطلاعاتی پرداخت. وظیفه این مرکز هماهنگی بین فعالیت های سیا و عملیات مخفی نظامی، جنگ اطلاعاتی، عملیات جاسوسی، مخفی یا فریب آمیز است. براساس مدارک طبقه بندی شده ای که توسط هیئت علمی دفاع برای دونالد رامسفلد تهیه شده، سازمان جدید- «گروه عملیات پیشگیرانه»، مسئول تدوین و اجرای عملیات مخفی به منظور ایجاد «واکنش های تحریکی» بین گروه های تروریستی خواهد بود تا بعد از بروز این واکنش های خشونت آمیز توسط گروه های تروریستی، آمریکا بهانه لازم برای حمله متقابل به آنها را در اختیار داشته باشد.
نویسنده تأکید می کند: چنان شفاف و گویا که هیچکس دیگر نیات رامسفلد را اشتباهی نفهمد، دولت آمریکا از برنامه های «مخفی و فریبکارانه» نظامی بهره می جوید تا تروریست ها را تحریک به انجام حملات خشونت آمیز علیه مردم بی گناه کند.
به عبارت دیگر دونالد رامسفلد، دیک چنی، جرج بوش و دیگر اعضای رژیم نامنتخب در واشنگتن نقشه ریختند تروریست ها را عمدا تحریک به کشتن مردم بی گناه کنند تا بدین وسیله به اهداف خود دست یابند.
با وجود این که روش های رامسفلد در استفاده از گروه عملیات پیشگیرانه برای مقابله با تروریسم نوعی جنون اخلاقی است اما این سازمان تنها برای بیرون کشیدن تروریست ها از مخفیگاهشان و تسلیم آنها به عدالت ایجاد نشده بلکه به نظر می رسد که این گروه هدف های بزرگتری دارد.
در ادامه این مقاله چنین نتیجه گیری شده است: بنابراین، این «گروه عملیات پیشگیرانه» زمانی وارد عمل خواهد شد که رژیم بخواهد مقداری املاک دارای نفت را به قلمرو خود بیفزاید یا یک پایگاه نظامی جدید در املاک درحال گسترش امپراتوری ایجاد کند. فقط کافی است که یکی از آشیانه های ناراضیان را پیدا و آنها را تحریک کند. بعد از آن بهانه لازم را برای هر عملی که بخواهید انجام دهید از مداخله گرفته تا غارت و اشغال به دست خواهید آورد.
نویسنده این مقاله همچنین تأکید می کند: بیانیه های دولت اوباما در مورد «تداوم» سیاست خارجی آمریکا جزو تغییرناپذیری از چیزی است که در این گروه در مورد آن صحبت می کنند. بنابراین بنشینید و منتظر شنیدن اخبار جدیدی از طالبان پاکستان و بیت الله محسود باشید، جنگ طولانی ادامه خواهد یافت و همیشه به کاتالیزوری نیاز خواهد داشت که مردم آمریکا را وحشت زده و آنها را برای حمایت از برنامه های نظامی بسیج کند.