تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۵۴۲
چشم‌انداز جریان دوم خرداد در گفت‌وگو‌ی «وطن‌امروز»‌ با اسدالله بادامچیان
اشاره: ثمانه اکوان: به باور بسیاری تحلیلگران، انتخابات دهم ریاست‌جمهوری نقطه آغازی بر زوال تندروی در عرصه سیاست است. در همین راستا طیف رادیکال جریان بازنده انتخابات را می‌توان از هم‌اکنون در معادلات سیاسی کشور نادیده گرفت. رای قاطع مردم به کاندیدای پیروز انتخابات، آن هم در یک مشارکت بسیار گسترده و با پشتوانه بالا، واقعیت امروز عرصه سیاست کشور است. ایجاد اغتشاش‌ها و آشوب‌های بعد از انتخابات که به منزله آخرین تیر ترکش این طیف سیاسی (جریان دوم خرداد) بود نیز منجر به انزجار عمومی از رفتار سیاسی – اجتماعی این نگرش شد. با این وجود اما باز هم برخی از فعالان سیاسی کشور با اعتقاد به اینکه برخی اصلاح‌طلبان به دنبال آرامش فضای سیاسی و پیشرفت کشور هستند، خواستار بازگشت آنان به حاکمیت و بازتعریف جریان اصلاح‌طلبی در کشور هستند. این افراد معتقدند، همچنان مفهوم اصلاحات، به معنای اصلاح امور کشور، خواست همه گروه‌های سیاسی است و خلاصه کردن این مفهوم در گروه‌هایی که گاهی اوقات با بیگانگان نیز همسو می‌شوند، ظلم به اصلاح‌طلبی در ایران است. دکتراسدالله بادامچیان، نماینده مردم تهران و از اعضای شاخص حزب موتلفه در گفت‌وگو با «وطن‌امروز»‌ با آسیب‌شناسی افراطی‌گری‌های جبهه دوم خرداد، بر بازتعریف اصلاح‌طلبی و ضرورت بازگرداندن بخشی از اصلاح‌طلبان به بدنه حاکمیت تاکید دارد.

* آقای بادامچیان! به نظر شما مهم‌ترین دلیل شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر چه بوده است؟
** اصلاح‌طلبان به خاطر هشت سال دوره تسلطشان بر امور اجرایی کشور و انحصارطلب بودنشان، همه را به جرم اینکه شما پیام دوم خرداد را نفهمیدید، از صحنه سیاسی کشور راندند و بعد از هشت سال نیز مشکلات کشور را نتوانستند حل کنند و تنها در بحث‌های شعاری، کلامی و حرفی ماندند و به جرات می‌توان گفت حتی برخی از آرای 13 میلیونی انتخابات اخیر به نامزد شاخص اصلاح‌طلبان نیز بیشتر به دلیل ریزش آرای نامزد‌های دیگر بود که به سمت وی آمد و رای واقعی به نامزد اصلاح‌طلبان نبود. البته این مساله در انتخابات اخیر علت‌های دیگری هم دارد: اصلاح‌طلبان نتوانستند یک چهره قوی بیاورند، در مناظره‌ها قوی نبودند و بعد از این انتخابات، اگر الان هم رای بگیرند، این 13 میلیون کمتر از 6‌میلیون شده‌ است زیرا بعد از انتخابات روش‌های برخورد این افراد با شکست‌شان، روش‌های صحیحی نبود و این روش‌ها مردم و حتی طرفدارانشان را بشدت از آنها دور کرد.
* و همین روش‌ها موجب شد از حاکمیت و زیر پرچم قانون اساسی قرار گرفتن بیرون بروند.
** انتخابات تمام شده و ما بیشتر به دنبال این هستیم که غیر از خط اغتشاش مخملی آمریکا‌یی و انگلیسی، باقی اصلاح‌طلبان را با هم همراه کنیم که در طول این چهار سال دولت رئیس‌جمهور منتخب مردم را یاری کنند تا کار‌ها را انجام دهیم و مشکلات کشور را حل کنیم. اصلاح‌طلبان هم بالاخره 13 میلیون رای آورده‌اند و این رای یعنی رای بخشی از جامعه. اگر این 13 میلیون، یک میلیون و 300 هزار رای بود نیز نظام مردمسالاری اسلامی به این تعداد و دیدگاهشان هم توجه و احترام می‌گذاشت. به همین دلیل در این قضیه بیشتر تلاشمان این است که با هم وحدت را نگه داریم و همه نیروهایی که دلسوز این کشور هستند، به التزام به قانون اساسی و تنفیذ ولی فقیه یعنی رای اکثریت مردم تمکین کنند و دولت و رئیس‌جمهور، خودشان را رئیس‌جمهور و دولت همه 75 میلیون مردم ایران بدانند.
* اما برای در صحنه ماندن- همانطور که افراد این گروه گفته‌اند - باید بازتعریفی جدید از اصلاح‌طلبی در کشور انجام شود.
** در هر صورت اگر این بازتعریف اصلاح‌طلبی نیز قرار بود همان اصلاح‌طلبی‌ای باشد که آقای حجاریان گفت، اصلاحات مُرد، اگر می‌خواستند همان را زنده کنند طبیعی است که از یک مرده اصلاحات بیش از این چیزی در‌نمی‌آید. البته بخش عمده اینکه فکر می‌کردند می‌توان با یک اصلاحات مرده، یک اصلاحات دیگری را زنده کرد به خاطر این بود که فکر می‌کردند آقای موسوی یک چهره جدید است که اصولگرایان هم به او رای می‌دهند ولی در عمل چنین نشد اما اینکه آیا اینها توانستندحرف جدیدی بزنند، باید گفت، نه! شما در مناظره‌ها تحقیق علمی و آماری کنید و ببینید آیا حرف جدید دارند؟ همین بی‌هدف بودن و تنها تلاش برای رسیدن به قدرت موجب شد آنها از ریاست‌جمهوری باز‌بمانند.
* به نظر شما اصلاحات و 2 خرداد توأمان هستند یا اینکه هر کدام جریان جداگانه‌ای هستندکه باید به هر کدام نگاهی ویژه‌ داشت؟
** گاهی اوقات در بحث لغت، هر لغتی یک معنای لغوی دارد و یک معنای اصطلاحی و حتی یک مفهوم فرهنگی. «اصلاحات» یک معنای لغوی دارد که به معنای اصلاح‌طلبی و «مصلح» بودن است و یک معنای اصطلاحی پیدا کرده که گروهی اسم خودشان را گذاشته‌اند اصلاح‌طلب. این اصلاحات نیز با تعریف آن جریان سیاسی مفهوم پیدا می‌کند ولی آن فردی که گفت، اصلاحات مُرد، در واقع اصلاحات با معنای آن گروه خاصی که اسم خودشان را اصلاح‌طلب گذاشته بودند مرده است و اینها کوشیدند این مرده را احیا کنند و نشد. گاهی اوقات هم سوءاستفاده‌هایی از لغت اصلاحات می‌شود تا جایی که در قرآن هم هست که «و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون»؛ همین مفسدهایی که فسادشان هم علنی است و جامعه را به هم می‌ریزند و فساد می‌کنند، می‌گویند، ما داریم اصلاحات انجام می‌دهیم و این با خواست مردم برای اصلاح‌طلبی بسیار متفاوت است و اصلاحات برای بهتر کردن اداره امور کشور هیچ گاه در این کشور نخواهد مرد و از سوی تمام گروه‌هایی که اداره کشور را به دست می‌گیرند و از سوی تمام مسؤولان‌ دنبال خواهد شد.