فریدون حاجیپور
سناریوى اعتراض به رسانه ملى از سوى جریانات دوم خردادى در دو سطح تعریف و در حال پیادهسازى است، سطح اول در چارچوب «مظلومنمایى» قابل تعریف است. جانمایه اعتراضها در این زمینه، از ناامیدى آنها و شگرد فرار به جلو حکایت دارد. ناامیدى از آن رو که تلاشها و بیانهایشان به مثابه یک «اقدام» تبلور نیافته و از هم اکنون باید به فکر توجیهى براى شکست آتى باشند و فرار به جلو از آن سو که شرایط مناظره و امکان تضارب عقاید براى آنان چندان به صلاح و مصلحت نیست. بىشک اگر «ناگفتهها» به «گفتهها» و «ناراستىها» به «راستى» استوار شود مجالى براى پذیرش نقطهنظرات آنان باقى نمىماند. این بخش از اصلاحطلبان که در تعاریف خود امکان استفاده از هر روزنه و مفرى را براى بیان دیدگاههاى خود لازم و ضرورى مىدانستند، امروز حضور و عیان شدن نقطهنظرات خود را چندان تاب ندارند. چه اینکه یا بیم بیان آن را دارند و یا این که توان رویارویى را در خود نمىبینند. پس عجیب به نظر نمىرسد که در جلسات خود تاکید کنند که «سهم خود را از رسانه ملى باید پخش فیلمهاى انتخاباتى تعریف کرد. مناظرهها با توجه به قدرت بیان رقیب براى ما مجالى براى فضاسازى نمىدهد».
پس چاره کار چیست؟
با توجه به اتخاذ این تصمیم، این بخش از جریان اصلاحات مىکوشد تا سطح دوم سناریوى خود را در قالب اقداماتى همچون «بازى با کارت اقلیت ثابت»، «سوزاندن کارت اکثریت ثابت»، «ناگزیر کردن رقیب به بازى زود هنگام»، «ناهموار کردن مسیر تصمیمسازى براى اکثریت»، «تزریق چالشهاى موضعى به جامعه» و... دنبال کنند. اما هدف از این سناریو کاملا روشن است. اگر قاعده بازى دستخوش تغییرات شود و اگر روشها متفاوت گردد شاید پذیرش آنان نیز امکان پذیر تر شود. اصولا فرآیند عملیات تبلیغاتى ـ رسانهاى آنان عبارتند از:
شبکهسازى در فضاى مجازى ـ یک پاى تحرکات این جریان«شبکهسازى» به مدد رسانههاى تند با بهرهگیرى از فضاى مجازى است. آنها به دنبال این هستند که ضمن بیان دیدگاههاى خود، سایتهاى حامى را فعال و «رونوشتى پنهان» را شکل دهند. در همین رونوشت پنهان است که در حاشیه و به دور از صحنه و با بکارگیرى استعارات، شایعهها، حملات تودهاى، نامههاى گمنام، تصرف روحى و حسن تعبیر (نشان ندادن معناى واقعى عمل خود) اعتراضاتى را علیه رقیب سامان مىدهند. آنها گرچه در ظاهر از عدم تخریب مىگویند اما در باطن بگونهاى دیگر عمل مىکنند.
جنس عملکردشان نیز اینگونه است که عبارات و استعارات خود را از طریق رسانههاى تند (سایتهاى اینترنتى) و رسانههاى کند (مطبوعات) پىگیرى و دنبال مىکنند. بگذریم از آن که تکنیکهاى خود را درقالب «دنیاى وانموده» یعنى «هست کردن» نیستها و «نیست کردن» هستها نیز محقق مىسازند. از دیگر سو با بررسى سایتهاى متعلق به این جریان مىتوان تولید اخبار کاملا مهندسى شده جهت اداره خطوط فکرى مخاطبان آنان را شاهد بود. روند«تحریک»، «شکلدهى یا تغییر نگرشها»، «تلقینها»، «تضعیف تحلیلها» و... از دیگر مهندسىهاى روانى در این شبکه مجازى مىباشد.
بازگشت به آموزههاى سنتى ـ تکیه بر آمیزهاى از سنت و مذهب، پایه تلاشى مضاعف براى این جریان جهت بدست آوردن پایگاه فکرى و عملیاتى قابل اتکا مىباشد. این جریان گرچه در شیوه زیست خود پایبند تعالیم مذهبى مىباشد اما در شکل حکومتدارى پا در دمکراسى اجتماعى داشته و نوعى تعلق خاطر عملگرایانه نزد آنان جهت ارتباط با طبقات مذهبى دیده مىشود. همین مساله موجب شده است که این طیف براى جبران این تناقضها، شعارها و بیانات دهه ۶۰ را در دستور کار قرار داده و خود را ذیل گفتمان این دهه تعریف کنند. در حقیقت این تغییر گفتمانى براى بدست آوردن راى نیروهاى مذهبى متراکم در مساجد و تکایا مىباشد.
بهرهگیرى از گروههاى مرجع ـ اگر بپذیریم که گروههاى مرجع شامل تمامى نحلههاى فکرى نقش مهم و تاثیرگزارى در هدایت و مسیردهى به انتخاب آرا مردمى دارد، نزدیکى به این گروهها و منتخب بودن آنها در بهترین شرایط و حداقل خنثىسازى نگاه آنها مىتواند در ایزوله کردن نگاههاى گروههاى مرجع نسبت به خویشتن موثر باشد. لذا ترغیب چهرهها و گروههاى تاثیرگذار در راى مردم در دستور کار آنان قرارگرفته است. این اقدام که پیش از این در دور دوم نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى تحت عنوان«جنبش نخبگان» دنبال مىشد، به دنبال نهایت استفاده از خطابها و تاکیدات است. رایزنىهاى سیدمحمد خاتمى با افراد تاثیرگذار در جامعه و تلاش براى اخذ بیانیه و اعلام حمایت از کاندیداى این جریان قرینههایى هستند براى این تلاش.
تاکید بر فعالیتهاى شفاهى ـ شیوه فعالیت شفاهى، در جامعه امروز ما بسیار مؤثر است. کنش گفتارى و مبادله لفظى و شفاهى که هر مخاطبى را در بیان، مناظره و دریافت مستقیم درگیر مىسازد و هر مخاطبى را در اشکال بیانى و زبانى خاص شرکت مىدهد، از این استعداد برخوردار است که «گروههاى ابتدایى» را در چارچوب یک طرز تفکر متحد سازد. گفتمانها و جریانهاى اجتماعى و سیاسى، از رهگذر این مبادلات لفظى و کنشهاى گفتارى عمق مىیابند. لذا با توجه به همین نکته، جریان فوق سعى دارد نسبت به حضور و سخنرانى در تمامى اماکنى که امکان ارتباطگیرى با اقشار مختلف مىباشد اهتمام داشته و تبلیغات را در عرصههایى به قابلیت سخنورى بسپارد. استفاده از طرحهایى همچون طرح تاکسى به تاکسى، هر شهروند به مثابه یک ستاد در همین راستا قابل ارزیابى است.
بهرهگیرى از فریب و انکار ـ براى فریب دادن حریف درباره نیات و اهداف واقعى خود، اطلاعات دقیق و صحیح باید از او پنهان شوند یا انکار گردند. فریب، تلاش براى متقاعد کردن رقیب به یک چیز غیرواقعى، باید همراه با عملیات انکار انجام شود. این عملیات شامل استفاده از نشتها و اطلاعات ساختگى یا تلههایى براى خلق این احساس یا تصور در ذهن حریف است که واقعیت چیزى غیر از آنچه هست مىباشد و بدین وسیله یک «واقعیت بدیل» را براى حریف خلق مىکند. وقتى که انکار و فریب به طور موفق عمل کند، فریبدهنده طرف مقابل را به باور به یک داستان جعلى که دور از واقعیت است، رهنمون مىسازد. سپس، هدف به شیوهاى واکنش نشان مىدهد که به نفع فریبدهنده است. باتوجه به این موضوع باید گفت، این طیف از جریان اصلاحات به دنبال طرح «واقعیت بدیل» در جبهه رقیب مىباشد تا آنان را طى عملیاتى سردرگم سازد. با توجه به موارد فوق مىتوان گفت تاکید این بخش از جبهه دوم خرداد به ارتباطات بینابینى و از دیگر سو به میدان کشیدن نهادها و ظرفیتهاى مدنى استوار گشته و فعالیت در لاین رسمى چندان موضوعیتى براى آنان ندارد.