تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۶۴۷
گفتگو با «کورش زارعی» پیرامون «هنر دینی»
حمید حسین‌زاده اشاره: هنر دینى همواره جزء لاینفک آثار هنرى هنرمندان ایرانى بوده و در بطن آن نمود و ظهور داشته است. باور قلبى نشات گرفته از ایمان باعث شد تا هنرمندان مسلمان ایرانى بتوانند جلال و عظمت اعتقادات و تمدن اسلامى را در آثار خود به رخ مردم سراسر جهان بکشانند. مبحث هنر دینى چندان تازه و نو نیست زیرا به محض ورود اسلام به ایران هنرمندان مسلمان این سرزمین آنچنان نمادها، نشانه‌ها و نقوش اسلامى را با هنر پیشین خود درآمیختند که شناخت برخى گونه‌ها نیاز به دقت و کنکاش علمى تاریخى دارد. البته عمده‌ترین علت آن نیز پذیرش عاشقانه اسلام بود که با خلاقیت هنرمندان ایرانى نیز همراه گشت. نگاه و برداشت جدید متناسب با زمان از مفاهیم و منابع اسلامى جزء یکى از وظایف اصلى هنرمندان ما در هر دوره‌اى است. قرآن کریم به عنوان یکى از منابع و گنجینه‌هاى بى‌کران دین مبین اسلام مى‌تواند الهام‌بخش بسیارى از تولیدات هنرمندان ما در شاخه‌هاى مختلف هنرى باشد. در هر حال‌ “هنر دینی” مبحث بسیار مهم و جدى است که بررسى ابعاد و ویژگى‌هاى مختلف آن مى‌تواند افق‌هاى تازه‌ترى براى علاقمندان و هنرمندان مسلمان کشورمان بگشاید. در این راستا گفتگویى با “کوروش زارعی” بازیگر و کارگردان تئاتر و تلویزیون و برگزیده شش دوره جشنواره بین‌المللى تئاتر فجر انجام دادیم که در ذیل از نظرتان مى‌گذرد.

*به نظر شما چه ضرورتى در رابطه با رویکرد هنرمندان به هنر دینى وجود دارد؟
**ما در قرن و شرایطى زندگى مى‌کنیم که در واقع دنیاى ماشینیزم ما را احاطه نموده است و پیامد این زیستن در این دوره باعث شده تا انسان عصر امروز انسانى سردرگم، سرگشته و حیران گردد. لذا این انسان سرگشته و سردرگم به خاطر مشغله‌ها و درگیرى‌هاى فراوانى که دارد از ارزش‌ها و مفاهیم معنوى و دینى خود دور شده و فاصله گرفته است.
یعنى شرایط تکنولوژى و جامعه امروز انسان را به ورطه انزوا کشانده است. شما اگر به تمام مردم دنیا توجه کنید مى‌بینید که وقوع یک جرقه یا یک اتفاق معنوى در زندگى آنها باعث مى‌شود تا دغدغه‌ها و آن چیزهایى که سالها در روح و روانشان پنهان مانده بود، غلیان کند. براى این انسان امروز، با این درگیرى‌ها و مشغله‌هاى اینچنینى نیاز دارد تا در مقوله فرهنگ و هنر کارهایى صورت دهد. او در حوزه‌هاى مختلف باید کار کند تا بتواند زوایاى پنهان روح و روان خود و داشته‌هایى که خودبه‌خود به دست فراموشى سپرده یا به انزوا کشیده شده. دوباره احیا شوند. یکى از وظایف هنرمندان امروز ما این است که انسان امروز را به خودش بیاورد، یعنى با خلق آثار دینى و معنوى تلنگرى به او بزند تا این انسان گمگشته به اصل خودش باز گردد. رسالت هنرمندان این است که با تولید آثار فاخر هنرى و فرهنگى بتواند نهیبى به انسان معاصر زده و به اصطلاح او را دوباره توى خط بیاورد تا حواسش جمع باشد که همه چیز کار و مشغله‌هاى روزمره نیست.
به نظر من احیا و تولید کارهاى فرهنگی، هنریى که در راستاى هنر دینى و هنرى که انسان را به اصل خودش برمى‌گرداند، مى‌تواند در پویایى مجدد انسان نقش موثرى داشته باشد و هنرمندان وظیفه بسیار سنگینى در این خصوص دارند. ما در خیلى از فیلم‌هاى غربى مى‌بینیم که آنها هم به اهمیت دین در زندگى پى برده‌اند و دیگر فیلم‌هاى اکشن، جناحى و مبتذل خواهان چندانى ندارند. این رویکردها نشانه این است که انسان امروز خسته و ناامید از رفتن به سوى هیچستان و ناکجا آباد است و به این باور رسیده است که دنیاى مدرن، تکنولوژی، صنعت و .... قادر نیست بسیارى از خلا‌ءهاى روحى و روانى او را پر نماید و اصولا دنیاى جدید چیزى براى گفتن ندارد. انسان تهى از معنویت امروز احساس پوچى مى‌کند. اما معنویت وقتى در زندگى انسان جارى و سارى باشد مى‌تواند به همه چیز معنا دهد و باعث مى‌شود تا انسان از زندگی، کار، تفریح، نمازخواندن و انجام فرایض دینى خود لذت ببرد و با یک شوق خاصى آن اعمال را انجام مى‌دهد. مثل این است که فرد مسلمانى براى اولین بار مى‌خواهد به حج برود. احساس عجیبى سراسر وجود آدمى را فرا مى‌گیرد انگار از دنیا کنده شده‌ای. انسان واقعا فکر نمى‌کند در این دنیا است. به کار، شغل، کاسبى حتى به بچه‌اش که عزیزترین خویش اوست فکر نمى‌کند. چون تو از زندگى خاکى جدا شده و غرق در مسائل معنوى مى‌شوى و هنگامى که از سفر باز مى‌گردى گویى این مدت را در رویا سپرى نموده‌اید. براى اینکه اتفاقاتى براى تو در آنجا افتاده که تو را از مسائل روزمره رها نموده است. به هر حال به نظر من هنرمندان باید اهمیت زیادى براى این مقوله قائل باشند، چون مردم به آن نیاز دارند. ما گروهى داریم به نام گروه تئاتر آیین که حدود پانزده سال است در زمینه آثار دینى و مذهبى کار مى‌کنیم و دیدیم که مردم‌ خواهان این نوع کارها هستند. نمایش‌هایى ما داشتیم که دو سه هزار تماشاگر داشته، نمایش‌هایى داشتیم که صحنه قابل دکور زدن و اجرا شدن نبوده و رفتیم در ورزشگاه دکور زدیم و جمعیتى بالغ بر سه هزار نفر از نمایش ما دیدن کردند، هرچند آن ورزشگاه قابل اجراى تئاتر نبود و آن آدم‌هایى که مى‌آمدند به سختى مى‌نشستند و نمایش ما را مى‌دیدند. مردم مى‌خواهند، هنرمندان اگر این کار را انجام دهند قطعا مخاطبان بیشترى خواهند داشت. چون انسان امروزى نیاز به یک چنین کارهایى دارد و از کارهاى تکرارى و کلیشه‌اى خسته شده و نیاز به کارهاى نو همراه با نگرش‌هایى عالى و معنوى دارد. از سوى دیگر هنرمندان ما در آثار مذهبى و دینى نباید تنها به فکر برانگیختن و غلیان احساسات باشند بلکه باید تفکر و اندیشه جدید را مطرح کنند و ذهن و اندیشه مخاطب را هدف بگیرند.
*منابع الهام هنرمند در بخش هنر دینى چه چیزهایى است؟
**منابع زیاد است. حدود چهار پنج سال پیش ما نشستى با مقام معظم رهبرى داشتیم که همه هنرمندان برجسته سینما، تئاتر، تلویزیون، تجسمی، موسیقى و ... آنجا بودند. اتفاقا آنجا آقا راجع به همین مسئله صحبت کردند و ما دیدیم که ایشان چه دیدگاه وسیع و زیبایى راجع به هنر دینى دارند. در آن جلسه آقا فرمودند: هنر دینى به این نیست که همه‌اش به دنبال احادیث و سیره و زندگى ائمه اطهار و ... باشیم آنها هم باشد هیچ اشکالى ندارد اما شما همین که راجع به قضاوت و اینکه چگونه عدالت در این قضاوت جارى مى‌شود بتوانید یک سریال، تئاتر، داستان، فیلم بسازید یک کار دینى و مذهبى انجام داده‌اید. حتما نیاز نیست که ما بیاییم بگوییم تئاتری، تئاتر دینى است که با الهام گرفتن از قرآن و احادیث و روایات و زندگى بزرگان اسلام باشد. چرا آنها هم با نگرش و نگاه نو مى‌تواند باشد ولى پرداختن به مسائل انسانى و اخلاقى خودش پیامد دینى و اخلاقى دارد. اصلا دین اسلام و تمامى ادیان الهى که خداوند پیامبرى براى آن مبعوث کرده است فقط و فقط براى این است که انسان را به یک زندگى سالم و صحیح رهنمون کنند و انسان را به اخلاق، تربیت و زندگى درست هدایت نمایند. اینها همه دستورات قرآن و کتاب‌هاى الهى و پیامبرانى است که از جانب خدا فرستاده شده‌اند و همه آنها همین را مى‌خواهند، بگویند. اینها مبعوث شدند که انسان را در همین مسیر قرار دهند. پس در واقع ما مى‌توانیم بگوییم تئاتری، سینمایى و هنری، هنر دینى است که بتواند مسائل اخلاقى و انسانى را در بستر اصلى خود آن آثار هنرى قرار دهد. حال آن حرف الهى و درست مى‌تواند هر منبعى داشته باشد. همین آداب معاشرت، احترم متقابل به یکدیگر، احترام به قانون، انسان دوستی، همه این مسائل، مسائل جهان شمولى است و مربوط به یک منطقه و کشور خاصى نیست. اینگونه آثار، آثار دینى و مذهبى است و این موضوعات و مسائل اخلاقی، انسانى مى‌تواند دستمایه تولید اثر براى هنرمندان خلاق باشد تا بتوانند اثر مذهبى دینى خلق کنند. اساسا قرآن، احادیث و روایات، زندگى ائمه اطهار و سیره پیامبران منابع و الگوهاى مناسبى براى هنرمندان مسلمان است، منابعى که داراى مایه‌هاى خوب و دراماتیکى براى آثار هنرى است.
*هنرمندان چگونه مى‌توانند خود را در جریان خلق اثر هنرى با مضامین دینى قرار دهند؟
**وقتى که انسان در وادى فرهنگ و هنر وارد مى‌شود باید به یک نکته اساسى توجه کند. مخصوصا کشورهایى مثل ایران که مردم آن همواره افراد برجسته و بزرگى را به عنوان الگوى شخصى خود در زندگى انتخاب مى‌کنند و هنرمند به عنوان یک الگو و کسى که در صف مقدم ایستاده و اقشار مختلف اجتماع حالات و حرکات را زیر نظر دارند باید داراى یکسرى ویژگى‌ها و الگوهاى مناسب و معقول باشد تا مردم بتوانند با او و آثارش ارتباط برقرار کرده و باورش نمایند. به نظر من هنرمندان باید طورى زندگى کنند و به گونه‌اى در اجتماع حضور داشته باشند که مردم وقتى با آنها روبه‌رو مى‌شوند هم با آثار و هم با خود آن هنرمند ارتباط برقرار نمایند.
چون اثر ازدل هنرمند بر مى‌آید اگر هنرمند انسان فرهیخته و الگویى باشد لاجرم اثرش نیز بر دلها مى‌نشیند. براى همین هنرمند باید الگوى اخلاقی، انسانى و رفتارى براى مردم باشد حکایت بعضى از هنرمندان ما حکایت همان شعر حافظ، “چون به خلوت مى‌رود آن کار دیگر مى‌‌کند” است اگر اینطور باشد هیچوقت نمى‌تواند به خلق آثار بزرگى دست پیدا کند. اگر هم دست پیدا کرد آن اثر، اثر ماندگارى نخواهد بود و در یک مقطع کوتاهى شاید مردم با آن ارتباط برقرار کنند ولى بعدها مطمئنا فراموش خواهد شد لذا خیلى مهم است که هنرمند رفتار عملی، نوع نگاه او به زندگی، نوع برخورد او با مردم و آدم‌هایى که در واقع ولى نعمت هنر هستند صحیح و اصولى باشد. مخاطب و اصولا مردم ولى نعمت هنر هستند، چون اگر مردم وجود نداشته باشند دیگر هنر و هنرمند معنایى ندارند. این مخاطب است که به هنر هویت مى‌دهد. آنها اگر پاى کار ما ننشینند کار ما اصلا ارزشى ندارد. پس آنها ولى نعمت‌هاى ما هستند. همینجور که آنها ولى نعمت‌هاى ما هستند همانگونه هم نسبت به ما، به نقش‌ها و کاراکترهایى که ایفا مى‌کنیم یک دیدگاه و ذهنیتى دارند. مردم دوست دارند هنرمند همانگونه که خلق مى‌کند همانگونه هم بیندیشد و زندگى کند. اگر خلاف آن را ببیند ذهنیت و برداشتش از هنرمند تخریب مى‌شود و آن وقت به این نتیجه مى‌رسد که حرف و عمل این قشر یکى نیست. پس این خیلى مهم است که هنرمند به مردم خود توجه کند و مطابق با فرهنگ آن اجتماع زندگى کند و یک الگو براى افراد جامعه خود باشد و اگر داراى شخصیت این چنینى بود. آثارى هم که از او خلق مى‌شود خواهان و پذیرندگان زیادى خواهد داشت.
*از بین هنرهاى مختلف کدامیک داراى قویترین قدرت براى بیان مفاهیم دینى است؟
**به نظر من تئاتر یکى از قدرتمندترین هنرها براى بیان مفاهیم دینى است. تئاتر هنر اندیشه هنرى است که با مردم نفس به نفس است و در آن و در لحظه اتفاق مى‌افتد و هرچه که در آن و در لحظه اتفاق بیفتد بازخوردش را با مخاطب خود که روبرویش نشسته و نظاره‌گر کار او است، مى‌بیند.
هیچ هنرى این امتیاز را ندارد. سینما، تلویزیون و ... اینجور نیستند، موسیقى شاید یک لحظاتى را به وجود بیاورد اما این تاثیرگذارى که در تئاتر هست شاید در موسیقى هم نباشد. در واقع نوع تولید اندیشه که در تئاتر وجود دارد با نوع تولید اندیشه که در سینما‌ست خیلى متفاوت است و تفاوت در این است که در تئاتر اندیشه در آن و در لحظه و در حضور مخاطب شکل مى‌گیرد. این خیلى مهم است که شما سر کلاس درس حضور داشته باشید و ببینید و بشنوید که استاد چه مى‌گوید. مفاهیم را آنجا خوب دریافت مى‌کنید. به همین خاطر من فکر مى‌کنم تئاتر خیلى تاثیرگذارتر از سایر هنرها است.
*وضعیت آموزش در بخش هنرهاى دینى و اسلامى را چگونه ارزیابى مى‌کنید؟
**من به این تفکیک، که بخش‌هاى مختلف هنر را از یکدیگر جدا کنیم اعتقاد چندانى ندارم. وقتى ما یک پى و فونداسیون درستى را پایه‌ریزى کنیم آن ساختمان صحیح و راحت بالا مى‌رود و ساختمان محکمى خواهد بود. مسئله این است که ما چگونه آموزش ببینیم و چه کسانى ما را آموزش بدهند و چگونه در جریان آن آموزش قرار بگیریم. اگر وقتى یک نوجوان یا جوان در اوان نوجوانى و جوانى در یک مقوله فرهنگى درست آموزش ببیند و نظم و اخلاق در هنر را بفهمد، اگر مسائل اخلاقى را خوب یاد بگیرد. خودبه‌خود این آموزش‌هاى اصولى در ذهنش حک مى‌شود و چون آموزش صحیحى به او داده شده در سال‌هاى بعد هم همان هنرمند سالم و ارزش‌مدار باقى خواهد ماند. ولى اگر مسائل اخلاقى در بحث آموزش چندان مهم و بنیادى تلقى نشود محصول و خروجى آن هم هنرمندى خواهد شد که نه خود او و نه اثرى که خلق مى‌کند مورد استقبال قرار نخواهد گرفت و اصولا او مروج ارزش‌ها نخواهد بود.
لذا ما نمى‌توانیم مسائل اخلاقى و دینى را از بخش آموزش هنر تفکیک کنیم زیرا این چیزى نیست که بتوان آن را جدا نمود. اینها در وجود همه آدمها هست فقط باید اندکى بیشتر به آن دقت شود. مخصوصا ما که در کشور مسلمانى زندگى مى‌کنیم. براى همین من معتقدم فضاى آموزش و پرورش خانوادگى مى‌توان در پرورش هنرمندان نقش موثرى داشته باشد و بخش مهمى از شخصیت افراد در آنجا شکل مى‌گیرد.
البته وقتى افراد وارد جامعه مى‌شوند جامعه هم چند درصدى در شکل‌گیرى شخصیت آنان تاثیر مى‌گذارد. لذا اگر آن نوجوان و جوان در خانه و در اجتماع کوچکى که دارد در آن زندگى مى‌کند به لحاظ دینى و مذهبى درست تقویت شود داراى تفکر و اندیشه خدشه‌ناپذیر و مقاومى خواهد شد.
*هنر دینى داراى چه مشخصات و ویژگى‌هایى است؟
**نمى‌توانیم هنر دینى را محدود و بسنده به یک ویژگى و مشخصه خاص کنیم. به نظر من مضامین و محتواهایى که درعرصه فرهنگ و هنر مطرح مى‌شود همه دینى‌اند. مخصوصا بعضى از رشته‌هاى هنرى چون تئاتر که پدیدآورنده آن و تمامى موضوعات مطروحه در آن و هم مخاطب آن انسان است. یعنى تئاتر کاملا یک هنر انسانى است. شما در سینما، گرافیک، هنرهاى تجسمی، موسیقى راجع به طبیعت، جنگل، حیوانات و... مى‌توانید به خلق اثر بپردازید. ولى در تئاتر انسان محور است و پدید‌آورنده هنر هم که انسان است، حال هر فرم و محتوایى که مى‌خواهد باشد. لذا ما نمى‌توانیم بسنده کنیم به اینکه این هنر، هنر دینى است و این هنر، هنر دینى نیست. تمام مسائل و موضوعاتى که منشاء اخلاقى و انسانى دارند پیرامون انسان است و اصولا حرف و پیامى انسانى دارند و از آنجا که این پیام براى انسان است مى‌تواند ماهیت دینى نیز داشته باشد. همین که شما دو جوانى را به تصویر مى‌کشید که در ابتداى زندگى چگونه باید زندگى کنند این خودش یک اثر دینى است. یک اثر اسلامى است چیزى که اسلام به آن توجه زیادى نموده است.