تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۶۷۲

دکتر علی آهون‌منش، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی اصفهان
روزنامه وزین شرق در شماره 824 مورخه 11/5/85 از قول معاون محترم برنامه ریزی منابع انسانی و سیاستگزاری اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی تیتر زده بود که «76 درصد فارغ التحصیلان دانشگاه ها نمی توانند مستقیما وارد بازار کار شوند» و دلیل آن را «نداشتن مهارت لازم» برای حضور در بازار کار دانسته بود.سئوال مهمی که پاسخ نفرموده بودند این بود که اگر این فارغ التحصیلان از مهارت لازم برخوردار می بودند، آیا برای آنان کار وجود می داشت قطعا پاسخ این سئوال نمی تواند مثبت باشد. معاون محترم وزیر کار از آماده شدن «طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی» در دبیرخانه شورای عالی اشتغال با همکاری وزارتخانه های کار و امور اجتماعی، صنایع، جهاد کشاورزی، تعاون و سایر دستگاههای ذی ربط نیز خبر داده بودند. مشکل «اشتغال فارغ التحصیلان» فقط محدود به بوروکراسی شدید و کاغذبازی سیستم های اداری و عدم هماهنگی دستگاه های ذی ربط نمی شود. اینکه برای سال 85-84، از رقم 250 هزار میلیارد ریال تسهیلات بانکی فقط یک سوم آن به شبکه بانکی ارائه شده و از 200هزار طرح آماده شده، فقط 30 هزار طرح آماده قرارداد است دقت بفرمایید که آماده بودن قرارداد به معنای عقد قرارداد نیست زیرا بانک ها برای پرداخت تسهیلات، ضمانت های محکمی می خواهند که تامین آن از عهده فارغ التحصیلان خارج است فقط بخشی از ناکارایی سیستم طراحی شده برای کمک به اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی است و نشان می دهد که حتی با تعویض روسای بانک های کشور، باز هم مشکل به قوت اولیه باقی مانده است.
اما اجازه بدهید به مسئله «عدم وجود مهارت های لازم» در فارغ التحصیلان از زاویه دیگری نگاه کنیم. چرا وضعیت دانشگاه های کشور حتی آنهایی که در کل منطقه دارای جایگاه علمی ویژه هستند به اینجا رسیده است که از انجام وظیفه خود، برای اعطای «مهارت های لازم» بازمانده اند این مسئله مستلزم بررسی وضعیت دانشگاه ها در سه بعد پژوهش، آموزش و نیروی انسانی است، که به صورت مختصر به هر کدام اشاره ای خواهم داشت:الف پژوهش: در سال1333مجله یغما گزارشی از وضعیت تحقیقات کشور و مشکلات پیش روی آن ارائه کرده و حال و روز تحقیقات را نامناسب دانسته است. براساس این گزارش مسئولان وقت، به بی توجهی نسبت به تحقیقات متهم شدهاند. در سال 1352 یعنی نوزده سال بعد از گزارش سال 33 همان مجله، مجددا گزارشی از وضعیت تحقیقات کشور ارائه کرده و آن را چندان متفاوت از سال 33 ندانسته است. در سال 1368 یعنی شانزده سال بعد از گزارش دوم مجله سخن گزارشی از وضعیت تحقیقات در ایران تهیه کرده که براساس آن وضعیت با سال های 33 و 52 تفاوت چندانی ندارد. اگر بررسی وضعیت تحقیقات در سال 1368 را مبنای مقایسه وضعیت کنونی بدانیم با توجه به اینکه در سال های اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی درگیر حل مشکلات داخلی ناشی از حرکات منافقین و جنگ تحمیلی بوده ایم باید سال های بعد که سال های «سازندگی»، «اصلاحات» و «عدالت خواهی» هستند را، «سال های توجه به امر تحقیقات» دانسته و بررسی های خود را بر این سال ها متمرکز نماییم.طی برنامه های دوم، سوم و چهارم توسعه، همواره شاهد تخصیص یکونیم، دو و حتی سه درصد از درآمد ناخالص ملی برای امر تحقیقات بوده ایم. اما متاسفانه این ارقام فقط در محدوده 4/0 تا 75/0 درصد از درآمد ناخالص ملی نوسان داشته و هرگز به اهداف تعیین شده نرسیده اند. هفته قبل وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری از طریق رسانه ملی به مقامات دست اندرکار هشدار داد که این رقم در حال حاضر فقط معادل 4/0 درصد از درآمد ناخالص ملی است که یک عقب گرد به حساب می آید. اگر کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان، کره جنوبی و ژاپن که هزینه سرانه هر محقق در آن ها به ترتیب 235 هزار، 222 هزار، 86 هزار و 70 هزار دلار است را ندیده بگیریم و هزینه سرانه محققان خود را که 5300 دلار است با کشورهایی نظیر ترکیه با 37 هزار دلار و هندوستان با 15 هزار دلار سرانه مقایسه نماییم آن وقت می توانیم به «اهمیت تحقیقات» و «جایگاه محقق» در ایران پی ببریم.
به نظر می رسد به رغم پشتیبانی محکم مقامات تراز اول مملکت از جایگاه تحقیقات و محققان کشور، محققان هنوز انسان هایی خرج تراش و تحقیقات هنوز از جمله کارهای «سوپردولوکس» به حساب می آیند و در نظر برنامه ریزان و مسئولان تصمیم گیر از هیچ جایگاهی برخوردار نیستند. از سال ها قبل برای یک پایان نامه کارشناسی ارشد 300هزار تومان و برای یک رساله دکتری 800 هزار تومان هزینه در نظر گرفته ایم که گاهی درصدی از آن به عنوان بالاسری توسط دانشکده ها پرداخت نمی شود. آیا با این مقدار اندک، می توان طرح های اجرایی عملی جهت حل مشکلات مملکت طراحی و اجرا کرد و از آن طریق «مهارت فارغ التحصیلان» را افزایش داد بیشتر از نود و پنج درصد از رساله های کارشناسی ارشد و دکتری در سرتاسر کشور فقط محدود به «مدل های کامپیوتری» و «شبیه سازی» های بی فایده ای شده که در عمل هیچ مشکلی را حل نمی کند. از آن دردآورتر اینکه گاهی برای خرید یک آنزیم، دارو و یا ماده شیمیایی با قیمت فقط چند ده هزار تومان، کارهای تحقیقاتی تا مدت ها تعطیل می شود. با این وضع، تحقیقات باید چه معجزه ای از خود نشان بدهد، البته ممکن است پاره ای از دست اندرکاران سئوال نمایند که تحقیقات چه دسته گلی به سر این مملکت زده که باید به آن توجه کرد بدون شک تحقیقات یکی از پرسودترین سرمایه گذاری ها در تمام دنیا است. آمار بیان کننده این حقیقت است که در نتیجه هر یک ریال سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی بین سال های 1355 تا 1370 ارزش افزوده بخش کشاورزی تا 233 ریال افزایش یافته است. با ضرس قاطع این مهم برای سایر رشتههای غیرکشاورزی نیز صادق است. بنابراین اگر اعشارات تحقیقاتی به خوبی تدارک شود، دانشجویان می توانند در آزمایشگاه ها و کارگاه های فعال، «مهارت های لازم» را کسب نمایند و آن را در عرصه عمل و برای توسعه کشور به کار گیرند. متاسفانه تا کنون اینچنین نبوده است. ب آموزش: توسعه آموزش عالی در سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حتی با در نظر گرفتن عدم حذف کنکور به عنوان یک چالش بزرگ یک نقطه روشن در کارنامه جمهوری اسلامی است که به خوبی می درخشد. براساس آمار ارائه شده در کمیسیون تحقیقات و آموزش مجلس محترم شورای اسلامی، در حال حاضر قریب به 4/2 میلیون نفر دانشجو مشغول به تحصیل هستند که نسبت به 175 هزار نفر دانشجوی سال پیروزی انقلاب اسلامی، جهش مناسبی به حساب می‌آید.
اما در مورد کیفیت فارغالتحصیلان و کسب «مهارت های لازم» همواره «اما و اگر» های فراوانی وجود داشته است، که بررسی همه آن در این مقاله نمی گنجد. اغلب فارغ التحصیلان کشور، در هر زمان که امکان بروز دانسته های خود را داشته اند، شایستگی های خود را به خوبی نشان داده اند. نمونه ای از این آمادگی ها را می توان در ادامه تحصیل دانشجویانی که به خارج از کشور رفته اند، به خوبی ردیابی کرد که در بین فارغ التحصیلان سایر کشورها و در رقابت با آنان گوی سبقت از همگنان خود ربوده و نام ایران و ایرانی را بلندآوازه ساخته اند. اما نمی توان کتمان کرد که در بازار کار داخل، کارفرمایان همواره گلایه داشته اند که فارغ التحصیلان دانشگاه ها از تکنولوژی روز دنیا عقب مانده اند. دلیل این مسئله کاملا واضح است زیرا دولت های بعد از انقلاب، در هر زمان که از فشار کاهش قیمت نفت رهایی یافته اند، برای خرید فناوری های روز سرمایه گذاری های زیادی داشته اند که متاسفانه هرگز مشمول دانشگاه ها نشده است. به عنوان مثال در نظر بگیرید که وزارت جهاد کشاورزی در سال های اخیر بهترین ماشین آلات کشاورزی را خریداری و آن را با یارانه های فراوان در اختیار کشاورزان قرار داده است. اگر تراکتورها، کمباین ها و ماشین آلات مدرن و پیچیده وارداتی را دیده باشید، صفحه پانل آنها، مانند پاره ای از هواپیماهای پیشرفته دارای صدها کلید و مانیتور است. اما دانشجویان هنوز از تراکتورهای رومانی قدیم استفاده و کار با تراکتور را با انواع قدیمی آن تجربه می نمایند. چگونه از فارغ التحصیلان انتظار می رود کار با «کامبینات، کمباین و یا تراکتورهای» پیشرفته و مطابق با آخرین فناوری های جهان را به خوبی بدانند و با آن کارکنند بدون آنکه آن را حتی با چشم دیده باشند این مسئله به صورت مشخص برای سایر رشته های کشاورزی و غیرکشاورزی نیز صادق است. اگر کارفرمایان محترم و به صورت اخص «دولت محترم» انتظار «کار آزمودگی» از فارغ التحصیلان دانشگاهی را دارند باید زمینه های آموزش عملی آنان را فراهم نمایند.
متاسفانه درس «کارورزی» در دانشگاه ها به راحتی «مثله» می شود و این را هم دانشجویان، هم استادان و هم مسئولان به خوبی می دانند. وظیفه برنامه ریزان است که برای حل آن روش های لازم را ارائه نمایند. به نظر معاون محترم وزیر کار و امور اجتماعی مبنی بر «اشتباه در سیاستگزاری در حوزه اشتغال» احترام می گذارم. به نظر صاحب این قلم، اگر میلیاردها ریالی که برای «کارآموزی» فارغ التحصیلان هزینه می شود تا با «بازآموزی» فارغ التحصیلان به آنان «مهارت های لازم» را بیاموزند در اختیار مبادی آموزشی دانشگاه ها قرار گیرد به مراتب بهتر از آن خواهد بود که با افزودن هزینه های اضافی مجبور به آماده سازی مجدد فارغ التحصیلان باشیم نوشداروی بعد از مرگ سهراب. ج نیروی انسانی: در کشورهای غربی، دانشگاه ها بدوا برای تربیت طبقه اشراف و روحانیون و با وقوع انقلاب صنعتی، برای تربیت نیروهای متخصص و مورد نیاز کارخانجات صنعتی و حل مشکلات جامعه تاسیس شدند.
صرف نظر از اینکه ایرانیان قبل از ظهور اسلام «گندی شاپور» و پس از ظهور اسلام «نظامیه» ها را تاسیس کرده و تجارب بسیار مفیدی، در زمینه «دانشگاه داری» پشت سر گذاشته بودند. متاسفانه تاسیس دانشگاه های جدید در ایران، با توجه به الگوهای غربی و بدون توجه به فلسفه اصلی آن شکل گرفته است. ما با استفاده از الگوهایی نظیر آمریکا، فرانسه، آلمان و ایتالیا و مدلسازی از آنان به تاسیس دانشگاه و تربیت نیروی انسانی پرداخته ایم. شاید به همین دلیل دولت های پیش و بعد از انقلاب، هرگز اعتماد لازم را به دانشگاه ها نداشته و حل مشکلات خود را با خرید تکنولوژی و نه «بومی سازی» آن دنبال کرده اند. کدام یک از برنامه های اول، دوم، سوم و چهارم توسعه با نظر دانشگاهیان تنظیم گردیده است و دانشگاهیان در کدام یک از برنامه های توسعه صنایع مختلف مانند نفت و گاز و برق انرژی، راه، کشاورزی و منابع طبیعی سهیم بوده اند تا براساس تجارب کسب شده و نیاز کارفرمایان محترم، دانشجو تربیت نمایند متاسفانه تمرکزگرایی وزارت علوم در سال های بعد از انقلاب اسلامی، امکان برنامه ریزی و رقابت سالم براساس نیازهای کشور را از دانشگاه ها سلب کرده و اگر هم رگه هایی از خلاقیت های فردی بروز یافته به عنوان «مقابله» در برابر «برنامههای متمرکز وزارت» تلقی و از اجرای آن جلوگیری شده است. بنابراین اگر مسئله «اشتباه در سیاستگزاری در حوزه اشتغال» را از طرف معاون محترم وزیر کار بپذیریم و سیاست های آقای دکتر محمود احمدی نژاد مبنی بر «سرمایه گذاری دولت روی نیروی انسانی را به عنوان «سیاست جدید» تلقی نماییم، باید امیدوار باشیم که «پولدارترین دولت بعد از انقلاب» که در راس آن یک دانشگاهی قرار گرفته است، از عهده حل این مشکل برآید و با تدبیر به گونه ای عمل کند که در طول سال های خدمتش، فارغ التحصیلان دانشگاهی پس از خروج از دانشگاه، از «مهارت های لازم» برای حضور در بازار کار برخوردار باشند.