تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۶۹۰

ابراهیم امیری
اسلام دین اعتدال و میانه روی است و دستورات و تعالیم اسلامی همواره به مسلمانان توصیه و سفارش نموده است از این مسیر تجاوز ننموده و منحرف نشوند.
متاسفانه در طول تاریخ اسلام ، کژاندیشان و بدفهمان زیادی بودند که با برداشت و فهم غیرصحیح خود ، خسارات و ضربات فراوانی را به اسلام وارد کردند که شاید بتوان گفت اسلام به این مقدار از کفار و مشرکان ضرر ندیده است.
اگر مروری گذرا به تاریخ صدر اسلام بینداریم ، این امر به خوبی آشکار و روشن می شود.
به عنوان نمونه ، هنگامی که امیر مومنان علی (ع ) پس از گذشت 25 سال از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام و درحالی که با درخواست و اصرار مردم ، خلافت و رهبری جامعه اسلامی را برعهده گرفت ، گروهها و افراد زیادی در برابر آن حضرت ایستادگی و مقاومت کرده و اتهامات زیادی همچون شرک را بر حضرت وارد کردند.
این سئوال بسیار مهمی است که این اتهامات از سوی چه افراد و گروههایی مطرح شد و چه شخصیتی را مورد هدف قرار داد؟
مگر جز این بود که این اتهامات از طرف کسانی مطرح شد که داعیه دار دین بودند و خود را پیروان واقعی اسلام و پیامبر می دانستند و فهم و برداشت خویش از دین را مساوی با اسلام تلقی می کردند آنان که در ظاهر مسلمان و اهل نماز و... بودند.
و مگر جز این بود که این اتهام را متوجه شخصیتی می کردند که اولین ایمان آورنده به پیامبر بود و همواره در سختیها و ناملایمات با پیامبر بود و در جنگها و غزوات پیامبر با کفار و مشرکان و منافقان در صف اول مبارزان و مجاهدان راه خدا قرار داشت و افتخارات بزرگی را برای خود به ثبت رساند و آیا در دوره های مختلف غربت و مظلومیت پیامبر و اسلام ، با تمام وجود از دین خدا و پیامبرش دفاع نکرد؟
چه اتفاقی افتاد که یک مرتبه وجود مقدس امیرمومنان علی (ع ) که یک لحظه از پیامبر و اهداف و آرمانهای آن حضرت فاصله نگرفت ، باید به عنوان « مشرک » معرفی شود و از او خواسته شود توبه نماید آنهم در برابر کسانی که فهم درست و اندیشه صحیحی نسبت به دین نداشتند و خود در وادی جهل و کژاندیشی و بدفهمی به سر می بردند.
و یا مگر امام حسین (ع ) که در دامن پیامبر و علی (ع ) و فاطمه زهرا(س ) تربیت یافت و جان خویش را در راه دین فدا کرد و برای برپایی پرچم اسلام و تعالیم دینی تلاش کرد ، به عنوان خروج کننده از دین پیامبر معرفی نشد؟
باید به این نکته همواره توجه داشت که تاریخ تکرار می شود ولی باید آنرا آئینه ای در برابر خویش قرار داد و از آن درس و عبرت گرفت و از افراط و تفریط اجتناب ورزید.
متاسفانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم افراد و گروههایی بودند که با کژاندیشی و فهم نادرست خود قصد داشتند نیروها و شخصیتهای انقلابی را با انواع تهمتها از صحنه خارج سازند. مگر در همان سالهای اولیه تاسیس نظام جمهوری اسلامی ، به شهید بزرگوار آیت الله بهشتی که از عالمان و برجستگان انقلابی و مبارز بود و نیز دیگر چهره های انقلابی ، انواع تهمتها را روا نداشتند با کمال تاسف ، درحال حاضر نیز ، افرادی که نقش مهم و زیادی در دوران نهضت اسلامی و پس از آن را نداشتند و با قیام و نهضت امام همکاری و همراهی نکردند ، داعیه دار انقلاب شده و با سخنان و تحریکات خود موجب می شوند عده ای ساده لوح و بی اطلاع از نشیب و فرازهای انقلاب ، سران انقلاب و پیشتازان مبارزه و جهاد و همراهان نهضت امام خمینی را با انواع و اقسام ترفندها و اتهامات از صحنه خارج سازند.
در اینجا سئوالاتی مطرح است که باید عاملان و مسببان چنین حرکاتی پاسخگو باشند.
تخریب چهره های عرصه جهاد و مبارزه با چه ملاک و معیار شرعی قابل توجیه است؟
کدام حکم اسلامی اجازه می دهد برای پیشبرد اهداف خود به هر وسیله ای همچون جلوگیری از اظهارنظر وایراد سخنرانی آنهم برای پیشکسوتان عرصه جهاد و مبارزه متوسل شد و کدام تکلیف شرعی اقتضا میکند از روش های غیراخلاقی برای رسیدن به مقصد استفاده شود؟
آیا اینگونه برنامه ها با روش و منش بنیانگذار جمهوری اسلامی ، امام خمینی سازگار است و آیا رهبر معظم انقلاب ، حضرت آیت الله خامنه ای ، همواره افراد را از اینگونه اعمال غیرقانونی برحذر نداشتند؟
و آیا نظام اسلامی ، چهره های مبارز و انقلابی و خدمتگزار خود را به سادگی بدست آورده است که عده ای به آسانی ، چوب حراج به آنها می زنند؟
چه کسانی و چه گروههایی ، از این روشهای غیراسلامی و غیرقانونی سود خواهند برد آیا این اقدامات به نفع جمهوری اسلامی است یا دشمنان اسلام آیا جز این است که دشمنان و معاندان نظام اسلامی از این گونه اعمال و رفتارها ، اظهار خوشحالی و شادمانی کنند و خود را به اهداف و نیات پلیدشان نزدیکتر بدانند؟
آیا این روشها در آینده گریبان بانیان آن را نخواهد گرفت و بهانه بدست مخالفان جمهوری اسلامی نخواهد داد تا در برنامه های مشوقان و بانیان چنین روشهایی ، اخلال و ناامنی ایجاد کنند؟
چرا عده ای با برحق جلوه دادن خود و برداشت و فهم و تفسیر خویش از اسلام را عین اسلام دانستن ، دیگران را باطل می پندارند؟