تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۶۹۳
مهناز میزبانی اشاره: برخی حوادث مهم نهضت امام خمینی به دلیل سرنوشت ساز بودن و یا تاثیر مهمی که بر روند حلقه های بعدی وقایع داشته و دارد اهمیت ویژه ای می یابد. تبعید امام به ترکیه تبعید به عراق و سپس هجرت حضرت امام به پاریس از جمله حوادث مهم این حلقات زنجیره ای است این مقال که سعی در بررسی این واقعه دارد در سه محور « اهمیت موضوع » « عوامل تاثیرگذار در وقوع این پدیده » و « تصمیم حضرت امام » متمرکز شده است .

اهمیت موضوع
رهبری داهیانه حضرت امام مبتنی بر سیاست شفاف سازی ایشان موجب جلب اطمینان لاوصف مردم به وی و تبعیت منحصر به فرد از فرامین ایشان در طول رهبری نهضت شد. حضرت امام در هیچ یک از ملاقاتهای سران کشورها و مقامات سیاسی و... به گونه ای خصوصی گفتگو نمی کرد و همواره در جمع مبارزین و یاران انقلاب اسلامی به صراحت سخن می گفت و این به نوبه ی خود راه ورود هرگونه شایعات و ادعاهای کذب و دروغین را می بست . این از صفات خاص حضرت امام در پیرایش تاریخ انقلاب از انحرافات بود. که امام به آن اصرار نیز داشتند. اهمیت انحصار انتخاب فرانسه از سوی حضرت امام به قدری مهم و ضروری می نمود که در بندهای پایانی وصیتنامه سیاسی الهی خود اعلام نمودند :
از قرار مذکور بعضی ها ادعا کرده اند که رفتن من به پاریس به وسیله آنان بود. این دروغ است من پس از برگرداندنم از کویت با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود آنان تحت نفوذ شاه بودند ولی پاریس این احتمال نبود. (وصیتنامه سیاسی الهی حضرت امام )
پیش زمینه های این واقعه
در تبعید حضرت امام به ترکیه مخالفت ایشان با لایحه ی کاپیتولاسیون ترس رژیم پهلوی از فراگیری نهضت و فروپاشی ارکان رژیم عامل اساسی در دور نگه داشتن رهبر مذهبی سیاسی ایران از مردم بود. اما انتخاب عراق به عنوان تبعیدگاه ثانی حضرت امام که با برنامه ریزی وسیع و دقیق عوامل امنیتی رژیم پهلوی و با هماهنگی سرویس اطلاعاتی سیا و رژیم بعث انجام پذیرفت بر چند محور زیر معطوف بود :
1. جو ضدسیاسی حاکم بر حوزه های علمیه عراق که در تضاد با رهبریت امام بود مانع بزرگی بر سر راه فعالیت ایشان قرار می داد.
2. تحت الشعاع قرار گرفتن جایگاه علمی و فقاهتی حضرت امام در کشور عراق با وجود مراجع بزرگ در آن کشور
3. وجود اکثریت سنی در کشور عراق و عدم هماهنگی و حمایت اعتقادی از ایده ها و اهداف حضرت امام
4. تحت کنترل و مراقبت داشتن امام از سوی حزب ثانی و جاسوسان رژیم در عراق
5. دور نمودن مردم از ایشان و کنترل مخالفان داخل کشور
عوامل تاثیرگذار در این واقعه
با انتقال حضرت امام به عراق و شناخت وسیع مردم و علما از نقش و جایگاه علمی و سیاسی حضرت امام و تواضع وصف ناشدنی حضرت امام در میان علما و مردم مذهبی عراق نه تنها به سرعت جایگاه علمی خود را در محافل حوزوی یافت بلکه سرآمد اساتید و مراجع آن دوران شد و توانست ضمن ارتباط با روحانیون و طلاب و زائران ایرانی که بین ایران و عراق در آمد وشد بودند شبکه ای از مبارزان کشور را ساماندهی کند و پیام های سرنوشت ساز خود را از این طریق ابلاغ دارد. تثبیت جایگاه مرجعیت و ارتباط با گروه های مختلف سیاسی مذهبی در عراق در این زمان نهضت را فراتر از مرزها برده و جهانی کرد.
سیر رشد فکری و فرهنگی مردم ایران که با روشنگری های یاران و همفکران حضرت امام در حال تعالی بود به 1356 رسید شهادت حاج آقا مصطفی پیامدهای این شهادت انتشار مقاله ای در مخالفت با امام در 17 دی ماه و واکنش مردم و طلاب در 19 دی عجین گشت و جرقه ی انقلاب را روشن ساخت . رهبری های داهیانه حضرت امام در عراق عامل هدایت صحیح و موثر این جریانات بود. و این شور و نشاط ایجاد شده را با حوادثی مقرون ساخت :
همکاری های رژیم های ایران و عراق در قالب قراردادهای جدید ترس آمریکا و انگلیس و مقامات امنیتی رژیم از اوج گرفتن مبارزات مردم و بالطبع تصمیم در محدودسازی فعالیت رهبر این نهضت دستگیری عوامل مرتبط با شبکه ی مبارزان و فشار نظامی بر مردم و به شهادت رساندن جوانان آگاه و بیدار این مرز وبوم از جمله حوادثی بود که حلقه محاصره را بر امام و یارانش تنگ کرد. و منجر به هجرت عظیم ایشان از آن محل شد.
این حوادث را از جلسه ی 9/7/57 شورای امنیت ملی (جلسه 38 ) آغاز می کنیم .
.1 برخی از مقامات امنیتی ایرانی و خارجی درباره حوادث اخیر ایران و نقش حضرت امام در این حوادث مذاکره کردند و ریاست ساواک در این باره گفت : این آدم « حضرت امام » در نجف نشسته و تحریکاتی علیه منافع مملکت انجام می دهد. مدارکی هم داریم که منجر به این محدودیت هایی که کم و بیش اشاره شد می کند قرار بود که یک تعدیلی شود. اگر یک ماموری از طرف ما برود و مذاکره بکند که به دنبال تلگرافاتی که به وزارت خارجه شد رفتن این مامور کنسل شد . (آیا او تصمیم دارد بیاید به ایران ص 51 )
به دنبال توافق دو رژیم در اول مهرماه 1357 بیت حضرت امام در نجف اشرف توسط دولت عراق به محاصره نظامی درآمد و هرگونه ارتباط با ایشان قطع شد. در همین روز بود که وزیر امور خارجه عراق در نیویورک خواستار اخراج امام خمینی از عراق شد.
.2 دولت عراق که در بهره برداری سیاسی از حضرت امام ناکام مانده بود با وجود اینکه اختلافات بسیاری با رژیم پهلوی داشت و در همکاری با امام با پاسخ منفی امام روبرو شده بود از نفوذ امام و افکار وی در میان شیعیان عراق بیم داشت .
در پی توافقاتی که رژیم پهلوی در فاصله سال های 1353 تا 1356 کرد شرایط برای فعالیت امام و سایر مبارزین سخت تر شد. این توافقات در پی اختلافات مرزی ایران و عراق رخ داد که شدت این اختلافات به درگیری های مرزی کشته شدن نیروهای دو طرف انجامید. از طرفی هر دو رژیم که از سوی نیروهای مخالف خود در خاک مقابل احساس خطر می کردند با قرارداد صلح الجزایر در اسفندماه 1353 پایانی بر این اختلافات یافتند . بویژه اینکه رژیم عراق با کردهای عراقی در داخل خاک خود در حال جنگ بود امنیت کشورش را در مخاطره ی جدی می دید. پیمان های همکاری های متعددی در زمینه های امنیتی امضا کردند که یکی از موضوعات مورد توافق به عنوان شروط مصالحه عدم حمایت از مخالفان سیاسی یکدیگر و از بین بردن کلیه عوامل منفی در مناسبات دو کشور بود. (اصغر جعفری ولدانی بررسی تاریخی اختلافات مرزی ایران و عراق تهران دفتر مطالعات سیاسی بین المللی ج، 2/1370 صص 498 ـ499 )
در راستای این تعهدات دولت عراق فشار بر طلاب و روحانیون و ایرانیان مقیم عراق را بیشتر کرد و آنها را از عراق اخراج نمود. محدودیت بیشتر برای حضرت امام که رژیم مدعی ومصر در انجام آن بود روی دیگر این سکه بود که توسط ماموران رژیم عراق جنبه ی عملی به خود گرفت .
این عوامل به همراه دیگر زمینه های شورش و قیام همگانی مردم در ایران رژیم شاه و عراق را دستپاچه تصمیم دیگری برای محدودیت امام کرد.
حضرت امام خود به شرح ماجرا و انجام تکالیف الهی می پردازد. 
خدای تبارک و تعالی مقدرتی دارد که ما سر آن را نمی فهمیم مگر بعد از زمان ها بعداز آنکه به واسطه فشار دولت ایران و فشار محمدرضاشاه بر دولت عراق و محصور کردن آنها منزل ما را و رفت وآمدهایی که بین ما و دولت عراق شد گفت و گوهایی شد و ما به آنها اخطار کردیم که یک مسئله شرعی است یک وظیفه الهی است و آنکه به واسطه ی فشار دولت ایران و فشار محمدرضا شاه بر دولت عراق و محصور کردن آن ها منزل ما را و رفت وآمدهایی شد. که بین ما و دولت عراق من نمیتوانم مساله ی الهی و وظیفه ی شرعی را به قول شما ترک کنم . من این کارهایی را که در این جا انجام میدهم شما هم هر کاری دارید بکنید. آن ها از ما تقاضا کردند که چون ما تعهداتی با دولت ایران داریم و این کارهایی که شما و اصحاب شما می کنند مخالف آن تعهدات است . ما نمی توانیم تحمل کنیم من جواب دادم من که تعهدی ندارم شما تعهد دارید. من یک تکلیف شرعی دارم . عمل می کنم و به تعهد شما اعتنایی نمی کنم . هم در منابر خطابه می خوانم و هم اعلامیه صادر می کنم و هم نوار پر می کنم و می فرستم . این تکلیف من شما هم هر تکلیفی دارید عمل کنید. (صحیفه امام موسسه نشر و تنظیم آثار امام تهران 1378 ج 6 ص 226 )
این پیام رژیم بعثی عراق توسط حجه الاسلام محمود دعاگو به امام رسید و حضرت امام فرمودند :
این آغاز کار است شما به بعثی ها بگو من چنین چیزی را نمی پذیرم نمی توانم ساکت باشم و در ایران کسانی که به من اعتقاد دارند و مبارزه کنند خون بدهند اگر ایشان نمی خواهند من این جا باشم می روم و در جای دیگر حرفم را می زنم حوزه 1370 ش 45 صص (78 ـ 79 )
به دنبال فشار دیپلمات های ایرانی منزل امام به محاصره درآمد. حضرت امام در اعتراض به این محاصره و دستگیری چند تن از مبارزین از منزل خارج نشد و این عمل انعکاس وسیعی در ایران و عراق داشت و رژیم عراق را به عقب نشینی و باز کردن حلقه محاصره وادار نمود اما حلقه برداشته نشد این بار بهانه حضور خود را حفاظت از امام اعلام کردند که امام فرمود :
اینان حفاظت نمی کنند بلکه نظارت می کنند.
سیل تلگرافات و مکاتبات علما و مراجع به سوی حکومت عراق سرازیر شد. و این رژیم را از پیامدهای شوم این حادثه آگاه کرد. مراجع عظام ایران علما طلاب حوزه های علمیه و مجامع دانشجویی طی ارسال تلگرافهایی به سوی مراجع عراق وقوع این حادثه را تسلیت گفتند و به این عمل رژیم اعتراض نمودند . (استاد انقلاب اسلامی ج 1 ص 521 ـ 533 ج 2 صص 367 ـ380 ج 3 صص 390 ـ402 ج 4 صص 571 ـ572 ج 5 صص 232 ـ237 )
رژیم پهلوی نیز با بحران پیش روی در ایران دچار ترس و نگرانی بسیاری شد و مقامات ساواک را به تعدیل فشارها واداشت ... گله ای که رئیس سرویس امنیتی عراق از روزنامه های ایران کرده است در این جلسه ی شورای امنیت عراق مطرح می شود :
خمینی را محاصره {امام }روزنامه های عراق اعلام کرده اند که منزل کرده ایم و اجازه نفس کشیدن به او نمیدهیم یا دولت عراق میگوید : این مطلب را نوعی حمله به خود تلقی میکنیم چون این اقدام به خواسته شما و به منظور تامین مسئله شما انجام گرفته است چطور روزنامه های شما به ما حمله می کنند. این اقدام ما باعث شده تظاهراتی علیه عراق در چند نقطه جهان از جمله لندن صورت گیرد ولی ما به این تحرکات اهمیت نمی دهیم (آیا او تصمیم دارد بیاید به ایران ص 42 )
بدین ترتیب موج مخالفت نه در ایران بلکه کلیه مسلمانان جهان را دربرگرفت و خطری عظیم برای دولتهای ایران و عراق ایجاد کرد غافل از آنکه که مقاومت و هدفمند بودن حرکت امام در حصار هیچ زندان و تبعید و محاصره ای قرار نمی گیرد و حضرت امام ولو به حضور چند دقیقه ای در فرودگاه های کشورهای جهان حاضر نیست این رسالت عظیم خداوندی را ترک گوید.
علی رغم همه ی مخالفت ها سعدون شاکر رئیس امنیت عراق به همراه چند مسئول امنیتی نجف برای ملاقات با امام اجازه حضور خواست و پس از ورود به بیت آن معظم له تعهدات عراق با ایران را یادآور شد و از امام عدم فعالیت سیاسی را خواستار شد. امام نیز با تاکید بر وظیفه ی اسلامی خود اعلام فرمود :
شما اگر ناگزیر هستید من از عراق خارج می شوم . سعدون شاکر پرسید : به کجا می روید ایشان پاسخ داد : به هر کجا که مستعمره ی شاه ایران نباشد و ماموران او آنجا نفوذ نداشته باشند . (حوزه 1370 ش 45 صص 78 ـ79 )
تصمیم به هجرت
دو روز بعد از این ملاقات امام خمینی پاسپورت خود را به حجه الاسلام دعائی داد تا برای دریافت مجوز خروج اقدام کند و خود را آماده ترک عراق کرد.
مقصد اولیه حضرت امام کشورهای اسلامی و کویت و سوریه بود اما به دلیل تحت نفوذ بودن کشور سوریه و اینکه قبلا با (رژیم پهلوی هماهنگ کرده بود تصمیم گرفتند چند روزی در کویت مانده سپس به سوریه مهاجرت نمایند و از آنجا صدای انقلاب را به گوش جهان برسانند.
مرحوم سیداحمد خمینی از جلسه ای که در منزل ایشان به اتفاق دیگر یاران انقلاب تشکیل شده بود خبر می دهد و می گوید :
تصمیم گرفتیم با کویت تماس بگیریم . قرار شد با حضرت آیت الله مهری از روحانیون مبارز کویت تماس بگیریم . حضرت آیت الله مهری هم آقازاده شان را با یکی از افراد با دعوت نامه ای برای امام روانه ی نجف کردند. (پا به پای آفتاب ج 2 ص 74 )
پس از اخذ روادید در 12/7/1357 به همراه سیداحمد خمینی و چند تن دیگر به سوی مرز کویت روانه شدند و در منطقه مرزی صفوان اطلاع یافتند که اجازه ورود به خاک کویت ندادند. ایشان در همان منطقه مرزی نماز خود را به جای آورده و ساعت یازده شب به سوی بصره بازگشتند و پس از اقامت آن شب در هتلی تصمیم نهایی خود را در 13/7/1357 گرفته و به سوی بغداد رفتند.
انتشار اخبار این وقایع مردم ایران را علیه رژیم پهلوی شوراند. بازارهای ایران بسته شد و عملا نبض اقتصادی کشور از دست رژیم خارج و مردم کوچه و بازار یک صدا در حمایت از رهبر خود به خیابان ها ریختند.
رژیم پهلوی نیز از قدرت رهبری این نهضت هراسان شد :
اگر خمینی برآورد قدت خود را کرد که امروز هم کرد تهران نیست تیمسار این صورتی است که بنده جلویم هست . تمام این شهرستان ها بین 90 تا 100 درصد مغازه های خود را بسته اند . حالا اگر در تهران بازار بست و شهر باز بود در تمام این شهرها هم بازار بسته بود و هم شهر بسته بود. قم مشهد همدان زاهدان سنندج شهرکرد کرمان خمینی با این عملی که انجام داده برآورد قدرتش را در ایران کرده با اینکه علما چه در قم چه در شیراز چه در تهران اعلام کرده که موافق نیستند معهذا توانست مغازه ها را ببندد و اثر گذاشته روی کارخانجات ما اثر گذاشته روی موسسات دولتی ما بنابراین وقتی نیاید به ایران آدمی برآورد می کند و می بینید یک همچو قدرتی در ایران دارد . (آیا او تصمیم دارد بیاید به ایران ص 43 )
ساواک نیز تمامی نمایندگی های خود در کشورهای کویت ترکیه و سوریه را مطلع کرد و همه نیروهای ساواک های استان های مرزی به حالت آماده باش درآمدند. بخشنامه ای نیز برای تمامی شهرهای مرزهای غربی ایران فرستاده شد تا به محض ورود حضرت امام او را دستگیر و روانه تهران کنند . (سجاد راعی جام جم  12/11/83 به نقل از پرونده امام خمینی شماره بازیابی 887 ص 58 )
تصمیم مهاجرت به فرانسه
نکته ی مهم در بی تاثیری هرگونه جریان های فکری و شخصیت های دیگر در تصمیم حضرت امام بود که در بدو سخن در وصیت نامه ی حضرت امام اهمیت آن ذکر شد.
دلیل تاکید حضرت امام شاید سخنان متناقض برخی مدعیان القای این تصمیم بود که بشدت تکذیب شد. ابراهیم یزدی در حالی که قبلا در این رابطه اعلام کرده بود که « امام در میان ناباوری به فرانسه رفت » (اطلاعات 4/2/58 ص 5 ) در بیست سال بعد مدعی تاثیر مستقیم در تصمیم امام شد و اعلام کرد : « به محض رسیدن به هتل حاج سیداحمدآقا به من گفت که آقا پیشنهاد شما را برای رفتن به پاریس پذیرفتند ... » (ایران فردا بهمن 1378 ش 51 ص 19 )
سیداحمد خمینی نیز در خاطرات خود نحوه ی تصمیم گیری امام را چنین بیان کرد :
نمازصبح را با امام خواندم و بعد از نماز از تصمیمشان جویا شدم . امام گفتند من سوریه را انتخاب می کنم و به سوریه می روم عرض کردم اگر سوریه راه نداد چه کار کنیم خوب است به جایی برویم که ویزا احتیاج نداشته باشد و ما از آنجا بتوانیم به سوریه برویم . چرا که اگر لب مرز سوریه هم ما را برگردانند. دیگر برای رفتن جایی نداریم . فرانسه را پیشنهاد کردم امام پذیرفتند . (پا به پای آفتاب ج 1 ص 76 )
حضرت امام نیز در تایید این مطلب در مصاحبه ای دلیل رفتن خود را به پاریس تقدیر الهی و حکمت الهی خوانده اند :
ما بنایمان بر این بود که از کویت بعد از دو سه روزی که با آقایان ملاقات می کنیم برویم به سوریه و آنجا یک اقامت طولانی بکنیم . خداوند تقدیر کرده بود که باید راه چیز دیگری باشد و ما نمی دانستیم که این تقدیر به کجا منتهی می شود. از آنجا برگشتیم به بصره و از انجا هم به بغداد ما را بردند و من ملاحظه کردم که ما اگر هرجا برویم از این دول اسلامی همین مطلب است . به همین جهت تصمیم گرفتیم بدون هیچ فکر سابق که ما می رویم به فرانسه در عین حالی که مایل نبودیم از دول اسلامی خارج شوم لکن خداوند تقدیر کرده بود که مسائل در آنجا بطور وسیع در همه جای دنیا پخش شود و خبرنگارها از اطراف هجوم کردند که گاهی روزی چندین مصاحبه ها می شد و خصوصا از آمریکا که مصاحبه هایی با آنها شد و آن ها از همان جا پخش کردند به سراسر آمریکا و به بعضی از بلاد دیگر و ما هم مسائل ایران را در آنجا روشن کردیم به طوری که بسیاری از ابهاماتی که به واسطه ی تبلیغات سویی که از طرف اجانب شده بود در آنجا رفع شد. (صحیفه امام ص 376 )
این بار نیز علی رعم سخت گیری های دولت فرانسه مقاومت پایداری و صلابت حضرت امام عامل اساسی در حفظ نهضت به شمار می رفت و دولت فرانسه نیز در اولین دیدار با حضرت امام این موانع را ایجاد کرد. امام در پاسخ به نماینده کاخ الیزه که عدم مجوز فعالیت سیاسی در فرانسه را اظهار داشت فرمود :
ما فکر می کردیم اینجا مثل عراق نیست من هرکجا بروم حرفم را میزنم من از فرودگاهی به فرودگاه دیگر سفر می کنم تا به دنیا اعلام کنم که تمام ظالمان دنیا دستشان را در دست یکدیگر گذاشته اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند ولی من صدای مردم دلیر را به دنیا خواهم رساند. من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می گذرد . (دلیل آفتاب ص 79 )
حکومت پهلوی نیز در برابر حمایت قاطع مردم ایران از امام هرگونه محدودیت برای امام را تزلزل پایه های حکومتی خود می دانست و تصمیم ژیسکاردستن در اخراج حضرت امام را با تلفنی از سوی شاه ایران تغییر داد :
آیت الله را تبعید نکنید اگر این کار را بکنید ما در تهران با شورش مردم روبرو خواهیم شد. به همین دلیل هم ایرانیان نمی خواستند آن طور که دولت فرانسه پیشنهاد میکرد مانع آیت الله شوند. (پیر سالینجر آمریکا دربند کتاب سرا تهران 1362 ص 105 )
اعلام سفیر دولت پهلوی به وزارت خارجه فرانسه مبنی بر تقاضای عدم اعمال محدودیت برای امام و اعلام عدم مخالفت نخست وزیر ایران بر حضور حضرت امام در پاریس و تقاضای کسب اطلاعات لازم از فعالیت های ایشان از دولت فرانسه (والری ژیسگاردستن قدرت و زندگی ترجمه محمود طلوعی پیک نشر و ترجمه تهران 1368 ص 104 ) از جمله مواهب خداوندی بود که خداوند متعال به فضل و منت خود رعب و هراس را در دل دشمنان افکند و ترس از شورش مردم ایران و وخیم تر شدن اوضاع برای رژیم امکان جهانی شدن انقلاب اسلامی و دسترسی به سازمان های جهانی را برای حضرت امام فراهم نمود.
اقدامات موثر حضرت امام در تشکیل کمیته ها و شوراهایی که سرنوشت سازترین برهه از نهضت اسلامی را رقم می زد از جمله پیامدهای حضور حضرت امام در پاریس بود که ضعف و زبونی رژیم را افزایش می داد.
برنامه ریزی و ساماندهی نهادهای انقلاب در ایران تشکیل شورای انقلاب در پاریس و انتخاب اعضای آن تشکیل کمیته تنظیم اعتصابات انقلاب اسلامی و ارائه رهنمودهای لازم به این کمیته در هدایت و رهبری مردم و تدوین مبانی پیش نویس قانون اساسی (علی اکبر علی اکبری بایگی تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از مهاجرت امام خمینی به پاریس تا پیروزی ) نیز از جمله اقدامات موثر حضرت امام بود که در این دوران شکل گرفت و حکومت مضمحل شریف امامی را به سقوط و دولت های ازهاری و بختیار را در پی آن روانه ساخت .
تبعید امام خمینی به ترکیه تبعید به عراق و سپس هجرت امام به پاریس از جمله حوادث مهم نهضت شکوهمند اسلامی است که بر سایر وقایع و رخدادهای این حرکت الهی تاثیرات مهمی برجای نهاده است .
حضرت امام خمینی : من هرکجا بروم حرفم را می زنم . من از فرودگاهی به فرودگاه دیگر سفر می کنم تا به دنیا اعلام کنم که تمام ظالمان دنیا دستشان را در دست یکدیگر گذاشته اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند. ولی من صدای مردم دلیر را به دنیا خواهم رساند. من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می گذرد.