تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۶۹۶
علی معصومی (وزوایی)

بدون تردید بسیاری از وقایع و جریان های مهم تاریخ ملل و جوامع اسلامی در قالب کلی تقابل تاریخی غرب صلیبی با شرق اسلامی قابل تحلیل و توجیه می باشد; زیرا رد پای این تقابل بر کل تاریخ اسلام سایه افکنده است و تقریبا هیچ قرنی و هیچ عصری خالی از آثار این تقابل نیست . البته شکل این تقابل در کل تاریخ همسان نمی باشد و در هر عصر و در هر دوره کوچک و بزرگ تاریخی رنگ ویژه داشته است . جالب این است که گرچه در هر تقابلی از رویارویی های متعدد غرب صلیبی با شرق اسلامی غرب صلیبی مهاجم بوده است ولی در نهایت پیروزی نصیب شرق اسلامی شده است .
همزمان با ظهور اسلام تهاجم غرب صلیبی به شرق به حدی شدت و گسترش داشت که نه تنها ایران و عراق به عنوان مراکز اصلی و میانی شرق در خطر بسیار جدی قرار گرفت و مسیحیت به سرعت درحال تبدیل شدن به « د ین اول » و « دین اکثریت مردم » بود بلکه تهاجمات صلیبی عربستان را نیز در معرض تهدید قرار داد و در آن جا کانون های مسیحیت رشد چشمگیری پیدا کرد; اما پس از آنکه اسلام ظهور کرد و دولت اسلامی در مدینه قدرت گرفت اسلام به تدریج تهاجمات صلیبی را عقب راند و علاوه بر اینکه عربستان از خطر مسیحی شدن نجات یافت و نور اسلام سراسر آنجا را فرا گرفت ایران و عراق و سرزمین شام و بسیار دیگر از سرزمین های شرقی نیز از زیر سلطه مذهبی و فرهنگی غرب مسیحی بیرون آمد و اسلام توانست با قدرت تمام غرب مسیحی را عقب براند. این حادثه بر صلیبیان گران آمد و به طور مداوم برای اقدامات تهاجمی به شرق اسلامی برنامه ریزی کردند ولی نه تنها توفیقی به دست نیاوردند بلکه مسلمانان هم از جانب شرق ممالک غربی و هم از سوی غرب و جنوب غرب اروپا (اسپانیا) به پیشروی خود ادامه دادند و اروپای صلیبی را در محاصره گرفتند. صلیبی ها که با این وضع روبه رو شدند درصدد برآمدند به اصطلاح به طور اساسی با اسلام برخورد کنند و دست به اقداماتی بزنند تا مسلمانان را به طور کامل شکست بدهند و آنچه از دستشان رفته بود بازپس بگیرند. در پی این تصمیم اساسی صلیبی ها امواج تازه ای از تهاجمات به سرزمین های اسلامی آغاز شد و تقابل شرق اسلامی با غرب صلیبی شکل جدیدی یافت . چون امواج جدید و مقطعی و منطقه ای تهاجم نتیجه ای نداد در نیمه دوم قرن پنجم امپراتور روم (رومانوس دیوجانس ) سپاهی بسیار عظیم که مرکب از همه اقوام و ملیت های اروپایی بود فراهم کرد و به قصد ریشه کن کردن اسلام و مسلمانان رهسپار شرق اسلامی شد. رومانوس نه تنها به هدف نرسید بلکه در جریان نبرد ملازگرد سپاه عظیم غرب شکست خورد و خود رومانوس نیز به اسارت مسلمانان درآمد و بار دیگر تقابل غرب صلیبی با شرق اسلامی به نفع جهان اسلام پایان یافت و صلیبی های مهاجم با رسوایی تمام و با دادن تلفات بسیار سنگین به خانه های خود بازگشتند. شکست رومانوس اهمیت بسیار فوق العاده ای داشت ; زیرا در اثر این شکست نه تنها شرق اسلامی از تهاجم بسیار بزرگی نجات یافت . بلکه به تدریج آسیای صغیر و سایر متصرفات روم شرقی در آسیا به دست مسلمانان افتاد و این امپراتوری مثل یخ آب شد.
اندکی بیش از دو دهه از زمان شکست فضاحت بار رومانوس نگذشته بود که این بار اوربانوس پاپ مشهور تاریخ اروپا از همه صلیبیان مغرب زمین خواست به پا خیزند و برای از میان بردن مسلمانان و دست یافتن به فلسطین و فتح سرزمین های شرق اسلامی به سوی خاور حرکت کنند. بدین ترتیب دوره دویست ساله جنگ های صلیبی آغاز شد و میلیون ها نفر از غرب صلیبی به سوی شرق حرکت کردند تا به گمان خود اسلام و مسلمانی را از روی زمین محو کنند. اوربانوس درحالی میلیون ها نفر از مردم غرب را به تهاجم علیه اسلام و مسلمانان تحریک کرد که سران غرب صلیبی در جریان شکست مهلک ملازگرد متعهد شده بودند حداقل تا 50 و یا 60 سال هیچ اقدام نظامی علیه اسلام و مسلمانان انجام ندهند. به خاطر همین تعهد بود که سرداران فاتح مسلمان در نبرد ملازگرد حاضر شدند از مجازات رومانوس دست بردارند و او را آزاد کنند.
جنگ های صلیبی که دویست سال طول کشید و بخش بزرگی از توان شرق و غرب را از میان برد و خسارت مهلک اقتصادی و انسانی پدید آورد برخاسته از روح جنگ طلبی سردمداران غرب صلیبی بود که اکنون نیز سران استکبار غرب همین روحیه را دارند و گاهی به طور صریح و یا به طور ضمنی به این روحیه و پیروی از جنگ افروزان جنگ های صلیبی افتخار می کنند. در جنگ های صلیبی مسلمانان بعد از فراز و فرودهایی توانستند به پیروزی قطعی و بسیار مهم تاریخی دست یابند و صلیبیان مهاجم و جنگ افروز را به طور کامل از سرزمین های اسلامی برانند. یک دستگاه بسیار مهم تاریخی این است که تهاجم قوم وحشی مغول به سرزمین های اسلامی نیز بخشی و شاخه ای از تهاجم غرب صلیبی به شرق اسلامی است . طبق این دیدگاه تاریخی در چند دهه پایانی جنگ های صلیبی که مهاجمان صلیبی از رسیدن به اهداف خود تقریبا ناامید شده بودند و احساس می کردند زورشان به مسلمانان نمی رسد شدیدا به تکاپو افتادند تا مغولان را علیه جهان اسلام بشورانند. در این زمان که تعدادی از مغولان در اثر تبلیغات مبلغین صلیبی به مسیحیت گرویده بودند روزنه ای برای تحریک مغولان به جنگ علیه جهان اسلام شدند. علاوه بر این سفرای ممالک صلیبی نیز به طور مکرر بین غرب و قوم مغول در رفت و آمد بودند به سران و بزرگان مغول القا کنند که به سوی سرزمین های اسلامی حرکت کنند تا به ثروت و نعمت دست یابند. بین مغول ها و صلیبی ها این قرار وجود داشت که مغول ها از سمت شرق به جهان اسلام حمله کنند و صلیبی ها نیز از سمت غرب به جهان اسلام بتازند و در نهایت اسلام را از میان بردارند. گرچه هجوم مغول خسارت بسیار سنگین مالی و انسانی و...بر مسلمانان تحمیل کرده ولی رزمندگان شجاع اسلام در رمضان سال 658 هـ . ق درعین جالوت (شهری از شهرهای فلسطین ) شکست بسیارسهمگینی بر مغولان وارد کردند. پیروزی مسلمانان در عین جالوت کمر مهاجمان مغول را شکاند و بعد از آن قوم مغول هرگز نتوانست کمر راست کند و به تدریج مضمحل شد. علاوه بر این پیروزی مسلمانان در عین جالوت مانع از رسیدن دو نیروی مهاجم (مغول ها و صلیبی ها) به یکدیگر شد و در نتیجه در آخرین مرحله توطئه و تهاجم مغول ها و صلیبی ها مسلمانان موفق شدند هم بر مغول ها پیروز شوند و هم اینکه صلیبی ها را برانند و در سال 690 هـ . ق آخرین بازماندگان مهاجمان صلیبی را از شام و سرزمین های غربی اسلام جارو کنند.
بعد از شکست سنگین غرب صلیبی از مسلمانان و بی نتیجه شدن همکاری آن ها با مغولان سبب شد که غربی ها تا مدت هابه حال انفعالی تدافعی و منگی و حیرانی به سر برند. پس از سپری شدن این دوره آن ها باردیگر به خود آمدند و تهاجمات جدیدی را که به تهاجمات دوره استعماری معروف است با شکل و صبغه تازه ای که همراه با نیرنگ و فریب بود آغاز کردند. در تهاجمات دوره استعماری که خود به چند مرحله تقسیم می شود و هر مرحله نیز ویژگی هایی دارد جهان اسلام صدمات کلی متحمل شد موضوع عقب ماندگی جهان اسلام پدید آمد سلطه مستقیم و غیرمستقیم غرب صلیبی درجهان اسلام بیداد کرد فرهنگ غربی در متن و بطن جوامع اسلامی ریشه دواند تفرقه در جهان اسلام به اوج رسید پیروی و تقلید از منش و روش و آداب غربی به یک جریان بسیار مهم در جوامع اسلامی تبدیل گردید ذخایر جهان اسلام به تاراج رفت بسیاری از نیروهای فکری و فرهنگی جوامع اسلامی به ابزار ترویج فرهنگ غرب تبدیل شدند و جریان مهلکی به نام غرب زدگی و غرب گرایی و شیفتگی به غرب در میان ملل اسلامی پدید آمد هویت دینی مسلمانان در خطر نابودی قرار گرفت دین گریزی و گیتی گرایی (سکولاریسم ) آفت مهمی برای جوامع اسلامی شد فساد و پدیده های ضداخلاقی در بخش های گسترده ای از جوامع اسلامی رواج یافت عوامل و مزدوران غرب نقاب به رخ زدند و سرنوشت سیاسی و اجتماعی جهان اسلام را به نیابت از استعمارگران و صلیبیان به دست گرفتند قالب های سیاسی و حکومتی غرب بر ملل اسلامی تحمیل شد و جوامع اسلامی از قالب های الهی و دینی فرمانروایی و اداره جامعه به سبک دینی دور شدند جهان اسلام نقش خود را در اداره جهان از دست داد و از نظر سیاسی و فرهنگی به حاشیه رانده شد و شبیه زایده ای از جهان غرب شد و خلاصه اینکه هر پدیده زشت و مهلکی که قابل تسور می باشد غرب صلیبی به جهان اسلام تحمیل کرد تا بنیاد اسلام و جوامع اسلامی را به طورکلی براندازد و انتقام تاریخی خود را بگیرد ولی دراین تقابل بسیار مهلک تاریخی که چند قرن به طول انجامید بازهم غرب صلیبی به هدف خود نرسید و در این نبرد تاریخی به پیروزی مورد نظر خود دست نیافت زیرا جهان اسلام بعد از چند قرن خواب سنگین بار دیگر به خود آمد و به تهاجمات استعماری واکنش نشان داد و درصدد برآمد خود را از مهلکه ای که غرب صلیبی برایش تدارک دیده بود نجات بدهد.
مهم ترین نمادواکنش جهان اسلام به تهاجمات استعماری غرب وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود که به طور کلی مسیرتاریخ جوامع اسلامی را تغییر داد و جهان غرب را نیز واقعا به لرزه انداخت . وقوع انقلاب اسلامی در ایران به این مفهوم بود که عصر طولانی تهاجمات استعماری که چند قرن جهان اسلام را درگیر کرده بود به سر آمده است و تقابل غرب صلیبی و شرق اسلامی بعد از این حادثه به شکل دیگری خواهد بود و نام دیگری هم خواهد گرفت .
غرب صلیبی پس از آنکه مشاهده کرد بعداز آن همه تهاجمات استعماری باردیگر جهان اسلام قامت برافراشته و در حال خیزش است تمام تلاش سیاسی و تبلیغی و فرهنگی و نظامی خود را به کار گرفت تا کانون ومحور این خیزش را که انقلاب اسلامی ایران بود از میان بردارد. به همین دلیل بود که غرب با تمام توان و با تمام قامت خود در برابر انقلاب اسلامی ایستاد زیرا از احیا و خیزش مجدد اسلام بسیار وحشت داشت و ریشه این وحشت در قلب تاریخ قرار گرفته بود. ابتدا غرب برای مهار انقلاب اسلامی و سرکوب آن به چندین روش و توطئه دست زد که هیچ کدام موثر واقع نشد . بنابر این در 31 شهریور سال 1359 هـ . ش از طریق عامل خود( صدام حسین ) جنگ را بر ملت مسلمان ایران و انقلاب اسلامی تحمیل کرد و خود با تمام توان نظامی و تبلیغاتی وسیاسی و اقتصادی پشت سرعامل خود قرارگرفت . به همین دلیل است که جنگ تحمیلی را باید نماد دیگری از تهاجم غرب صلیبی به شرق اسلامی دانست .
گرچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران زنگ پایان دوره تهاجمات استعماری را به صدا درآورد و تقابل غرب صلیبی با شرق اسلامی وارد دوره و عصر تازه ای شد ولی باید گفت که وضعیت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حالت برزخی دارد بعنی در این دوره ما از یک سوبا رسوبات وویژگی های دوره تهاجامات استعماری مواجه هستیم و از سوی دیگر با نشانه ها و جلوه هایی رو به رو می باشیم که از ورود به عصر دیگری از تقابل غرب صلیبی و شرق اسلامی حکایت می کند. بنابر این مهاجمان کنونی غرب صلیبی برای رویارویی با اسلام هم از ابزارها و روش دوره تهاجمات استعماری استفاده می کنند وهم اینکه ابزارها و روش هایی را که مناسب عصر جدید است به کار می گیرند. به همین دلیل در جریان جنگ تحمیلی هم از روش ها و ابزارهای دوره تهاجامات استعماری برای سرکوبی انقلاب اسلامی ایران استفاده شد و هم از روش ها و قالب های جدید فرستادن صدام حسین به جنگ انقلاب اسلامی روشی است که به دوره تهاجمات استعماری مربوط می شود یعنی روشی که مبتنی بر بهره گیری از یک عامل و مزدور است که به نیابت از اربابان استعماری عمل می کند و اربابان نیز در پست سر او را حمایت می کنند. همچنانکه به اقتضای عصر جدید خود اربابان نیز در هرجا که عامل خود را ناتوان دیدند به طور آشکار به کمک او شتافتند تا صدام را از مهلکه نجات بدهند یعنی همان روشی که سردمداران کنونی آمریکا چند سالی است به طور آشکار آن را در پیش گرفته اند و به بهانه های مختلف شخصا به کشورهای اسلامی حمله می کنند.
ما مرور بیانات امام خمینی در باره علل و انگیزه های جنگ تحمیلی و عوامل و جریان هایی که جنگ مذکور را به وجود آوردند به این نتیجه می رسیم که امام خمینی هم جنگ تحمیلی را یک جنگ عادی ونزاع بین دو کشور همسایه نمی دانند بلکه آن را نمادی از تهاجم غرب صلیبی به شرق اسلامی به حساب می آوردند که هدف آن برانداختن اسلام و مقابله باخیزش اسلامی بود واستمرا تقابل تاریخی غرب صلیبی و شرق اسلامی محسوب می شد یعنی همان چیزی که ریشه در دل 14 قرن گذشته دارد و برخاسته از کینه دیرینه غرب صلیبی به اسلام محمدی است .
در این جا مجالی نیست تا همه سخنان امام خمینی را که دلالت بر موضوع مذکور دارد نقل و درج کنیم . بنابر این فقط به نمونه هایی از آن اشاره می نماییم . امام خمینی در یکی از سخنرانی های خود اشاره فرمودند که جنگ تحمیلی توطئه ای برای ساقط کردن اسلام بود و آمریکابه عنوان سرمدار استکبار غرب صدام حسین را مامور کرد تا به ایران حمله کند و از این طریق از سقوط امپراتوری جهان غرب جلوگیری نماید(1 ) .
به همین دلیل بود که امام خمینی می فرمود : ملت های مسلمان باید بدانند که ایران کشوری است که رسما با آمریکا می جنگد و شهدای ما این جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ایران و اسلام عزیز در مقابل آمریکا دفاع می کنند. ما با آمریکا در ستیزیم و امروز دست آمریکا ازآستین دولت عراق بیرون آمده است و به امید خدا این ستیز تا استقلال واقعی ادامه دارد که بارها گفته ام ما مرد جنگیم و تسلیم برای مسلمان معنا ندارد(2 ) .
امام خمینی در جای دیگر اشاره می فرماید که جنگ عراق علیه ایران جنگی است که صدام حسین به نیابت از آمریکا و تقریبا با کمک همه کشورهای غربی بر ایران تحمیل کرد(3 ) .
همان طور که اشاره شد بازهم تاکید می کنیم که درسخنان امام خمینی از این نوع اشارات که ماهیت جنگ تحمیلی و اهداف آن را به خوبی روشن می کند و به ما می آموزد که این جنگ نبردی بسیار سرنوشت بوده و پیروزی و یا شکست اسلام در برابر غرب به سرنوشت همین جنگ وابسته بوده است . بنابر این نسل حاضر و همه نسل های آینده باید اهمیت بسیار فوق العاده وتاریخی این جنگ را درک کنند و پیرامون عظمت کاری که رزمندگان سپاه اسلام در این مقطع حساس تاریخی انجام داند و تقابل شرق اسلامی و غرب صلیبی را باردیگر به نفع اسلام به پایان بردند و مسیر حرکت تاریخ جهان اسلام را به نفع اسلام ترسیم کردند به خوبی تامل کنند و آن را از بزرگ ترین افتخارات تاریخی خود بدانند.
*بسیاری از وقایع و جریان های مهم تاریخ ملل و جوامع اسلامی در قالب کلی تقابل تاریخی غرب صلیبی و شرق اسلامی قابل تحلیل و توجیه می باشد زیرا ردپای این تقابل برکل تاریخ اسلام سایه افکنده است و تقریبا هیچ قرنی و هیچ عصری خالی از آثار این تقابل نیست . جنگ های ریز و درشت قرون اولیه اسلامی جنگ های دویست ساله صلیبی تهاجمات دوره استعماری و حتی تهاجم مغول به سرزمین های اسلامی در همین قالب توجیه پذیر است یعنی همان چیزی که امروز نیز وجود دارد و سردمداران استکبار غرب علیه اسلام و جهان اسلام به ستیز برخاسته اند.
حمله رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی و تحمیل جنگ بر ملت مسلمان ایران مهم ترین نماد تهاجم غرب صلیبی به شرق اسلامی در عصر حاضر است که صدام حسین به عنوان مزدور غرب به نیابت از استکبار غرب به این اقدام دست زد .
امام خمینی جنگ تحمیلی را یک جنگ عادی و نزاع بین دو کشور همسایه نمی دانست بلکه آن را نمادی از تهاجم غرب صلیبی به شرق اسلامی به حساب می آورد و معتقد بود رژیم بعثی عراق به نیابت از طرف غرب و به تحریک غرب به ایران حمله کرد تا از احیای مجدد اسلام و خیزش دوباره مسلمانان جلوگیری کند. به همین دلیل است که امام خمینی می فرمود : ملت های مسلمان باید بدانند که ایران کشوری است که رسما با آمریکا می جنگد و امروز دست آمریکا از آستین دولت عراق بیرون آمده است.