تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۷۱۱

در خلال جنگ 33 روزه نیروهای غاصب اسرائیلی علیه حزب الله که بالغ بر 24سال از تشکیل آن می گذرد، این حزب اسلامی توانست به اوج محبوبیت سیاسی در منطقه خاورمیانه برسد و این نکته ای است که اعضاء این حزب اسلامی به آن افتخار می کنند. چنانکه در 22سپتامبر سال جاری و در گروه های میلیونی بیروت که به مناسبت بزرگداشت پیروزی پرفتوح این حزب اسلامی دیده شد، سید «حسن نصرالله» دبیر کل این جنبش اسلامی با حضور در میان جمعیت هوادارش، با موضعی کاملاً مقتدرانه، تهدید رهبران اسرائیلی که بر کشتن وی سوگند خورده بودند را نادیده گرفت. جمعیت انبوهی از جای جای لبنان در این مراسم گرد آمده بودند. چرا که با پایان جنگ 33روزه شیعیان، جنبش حزب الله نه تنها شکست نخورد، بلکه توانست ضربات مهلک و تلفات چشمگیری را بر پیکر ارتش رژیم صهیونیستی وارد کند که به زعم خود در تاریخ جنگ های اعراب ـ اسرائیل بی‌سابقه بوده است.
در جهان عرب که رهبران آن دروغگو، دیکتاتورمأب و فاسد هستند وغالباً ضمن وابستگی کامل به آمریکا، همواره به ملت خود وعده های پوچ و دروغین می دهند، امروزه رهبری به اوج شهرت و محبوبیت رسیده است که شهرت و آوازه اش صرفاً حاصل شجاعت، درستی، صداقت و تلاش حزبش برای دفاع از کشور به هر قیمت ممکن است. به همین جهت سید حسن نصرالله در جهان عرب شهره خاص و عام شده و به اوج محبوبیت رسیده است.
سیدحسن نصرالله در خلال سخنرانی قاطع و پرشوری که در حضور صدها هزار لبنانی مشعوف از پیروزی داشت، علاوه بر شیعیان کشورش از اتباع کشورهایی نظیر فلسطین، سوریه، ایران، کویت و بحرین نیز به نیکی یاد کرد و تصریح نمود که در طول جنگ این حزب با نیروهای رژیم صهیونیستی، مردم کشورهای یاد شده با ارسال پیام های سیاسی و اخلاقی، مقاومت و مبارزه بی نظیر حزب الله در جنگ را ستودنی توصیف کرده اند. نصرالله در سخنرانی خود تصریح کرد که چنین پیروزی شکوهمند در واقع پیروزی همه ستمدیدگان و مستضعفان و همه آزادگان جهان و همینطور همه کسانی است که اطاعت از آمریکا را نپذیرفته و زیر بار زور و سلطه ابرقدرتهای امپریالیستی نرفته اند. وی از اینکه رهبران بعضی از کشورهای عربی از ذخائر و منابع نفتی خود بعنوان سلاح استراتژیک استفاده نمی کنند ابراز تأسف کرد و گفت اعراب باید از چنین حربه های استراتژیکی در پشتیبانی از مردم ستمدیده فلسطین، برپایی تظاهرات و تلاش برای معرفی هرچه بیشتر کاندولیزا رایس بعنوان یکی از ایادی مسئله ساز آمریکا، استفاده کنند در ضمن کشته شدن فلسطینیان و تخریب خانه و کاشانه آنها از سوی رژیم غاصب صهیونیستی را تأسف برانگیز خواند و سکوت جهانیان و خصوصاً جهان عرب در قبال چنین جنایاتی را رقت بار توصیف کرد.
حزب الله که بدون شک برخاسته از میان شیعیان است در واقع یک جنبش و تشکل اسلامی و ملی است که رهبرانش نیز ملی گرایی را سرلوحه کارهای خود قرارداده و ضمن پرهیز از هرگونه فرقه گرایی وتفرقه افکنی، در سخنرانی های خود همواره از ذکر کنایات مذهبی خودداری می کنند. رهبران این حزب اسلامی ضمن مشارکت و حضور سیاسی، اهل گفت وگو و سازش و حل اختلاف نیز هستند و هیچگاه به دنبال تحمیل قوانین اسلامی به دیگران نبوده‌اند.
یکی از مصادیق این مسئله را می توان در میان حامیان غیرمسلمان این گروه دید. گروه ها و حامیان غیرمسلمان این حزب اسلامی به جهت همسو بودن اهداف و منافع سیاسی خود با حزب الله از آن حمایت می کنند، بدون آنکه در معرض تحمیل اعتقادی یا مذهبی این حزب باشند. اما آنچه از سوی رهبران این حزب بر آن تأکید می شود این است که رژیم غاصب صهیونیستی باید زندانیان لبنانی را آزاد کند، نیروهای اسرائیلی باید از کلیه سرزمین های لبنان خارج شوند و این امکان به ارتش لبنان که هیچگاه از لبنان دفاع نکرده است داده شود که به تنهایی طرح های دفاع ملی خود را به اجرا بگذارد. سی سال از وحشی گری و ظلم اسرائیل و بالغ بر 60سال از اغماض دولت لبنان از مسائل حادث شده در جنوب این کشور عملاً باعث شد تا حزب الله با آنکه اصراری بر این موضوع نداشت، زمام رهبری و هدایت سرنوشت سیاسی و ملی کشور را در اختیار بگیرد.
سیدحسن نصرالله نیز مانند بسیاری از همتایانش در عراق در کمال صداقت و به دور از هرگونه تزویر بر لزوم وحدت ملی لبنان تأکید می کند، تا جائیکه در سخنرانی روز گردهمایی شکوهمند مردم کشورش نیز با فصاحت از ملی گرایی لبنانی یاد و هر گونه فرقه گرایی و اختلاف را محکوم کرد. وی در سخنرانی قبلی خود نیز تصریح کرده بود که برای امت اسلامی و جهان اسلام می جنگد و جهان اسلام از شیعه و سنی تشکیل شده است. امروزه محبوبیت این رهبر شیعه به حدی رسیده است که عکس و پوستر او را در کشورهایی نظیر فلسطین، عراق، مصر و حتی عربستان نیز با افتخار حمل می کنند. این ترویج و حمایت همه جانبه اسلامی به حدی رسیده که ابعاد اجتماعی آن حتی مرزهای آفریقا را هم در نوردیده است. به طوری که امروزه در پایتخت سومالی حتی فروشگاه هایی را به نام این رهبر مبارز لبنانی نامگذاری کرده اند. به هر ترتیب باید توجه داشت که جنگ اخیر حزب الله با نیروهای اسرائیلی نکات و جزئیات آموزنده بسیار زیادی داشت و از همه مهمتر اشتباه فاحش و ذاتی، سیاست دولت بوش بود که مثل همیشه در جنگ به اصطلاح ضد تروریسم خود، بجای واقع بینی، تمامی مسلمین جهان را در منشور ترور دید و توان قضاوت جداگانه در خصوص چنین جنگی را نیز نداشت.
همین جنگ به اصطلاح ضد تروریسم که از مسیر اصلی و اهداف واقعی آن منحرف شده است، دولت بوش را واداشته است که نیروهای مقاومت عراق را تروریسم تلقی کند. بنابراین ساکنان عادی شهرها و استان های این کشور به عنوان تروریست و نیروهای ضدعراقی تلقی می شوند و آمریکا با آنها مانند تروریست ها رفتار می‌کند.
به عنوان مثال در شهر فلوجه مدافعان این شهر افراد بومی این منطقه بودند که عقیده داشتند اقداماتی که انجام می دهند در راستای دفاع از خود و مقابله با دشمنی است که سعی دارد کشور آنها را اشغال کند و بر آنها تسلط بیابد. این افراد عده ای وطن پرست بودند که قصد داشتند از کشورشان در برابر اشغالگران بیگانه دفاع کنند. به این ترتیب شهر فلوجه برای جهان اسلام به اسطوره مقاومت تبدیل شد و شهدای آن که مانند شهدای جنوب لبنان که ایستادگی و مرگ در راه آزادی وطن را افتخار خود می دانستند، مورد تکریم قرار گرفتند.
سیدحسن نصرالله در سخنرانی روز 22 سپتامبر ایستادگی و مقاومت نیروهای خود را ارج نهاد، اما در عین حال به تأکید بر اتحاد و یکپارچگی ملت لبنان، اعلام کرد که حزب الله با ایستادگی و مقاومت خود از ایجاد جنگ داخلی در لبنان جلوگیری کرد.
حمایت گسترده مردم لبنان از حزب الله در تمامی اقشار جامعه و صرف نظر از موقعیت های اقتصادی، مذهبی و اجتماعی به چشم می خورد. حزب الله از معدود جنبش هایی است که به مسائل مختلف و اساسی جامعه لبنان از جمله فساد، عدالت اجتماعی، نفی ایده آمریکایی خاورمیانه بزرگ، مقاومت و ایستادگی در برابر اشغالگری های اسرائیل و حمایت از مردم تحت سلطه فلسطین می‌پردازد.
حزب‌الله هم اکنون میان جمعیت مسیحی (که 40 درصد جمعیت لبنان را تشکیل می دهند) و پناهندگان فلسطینی ساکن پناهگاه های لبنان متحدان زیادی دارد. در واقع جنگ اخیر فقط به افزایش حامیان حزب الله منجر شد. شیخ «ماهر حامود»، یکی از رهبران سنی لبنان علیرغم مخالفت های گسترده اش با حزب الله در گذشته، پس از آغاز جنگ حمایت همه جانبه خود را از حزب الله اعلام کرد و اظهار داشت که هیچ مخالفتی با حزب الله ندارد. او عقیده داشت پیروزی حزب الله، پیروزی تمام مردم لبنان، اعراب و مسلمین جهان بود و با این پیروزی غرور از دست رفته اعراب بازگشت. «یوسف موکارزل»، سردبیر روزنامه «آدابو» و یکی از پیشگامان جنبش 14 مارس که از مخالفان حزب الله، به شمار می رود، گفت: در زمان جنگ فقط من دو گزینه پیش رو داشتم. اول آنکه با حزب الله باشم و دوم آنکه با اسراییل همراه شوم و من حزب الله را انتخاب کردم. حزب الله داوود و اسراییل جالوت بود.
پیروان دیگر ادیان لبنان (ارتدوکس های یونان، سنی ها، دروزها و مارونیت ها) به دلیل مخالفت با رهبرانشان هرگز از آنها پیروی نمی کنند. اما از آنجا که حزب الله، یک حزب مردمی است که از سال 1982 و به منظور حمایت از مردم لبنان و گسترش فرهنگ مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و بی عدالتی تشکیل شد، اکثر مردم لبنان از آن حمایت می‌کنند.
همین فرهنگ مقاومت بود که پیروزی اخیر را برای حزب الله رقم زد و اسراییل را با شکست مواجه ساخت. در این جنگ اسراییل نتوانست به هیچ یک از اهداف خود یعنی خلع سلاح حزب الله و تضعیف مقاومت فلسطین دست یابد. این شکست ها حتی از سوی مقامات رژیم صهیونیستی نیز پذیرفته شده اند. اما از آن سوی، حزب الله نه تنها با موفقیت و سربلندی و تعداد اندکی تلفات جنگ را به پایان برد، بلکه خسارات و تلفات سنگینی به اسراییل وارد آورد و علاوه بر این در میان مسلمانان لبنان و کل دنیا از حمایت گسترده تری برخوردار شد. اکثر مبارزان حزب الله در جنگ اخیر را افراد بومی مناطق لبنان تشکیل می دادند. از میان 9 شهید حزب الله در منطقه «ایت الشعب» می توان به یک معلم تاریخ، یک مدیر مدرسه، یک مغازه دار و دو فارغ التحصیل دبیرستان اشاره کرد. تمام این افراد مبارزه را در پادگان های ساده حزب الله آموخته بودند و برخلاف ارتش های پیشرفته جهان هیچ آموزش خاصی ندیده بودند.
اکثر مبارزان حزب الله در جنگ اخیر بین 18 الی 27 سال سن داشتند که پیش از این جنگ در هیچ جنگ دیگری شرکت نکرده بودند.
مردم منطقه ایت الشعب در زمان جنگ، خانه و مغازه های خود را به روی مبارزان حزب الله بازگذاشته بودند و از آنها مراقبت می کردند. گویی تمام شهر متعلق به حزب الله بود. بعد از جنگ این نیروهای حزب الله بودند که برای مردم شهر آذوقه مهیا کرده و از آنها دلجویی کردند و به بازسازی شهر آنها پرداختند.
تمام دنیا به خوبی می داند که کل جنوب لبنان به حزب الله تعلق دارد و اسراییل نیز به خوبی بر این مسأله اشراف دارد، به همین دلیل جنگ اخیر خود را علیه مردم این منطقه برپا کرد. آیا می توان گفت تمام مردم این منطقه تروریست هستند؟ با توجه به میزان خرابی ها و این که تمامی اماکن عمومی مانند مدارس، انبارهای سوخت، مغازه ها، خانه ها، جاده ها و پل های لبنان مورد حمله رژیم صهیونیستی قرار گرفته است، به خوبی می توان فهمید که هدف واقعی اسراییل نابودی غیرنظامیان لبنان بود.
بیش از یک میلیون بمب خوشه ای بر سر مردم لبنان ریخته شد که بیش از 40 درصد آنها هنوز در شهرها و مناطق مسکونی این کشور باقی هستند و منفجر نشده‌اند.
این بمب در جنوب لبنان انتظار کودکان، کشاورزان و مردم عادی را می‌کشند. مزارع جنوب لبنان که نبض اقتصاد منطقه را در دست دارند، کاملاً ویران شده‌اند.
رژیم صهیونیستی به خوبی از واقعیتی که خود و آمریکا سعی در انکار آن دارند، آگاه است: حزب الله، یک حزب مردمی است و هدف اسراییل برای پاک کردن شمال ساحل رودخانه لتیانی از حزب الله تنها در صورت یک کشتار فجیع امکان‌پذیر است.
حزب‌الله، حزبی برخاسته از میان مردم است و مبارزه با آن و نابودی آن به معنای نابودی یک ملت است.
شیعیان لبنان که همواره از مقاومت و ایستادگی در برابر سلطه و اشغالگری های رژیم صهیونیستی به خود می بالند، به آسانی در برابر زیاده خواهی های این رژیم تسلیم نخواهند شد. هم اکنون آنها پس از پایان یافتن جنگ به شهرهای خود بازگشته و بر ویرانه های جنگ ساکن شده اند، در حالی که مطمئن هستند نیروهای حزب الله از آنها حمایت کرده و پاسخ وفاداری آنها را به نیکی خواهند داد.
رسانه ها خیلی زود لبنان را به فراموشی سپرده اند، اما مردم لبنان کشورشان را به فراموشی نمی سپارند. آنها به خانه هایشان باز می گردند، بمب های خوشه ای را خنثی می کنند ویرانه های کشورشان را بازسازی می کنند و مطمئن هستند که حزب الله لبنان در کنار آنهاست.
جای آن دارد مردم آمریکا که هنوز وحشت حملات 11 سپتامبر را در دل دارند و به این بهانه، جنگ به اصطلاح ضد تروریسم (که چند برابر بیشتر از حملات 11سپتامبر تلفات به دنبال داشته است) را به راه انداخته اند، از خود بپرسند آیا کشتار غیرنظامیان بی گناه لبنان تروریسم نیست؟
اکنون آمریکا باید از خود بپرسد تروریسم واقعی چیست و تروریست های واقعی کیستند؟ آیا کسانی که برای دستیابی به اهداف سیاسی خود ظلم و خشونت را بر غیرنظامیان تحمیل می‌کنند، تروریست واقعی نیستند؟