تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۷۱۶

گروه سیاسی ـ آرش خلیل‌خانه: پیوستن کره شمالی به جمع کشورهای دارای تسلیحات اتمی به عنوان نهمین عضو پس از پاکستان در هفته جاری که منجر به تغییر بسیاری از معادلات قدرت و به تبع آن معادلات سیاسی شد، بدان حد اهمیت داشت که در چند روز اخیر به نحو چشمگیری مناقشه بر سر پرونده هسته ای ایران را تحت تأثیر قرار داد و از صدر اخبار این حوزه کنار زد.
این موضوع تا آنجا پیش رفت که موجی از انتقادها را علیه سیاستهای آمریکا و نقش آن در افزایش اعضای باشگاه دارندگان سلاح هسته ای و گسترش این تسلیحات به وجود آورد.
با این حال، واشنگتن در کنار سردرگمی و بهت ناشی از این رخداد، همچنان کوشید تا بر هم خوردن موازنه قدرت در شبه جزیره کره و آسیای جنوب شرقی و به دنبال نگرانیهای جهانی ناشی از آن را به هر نحو ممکن با موضوع پرونده هسته ای ایران گره بزند و از آن بهره‌برداری کند.
فشار آمریکا، مانع بزرگ در مسیر دیپلماسی
اقدام غیرمنتظره کره شمالی در آغاز هفته جاری در حالی رخ داد که ایالات متحده تمامی ابزارها و پتانسیلهای خود را پس از نشست بی نتیجه وزیران خارجه گروه شش در لندن به کار گرفته بود تا متن پیش نویس جدیدی را برای ارایه به شورای امنیت ارایه کند و تصویب آن را علیه ایران به منظور اعمال تحریمهای اقتصادی و تکنولوژیکی به تأیید گروه پنج برساند. این تلاشها به موازات آن در حال شکل گیری بود که وزیر امور خارجه روسیه پس از نشست لندن تأکید کرد: کسی قصد انجام رأی گیری در شورای امنیت علیه ایران را ندارد و اعضای گروه 1+5 توافق کرده اند که پیشنهادها همچنان بر سر میز مذاکره باقی بماند.
اما از آن سو نیکلاس برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا پس از اجلاس لندن تأکید کرد که ما در هفته جاری چانه زنی درباره نحوه تحریم ایران را آغاز خواهیم کرد و از طریق یک کنفرانس ویدیویی در پایان هفته، مذاکرات لندن را ادامه خواهیم داد. برنز همچنین از برنامه واشنگتن برای مأمور کردن جان بولتن نماینده این کشور در سازمان ملل برای برگزاری نشستی با همتایانش از پنج کشور دیگر در نیویورک برای بحث درباره پیش نویس قطعنامه جدید خبر داد.
برنز مدعی شد، مسأله ای که بر سر آن توافق وجود ندارد، نوع تحریمهاست.
همزمان با این اظهارات «دوست بلازی»، وزیر خارجه فرانسه نیز با بیان اینکه ما تصمیم گرفته ایم در روزهای آتی با یکدیگر بر سر مسأله اعمال تحریمهای مناسب و برگشت ناپذیر (علیه ایران) همکاری کنیم، تأکید کرد: البته باب گفتگوها همچنان باز است.
با این موضع گیری وزیر خارجه فرانسه در عمل پیشنهاد ایران برای تشکیل کنسرسیومی مشترک با فرانسه به منظور غنی سازی کنترل شده اورانیوم به عنوان راهکاری اعتماد ساز برای خروج از بن بست در مذاکرات از سوی پاریس رد شد.
در ادامه این واکنشهای غیردوستانه، فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان هم موضوع هسته ای ایران را آزمونی برای جامعه جهانی توصیف کرد و گفت: ما نیاز داریم تا اتحاد خود را برای اقدامی محکم نشان دهیم، از این رو جامعه بین المللی (بخوانید اعضای گروه 1+5) با آزمون اعتبار خود در زمینه موضوع هسته ای ایران روبرو است. اما نکته مهم آنکه اشتاین مایر، توافق اعضای این گروه برای ادامه رایزنیها درباره تحریم ایران را نه به معنای بسته شدن باب گفتگو بلکه برعکس نشانه تصمیم این کشورها به ارایه پیشنهادهای جدید برای همکاری عنوان کرد و گفت: دست ما برای ادامه و تکمیل گفتگوها دراز است.
در مقابل این موضع گیریهای تند و هدایت شده، خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده گروه 1+5 در مذاکرات هسته ای با ایران که پس از دیدارهای پی در پی با علی لاریجانی در موضع گیریهای خود نشان داده، درک جامع تر و نزدیک تر به واقعیت از برنامه هسته ای ایران دارد و مشی نسبتاً معتدل و مثبتی را برای پیشبرد مذاکرات با وجود همه کارشکنی های موکلان خود دنبال می کند، بار دیگر با اعلام موضع مخالف خود با اتخاذ هر گونه سیاست سخت گیرانه در قبال ایران تأکید کرد که از نگاه او همچنان بهترین راه برای حل موضوع هسته ای تهران «گفتگو» ست.
سولانا که پیش از نشست لندن نیز به وزیران خارجه گروه 1+5 درباره اتخاذ شیوه تهاجمی هشدار داده بود گفت: معتقدم این امر نباید به توقف روند گفتگوها منجر شود.
این در حالی بود که اشتاین مایر، وزیرخارجه آلمان به نمایندگی خود خوانده از سوی سولانا، مدعی شد، تلاشهای شخصی وی و سولانا به دلیل عدم آمادگی ایران برای دستیابی به یک راه حل میانه (البته از دید غرب) بر سر برخی نکات حساس و به ویژه عدم تمایل این کشور به برطرف کردن شک و تردیدها (بخوانید کنار گذاشتن برنامه های هسته ای خود) در خصوص غنی سازی اورانیوم به نتایج ملموسی منجر نشده است.
جالب آنکه اشتاین مایر در حالی برنامه هسته ای ایران را گزینه ای نظامی در هفته اخیر توصیف کرد که آخرین گزارش مدیرکل آژانس پس از پایان ضرب الاجل شورای امنیت، حداقل برای اولین بار (در بخش گزارش شفاهی وی) بر صلح آمیز بودن این فعالیتها تصریح داشت.
با این حال با وجود توافق مورد اشاره تروئیکای غربی گروه 1+5 در نشست لندن برای تداوم رایزنیها به منظور حصول توافقی تازه، به نظر می رسد برداشت و دیدگاه دو قدرت مهم این گروه یعنی روسیه و چین از این توافق تا حد زیادی با برداشت غربی ها متفاوت است.
اگر چه روسیه در هفته اخیر به دلیل برخی درگیریهای منطقه ای و پس از آن چالشهایی سیاسی در داخل مرزهای خود که دولت پوتین را تحت فشار قرار داده تا حدی به تعامل با کشورهای غربی برای خروج از بحران نیازمند است و شاید به همین دلیل در هفته اخیر در عرصه مناقشه هسته ای ایران کمرنگ تر ظاهر شده اما پکن همچنان بر موضع مخالف خود با خط مشی افراطی آمریکایی در گروه 1+5 اصرار می ورزد و مایل به انجام توافق بر سر تحریمهایی که در عمل بیشترین بازخوردها و آثار منفی خود را بر اقتصاد رو به رشد چین بر جای خواهد گذاشت، نیست.
از این رو کاندولیزا رایس شخصاً در هفته ای که گذشت با لی ژائو شنگ، وزیر خارجه چین به گفتگو پرداخت تا شا ید بتواند موضع پکن در این باره را تغییر دهد اما وزیر خارجه چین بار دیگر از علاقه مندی دولت و کشورش برای حل مسالمت آمیز این مسأله خبر داد.
دلایل درماندگی آمریکا
برخی تحلیلگران در شرایطی که وصف آن آمد در زمینه ناتوانی آمریکا برای ایجاد یک همگرایی جامع در شورای امنیت، چندین عامل را مدنظر قرار دادند که از آن جمله می توان به تغییر ساختار قدرت در نظام کنونی بین الملل و محاسبه منافع کشورها در هر معادله فارغ از گرایشهای دیگر قدرتها، نبود تعادل و تناسب میان استراتژی سیاسی و اقتصادی بلوکهای قدرت در نظام بین المللی، تفاوت آثار سیاست تحریم علیه ایران بر منافع و اقتصاد کشورهای گروه 6، مقاومت در برابر سیاست ایجاد نظام تک قطبی در اتحادیه اروپا، روسیه و چین و احساس خطر از آثار و تبعات آن و سرانجام نبود توجیه لازم برای اقناع افکار عمومی بین المللی، به ویژه پس از گرایشهای مدیرکل آژانس و حمایت 116 کشور جهان از فعالیتهای هسته‌ای ایران اشاره کرد.
انفجار هسته‌ای در شبه‌جزیره کره
در حالی که سیاستمداران و دیپلماتهای واشنگتن در آغازین روزهای هفته جاری در حال تدارک تمهیدات لازم برای دنبال کردن برنامه های خود به منظور ورود به مذاکرات هسته ای پایان هفته در مسأله هسته ای ایران بودند، انجام آزمایش هسته ای کره شمالی به فاصله کوتاهی از اعلام تعمیم پیونگ یانگ در این باره (کمتر از 24 ساعت) تمامی برنامه ها و معادلات کاخ سفید را برهم زد به گونه ای که طی چند روز گذشته، سردرگمی و بهت مقامهای آمریکایی و ناتوانی آنها از نشان دادن واکنش به این مسأله کاملاً مشهود است.
این رخداد مهم در چهار روز گذشته جریان سازی سیاسی و خبری پیرامون محور برخورد با پرونده ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد.
این رخداد هسته ای، دستکم از دو زاویه که شاید در طول یکدیگر قرار داشته باشند، برای آمریکا حایز اهمیت بود. نخست آنکه دستیابی کره شمالی به سلاح هسته ای ثابت کرد که دیپلماسی زور آمریکا در برخورد با کشورهای مخالف و منتقد سیاستهای این کشور که در مورد کره شمالی به شکل حداکثری اعمال شد، نه تنها نتیجه بخش نبوده که نتیجه معکوس داده است و این امر موضع منتقدان سیاستهای افراطی ایالات متحده آمریکا را به شدت تقویت می‌کند.
در همین حال توفیق پیونگ یانگ در این عرصه بار دیگر هیمنه ساختگی آمریکا را در هم شکست که این مسأله تا حدی اطمینان خاطر کشورهای همپیمان آن را در منطقه آسیای جنوب شرقی متزلزل خواهد کرد.
از سوی دیگر بزرگترین چالش آمریکا در چند روز اخیر، موج فزاینده انتقادهای بین المللی به سیاستهای این کشور و آثار آن در توسعه تسلیحات کشتار جمعی و خنثی سازی کارکردهای معاهده منع گسترش این نوع تسلیحات بوده است.اما وجه دوم اهمیت این رخداد در حوزه تغییر معادلات قدرت و معادلات سیاسی در شبه جزیره کنش زای کره، منطقه آسیای جنوب شرقی و حتی در نظام بین المللی است. آن گونه که در هفته جاری به تفصیل به این موضوع پرداخته شد، دستیابی کره شمالی به سلاح هسته ای ساختار و ترکیب قدرت در این منطقه را به نفع جناح چین به عنوان حامی اصلی پیونگ یانگ بر هم زده است.
به گفته تحلیلگران ایجاد تعادل در این عرصه از این پس در عمل غیرممکن خواهد بود.
در حالی که آمریکا پس از تغییر دولت در ژاپن و روی کار آمدن «شینزوآبه» که دارای گرایشهای ملموس لیبرالیستی است در حال آماده سازی خود برای بهره برداری از موقعیت یاد شده و تقویت موضع خود در میان همپیمانان منطقه ای خود بود که حدود پنج دهه با آن دچار چالش بود. اما با یک اتفاق غیرمنتظره کره شمالی و دولت کمونیست این کشور در جایگاهی غیرقابل برگشت و مطلق برای چانه زنی سیاسی و کسب امتیاز از رقیب خود قرار گرفت و تمام رشته های چند ساله اخیر آمریکا را پنبه کرد.
اینک کره شمالی در جایگاهی قرار گرفته که رسماً ایالات متحده آمریکا را برای ارایه امتیازهای بزرگ تهدید می کند و اگر چه واشنگتن با رجوع سریع و بی تعلل به شورای امنیت می کوشد با صدور قطعنامه هایی جدید و مؤثر در باب تحریم علیه پیونگ یانگ تا حدی ضعف خود را جبران کند اما بدیهی است که دوران جولان نظامی این کشور در مسلح ترین مرز دنیا در میانه شبه جزیره کره و آسیای جنوب شرقی از این پس رو به افول خواهد بود.
علاوه بر این دستیابی کره شمالی به سلاح هسته ای ابعادی کاملامتفاوت با رخداد مشابه آن در شبه قاره هند و آزمایشهای هسته ای هند و پاکستان که درگیر یک نزاع سیاسی منطقه ای هستند، دارد زیرا کره شمالی نخستین کشور دارنده تسلیحات اتمی است که در این باشگاه با آمریکا درگیری مستقیم دارد و پذیرش این واقعیت برای واشنگتن امری خارج از حد تحمل اما از ناچاری به شمار می رود که بی شک در ماههای آینده به تحولاتی عظیم در عرصه بین المللی منجر خواهد شد.
یکی از واقع‌بینانه‌ترین تحلیلها در این باره در چند روز اخیر را می توان در سخنان «گری سیمور»، معاون رئیس شورای روابط خارجی آمریکا یافت.
وی دولت بوش را شایسته انتقاد ویژه می‌داند.
وی می‌افزاید: روابط آمریکا با چین که هم اکنون به علت حمایت از ایران و سودان تیره شده است هر چه بیشتر با اعمال فشار آمریکا برای یک پاسخ محکم از طریق شورای امنیت مورد آزمایش قرار خواهد گرفت و تأکید می کند که حرکت روسیه به طرف درگیری با گرجستان طرفدار آمریکا نیز تلاشهای ایالات متحده را برای همکاری با مسکو پیچیده کرده است.
این تحلیل اگر چه مستقیم بحث تنش آمریکا در نظام بین المللی با کره شمالی را مورد اشاره قرار می دهد اما تلویحاً گویای آثار این وضعیت بر مناقشه هسته ای غرب و آمریکا با پرونده هسته ای ایران نیز هست.
از این منظر که شکست آمریکا در برابر کره شمالی در ایجاد یک دیدگاه واقع بینانه تر در برابر موضوع هسته ای ایران و تعامل بیشتر با تهران تأثیرگذار خواهد بود.
از این رو است که در تحلیلها و گزارشهای چند روز اخیر، نشریات سرشناس اروپایی و آمریکایی، رگه هایی از اعتراف به تفاوت ماهوی برنامه هسته ای صلح آمیز ایران با کره شمالی و ضرورت تفاوت برخورد در این دو حوزه با وجود تلاش برای وارونه جلوه دادن واقعیتها قابل مشاهده است.
جنگ روانی علیه ایران برای فرار به جلو
با وجود این، مقامهای واشنگتن با هدایت صهیونیستها در دو سه روز اخیر با پیگیری سیاست «فرار به جلو» در برابر موج فزاینده انتقادها کوشیدند، وضعیت ناگوار پیش آمده برای خود را برای پیگیری خط برخورد با کشورهایی که آنها را در محور شرارت خود ساخته قرار داده و علیه آن تبلیغ می کنند، دنبال کنند.
از این رو جورج بوش در نخستین سخنرانی خود پس از آزمایش هسته ای کره در حالی که استیصال در مواضع وی موج می زد، از نگرانی خود درباره احتمال انتقال فناوری تولید تسلیحات هسته ای از سوی کره شمالی به ایران و سوریه سخن گفت و پس از آن مقامهای رژیم صهیونیستی با پیگیری خط القای این مسأله که ممکن است تهران هم مسیر پیونگ یانگ را در پیش گیرد به ساماندهی یک جنگ تبلیغاتی تازه علیه تهران پرداختند.
با این حال، شدت ضربه وارد شده بر حیثیت آمریکا و نیز نوع موضع گیری ایران در سایه پشتوانه فعالیتهای صلح آمیز آن زیر نظر آژانس، شرایطی را ایجاد کرده که اینگونه طراحیها قادر به پیوند دادن فعالیتهای هسته ای ایران و کره شمالی نیست و تداوم این سیاست از سوی آمریکا بی شک پیامدهای منفی بیشتری را برای آن به دنبال خواهد داشت.
همچنان که وزیر امور خارجه فرانسه پس از شکل گیری این موج تبلیغاتی با تأکید بر تفاوت ماهوی برنامه صلح آمیز هسته ای ایران با برنامه تسلیحاتی کره شمالی تأکید کرده این دو پرونده باید جداگانه بررسی شوند.
وی با بیان اینکه یکی از این دو کشور می گوید، ما برنامه هسته ای غیرنظامی می خواهیم و دیگری دنبال برنامه هسته ای نظامی است و از ان پی تی خارج شده، تأکید کرد: ما واکنش ایران را بررسی کرده ایم و ایران در نخستین واکنش خود خواستار جهانی عاری از سلاح اتمی شده است.