تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۷۱۷
گفت‌وگو با سرهنگ جلیل جباری وقایع‌نگار ارتش در دفاع مقدس
فرحروز صداقت اشاره: ثبت واقعیتهای جنگ و لحظه ها و خاطرات و اتفاقهای تلخ و شیرین آن در ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و... به هنگام جنگ و بعد از آن، نوعی وقایع نگاری تاریخی است که باید با دقت فراوان انجام گیرد، زیرا انتقال این واقعیتها برای نسلهای آینده به یقین سرنوشت ساز خواهد بود. به همین بهانه گفتگویی با سرهنگ جلیل جباری جانشین دفتر سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام داده ایم که قبل از آن، خبرنگار ارتش در گروه مطالعات و تاریخ جنگ سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بوده است. او در زمان جنگ به ثبت وقایع جنگ در جبهه ها و مصاحبه با فرماندهان و رزمندگان می‌پرداخته است.

* جناب سرهنگ، از نحوه ورود خود به ارتش، آن هم به عنوان خبرنگار بگویید.
** زمستان سال 1361 بود که به عنوان بسیجی عازم جبهه شدم. پس از مدتی کار و آشنایی، علاقه زیادی به ارتش پیدا کردم و خدمت در ارتش را برگزیدم. از همان ابتدای ورود به ارتش، به خدمات فرهنگی روی آوردم و به عنوان خبرنگار ارتش در جبهه ها حضور پیدا کردم.
* یک خبرنگار ارتش چگونه خبرنگاری است؟
** هنگامی که عملیاتی اتفاق می افتاد و لازم بود گزارش این عملیات به پشت جبهه منتقل شود، ما از طرف سازمان مأموریت پیدا می کردیم تا به مناطق عملیاتی رفته و با رزمندگان و فرماندهان و ... مصاحبه کنیم و چون باید از نزدیک همه چیز را مشاهده می کردیم، در هنگام عملیاتها حتی در خط مقدم هم حضور می یافتیم. ما یک گروه بودیم که با خودمان صدها کاست و دهها ضبط صوت داشتیم، با بچه های رزمنده و فرماندهان جنگ صحبت می کردیم و نظراتشان را در مورد مسایل مختلف جنگ جویا می‌شدیم. اخبار را ثبت و ضبط و جمع آوری کرده، سپس تدوین می کردیم. در واقع کار خبرنگار جنگ در آن زمان، ضبط اطلاعات جنگ بود.
* با فرماندهان رده بالا هم مصاحبه داشتید؟
** بله! شهید سرلشکر صیاد شیرازی، شهید خلبان بابایی، شهید بابان معاون اطلاعات عملیات نیروی هوایی در قرارگاه خاتم الانبیاء و... .
* گفتید انجام مصاحبه ها در هنگام عملیاتها بود. آیا به هنگام مصاحبه اتفاق خاصی هم می افتاد؟
** بله! اتفاقهای زیادی بود. یادم هست یک روز ظهر در قرارگاه خاتم الانبیا با شهید صیاد شیرازی مصاحبه می کردیم که هم زمان قرارگاه مورد هجوم دشمن قرار گرفت، حتی چند نفر از دوستان ما هم در همان جا به شهادت رسیدند.
کلاً حال و هوای عجیبی بود. گاه هیجان زده بودیم، گاه نگران و حتی گاه ترس بر ما غلبه می کرد، ولی وقتی آن آرامش عجیب را در چهره فرماندهان می دیدیم، آرام می گرفتیم. در اوج شرایط وخیم جنگ و عملیاتها نشاط و امیدی که در چهره فرماندهان بود، قوت قلب رزمندگان و همه کسانی بود که در جبهه ها حضور داشتند.
* در جمع آوری و تدوین مطالب آزادانه عمل می شد و یا با فکر خاصی این کار انجام می‌گرفت؟
** ما به واسطه خدمت در ارتش و سفارشهایی که از طرف حفاظت اطلاعات شده بود و برای آن که این اسناد و مدارک فاش نشده و به دور از دسترس بیگانگان باقی بمانند، کار ضبط و ثبت را آزادانه انجام می دادیم، اما در کار تدوین طبیعی است که ملاحظات زیادی انجام می گرفت و فرماندهان از نظر تخصصی مطالب را اصلاح کرده و به خاطر وظیفه امنیتی، مطالبی را که لازم نبود افشا شود حفظ و بقیه در قالب کتاب و جزوه و ... در اختیار عموم قرار می‌گرفت.
* چاپ این آثار در هنگام جنگ یا بعد از جنگ انجام می‌گرفت؟
** در هنگام جنگ که فرصت تدوین نبود و تمام وقت ما مشغول ثبت و ضبط بودیم و بعد از اتمام جنگ بود که مطالب تدوین و چاپ آنها آغاز شد. البته ما در طول جنگ دفتری تحت عنوان دفتر «ضبط و ثبت خاطرات دفاع مقدس» داشتیم و این دفتر کارش جمع آوری اطلاعات و منابع اطلاعاتی در طول جنگ بود که خوشبختانه منابع بسیار خوبی هم جمع آوری شد. ما بالغ بر چندین هزار مصاحبه با رزمندگان داریم، چندین هزار زندگی نامه شهدا و چگونگی تمام عملیاتها، پایه ریزی یا اجرای عملیات و نتایج حاصله از آن که همه جمع آوری و تدوین شده است.
* جناب سرهنگ با توجه به حرفه ای که داشتید، به نظر شما امروز بعد از گذشت 27 سال از جنگ تحمیلی، آیا در تدوین و ارایه آن چه در جنگ اتفاق افتاد موفق بوده‌ایم یا نه؟
** باید بگویم جنگ تحمیلی و دفاع مقدس نقطه عطفی در تاریخ کشور ما بود؛ همان طور که گفته می شود به اندازه مدت زمان جنگ جهانی اول به اضافه جنگ جهانی دوم طول کشیده و هیچ جنگی در جهان چنین زمان طولانی ای نداشته است. همه گروهها اعم از تلویزیون، سینما، هنرمندان، نویسندگان آن طور که شایسته این جنگ بود از پس کار برنیامدند و واقعیتهای جنگ آن قدر زیبا و با ارزش بودند و این جنگ آنقدر حادثه های هیجان انگیز دارد که هر گوشه اش می تواند یک فیلم یا یک رمان و ... باشد. اما به هر حال تلاشهای قابل توجهی هم صورت گرفته است.
* یعنی شما با تصور و تخیل در به تصویر کشیدن دفاع مقدس مخالف هستید؟
** نه! اما با انتقال غیرواقع بینانه خاطرات جنگ به نسل جدید مخالف هستم! نشان دادن شکلهای عجیب و غریب از رزمندگان و ساختن یک سوپرمن که می تواند یک تنه جلوی صد نفر بایستد و پیروز شود و کارهایی از این قبیل، بین جنگ و نسل امروز فاصله عمیقی ایجاد می کند و جوان امروزی به یقین متوجه می شود که در ارتباط با دفاع مقدس با او رو راست صحبت نشده و یک چهره غلو شده از جنگ را به او انتقال داده اند، در صورتی که رزمندگان ما هم گلوله می خوردند، شهید و مجروح می شدند و این طور نبود که ما در جبهه با یک سری آدم آهنی که هیچ گلوله ای بر آنها اثر نمی کند مواجه باشیم.
* یعنی عقیده دارید که هنرمندان و نویسندگان باید فقط با استفاده از واقعیات تاریخی جنگ، ارایه هنر کنند؟
** من یک نمونه عرض می کنم، در عملیات بستان که رزمندگان تصمیم می گیرند شهر بستان را از عراقیها باز پس بگیرند، اتفاق عجیبی رخ داد. آنها که با تپه های «الله اکبر» آشنایی دارند می دانند که آن منطقه چه مشکلاتی دارد، آن منطقه پوشیده از شنهای نرم و روان است که امکان حرکت تانک و وسایل نقلیه در آن وجود ندارد. به همین دلیل رزمندگان ما تصمیم گرفتند جاده ای بین نیروهای خودی و شهر بستان بسازند، آن هم بدون این که عراقیها بفهمند! جهاد سازندگی با پشتیبانی نیروهای مردمی دست به کار شدند.
با چنان شور و شوقی وصف ناپذیر و در شرایطی که مردم در نیمه شب خواب بودند و رزمندگان تحت هیچ شرایطی نمی توانستند یک چراغ روشن کنند و یا نمی توانستند یک خودرو با خود ببرند! کیسه کیسه شن و مصالح را روی دوش خود حمل می کردند تا یک متر از جاده ساخته شود. یک جاده در طول چند ماه آن هم با این شرایط به روی شنهای روان احداث شد، آن هم بدون آن که عراقیها بفهمند! گاهی جاده ساخته می شد و روز بعد می دیدی بخشی از آن توسط شنها پوشیده شده است. مجبور می شدند مجدد آن قسمت را بسازند و سرانجام با تمام شور و شوق جاده ساخته می شد و شب عملیات وقتی تانکها و نفربرها و خودروهای ما از این جاده حرکت کرده و بستان را فتح می کنند، عراقی ها مات و مبهوت می مانند که چطور این همه نیرو بالای سر ما حاضر شد و بستان را از دست ما در آورد! تعداد اسرای عراقی در این عملیات قابل توجه بود و این عملیات عملیاتی بود که اگر بخواهیم به لحاظ هنری به آن نگاه کنیم آن قدر واقعه شیرین و جاذب و اکشنی است که هیچ نیازی به تصور و تخیل ندارد و می توان با دیدهای متفاوت فیلمهای متفاوت از آن ساخت. انتظار آن هست که کارگردانان و فیلم سازان در جستجوی این واقعیات باشند. آنها را ببینند، درک کنند و فیلمهایی با کیفیت بالا بسازند.
* شما چرا در ارایه این واقعیتها کارگردانان را یاری نمی‌کنید؟
** سازمان ما در مقاطع مختلف از 25 سال گذشته تلاش زیادی کرده تا سینمای دفاع مقدس شکل بگیرد تا آنجا که حرکت به سمت ساخت شهرک سینمایی دفاع مقدس اتفاق افتاده و حتی سازمان قبول کرده که از این طرح پشتیبانی مالی کند و امکاناتی مثل توپ و تانک و هواپیما در اختیار بگذارد تا به ساخت آثار واقعی دفاع مقدس اقدام شود.
* یعنی شما پیشنهاد دادید، ولی جواب نگرفتید؟
** من فکر می کنم به طور کلی سینمای ما با سینمای پیشرفته جهان قابل مقایسه نیست. مشکل در فیلمنامه نویسی، ضعف در بخش سرمایه گذاری و تهیه کنندگی و ... همه هست و در حال حاضر احساس می شود این صنعت آمادگی لازم را ندارد تا در اختیار آن چه که اتفاق افتاده است باشد و از عهده صحیح انعکاس آثار جنگ برآید.
* آیا شما خودتان از عهده این کار برآمدید؟
** وظیفه ما ثبت و ضبط خاطرات و آثار جنگ بوده و در عین حال اقدامهایی انجام داده ایم. تا به حال 6 جلد کتاب از مجموع خاطرات رزمندگان با نام «8 سال دفاع مقدس» چاپ کردیم که با استقبال مجامع علمی روبرو شده و مورد بهره برداری قرار گرفته است. ما از مجموعه مطالبی که در سالهای دفاع مقدس جمع آوری کرده بودیم، توانستیم آنها را در دفتر خاطرات جنگ ضبط کنیم. مجموعه ای شاید حدود 80 جلد که این مجموعه مورد بررسی و تدوین قرار گرفته است. خاطرات رزمندگان، اسرا و ساخت نماهنگ، سرودهای دفاع مقدس، تئاتر دفاع مقدس و از این قبیل... سازمان ما بشدت فعال است و همه این ها در راستای تعمیق و تدوین تاریخ دفاع مقدس انجام می‌گیرد.
* آیا این مجموعه ها در اختیار عموم هم قرار می‌گیرد؟
** بله، تعدادی از اینها در اختیار عموم قرار گرفته و قرار خواهد گرفت.
* از اقدامهای دیگری که در حال حاضر در سازمان انجام می‌دهید بگویید.
** ما در مقاطع مختلف به شکلهای مختلف فراخوان انجام می دهیم و از رزمندگان می خواهیم که خاطرات و عکسهای خود را بفرستند، چون ما یقین داریم کاری که هم زمان با دفاع مقدس انجام شد آن طور نبود که بتوان تمام مناطق عملیاتی را تحت پوشش قرار داد و ما فقط مقطع بسیار کوچکی را توانستیم حفظ کنیم. بخش عمده این تاریخ در سینه رزمندگان ماست که بسیاری از آنها هنوز در خدمت ارتش هستند. بنابراین از طریق فراخوان خاطرات آنها را جمع آوری می‌کنیم.
* آیا در استانهای مختلف هم این کار صورت می گیرد و هماهنگی لازم بین مرکز و استانها هست یا نه؟
** ما یک سازمان داریم با 4 اداره در سطح تهران که این ادارات در نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و ستاد مشترک قرار دارد که عمده کارها در این ادارات انجام می گیرد، اما فراخوان همیشه کشوری است و در بعضی مراکز استانها جمع آوری خاطرات و ... انجام می پذیرد، اما کار تألیف فقط در حوزه مرکزی انجام می‌شود.
* در صحبتهای خود گفتید که ارزشهای دفاع مقدس را باید به درستی به نسل جدید انتقال داد که به یقین یکی از این ارزشها، اندوخته ها و تجربیات تخصصی جنگ است. خود ارتش در این زمینه کاری انجام داده است؟
** 8 سال دفاع مقدس گنجینه ارزشمندی است که با انتقال این تجربیات به نسل جوان می توان از خسارتهای مالی و جانی کاست. شاید شما باور نکنید وقتی عراق به ایران حمله کرد رزمندگان ما نمی دانستند خاکریز چیست! به خاطر دارم، از یک تکاور نیروی دریایی شنیدم که می گفت: «وقتی روزهای اول جنگ برای دفاع از خرمشهر رفتیم، نمی دانستیم خاکریز چیست و وقتی عراق به سمت ما توپ و خمپاره شلیک می کرد، ما در یک شرایط استثنایی شروع به کندن زمین می کردیم تا برای خود جان پناه درست کنیم!» پس آموزشها و تجربیات لازم باید به جوانان و حتی عموم مردم داده شود و آگاهی لازم همیشه برای دفاع از کشور وجود داشته باشد. این که چگونه باید دفاع کرد، چگونه باید خود را از دست نیروهای دشمن حفظ کرد، چگونه باید جنگید و چگونه باید جان خود را در جنگ حفظ کرد. زنده ماندن در شرایط بحرانی و این که چه عواملی باعث پیروزی سریع و آسان می‌شود و ...
* نگفتید که ارتش چه کارهایی در این زمینه انجام داده است؟
** ارتش در این زمینه بسیار فعال است و با رزمایش های زمینی و هوایی و دریایی بخشی از این تجربیات را به نسل حاضر انتقال می دهد. ما براساس اصل بازدارندگی مانورهایی را انجام می دهیم تا قدرت خود را نشان دهیم و این فقط بخشی از اهداف رزمایش است و بخش مهم تر آن انتقال تجربیات و آموزشهای لازم به نسل حاضر است.
* و کلام آخر...
** می توانم بگویم 8 سال دفاع مقدس اتفاق افتاد و در این 8 سال رزمندگان ما رشادت، مقاومت، ایستادگی و پایداری های زیادی از خود نشان دادند. نمی دانم چگونه اما ای کاش می شد زبانی پیدا کرد و با آن عظمت دفاع مقدس را که پدران فرزندان این نسل انجام داده اند را به آنها انتقال داد.
اگر امروز ما امنیت داریم به خاطر از جان گذشتگی های رزمندگان و مردم پشت جبهه بوده است. مادرانی که 4 فرزند و ... خود را برای دفاع از سرزمین خویش عازم جبهه های نبرد کردند و ...
انتقال آثار و ارزشهای دفاع مقدس باعث ضمانت و سلامت و امنیت جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.
امیدوارم آن چنان که شایسته عظمت دفاع مقدس هست بتوانیم قدمهای ارزشمندی را در انتقال این ارزشها برداریم و آن چه را که شایسته است در تاریخ ثبت و به نسلهای آینده منتقل نماییم.