تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۷۸۴
آیةالله سبحانی در نامه سرگشاده به پاپ:

آیةالله سبحانی، در نامه سرگشاده خطاب به پاپ بندیکت شانزدهم، وی را به مطالعه بیشتر پیرامون اسلام دعوت کرد.
به گزارش ایسنا به نقل از مرکز خبر حوزه، وی در بخشی از این نامه با بیان اینکه گفتمان سازنده بر پایه احترام متقابل استوار است، تصریح کرد: شما می توانستید نظریه خود را با عباراتی زیبا و دور از تعصب و اهانت مطرح کنید و به حکم آزادی بیان و قلم، کسی بر شما اعتراضی نمی کرد، جز اینکه می توانست پاسخی بر نظریه شما بنویسد، اما متأسفانه سخنرانی شما کاملاً اهانت آمیز بود، مسأله عقلانی بودن دین که یک مسأله کلامی کاملاً تخصصی است، باید در یک محیط علمی مطرح شود، نه در یک مجمع عمومی، طرح چنین مسایلی در این محیط، دور از بلاغت و فن سخنرانی است.
مسئول مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی امام صادق(ع)، اظهار داشت: تخصص جنابعالی در کلام مسیحی است و شما حق دارید در این مورد اظهارنظر کنید و بگویید مسیحیت سراسر عقلانی است و خردورزی و دین داری با این آیین گره خورده است. ولی آیا در کلام اسلامی نیز سابقه تحصیل و مطالعات ممتد دارید تا درباره آن اظهارنظر کنید؟ سخنرانی شما حاکی از آن است که از کتب اسلامی و نوشته های عالمان واقعی چندان اطلاعی ندارید، لذا برای اثبات سخنان خود به گفته یک امپراطور مسیحی به نام «ایمانوئل دوم» استناد جستید و این بسیار عجیب و شگفت آور است.
آیةا... سبحانی افزود: معمولاً سلاطین و اصحاب زور و قدرت، برای کسب وجهه به سخنان روحانیون استناد می جویند تا از این طریق کسب وجهه کنند، ولی در این جا جریان برعکس است. یک مقام دینی در اثبات اندیشه خود به گفتار یک حاکم عصر قرون وسطی استناد جسته و امت بزرگی را به جهالت و دوری از عقلانیت متهم کرده است و به یک معنی شما با نص انجیل مخالفت ورزیده اید که می گوید:«کار قیصر را به قیصر و کار مسیح را به مسیح باز سپارید» شما نباید به سخنان امپراطور قرون وسطایی که خارج از حیطه تخصص وی بوده، استناد می جستید.
وی، دین را امری قلبی دانست و اظهار داشت: می شود انسانی را بر رفتاری مجبور کرد اما نمی توان با اجبار قلب او را دگرگون کرد. در روز روشن نمی توان فردی را مجبور کرد قلباً بپذیرد که شب است و آیه «لا اکراه فی الدین» ناظر به همین معناست.
این استاد حوزه علمیه قم، تصریح کرد: اسلام از واژه «جهاد» که بسیار دل کش و دل رباست بهره می گیرد نه از واژه «قتال»، «جهاد» به معنی سعی و کوشش است، یعنی همگان بر خیزیم و سعی کنیم بشریت را از چنگال بت پرستی، گاوپرستی، سنگ پرستی و ستاره پرستی نجات بخشیم و انسانی که گل سر سبد آفرینش است در مقابل گاو یا سنگ و گل خاضع نگردد، ولی آیین کلیسا واژه ای را اختراع نموده به نام «جنگ مقدس» که در قرون وسطی برای جنگ، علیه مسلمانان به کار گرفته می شد و سالها بخشی از دکترین کلیسای کاتولیک بوده است و تمام جنگهای صلیبی و بسیج کردن مسیحیان از غرب به سوی شرق، براساس همین مفهوم بوده است.
آیةا... سبحانی خاطرنشان کرد: آیا نبردی که سه ماه پیش بین اسرائیل و مردم لبنان در گرفت و خون زنان و کودکان بی گناه در آن ریخته شد، از طرف شما محکوم شد؟ در حالی که بسیاری از کشورهای غربی و مسیحی، اسرائیل را با سلاحهای جدید و خطرناک تقویت کرده و او را در این راه حمایت می کردند، ولی متأسفانه از آن عالیجناب کلمه ای در محکومیت آن شنیده نشد و اگر هم سخنی گفته شد بسیار کم صدا و کم فروغ بود.
مسؤول مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی امام صادق(ع)، با بیان اینکه صد و سیزده سوره قرآن مجید با «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» آغاز شده است خطاب به پاپ متذکر شد: هر مسلمانی خدا را به عنوان رحیم و رحمان می خواند و باید در زندگی خود را مظهر صفات خدا قرار دهد. چگونه می شود آورنده این کتاب و تعالیم آن متهم به خشونت گردد؟
این استاد حوزه علمیه قم، حضرت ابراهیم را الگویی شایسته عنوان کرده و افزود: ادیان مسیحیت، یهودیت و اسلام، جزو ادیان ابراهیمی هستند، همه باید ابراهیم را اسوه و الگوی خود قرار دهیم، آیا او فقط به طرح اندیشه و بیان مکتب پرداخت یا این که دست به نشر و پخش آن زد، تا آن جا که وارد بتخانه شد و عملاً بت ها را شکست تا از این طریق، زبونی آنها را ثابت کند و دیگران از این زبونی بیرون بیایند، حال شما عمل ابراهیم را چگونه توجیه می کنید؟ آیا جهاد فقط در آیین اسلام وجود دارد و در آیین یهود و مسیحیت از آن اثری نیست؟ من فکر نمی کنم که جنابعالی از محتویات تورات و انجیل ناآگاه باشید.
آیةالله سبحانی با اشاره به اعتقاد مسیحیت، مبنی بر تولد خدا در آغاز سال میلادی یادآور شد: عیسای خدای متجسد در ژانویه از مادر متولد می شود. آیا می توان برای تولد خدا در ژانویه توجیه عقلانی تصور نمود؟ بالاخره خدای یگانه یا خدای سه گانه مصدر وجود و سرچشمه هستی است. چگونه بعد از آرایش هستی در ژانویه از مادر متولد می شود و آیا مسأله فدا شدن حضرت مسیح توجیه عقلانی دارد؟ من اکنون مسأله فدا و قربانی شدن حضرت مسیح را مطرح می کنم. شما آن را از طریق منطق توجیه کنید. کلیسا معتقد است همه انسانها گنهکار و ناپاک متولد می شوند و این گناه را خود کسب نکرده اند، بلکه از پدری به نام «آدم» به ارث برده اند. این انسان پلید باید پاک و تطهیر شود. راه تطهیر عقلانی او این است که خود او از طریق عبادت و توبه به درگاه خدا نزدیک شود و از طریق سعی و کوشش آلودگی را بزداید، ولی آیین کلیسا می گوید راه طهارت انسانها از گناه این است که مسیح در 2000 سال پیش بالای دار برود و مرگ را از طریق صلیب پذیرا شود تا خدا گناهان فرزندان آدم را ببخشد و آنان را پاک سازد، آیا امکان دارد که شخصی بر دار رود تا دیگران پاک و تطهیر شوند؟ انسان ناتوان با ورزش کردن می تواند قوی و نیرومند شود، ولی آیا امکان دارد که یکی ورزش کند تا دیگری نیرومند شود، یکی غذای مقوی بخورد تا آن گرسنه و ناتوان سیر و فربه گردد؟
وی افزود: روش شما در مورد اسلام و محکوم کردن آن کاملاً ناعادلانه و غیر عقلانی است. شما باید در مورد عقلانیت اسلام و یا خلاف آن به خود متون اسلامی مراجعه بفرمایید، نه به کتابهای مخالفان که مغرضانه تنظیم شده و حتی هنگام استدلال به برخی از کتابهای اسلامی ارجاع می دهند که از ریشه غلط و یا برداشت نادرستی با آن همراه بوده است.
وی افزود: شما با این سخنرانی خود، نمی توانید در گفتگوی ادیان شرکت کنید، زیرا گفتگوی ادیان برای نزدیک کردن دیدگاههای آیین ابراهیمی است و شما درصدد دور کردن دیدگاهها هستید و در نتیجه گامی به سوی تفرقه افکنی بر داشته اید که نتیجه آن قرار گرفتن جهان در آستانه جنگهای صلیبی است و با این روش ثابت کردید که طرف خوبی برای گفتگو نیستید.
این استاد حوزه علمیه قم، در پایان این نامه یادآور شد: آیین اسلام و متفکران اسلامی، درباره صفات و افعال خدا بحثهای شیرین و عقلانی دقیقی دارند که به اعتراف برخی از متفکران مسیحی بسیاری از ابهامها را برطرف می کند و اگر عالیجناب و کسانی که در رکاب جنابعالی هستند، با این مفاهیم آشنا شوید، قطعاً بسیاری از ابهامهایی که در آیین کلیسا درباره صفات خدا هست برطرف می شود، ولی متأسفانه تخصص جنابعالی در کلام مسیحی است، نه کلام اسلامی و کارشناسانی را به کار نگرفته اید که هویت واقعی اسلام را برای شما بیان کنند. امیدوارم روزی فرا رسد که رسماً به اشتباه خود اعتراف نموده و از یک جامعه یک میلیارد و نیمی پوزش بطلبید.