تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۸۲۴

حسین صادقی / کارشناس ارشد مدیریت
«مدیریت تحول» و ضرورت توجه به «شاخص‌ها» از مهم‌ترین نکاتی است که متاسفانه می‌توان گفت تا حدود زیادی مغفول مانده است.
فقدان یک سیستم مشخص برای تعریف و سنجش شاخص‌های عملکردی در اغلب حوزه‌ها کاملاً مشهود است و در برخی از حوزه‌هایی هم که شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت‌ها وجود دارد عملاً آن‌چنان که باید مدنظر قرار نمی‌گیرد.
حتی اگر تلاش‌های هرچند دیرهنگام انجام پذیرفته در پایان دولت هشتم برای تعریف و ابلاغ شاخص‌های عملکردی حوزه‌های مختلف در شورای عالی اداری و تصویب تعداد قابل توجهی از این شاخص‌ها را نتوان دقیق و کامل تلقی کرد، ولی می‌توان آن را شروع خوبی برای زمینه‌سازی این موضوع بسیار مهم تلقی کرد که علی‌الظاهر با روی کار آمدن دولت جدید عملاً به فراموشی سپرده شده است.
در شرایط حاضر قضاوت درخصوص عملکرد مسئولان نمی‌تواند بر مبنای معیارهایی روشن _صورت پذیرد. به همین دلیل اغلب مدیران در شروع کار ضمن نفی گذشته دورنمای بسیار روشنی را از حضور خود ترسیم می‌کنند، بدون این‌که نفی گذشته یا ارایهء تصویری روشن از آیندهء مبتنی بر شاخص‌های روشنی باشد. مثال‌هایی از کسانی که فواید عملکرد یکسال خود را معادل سال‌ها عملکرد دیگران می‌دانند و یا حتی مسئولان قبلی را کاملاً ناکارآمد معرفی می‌کنند، کم نیستند. باوجود فاقد ارزش بودن این مطالب شعارگونه در محافل کارشناسی، متاسفانه نمی‌توان از تاثیر این گونه حرف‌ها در جامعه غافل بود.
همواره مباحثی از قبیل این‌که فلان وزیر عملکرد خوبی داشت و یا فلان شهردار موفق بود و ... در بین مردم مطرح می‌شود ولی به واسطهء عدم وجود سیستمی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت‌ها و ناکامی‌ها معمولاً چنین اظهارنظراتی مبتنی بر برداشت‌های شخصی ناشی از میزان تبلیغات، میزان حضور در رسانه‌های عمومی و ... شکل می‌گیرد و طبعاً نمی‌تواند به طول کامل مبتنی بر واقعیات باشد.
در چنین فضایی دغدغهء بسیاری از مسئولان حتی در رده‌های میانی بیش‌تر از انجام کار، متوجه نمایش و تبلیغات کار می‌شود و در این میان مدیرانی مقبول‌ترند که توانسته باشند با نمایشی مناسب اندک کارهای_ انجام شدهء خود را بزرگ جلوه دهند و نظرها را به سوی خود جلب کنند. نه این‌که واقعاً کمیت و کیفیت خدمات خود را افزایش داده باشند. بدیهی است این مدیران در مقام بیان شاخص‌ها نیز به شاخص‌های موفق می‌پردازند و اگر هم از شاخص‌های ضعیف حرف بزنند صرفاً به بیان نیمهء پر لیوان خواهند پرداخت. در این شرایط عجیب نیست که ظرف این سال‌ها در انتهای کار یک دولت، همه چیز در اوج خود وانمود می‌شود و با شروع دولت جدید وضع ضعیف و بعضاً آشفته‌ای تصویر می‌گردد.
در چنین شرایطی تشخیص میزان درستی سیاست‌های اتخاذ شده توسط گروه‌ها و احزاب مختلف نیز در عمل دشوار بوده و حرکت به سمت یک حکومت مردم‌سالار مشکل می‌شود.
زیرا مردم در انتخاب‌های خود معیارهای روشن برای تشخیص کارآمدی و ناکارآمدی تفکرات مختلف در دست ندارند.
تعریف اهداف شفاف صرفاً در سایهء وجود شاخص‌های عملکردی دقیق ممکن بوده و بنابراین تهیهء اسناد توسعهء ملی و استانی (که از احکام مترقی برنامهء چهارم است) باید مبتنی بر همین شاخص‌ها صورت پذیرد. (متاسفانه باوجود اهمیت این اسناد تاکنون و باوجود این‌که برای دو سال از سال‌های برنامهء چهارم قوانین بودجه تهیه شده هنوز ابلاغ نشده‌اند)
به نظر می‌رسد تنها عاملی که با استفاده از آن می‌توان میزان پاسخگویی دولت‌ها را سنجید میزان اهتمام آن‌ها در تعریف، تبیین و عملیاتی کردن نظام‌های مربوط به همین امر است، زیرا که در غیر این صورت، مردم با چه معیارهایی قادر به سنجش دولت‌ها خواهند بود و اصلاً در غیر این صورت پاسخگویی چه معنایی خواهد داشت؟
بنابر آنچه گفته شد، رهایی از این شرایط بسیار حیاتی بوده و لازم است تا ضمن تعریف دقیق شاخص‌های ارزیابی سیستم‌های اندازه‌گیری مستقل و قابل اعتماد آن‌ها را نیز ایجاد کنیم.
بدیهی است مسئولان در شرایط طبیعی علاقه‌ای به تعریف و عملیاتی کردن چنین سیستم‌هایی نخواهند داشت، زیرا که به این وسیله خود را شدیداً در معرض ارزیابی خواهند دید و باید برای عقب نماندن از اهداف شفاف پیش‌بینی شده با تمام وجود تلاش کنند که کم‌تر کسی حاضر است این شرایط را با دست خود برای خود ایجاد کند. کمااین‌که حتی بهترین دانشجویان نیز از این‌که طی امتحاناتی (به عنوان شاخص‌های ارزیابی میزان توانایی ایشان) مورد آزمایش قرار بگیرند، گریزانند. بنابراین تنها روشی که به نظر می‌رسد این است که مجلس با انجام تمهیداتی الزامات کافی در این خصوص را برای دولت ایجاد کند.