افزایش فشارها بر ایران در مسأله هسته ای در شرایطی قوّت گرفته است که آمریکاییها پیرامون آزمایش هسته ای کره شمالی و موفقیت پیونگ یانگ در رویارویی با واشنگتن، به سردرگمی دچار شده و تلاش می کنند از رهگذر این اقدام که مرگ NPT را به دنبال داشت و با استفاده سیاسی و ابزاری از شورای امنیت سازمان ملل متحد، تهران را به خاطر عمل انجام نداده تنبیه نمایند.
در اوضاع کنونی که ایران همواره در مسیر مسالمت آمیز دیپلماسی و مذاکره گام برداشته و با همین استراتژی حرکت می کند و تمامی فعالیتها و برنامه های صلح آمیز هسته ای خود را تحت نظارت بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام می دهد، تشدید فشارها و گمراه نمودن افکارعمومی جهانیان، فاقد هرگونه وجاهت حقوقی و منطقی می باشد.
بنابر اذعان مجامع و سازمانهای ذی ربط انرژی پاک هسته ای، دستیابی به این انرژی، حق همه کشورهاست و انحصارطلبی قدرتهای بزرگ و عضو باشگاه هسته ای جهان نمی تواند مانعی بر سر راه مردم جهان ایجاد کند.
صرف نظر از تفاوتهای آشکار مسأله هسته ای ایران و اقدام اخیر کره شمالی مبنی بر آزمایش هسته ای که قیاس مع الفارق بوده و مورد نقد و نظر بسیاری از کارشناسان امور هسته ای نیز قرار گرفته است، گزارشهای ضد و نقیض نشست دو روزه بروکسل دایر بر تحریم و یا عدم آن برای به بازی گرفتن و تحت الشعاع قرار دادن افکارعمومی جهان، اشتباه فاحشی است که آمریکاییها در راستای وارد کردن فشارها و تهدیدهای نظامی علیه کره شمالی مرتکب شده اند.
اگر میهمانان سیاسی بروکسل در اقدامی نسنجیده جاده هموار مذاکره را با ناهمواریهای تحریم صعب العبور نمایند، باید بدانند قبل از ایران، کشورهای اروپایی که سالها فرصت سرمایه گذاری و مراودات اقتصادی قابل قبولی با ایران داشته اند، متضرر خواهند شد و تداوم این روابط در هاله ای از ابهام قرار می گیرد. ایران کشوری است که سالها افکارعمومی آن با مقوله تحریم خو گرفته و هیچ گاه این فشارها ملت و دولت را از طی طریق اصولی و انقلابی خویش مأیوس ننموده است. بنابراین، مردم ایران از مجامع حقوقی و بین المللی -باتوجه به جایگاه و کارکرد آنان براساس وظایف محوله- خواهان ایفای نقش در راستای احقاق حق خویش می باشند.
آمریکا در حالی به بازگشت پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت و تحریم تهران می اندیشد که نتوانسته است در برابر اقدام بازدارنده اتمی پیونگ یانگ در قبال تهدیدهای نظامی و امنیتی ایالات متحده، مفری اساسی به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد بیابد.
با وجود این ، پارادوکس رفتاری دولتمردان کاخ سفید در رؤیاهای تعبیر ناشدنی خود از مسأله هسته ای ایران و جستجوی امنیت برای رژیم جعلی اسراییل، کاملاً مشهود است.
هیاهوی تبلیغاتی واشنگتن همان نتیجه ای را برای ایران در پی خواهد داشت که قبل از آن برای کره شمالی -در عین متفاوت بودن مسایل آنها- متصور بود.
این هنجارشکنی بین المللی و دیدگاه دوگانه آمریکا زمانی اوج گرفت که «لس آنجلس تایمز» در نوشتاری آورده است کره شمالی آمریکا را دست انداخته و سیاستهای تهدیدآمیز بوش تنها باعث تقویت کشورهای مخالف واشنگتن شده است.
به نظر می رسد آمریکا و جمهوریخواهان در پی ناکامیها و شکستهای سیاسی- نظامی در جای جای جهان و اکنون کره شمالی، تلاش می کنند برای گریز از سرنوشت محتوم شکست انتخابات میاندوره ای کنگره و انتخابات آتی ریاست جمهوری، سوژه تازه ای را کلید بزنند، که البته در این راه موفقیتی نداشته و نخواهند داشت.
امروز انزوای آمریکا نه تنها نگرانیهای بیشتری را متوجه صفوف نامتوازن جمهوریخواهان کرده، بلکه دموکراتها نیز از کاهش محبوبیت آن کشور به واسطه اقدامهای بوش، به تنگ آمده اند.
در هرحال، آمریکا با گام نهادن در مسیر اقدام غیراصولی و غیرحقوقی تحریم احتمالی جمهوری اسلامی ایران، آخرین تیر ترکش بازها و تندروهای مسیحی- صهیونی را بر پیکر نحیف سازمان ملل و NPT وارد خواهد نمود.
آمریکا، یاغی ترین کشور کره خاکی که با مشی انزواگرایانه و دیدگاه دوگانه نسبت به تحولات جهانی در صدد تحمیل خواسته های افزون طلبانه خود بر دیگر کشورهای جهان است، قادر نیست صرفاً با تغییرات زودگذر تاکتیکی به جای استراتژیهای سیاسی، مدعی اداره جهانی باشد که وحشت مسابقه تسلیحات هسته ای آسمان آن را تیره و تار ساخته است. نباید فراموش کرد، آمریکا اولین کشوری است که در پروژه منهتن در سال 1945 به سلاح غیرمتعارف و کشتارجمعی دست پیدا کرد و سرمایه گذاری این کشور در تسلیحات هسته ای، دیگر کشورهای دنیا را به سمت این مسابقه تسلیحاتی سوق داد، هرچند امروزه بسیاری از کشورهای جهان از نوع نگرش، رفتار و اظهار حاکمیت و سلطه آمریکا و همچنین زرادخانه های اتمی آن کشور و رژیم اشغالگر قدس که تهدیدی جدی برای امنیت جهانی قلمداد می گردد، بشدت اظهار نگرانی می کنند.